نقد و بررسی
نقد وودی دارکوب (Woody Woodpecker) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت پرهیاهوی یک شخصیت خاطرهانگیز فیلم «Woody Woodpecker» محصول سال ۲۰۱۷، شخصیت محبوب کارتونهای قدیمی را از قاب انیمیشن بیرون میآورد و در کنار بازیگران واقعی قرار میدهد. حاصل، کمدی خانوادگیای است که بیش از هر چیز بر آشوب، تعقیبوگریز و شوخیهای فیزیکی تکیه دارد. وودی در این روایت، پرندهای پرجنبوجوش و قلمروطلب است که با وکیلی شهری روبهرو میشود؛ مردی که میخواهد خانهٔ او را خراب کند و زمین را به سود خود به کار بگیرد.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست قصهای پیچیده یا واقعگرا تعریف کند: همهچیز حول مزاحمتهای وودی و واکنش انسانهایی میچرخد که ناخواسته در مسیر شیطنتهایش قرار میگیرند. حضور شخصیت در قالب ترکیبی از اجرای زنده و انیمیشن رایانهای نیز بخش مهمی از هویت فیلم است. وودی؛ موتور محرک و منبع خستگی وودی نیروی اصلی فیلم است و تقریباً هر صحنهای که به او سپرده میشود، با انرژی بیقرارش شکل میگیرد.
صدای خاص، حرکات اغراقشده و علاقهاش به برهمزدن نظم، از همان ویژگیهاییاند که میتوانند برای کودکان جذاب باشند؛ بهخصوص برای کسانی که از شخصیت کارتونی پیشین او خاطره دارند. فیلم نیز بهخوبی میداند که مخاطب برای دیدن همین شیطنتها آمده است و بارها او را در موقعیتهایی میگذارد که نقشههای آدمبزرگها را مختل کند.
اما این ویژگی، همزمان به محدودیت اثر تبدیل میشود. وودی تقریباً همیشه در بالاترین درجهٔ هیجان قرار دارد و فیلم کمتر میکوشد برای بازیگوشیهای او ریتمی متنوع یا مکثی حسابشده بسازد. وقتی هر برخورد به فریاد، خرابکاری یا شوخی جسمانی ختم شود، غافلگیری بهتدریج جای خود را به انتظار میدهد: تماشاگر میتواند حدس بزند که وودی باز هم چه آشوبی به پا خواهد کرد.
« حاصل، کمدی خانوادگیای است که بیش از هر چیز بر آشوب، تعقیبوگریز و شوخیهای فیزیکی تکیه دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، جذابیت آغازین شخصیت برای برخی مخاطبان به شلوغی آزاردهنده بدل میشود؛ همان انرژیای که قرار است فیلم را زنده نگه دارد، گاهی فرصت نفسکشیدن از آن میگیرد. کمدی میان بازیگوشی و تکرار طنز فیلم عمدتاً بر موقعیتهای فیزیکی و واکنشهای اغراقآمیز بنا شده است. سقوطها، برخوردها و خرابکاریها به منطق کارتون نزدیکاند و فیلم هم چندان اصراری ندارد که پیامدهایشان را مانند یک داستان واقعگرا پیگیری کند.
چنین رویکردی برای تماشاگر خردسال میتواند سرگرمکننده باشد؛ زیرا شوخیها روشن، دیداری و بینیاز از توضیحاند. گاهی نیز زمانبندی یک حرکت یا واکنش غیرمنتظرهٔ وودی واقعاً خنده میآورد. مشکل آنجاست که فیلم تفاوت میان «تکرار یک ویژگی» و «ساختن یک شوخی تازه از دل آن» را همیشه رعایت نمیکند.
صدای بلند، حرکات بیوقفه و دستکاریکردن وسایل و نقشههای دیگران بارها به شکلهایی نزدیک به هم بازمیگردند. برخی شوخیها نیز به طنز بدنی و رفتارهای کودکانه متکیاند؛ شیوهای که ممکن است برای یک گروه سنی کارآمد باشد، اما برای تماشاگرانی که دنبال ظرافت یا تنوعاند، زود فرسوده شود. راهنمای محتوایی فیلم نیز بر همین ترکیبِ آشوب کارتونی، طنز بدنی و رابطهٔ پدر و پسر تأکید میکند.
روایتی ساده با پیشروی قابلحدس ستون اصلی داستان، برخورد میان خواست وکیل برای ساختوساز و تلاش وودی برای حفظ خانهاش است. این تقابل ظرفیت بالقوهای دارد: از یکسو، دفاع یک حیوان از زیستگاهش را پیش میکشد و از سوی دیگر، منطق سودجویی و بیاعتنایی به طبیعت را به نمایش میگذارد. در این معنا، فیلم پیامی ساده اما قابلفهم برای کودکان دارد؛ طبیعت صرفاً زمینی خالی و آمادهٔ تصرف نیست، بلکه خانهٔ موجوداتی است که حق زیستن دارند.
« کمدی میان بازیگوشی و تکرار طنز فیلم عمدتاً بر موقعیتهای فیزیکی و واکنشهای اغراقآمیز بنا شده است. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، فیلمنامه این ایده را به روایتی چندلایه تبدیل نمیکند. مسیر تعارضها و واکنش شخصیتها بیش از اندازه مستقیم است و پیچیدگی چندانی در انگیزهها یا انتخابها دیده نمیشود. داستان معمولاً بهانهای برای رساندن وودی به خرابکاری بعدی است، نه زمینهای برای رشد تدریجی ماجرا. بنابراین، هرچند هدف فیلم روشن است و مخاطب سردرگم نمیشود، بخشهایی از آن کشدار به نظر میرسند؛ زیرا موقعیتها تکرار میشوند بیآنکه همیشه اطلاعات تازهای دربارهٔ شخصیتها یا جهان داستان به ما بدهند.
رابطهٔ پدر و پسر؛ رگهای عاطفی در میان آشوب در میان خردهروایتهای انسانی، پیوند میان پدر و پسر اهمیت بیشتری پیدا میکند. پدر در آغاز گرفتار مسائل کاری و نقشههای شخصی خود است و رابطهاش با پسرش فاصلهای عاطفی دارد. حضور وودی و گرفتاریهای پیرامون او، بهتدریج فضایی میسازد که این دو بتوانند دوباره به هم نزدیک شوند.
این بخش از فیلم از آن جهت دلنشین است که به ماجرای پرسروصدا بُعدی انسانی میدهد و نشان میدهد داستان میتواند، دستکم در لحظاتی، از شوخیهای پیاپی فراتر برود. این تحول البته چندان عمیق یا غافلگیرکننده نیست. فیلم نشانههای آشتی و تفاهم را زودتر از آنکه فرصت کافی برای پرورششان فراهم کند، آشکار میسازد و از مسیرهای آشنای قصههای خانوادگی بهره میگیرد.
بااینهمه، همین رابطه یکی از معدود عناصر آرامتر اثر است؛ جایی که شخصیتها میتوانند بیش از واکنشنشاندادن به خرابکاریهای وودی، احساسی قابلدرک داشته باشند. برای تماشاگر کمسنوسال، این وجه میتواند پیام روشنی دربارهٔ توجه و همراهی در خانواده داشته باشد. ترکیب انیمیشن و بازی زنده از نظر ساختاری، کنار هم قرار دادن یک شخصیت انیمیشنی و بازیگران واقعی، نیازمند پیوند دیداری و اجرایی قانعکنندهای است.
« بااینحال، فیلمنامه این ایده را به روایتی چندلایه تبدیل نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میکوشد وودی را نه صرفاً زینتی کارتونی، بلکه عاملی فعال در صحنهها نشان دهد؛ موجودی که کنشهایش بر رفتار آدمها اثر میگذارد و واکنش آنها را برمیانگیزد. این انتخاب با ماهیت کارتونی شخصیت سازگار است، اما گاه مصنوعیبودن تعاملها به چشم میآید. بازیگران باید با موجودی خیالی واکنشهایی طبیعی و باورپذیر بسازند و فیلم همیشه در هماهنگکردن این دو سطح موفق نیست.
لحن اثر نیز میان دو جهان رفتوآمد میکند: از یکسو، صحنههای طبیعی و بازیگران واقعی را داریم و از سوی دیگر، منطق اغراقآمیز انیمیشن را. هرگاه فیلم این فاصله را بهعنوان بخشی از شوخی بپذیرد، فضای کارتونیاش کار میکند؛ اما در لحظاتی که از تماشاگر انتظار همراهی عاطفی بیشتری دارد، همان فاصله میتواند مانع باورپذیری شود.
نتیجه، فیلمی است که بیش از آنکه جهان ویژهای خلق کند، به جذابیت خود شخصیت اصلی و آشنایی تماشاگر با او تکیه دارد. تناسب با مخاطب و میراث خاطره مهمترین پرسش دربارهٔ فیلم این است که برای چه کسی ساخته شده است. تماشاگر کودک ممکن است از رنگوبوی شاد، حرکات پرشتاب و شوخیهای بیواسطه لذت ببرد؛ بهویژه اگر وودی را از پیش دوست داشته باشد.
در مقابل، بزرگسالی که با کارتونهای قدیمی او خاطره دارد، ممکن است از دیدن شخصیتی آشناتر و کنترلشدهتر انتظار دیگری داشته باشد و از اغراق ممتد فیلم فاصله بگیرد. این تفاوت نگاه، بخشی از واکنشهای دوگانه به اثر را توضیح میدهد: برای یک نفر، شلوغی وودی نشانهٔ وفاداری به سرشت بازیگوش اوست؛ برای دیگری، همین شلوغی جای خالی شوخیهای هوشمندانهتر را پر نمیکند.
« این انتخاب با ماهیت کارتونی شخصیت سازگار است، اما گاه مصنوعیبودن تعاملها به چشم میآید. »
قوتها و کاستیها
فیلم برای تماشای خانوادگی ساخته شده، اما «خانوادگی»بودن آن لزوماً به معنای رضایت یکسان همهٔ سنین نیست. کودکان میتوانند از اتفاقهای دیداری و شخصیت پرتحرک لذت ببرند، حال آنکه بزرگسالان احتمالاً بیشتر متوجه تکرار، سادگی پیرنگ و طولانیشدن برخی موقعیتها خواهند شد. خودِ اثر بیش از آنکه خاطرهٔ قدیمی وودی را با ایدهای تازه بازسازی کند، میکوشد حضور او را در قالبی امروزی زنده نگه دارد؛ کوششی که گاه سرگرمکننده است و گاه به نوستالژیای کمرمق میانجامد.
جمعبندی «Woody Woodpecker» فیلمی است که سرمایهٔ اصلیاش شخصیت پرجنبوجوش و آشنای وودی است. شیطنتهای او لحظاتی خندهدار میسازند، پیام دفاع از طبیعت برای مخاطب کودک روشن است و رابطهٔ پدر و پسر به داستان اندکی گرما میبخشد. اما تکرار شوخیها، پیشبینیپذیری روایت و شلوغی بیوقفهٔ شخصیت مرکزی، مانع میشود فیلم از حد یک سرگرمی سبک و نابرابر فراتر رود.
برای کودکی که با آشوب کارتونی خوش میگذراند، تماشای آن میتواند تجربهای دلپذیر باشد؛ برای بزرگسالی که از وودی خاطرهای ماندگار دارد، این بازگشت احتمالاً بیش از آنکه یادآور جادوی گذشته باشد، نمونهای از دشواری تبدیل یک شخصیت محبوب به داستانی بلند و تازه است.
« فیلم برای تماشای خانوادگی ساخته شده، اما «خانوادگی»بودن آن لزوماً به معنای رضایت یکسان همهٔ سنین نیست. »



ثبت دیدگاه