نقد و بررسی
نقد اغواگران سنتروپه (The Seducers of Saint-Tropez) | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعطیلاتی که جای قصه را میگیرد «The Seducers of Saint-Tropez» ساختهٔ Max Pécas، بیش از آنکه بر طرحی داستانی استوار باشد، بهانهای برای سرزدن به تصویری خیالپردازانه از تعطیلات در سنتروپه است: آفتاب، ساحل، خوشگذرانی و معاشرتهایی که قرار است سبک و بیدغدغه باشند. چهار دوست راهی این شهر ساحلی میشوند و فرصتی برای اقامت در یک ویلا پیدا میکنند؛ اما ورود صاحب ویلا، جاعلی که پلیس در تعقیب اوست، مسیر ماجرا را بهسوی تعقیبوگریز میبرد.
این چرخش، نویدِ حرکت و آشوب میدهد، ولی فیلم در عمل بیشتر به فضای تعطیلاتی خود تکیه دارد تا به پیشبرد یک ماجرای منسجم. این انتخاب میتوانست به کمدیای خوشریتم و رها منجر شود؛ اثری که از گسست روایی، بازیگوشی بسازد و تماشاگر را در حالوهوای تابستانیاش شناور نگه دارد. اما فیلم غالباً میان دو امکان معلق میماند: نه قصهاش آنقدر پرمایه است که کشش مستقل پیدا کند، نه شوخیها و موقعیتهایش آنقدر تازهاند که جای خالی قصه را پر کنند.
سنتروپه؛ پسزمینهای دلپذیر و کماستفاده قویترین دارایی فیلم، بیتردید حالوهوای ساحلی آن است. شهر و فضای تعطیلات در حکم منظرهای دلانگیز عمل میکنند که با گرما، فراغت و دورشدن موقت از زندگی روزمره پیوند دارد. فیلم میخواهد حس کند تابستان نه یک فصل، بلکه فرصتی برای رهایی از مسئولیت و سپردن خود به خوشیهای گذراست.
« سنتروپه؛ پسزمینهای دلپذیر و کماستفاده قویترین دارایی فیلم، بیتردید حالوهوای ساحلی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از این جهت، تماشای آن میتواند برای لحظاتی دلپذیر و سبک باشد؛ گویی مخاطب در قابهایی روشن و آفتابی، دعوت به تعطیلات شده است. بااینحال، سنتروپه بیشتر تزئین صحنه است تا نیرویی دراماتیک. فیلم کمتر میکوشد رابطهٔ شخصیتها با شهر را بکاود یا از محیط ساحلی برای ساختن موقعیتهایی واقعاً خلاقانه بهره بگیرد.
فضا حضور دارد، اما بهندرت در شکلدادن به معنای فیلم دخالت میکند. حاصل، زیباییِ مصرفپذیری است که چشم را برای مدتی سرگرم میکند، ولی بهندرت به خاطرهای سینمایی بدل میشود. قصهای که از حرکت بازمیماند ورود صاحب ویلا و ماجرای جاعل تحت تعقیب، میتوانست موتور محرک فیلم باشد. چنین موقعیتی ظرفیت برخورد میان آسودگیِ تعطیلات و اضطرابِ تعقیب را دارد؛ تقابلی که امکان میدهد کمدی از دل آشفتگی و تضاد بیرون بیاید.
اما این ایده بهجای آنکه استخوانبندی محکمی برای روایت فراهم کند، بیشتر در حد بهانهای برای چند موقعیت پراکنده باقی میماند. داستان نه پیچیدگی چشمگیری میسازد و نه در هر مرحله اطلاعات یا خطر تازهای پیش میکشد. در نتیجه، فیلم گاهی احساس میشود که بهجای حرکت بهسوی مقصدی روشن، صرفاً از یک صحنه به صحنهٔ بعدی میرود.
« بااینحال، سنتروپه بیشتر تزئین صحنه است تا نیرویی دراماتیک. »
شخصیتها و اجرا
این پراکندگی با لحن بیخیال اثر تناسب دارد، اما بیخیالی با بیساختاری یکی نیست. برای کمدیِ رها نیز ریتم، تصاعد و نوعی پیوند میان موقعیتها ضروری است؛ عناصری که اینجا کمرنگاند. تعقیبوگریز نیز بیشتر به شلوغیِ کمهیجان میانجامد تا تعلیق یا آشوبی واقعاً خندهآور. بازیگری و لحظههای کمابیش زنده در میان بازیگران، Ticky Holgado برجستهترین منبع انرژی کمیک فیلم است.
حضور او لحظههایی میآفریند که اثر از رخوت بیرون میآید و برای مدتی جانی تازه میگیرد. طنز او بر اغراق و بازیگوشی تکیه دارد؛ کیفیتی که با جهان سبک و بیتکلف فیلم جور درمیآید. حتی وقتی موقعیت پیرامونش چندان بامزه نیست، حضورش میتواند صحنه را اندکی سرزندهتر کند. اما این انرژی بهتنهایی برای ساختن یک کمدی یکپارچه کافی نیست.
بازیها در مجموع کمتر به شخصیتها عمق میدهند و بیشتر در خدمت پیشبردن موقعیتهای ساده قرار میگیرند. ازاینرو، تماشاگر کمتر با آدمهایی روبهروست که خواستهها و تناقضهایشان بهتدریج آشکار شود؛ بیشتر با تیپهایی مواجه است که برای اجرای شوخی یا حضور در فضای تعطیلاتی فیلم به کار گرفته شدهاند.
« این پراکندگی با لحن بیخیال اثر تناسب دارد، اما بیخیالی با بیساختاری یکی نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این محدودیت، اثر را از نظر عاطفی نیز کماثر میکند. شوخیها؛ میان سبکبالی و فرسودگی کمدی فیلم بر شوخیهای ساده و موقعیتهای آشکار بنا شده است. چنین رویکردی، اگر با زمانبندی دقیق و نگاه تازه همراه باشد، میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما بسیاری از شوخیها در اینجا بیش از آنکه غافلگیرکننده باشند، قابلپیشبینیاند.
تکرارِ الگوهای آشنا و اصرار بر موقعیتهایی که ضربهٔ طنزآمیزشان زود آشکار میشود، باعث میشود بخشهایی از فیلم بهجای خنده، حس فرسودگی ایجاد کنند. این مسئله به تاریخ ساخت اثر هم مربوط است. برخی شوخیها و شیوههای نگاه فیلم به جذابیت و روابط، امروز آشکارا کهنه به نظر میرسند. البته صرفِ قدیمیبودن یک کمدی نقص نیست؛ آثار بسیاری با گذر زمان همچنان خلاق و زنده میمانند.
مشکل اینجاست که این فیلم کمتر چیزی به الگوهای خود میافزاید و بیشتر به همان قراردادهای آشنا تکیه میکند، بیآنکه آنها را به شکلی تازه دگرگون سازد. تصویر زنان و محدودیت نگاه فیلم یکی از ضعفهای مهم اثر، نحوهٔ بازنمایی زنان است. در بسیاری از لحظات، شخصیتهای زن کمتر بهعنوان آدمهایی مستقل با خواستهها و نقشهای رواییِ معنادار دیده میشوند و بیشتر به حضورهای تزئینی در فضای خوشگذرانی بدل میشوند.
« این محدودیت، اثر را از نظر عاطفی نیز کماثر میکند. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب، جهان فیلم را محدود میکند: رابطهها به سطح ظاهر و مصرف بصری فروکاسته میشوند و فرصت شکلگیری شخصیتهایی با صدا و ارادهٔ روشن از میان میرود. این نقد را نباید به معنای نادیدهگرفتن بافت تاریخی فیلم گرفت؛ بلکه باید دید اثر چگونه از زبان و قراردادهای زمانهٔ خود استفاده میکند و چه چیزی را طبیعی یا بیاهمیت جلوه میدهد.
نگاه فیلم به بدن زنان، از یکسو با تصویر تعطیلات بیقیدوشرطش سازگار است، اما از سوی دیگر همان فضای رهایی را نامتوازن میکند: آزادی و خوشی برای همهٔ شخصیتها به یک شکل تعریف نشده است. این محدودیت، بیش از آنکه صرفاً مسئلهای بیرونی باشد، در خود جهان فیلم حضور دارد و به کیفیت کمدیاش نیز آسیب میزند.
جمعبندی «The Seducers of Saint-Tropez» فیلمی است که جذابیتش را بیش از هر چیز از فضای آفتابی و وعدهٔ تعطیلات میگیرد. حضور Ticky Holgado نیز لحظاتی به آن شور و خنده میبخشد، اما این امتیازها نمیتوانند ضعف قصه، پراکندگی موقعیتها و تکراریبودن شوخیها را کاملاً جبران کنند. فیلم نه تعقیبوگریزش را به کمدیِ پرتنش و منسجمی تبدیل میکند، نه شخصیتهایی میسازد که فراتر از نقشهای سادهٔ خود در ذهن بمانند.
جمعبندی
تماشاگرانی که از یک کمدی تابستانی، انتظاری سبک و کمدردسر دارند، ممکن است از رنگوبوی ساحلی و چند لحظهٔ بامزهٔ آن لذت ببرند. اما برای کسانی که به انسجام روایی، شوخیهای تازه یا شخصیتپردازی اهمیت میدهند، فیلم تجربهای کممایه و نابرابر خواهد بود. حاصل، اثری است که تصویری از تعطیلات عرضه میکند، اما کمتر میتواند از آن تصویر، سینمایی ماندگار بسازد.
« حاصل، اثری است که تصویری از تعطیلات عرضه میکند، اما کمتر میتواند از آن تصویر، سینمایی ماندگار بسازد. »



ثبت دیدگاه