نقد و بررسی
نقد بابانوئل برگشته (Father Christmas Is Back) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به کریسمسی ازهمگسیخته «Father Christmas Is Back» کمدی خانوادگیای است که از همان عنوانش بر بازی زبانی و موقعیتهای نامتعارف تکیه میکند: پدری به نام جیمز کریسمس پس از سالها غیبت، درست در آستانه تعطیلات کریسمس به جمع خانواده بازمیگردد. چهار دختر او، کارولین، جوآنا، پائولینا و ویکی، در عمارتی در یورکشایر گرد هم آمدهاند؛ اما این دیدار، برخلاف تصویر آرمانیِ دورهمیهای گرم و بیدردسر، مجموعهای از دلخوریها، سوءتفاهمها و رفتارهای عجیب را به همراه دارد.
فیلم میکوشد از آشفتگی این خانواده، هم منبعی برای کمدی بسازد و هم راهی برای رسیدن به آشتی و صمیمیت. همین دوگانه، در واقع کلید فهم تجربه تماشای آن است: اثر گاه آنقدر بیقاعده و اغراقشده پیش میرود که تماشاگر را به خنده میاندازد، و گاه چنان از کنترل خارج میشود که شوخیها و خط رواییاش بهجای سرگرمکنندهبودن، فرساینده به نظر میرسند.
کمدیِ مبتنی بر آشفتگی بخش مهمی از شوخیهای فیلم از برخورد شخصیتهایی با خلقوخو و انتظارات متفاوت شکل میگیرد. کارولین میخواهد تعطیلات را بینقص برگزار کند، در حالی که اعضای دیگر خانواده با رفتارهایی پیشبینیناپذیر، این نظم ظاهری را برهم میزنند. بازگشت پدری که سالها از زندگی دخترانش دور بوده نیز خودبهخود موقعیتی آکنده از تنش و امکان طنز فراهم میکند: هیچکس نمیداند چگونه باید با او روبهرو شود، چه چیزی را باید نادیده بگیرد و کدام زخم قدیمی را دوباره به زبان بیاورد.
بااینحال، فیلم همیشه میان موقعیت کمیک و شوخیِ صرف تمایز روشنی نمیگذارد. بعضی لحظهها به سبب نامنتظربودن و جسارت عجیبشان خندهدار میشوند؛ برخی دیگر تنها بر اغراق، کنایههای جنسی یا واکنشهای پرسروصدا متکیاند. ازاینرو، خنده در این فیلم بیشتر به سلیقه مخاطب وابسته است تا به ظرافت یا پیوستگی طنز.
« فیلم میکوشد از آشفتگی این خانواده، هم منبعی برای کمدی بسازد و هم راهی برای رسیدن به آشتی و صمیمیت. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگرانی که با کمدیِ آشفته و کمی بیپروا کنار میآیند، ممکن است از همین بیقاعدگی لذت ببرند؛ اما کسانی که دنبال شوخیهای سنجیده و ریتمدارند، احتمالاً فاصله خواهند گرفت. خانوادهای که قصهاش پراکنده میشود هسته داستانی فیلم، گردهمایی خانوادهای ازهمگسیخته و مواجهه تدریجی آن با گذشته است.
این ایده، ظرفیت عاطفی روشنی دارد: بازگشت پدر میتواند فرصتی برای بررسی اثر غیبت او بر دختران و شکلگیری رابطههای خانوادگی باشد. اما فیلم بهجای آنکه این زمینه را با تمرکز و حوصله بپرورد، بارها از مسیری به مسیر دیگر میپرد. سوءتفاهمها، بحرانهای کوچک و موقعیتهای فرعی فراواناند، ولی پیوند میان آنها همیشه محکم نیست.
نتیجه آن است که قصه گاهی بیشتر شبیه زنجیرهای از اتفاقات پراکنده به نظر میرسد تا روایتی که هر صحنهاش گامی طبیعی بهسوی صحنه بعدی باشد. اطلاعات مهم درباره شخصیتها و روابطشان نیز در مواقعی ناگهان وارد روایت میشوند؛ بنابراین برخی کشفها بهجای آنکه حاصل زمینهچینی تدریجی باشند، حکم ابزاری برای جلو بردن ماجرا را پیدا میکنند.
همین شتاب در عرضه اطلاعات، از تأثیر عاطفی بخشهایی از فیلم میکاهد و انسجام کلی آن را متزلزل میکند. شخصیتها و بازیگران ترکیب بازیگران نامآشنا، یکی از امتیازهای آشکار فیلم است. کریسمسِ خانوادگی با مجموعهای از شخصیتهای پررنگ و متفاوت روایت میشود و بازیگران میکوشند هرکدام به نقشی که در این جمع دارند هویت جداگانهای ببخشند.
« اما فیلم بهجای آنکه این زمینه را با تمرکز و حوصله بپرورد، بارها از مسیری به مسیر دیگر میپرد. »
شخصیتها و اجرا
جان کلیز و کلسی گرامر نیز با حضورشان به فیلم نوعی وزن و آشنایی میدهند؛ حضوری که ممکن است از آغاز انتظار تماشاگر را بالا ببرد، هرچند متن همیشه فرصت کافی برای بهرهگیری از تواناییهای آنان فراهم نمیکند. مسئله اصلی کمبود بازیگر نیست، بلکه محدودیت فیلمنامه در ساخت شخصیتهایی چندوجهی است.
بسیاری از افراد بیش از آنکه از مسیر انتخابها و دگرگونیهایشان شناخته شوند، با یک ویژگی یا رفتار اغراقشده معرفی میشوند. در نتیجه، روابط خانوادگی که میتوانستند لایههای روانی و عاطفی بیشتری پیدا کنند، گاه بهانهای برای تولید موقعیت کمیک میشوند. بااینهمه، وقتی بازیگران در لحظههایی آرامتر از هیاهوی کلی فاصله میگیرند، امکان دیدن پیوندی انسانیتر میان شخصیتها پدیدار میشود.
فضا، دکور و حالوهوای تعطیلات عمارت یورکشایری و فضای کریسمسی فیلم، بستری مناسب برای داستانی درباره خانوادهای پرجمعیت فراهم میکنند. خانه، با اتاقها و جمعهای پیدرپیاش، هم حس گردهمایی میسازد و هم امکان برخوردهای تصادفی و سوءتفاهمهای تازه را فراهم میآورد. تزئینات تعطیلات نیز به فیلم رنگولعابی آشنا میدهند؛ رنگولعابی که در تضاد با روابط پرتنش و رفتارهای نامتعارف شخصیتها قرار میگیرد.
این تضاد، گاهی به سود فیلم کار میکند: ظاهر گرم و سنتی کریسمس در کنار خانوادهای که هنوز از زخمهای گذشته رها نشده، طنزی تلخ و قابلتوجه میسازد. اما فضا بهتنهایی نمیتواند جای انسجام دراماتیک را بگیرد. فیلم از ظرفیت مکان و مناسبت بهخوبی برای ایجاد شلوغی بهره میبرد، ولی کمتر میکوشد همین فضا را به عنصری معنادار در تحول شخصیتها تبدیل کند.
« مسئله اصلی کمبود بازیگر نیست، بلکه محدودیت فیلمنامه در ساخت شخصیتهایی چندوجهی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانه بیشتر محل وقوع اتفاقهاست تا حضوری مستقل و اثرگذار در روایت. ریتم و ساختار روایی ریتم «Father Christmas Is Back» یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در واکنش مخاطب است. فیلم لحظههای پرتحرک و شوخیهای ناگهانی دارد، اما این انرژی بهطور پیوسته حفظ نمیشود. میان صحنههای شلوغ، بخشهایی قرار میگیرند که پیشروی داستان در آنها کند و کمجان است.
از آنجا که روایت چندین شخصیت و ماجرای فرعی را همزمان دنبال میکند، این افتوخیزها گاهی بیشتر به پراکندگی میانجامند تا تنوع. در یک کمدی خانوادگی، ریتم مناسب میتواند حتی ضعفهای داستانی را تا حدی بپوشاند؛ اما این فیلم در بسیاری از لحظهها مکثهایش را به شوخی مؤثر یا پیشرفت عاطفی تبدیل نمیکند.
به همین دلیل، احتمال دارد بعضی تماشاگران در بخشهایی احساس کنند فیلم بیش از اندازه طول میکشد. در مقابل، مخاطبی که از آشفتگی حسابشده یا حتی بیقاعدگیِ سرگرمکننده استقبال میکند، شاید همین مکثها و تغییر مسیرها را بخشی از جذابیت نامتعارف اثر بداند. کمدی یا ملودرام خانوادگی؟ فیلم میان دو خواست در رفتوآمد است: میخواهد خندهدار باشد و در همان حال قصهای درباره رنجشهای خانوادگی و امکان آشتی روایت کند.
پایانبندیِ عاطفیاش میکوشد به این آشوب معنایی گرمتر بدهد و تماشاگر را با حسی دلنشین بدرقه کند؛ اما رسیدن به آن حالوهوا همیشه کاملاً آماده و طبیعی به نظر نمیرسد. وقتی بخش عمده فیلم بر رفتارهای افراطی و شوخیهای بیپروا بنا شده، گذار به صمیمیت خانوادگی نیازمند زمینهچینی دقیقتری است.
« خانه بیشتر محل وقوع اتفاقهاست تا حضوری مستقل و اثرگذار در روایت. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، همین ناهمواری ممکن است برای برخی مخاطبان بخشی از لذت تماشای فیلم باشد. اثر در قالب کمدی متعارف و حسابشدهای قرار نمیگیرد که هر شوخی را با دقت بسازد و هر احساس را بینقص منتقل کند؛ بیشتر شبیه مهمانیای است که در آن همهچیز همزمان اتفاق میافتد و نظم چندانی ندارد. این شلوغی گاه آزاردهنده است و گاه، بهطرزی غیرمنتظره، فضای بامزه و صمیمی خودش را پیدا میکند.
جمعبندی «Father Christmas Is Back» کمدی کریسمسیِ نامتعارفی است که جذابیت و ضعفش تا اندازه زیادی از یک سرچشمه میآیند: آشفتگی. شوخیهای عجیب، جمع خانوادگی پرتنش و فضای پرهیاهوی تعطیلات میتوانند برای بخشی از مخاطبان تجربهای سرگرمکننده و متفاوت بسازند؛ بهویژه اگر از کمدیهای کموبیش بیپروا و نامنظم لذت ببرند.
برای گروهی دیگر، همین ویژگیها به قصهای درهموبرهم، شوخیهایی ناموفق و ریتمی کند منجر میشود. فیلم در ساختن لحظههایی دلنشین کامیابتر است تا در پیوند دادن همه اجزای روایت به یکدیگر. عاطفه خانوادگیِ مورد نظرش قابلدرک است، اما راه رسیدن به آن ناهموار میماند. بنابراین، این اثر بیش از آنکه کمدیای برای همه سلیقهها باشد، فیلمی وابسته به حالوهوای تماشاگر است: یا بینظمیاش به خنده میانجامد، یا همان بینظمی مجال همراهشدن با قصه را از او میگیرد.
« بااینحال، همین ناهمواری ممکن است برای برخی مخاطبان بخشی از لذت تماشای فیلم باشد. »



ثبت دیدگاه