نقد و بررسی
نقد دختر قرن بیستم (20th Century Girl) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تصویری از واپسین روزهای نوجوانی «دختر قرن بیستمی» ساختهٔ Bang Woo-ri، پیش از آنکه داستانی دربارهٔ نخستین عشق باشد، دربارهٔ شیوهای است که خاطره در ذهن ما شکل میگیرد: از جزئیاتی کوچک، نگاههایی گذرا و لحظههایی که هنگام وقوع عادی به نظر میرسند، اما سالها بعد معنایی تازه مییابند.
فیلم با بازگشت به سال ۱۹۹۹، نوجوانی به نام نا بو-را را در مرکز روایت میگذارد؛ دختری پرانرژی که به درخواست دوست صمیمیاش، یون-دو، رفتارهای پسری در مدرسه را زیر نظر میگیرد. این مأموریت ساده، آرامآرام به تجربهای عاطفی و شخصی بدل میشود. فیلم ضمن حفظ جذابیت یک قصهٔ عاشقانه، میکوشد گذر از دوستی به دلبستگی و از نوجوانی به آگاهی را نیز به تصویر بکشد.
روایت؛ میان کنجکاوی و دلبستگی نقطهٔ قوت آغازین فیلم، سادگی موقعیت مرکزی آن است. بو-را قرار نیست در پی ماجرایی بزرگ یا خطری استثنایی باشد؛ او میخواهد به دوستش کمک کند و برای این کار، به رفتوآمدها، عادتها و واکنشهای پسری توجه میکند که هنوز چندان نمیشناسد. همین کنجکاوی معمولی، زمینهای مناسب برای شکلگیری طنز، نزدیکی و سوءبرداشت فراهم میکند.
تماشاگر همراه بو-را از نشانههای کوچک معنا میسازد و درمییابد که در جهان نوجوانی، یک برخورد کوتاه یا یک گفتوگوی ساده میتواند اهمیتی بسیار بزرگ پیدا کند. داستان در پی آن نیست که عشق نخستین را تجربهای کاملاً عقلانی نشان دهد. احساسها در اینجا اغلب از راه حدس و برداشت شکل میگیرند؛ نوجوانان گاهی بیش از آنکه به آنچه واقعاً میدانند تکیه کنند، به آنچه امیدوارند یا از آن میترسند واکنش نشان میدهند.
« این مأموریت ساده، آرامآرام به تجربهای عاطفی و شخصی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این منطق احساسی به فیلم تازگی و شور میبخشد، هرچند گاه بهانهای میشود برای پیشبردن قصه با تصادفهایی که باورپذیریشان چندان استوار نیست. از جمله، سوءتفاهم محوری فیلم بیش از آنکه نتیجهٔ تصمیمهای پیچیدهٔ شخصیتها باشد، به چرخشی داستانی متکی است که برای مخاطب قابل پیشبینی میشود.
بو-را و دگرگونی آرام شخصیت بو-را قلب تپندهٔ فیلم است؛ نه به این دلیل که شخصیتی بینقص یا پیچیده در معنای کلاسیک باشد، بلکه چون حضورش سرزندگی و نیروی پیشبرندهای به روایت میدهد. او با شتاب واکنش نشان میدهد، از دل موقعیتهای کوچک هیجان میسازد و در عین حال، وفاداریاش به دوست خود را جدی میگیرد.
کنشمندی او اهمیت دارد: در این قصه، دختر نوجوان صرفاً منتظر انتخابشدن یا نجاتیافتن نیست، بلکه خود وارد ماجرا میشود، پیگیری میکند و از تصمیمهایش اثر میپذیرد. با این حال، فیلم تحول بو-را را بیشتر از راه تجربههای عاطفی و واکنشهای لحظهای میسازد تا از مسیر گفتوگوهای عمیق یا کشمکشهای درونیِ کاملاً پرداختشده.
این انتخاب با لحن لطیف و جوانانهٔ اثر سازگار است، اما گاهی فرصت شناخت بیشتر شخصیت را محدود میکند. تماشاگر تغییرات او را حس میکند، ولی همیشه نمیبیند که این تغییرات چگونه به درکی روشن و ماندگار از خودش یا رابطههایش تبدیل میشوند. در نتیجه، بو-را حضوری دلنشین دارد، اما بخشی از ظرفیت شخصیتپردازی او در خدمت حرکت روان قصه باقی میماند.
« این انتخاب با لحن لطیف و جوانانهٔ اثر سازگار است، اما گاهی فرصت شناخت بیشتر شخصیت را محدود میکند. »
شخصیتها و اجرا
دوستی؛ عاطفهای فراتر از حاشیهٔ عاشقانه رابطهٔ بو-را و یون-دو یکی از عناصر انسانی و ارزشمند فیلم است. دوستی آنها صرفاً وسیلهای برای راهاندازی ماجرای عاشقانه نیست؛ در پس درخواست یون-دو و همراهی بو-را، صمیمیتی دیده میشود که با اعتماد، نگرانی و تمایل به فهمیدن خواستههای دیگری شکل گرفته است.
این پیوند به فیلم امکان میدهد تا دربارهٔ نوعی وفاداری حرف بزند که در نوجوانی هم بیغلوغش است و هم شکننده: آدم میخواهد برای دوستش بهترین کار را انجام دهد، اما همیشه نمیداند بهترین کار دقیقاً چیست. از این منظر، داستان رابطهٔ عاشقانه را در خلأ پیش نمیبرد. احساسهای تازهٔ بو-را با مسئولیتی که نسبت به دوستش دارد درهم میآمیزد و میان خواست شخصی و وفاداری دوستانه تنشی پدید میآورد.
فیلم در این بخش بهخوبی نشان میدهد که نخستین عشق فقط دربارهٔ دو نفر نیست؛ گاهی بر شبکهای از دوستیها، قولها و برداشتهای متقابل اثر میگذارد. هرچند میتوانست این تنش را با ظرافت بیشتری بپروراند، همین حضور پررنگ دوستی به روایت گرمایی میبخشد که آن را از یک عاشقانهٔ دبیرستانیِ صرف متمایز میکند.
بازیها و شیمی میان شخصیتها بازی Kim You-jung در نقش بو-را، با انرژی و انعطافپذیریاش، به فیلم کمک میکند تا از افتادن در دام احساسات ساختگی فاصله بگیرد. او شور نوجوانی شخصیت را نه با اغراق مداوم، بلکه از خلال تغییرات ظریف در لحن، نگاه و واکنشهایش منتقل میکند. این اجرا بهویژه در لحظاتی اثرگذار است که بو-را میان شوخی و جدیت، یا میان کنجکاوی و آسیبپذیری جابهجا میشود.
« دوستی؛ عاطفهای فراتر از حاشیهٔ عاشقانه رابطهٔ بو-را و یون-دو یکی از عناصر انسانی و ارزشمند فیلم است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Byeon Woo-seok نیز در نقش پونگ وون-هو، حضوری آرامتر و کمهیاهوتر دارد؛ تضادی که در کنار سرزندگی بو-را، برای رابطهٔ میان آن دو جذابیت میآفریند. Park Jung-woo و Roh Yoon-seo نیز در شکلدادن به فضای گروهی فیلم سهم دارند. مجموعهٔ بازیها عموماً بهجای نمایشهای پرطمطراق، به هماهنگی و باورپذیری روابط تکیه میکند.
همین هماهنگی باعث میشود لحظههای سادهٔ مدرسه، گفتوگو و همراهی، وزن عاطفی پیدا کنند؛ حتی اگر خود فیلمنامه در برخی نقاط برای پیشبرد ماجرا به تصادف وابسته باشد. دههٔ نود؛ نوستالژی بهمثابهٔ زبان روایت بازسازی سال ۱۹۹۹ فقط پسزمینهای تزئینی برای داستان نیست؛ فیلم از آن برای ساختن کیفیتی خاطرهمحور بهره میگیرد.
شیوههای ارتباطی، فضای مدرسه و نشانههای روزمرهٔ آن دوران، جهان قصه را از تجربهٔ معاصر جدا میکنند و به آن حس فاصلهای دلپذیر میدهند. در چنین جهانی، خبررسانی و پیگیری آدمها به زمان و واسطه نیاز دارد؛ همین کندی نسبی، به فرصتهایی برای انتظار، گمانهزنی و سوءبرداشت تبدیل میشود. تصویرپردازی و رنگهای گرم نیز این حس را تقویت میکنند.
فضای بصری فیلم اغلب به یادآوریِ لطیف نزدیک است، نه بازسازی خنثی و مستندوار گذشته؛ گویی آنچه میبینیم از صافی خاطره گذشته و اندکی روشنتر، نرمتر و رؤیاییتر شده است. این رویکرد با موضوع اثر هماهنگی دارد، اما گاهی خطر آن وجود دارد که نوستالژی جای مشاهدهٔ دقیق را بگیرد. فیلم بیشتر به بازآفرینی حس «آن روزها» علاقهمند است تا به کندوکاو اجتماعی در آن دوره، و بهتر است آن را بر همین اساس سنجید: اثری دربارهٔ حافظهٔ عاطفی، نه تصویری جامع از یک نسل.
« Park Jung-woo و Roh Yoon-seo نیز در شکلدادن به فضای گروهی فیلم سهم دارند. »
قوتها و کاستیها
ریتم و ملودرام؛ جایی که تعادل لغزان میشود در بخش میانی، تکرار کشمکشهای عاشقانه و رفتوآمد میان امید، تردید و سوءبرداشت، از نیروی روایت میکاهد. فیلم همچنان خوشتماشا میماند، اما همهٔ موقعیتها به یک اندازه به شناخت شخصیتها یا تعمیق مضمون کمک نمیکنند. گاه احساس میشود داستان برای آنکه مسیر آشنای عاشقانه را ادامه دهد، همان تنش را با صورتبندی تازهای بازمیگرداند.
کوتاهترشدن برخی صحنهها یا فشردهترشدن این بخش میتوانست به تمرکز و ضرباهنگ اثر کمک کند. در سوی دیگر، فیلم بهتدریج از شیرینی و شوخی نوجوانانه فاصله میگیرد و به سوی عاطفهای تلختر حرکت میکند. این تغییر لحن برای بعضی تماشاگران میتواند تکاندهنده و مؤثر باشد؛ برای برخی دیگر، ممکن است ناگهانی یا بیش از اندازه ملودراماتیک جلوه کند.
بدون ورود به جزئیات رویدادهای پایانی، میتوان گفت فیلم در واپسین بخشهایش بیش از آنکه به ایجاز اعتماد کند، بر شدت احساس تکیه میزند. این انتخاب با جهان عاطفی اثر سازگار است، اما همیشه به یک اندازه مهارشده نیست و ممکن است مخاطبی را که انتظار عاشقانهای سبکتر دارد، غافلگیر کند. جمعبندی «دختر قرن بیستمی» فیلمی گرم و خوشاحساس دربارهٔ نخستین دلبستگی، وفاداری دوستانه و خاطراتی است که با گذشت زمان معنای دیگری پیدا میکنند.
نقطهٔ قوت اصلی آن، ترکیب سرزندگی بو-را، بازیهای باورپذیر و فضاسازی نوستالژیک دههٔ نود است؛ ترکیبی که حتی در لحظات ساده نیز جذابیت عاطفی میآفریند. در مقابل، سوءتفاهمهای نسبتاً تصادفی، تکرار برخی کشمکشها در میانه و گرایش پایانبندی به ملودرام، از انسجام و ظرافت اثر میکاهند. با وجود این کاستیها، فیلم در بازنمایی آشفتگی شیرین نوجوانی موفق است: دورانی که هر نگاه میتواند نشانهای به نظر برسد و هر دوستی، جهان کوچکی از اعتماد و نگرانی در خود داشته باشد.
« فیلم همچنان خوشتماشا میماند، اما همهٔ موقعیتها به یک اندازه به شناخت شخصیتها یا تعمیق مضمون کمک نمیکنند. »
جمعبندی
اثری مناسب برای تماشاگرانی است که از عاشقانههای نوستالژیک و عاطفی لذت میبرند و میپذیرند که گاهی خاطره، بیش از آنکه منطقی و منظم باشد، با حسرت و لطافت در ذهن باقی میماند.



ثبت دیدگاه