نقد و بررسی
نقد رقص شیر lions? Need Persian "رقص شیر" literally. Film title likely Lion Dance. Output only. (The Lion Dance) | 1936
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آیین ثبتشده در قاب سینما «The Lion Dance» یا «Kagamijishi» فیلم کوتاهی از یاسوجیرو اوزو است که در ۱۹۳۶ ساخته شد و اجرای رقص کابوکیِ کیکُگورو اونوئه چهارم را به موضوع اصلی خود بدل میکند. اثر را بهتر است نه در قالب داستانی متعارف، بلکه همچون مواجههای میان دو هنر دید: هنر صحنهایِ ریشهدار و هنر سینماییای که میکوشد آن را ثبت کند.
دوربین در اینجا بیش از آنکه در پی ساختن جهانی مستقل باشد، تماشاگر را به جایگاهی نزدیک به جایگاه مخاطب تئاتر مینشاند؛ با این تفاوت که نگاه سینما، اجرا را برمیگزیند، قاب میگیرد و در زمانی فشرده پیش روی ما میگذارد. فیلم از سوی نهادی فرهنگی برای معرفی هنر کابوکی به مخاطبان ژاپنی و خارجی سفارش داده شده بود؛ زمینهای که به آن خصلتی مستند و در عین حال نمایشی میدهد.
بدن بهمثابه زبان جاذبه اصلی فیلم در حضور بدن اجراگر است. در کابوکی، معنا فقط از روایت یا کلام حاصل نمیشود؛ حرکت، مکث، ژست و حالت چهره نیز بخشی از دستگاه بیانیاند. رقص شیر در این اثر فرصت میدهد تا این زبان جسمانی را در برابر دوربین ببینیم: بدن میتواند از ظرافت و وقار به نیرویی پرتحرک و هراسآور برسد، بیآنکه فیلم نیاز داشته باشد این دگرگونی را با توضیح داستانی مفصل همراه کند.
« بدن بهمثابه زبان جاذبه اصلی فیلم در حضور بدن اجراگر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
توانایی اونوئه چهارم در حفظ کیفیت نمایشی حرکت، حتی هنگامی که تصویر او را در قاب محدود میکند، محور تماشای اثر است. این اجرا بیش از آنکه به بازی طبیعیگرایانه نزدیک باشد، بر تشدید و آشکارسازی استوار است. هر حرکت، از آن رو که در بستری آیینی و قراردادی رخ میدهد، وزن خاصی پیدا میکند.
تماشاگر ناآشنا ممکن است در آغاز با این زبان فاصله داشته باشد، اما همین فاصله بخشی از تجربه است: فیلم دعوت میکند بهجای جستوجوی واقعنمایی روزمره، به تماشای دقت و صورتبندی حرکت بنشینیم. ریتم و شیوه روایت فیلم با رویکردی توضیحی، زمینهای برای فهم اجرا فراهم میآورد؛ اما شرح آن را به گفتاری پرحجم و مسلط تبدیل نمیکند.
این انتخاب به اجرا مجال میدهد که خود مرکز توجه بماند. ریتم توضیح نیز سنجیده است و در حدی پیش میرود که تماشاگر را برای دیدن آماده کند، نه آنکه هر حرکت را از پیش معناگذاری کند. در این تعادل، فیلم از یکسو میخواهد مخاطبی را که با کابوکی آشنا نیست همراه کند و از سوی دیگر، استقلال اجرایی را حفظ میکند.
« این اجرا بیش از آنکه به بازی طبیعیگرایانه نزدیک باشد، بر تشدید و آشکارسازی استوار است. »
شخصیتها و اجرا
در فهرست عوامل فیلم نیز صدای گوینده در کنار بازیگران و نوازندگان ثبت شده است؛ حضوری که به ساختار مستند آن شکل میدهد. بااینحال، همین اختصارِ توضیحی حدی دارد. مخاطبی که پیشزمینهای درباره سنت کابوکی ندارد، ممکن است از مقصود برخی حرکتها یا جایگاه آیینیِ رقص آگاه نشود. فیلم دروازهای برای ورود به این هنر میگشاید، اما قرار نیست همه دانستههای لازم را فراهم کند.
از این رو، تجربه تماشای آن میتواند هم افسونگر باشد و هم اندکی دور؛ گویی بخشی از معنای صحنه پشت قراردادهایی باقی میماند که دوربین ثبتشان کرده، اما توضیحشان نداده است. قاب سینمایی و محدودیتهایش اوزو در این اثر با مسئلهای دشوار روبهروست: چگونه اجرایی زنده و گسترده را به تصویری سینمایی بدل کند، بیآنکه نیروی صحنهای آن را از میان ببرد؟
دوربین باید بهاندازه کافی نزدیک باشد تا جزئیات حرکت را آشکار کند، اما نه آنقدر که پیوستگی و مقیاس اجرای تئاتری از دست برود. فیلم گاه بیش از آنکه برداشت سینماییِ آزادانهای از رقص باشد، ثبت محتاطانه اجرا به نظر میرسد. انتخابهای دوربین بهجای آنکه پیوسته در پی بازآفرینی فضا باشند، بر قابلدیدنکردن آنچه روی صحنه رخ میدهد تمرکز میکنند.
« بااینحال، همین اختصارِ توضیحی حدی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این محافظهکاری را باید در کنار محدودیتهای فنی زمانه سنجید. ثبت همزمان صدا و تصویر در آن دوره با دشواریهایی همراه بود و اطلاعات تولید فیلم نیز از نارضایتی اوزو از ساختار سینمایی صحنههای اجرا سخن میگوید. افزون بر این، رقصی که در اجرای کامل بیش از یک ساعت طول میکشید، برای فیلم بهشدت کوتاه شده بود.
بنابراین، بخشی از تراکم و جزئیات اجرا ناگزیر از قاب بیرون میماند. آنچه حاصل میشود سندی ارزشمند است، اما نه جایگزینی کامل برای تجربه حضور در سالن. دگرگونی و نیروی اسطورهای در هسته نمایشیِ رقص، پیکرهای جوان بهتدریج با روح شیر پیوند میخورد و به هیئتی هولناک بدل میشود. اهمیت این دگرگونی فقط در تصویر نهایی یا عنصر شگفتی نیست؛ فیلم بیش از هر چیز به فرایند تبدیل توجه دارد.
تغییر کیفیت حرکت و شدت حضور اجراگر، خود به روایت بدل میشود. از این رو، حتی بدون آشنایی کامل با افسانه یا قراردادهای صحنه، میتوان گذار از آرامش به آشفتگی و از لطافت به خشونت را در ریتم بدن دریافت. این تحلیل به توصیف مسیر اجرا محدود میماند و جزئیات سرانجام آن را فاش نمیکند. در اینجا «شیر» فقط هیولایی دیدنی نیست؛ نیرویی است که بدن اجراگر را تصرف میکند و نظم پیشین را به هم میزند.
« این محافظهکاری را باید در کنار محدودیتهای فنی زمانه سنجید. »
قوتها و کاستیها
نمایش، مرز میان بازیگر و نقش را به شکلی خیالانگیز و آیینی محو میکند. البته فیلم، بهسبب کوتاهی و تمرکز بر ثبت اجرا، برای تأمل تفصیلی درباره معنای نمادین این تصویر فرصت چندانی فراهم نمیآورد. نیروی اسطورهای اثر بیشتر از راه حضور و حرکت انتقال مییابد تا از راه تفسیر. قوتها و کاستیها بزرگترین قوت فیلم، ثبت اجرایی است که توان دیداری و بدنی آن از محدوده رواییاش فراتر میرود.
تماشاگر با اثری روبهروست که جزئیات حرکت را موضوع اصلی تماشا میکند و اجازه میدهد نیروی اجرا، تا جای ممکن، بر صفحه غلبه کند. فضای افسونگر فیلم از همین تمرکز میآید: نه از پیچیدگی پیرنگ، بلکه از دقت در دیدن. در نتیجه، فیلم افزون بر معرفی یک اجرای برجسته، لحظهای از سنت نمایشی ژاپن را نیز برای مخاطبان نسلهای بعد حفظ میکند.
در مقابل، تدوین فشرده و محدودیتهای ضبط، بخشی از پیوستگی و ظرافت رقص را کاهش میدهد. توضیحهای همراه نیز برای مخاطب کاملاً ناآشنا، زمینه فرهنگی محدودی فراهم میکنند. این کاستیها ضعفهایی صرفاً بیرونی نیستند؛ مستقیماً بر تجربه تماشاگر اثر میگذارند و فاصله میان دیدن تصویر و فهم کامل اجرای صحنهای را یادآور میشوند.
« نمایش، مرز میان بازیگر و نقش را به شکلی خیالانگیز و آیینی محو میکند. »
جمعبندی
بااینحال، همین فاصله جنبهای آموزنده نیز دارد: فیلم نشان میدهد که ثبت هنری زنده، ناگزیر نوعی انتخاب و حذف است. جمعبندی «The Lion Dance» را باید اثری کوتاه و مستند دانست که ارزشش در گردآوردن سینما و کابوکی در یک قاب نهفته است. فیلم گاه به سبب وفاداری محتاطانهاش به صحنه، از آزادی بصریِ چشمگیر دور میماند؛ اما همین خویشتنداری امکان میدهد اجرای اونوئه چهارم در مرکز توجه بماند.
شرح محدود، تدوین فشرده و دشواریهای فنی، تجربه را بینقص نمیکنند، ولی از اهمیت فرهنگی و دیداری آن نیز نمیکاهند. حاصل، مواجههای فشرده با هنری است که در آن بدن، موسیقی و حرکت حامل معنا هستند؛ مواجههای که بهجای آنکه همهچیز را توضیح دهد، تماشاگر را به دیدن دقیقتر فرامیخواند.


ثبت دیدگاه