نقد و بررسی
نقد ویکرام ودا (Vikram Vedha) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی که به دام معما میافتد «Vikram Vedha» از دل تقابلی آشنا آغاز میشود: پلیسی سرسخت در پی گنگستری که به نمادی از خشونت و قانونگریزی بدل شده است. اما فیلم خیلی زود از چارچوب تعقیبوگریز معمول فراتر میرود. وِدها تسلیم ویکرام میشود و بهجای آنکه صرفاً از خودش دفاع کند، داستانهایی را پیش میکشد؛ روایتهایی که در پایان هر کدام، پرسشی اخلاقی پیش روی مأمور میگذارند.
از این لحظه، ماجرا فقط یافتن مجرم نیست، بلکه سنجیدن اعتبار قضاوتهایی است که ویکرام دربارهٔ آدمها و اعمالشان داشته است. فیلم از حکایت کهن ویکرام و بیتال الهام میگیرد و آن را به فضای معاصر جنایی منتقل میکند. این پیوند صرفاً بازی با نامها نیست: ساختار پرسشوپاسخ، همراهی ویکرام با روایتهای وِدها و کوشش برای یافتن پاسخ، در سراسر اثر حضوری بنیادی دارد.
بااینحال، فیلم اسطوره را بهانهای برای بازگویی همان داستان نمیکند؛ آن را به قالبی بدل میسازد تا بتواند دربارهٔ خشونت، مسئولیت و مرز میان قانون و عدالت گفتوگو کند. اخلاق در منطقهٔ خاکستری هستهٔ فکری فیلم در تقابل دو نگاه شکل میگیرد. ویکرام به نظمی روشن و قطعی باور دارد: قانون باید مجرم را شناسایی و مجازات کند و مأمور، در سوی درست این مرز ایستاده است.
« اما فیلم خیلی زود از چارچوب تعقیبوگریز معمول فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وِدها اما با پرسشهایش نشان میدهد که واقعیت بهآسانی در چنین تقسیمبندیای جا نمیگیرد. هر معما، تماشاگر را وادار میکند میان عامل مستقیم یک جنایت و کسی که آن را از پشت صحنه هدایت کرده است تمایز بگذارد؛ یا دربارهٔ انتخابی داوری کند که در شرایطی محدود و پرخطر صورت گرفته است. اهمیت این بازی اخلاقی در آن است که فیلم پاسخهای آماده را به چالش میکشد، بیآنکه لزوماً جای آنها پاسخ قطعی دیگری بگذارد.
وِدها با لحنی گاه شوخ و گاه تهدیدآمیز، روایت را به سلاحی برای برهمزدن اطمینان ویکرام بدل میکند. او لزوماً بیگناه نیست و فیلم نیز برای تبرئهٔ او تلاش نمیکند؛ مسئله این است که بدنامبودن یک نفر، خودبهخود همهٔ کردارهای دیگران را موجه نمیسازد. به همین ترتیب، عنوانِ مأمور قانون نیز نمیتواند هر تصمیمی را از پرسش و بازخواست معاف کند.
بازیگری؛ میدان اصلی نبرد مادهاوان و ویجی ستوپاتی نیروی اصلی این تقابل را فراهم میآورند. مادهاوان ویکرام را با وقار و خویشتنداری میسازد؛ مردی که اقتدارش را نه با پرخاش مداوم، بلکه با اعتمادبهنفس و نگاه دقیق نشان میدهد. در آغاز، رفتار او حاکی از یقین است، اما بازیگر تغییرات درونی شخصیت را با ظرافت و کمگویی منتقل میکند.
« وِدها اما با پرسشهایش نشان میدهد که واقعیت بهآسانی در چنین تقسیمبندیای جا نمیگیرد. »
شخصیتها و اجرا
تردیدهای ویکرام ناگهانی و نمایشی نیستند؛ آرامآرام در مکثها، نگاهها و واکنشهای سنجیدهاش رخنه میکنند. در برابر او، ستوپاتی وِدها را به شخصیتی چندوجهی بدل میکند: خطرناک، باهوش و گاه طناز، اما نه آنقدر قابلپیشبینی که بتوان او را در قالب یک شرور ساده محصور کرد. جذابیت بازیاش فقط در حضور کاریزماتیک نیست؛ در تغییر لحن و حالت اوست، بهخصوص هنگامی که روایت از بازی کلامی به موضوعی شخصیتر و عاطفیتر میرسد.
شیمی میان دو بازیگر، صحنههای بازجویی را به دوئلی تمامعیار تبدیل میکند. این دوئل نه با مشت و اسلحه، بلکه با کلام، سکوت و تلاش برای خواندن نیت طرف مقابل پیش میرود. ریتم و ساختمان معماها ساختار اپیزودیک فیلم، امتیاز و محدودیت آن را همزمان شکل میدهد. هر بار که وِدها داستان تازهای میگوید، افق ماجرا گسترش مییابد و اطلاعات پیشین معنای تازهای پیدا میکند.
تماشاگر نیز، همچون ویکرام، میکوشد اجزای روایت را کنار هم بگذارد و دریابد چه کسی حقیقت را پنهان میکند. فیلم در این رفتوبرگشتها تعلیقی میسازد که بر کنجکاوی و بازنگری استوار است، نه فقط بر خطر فیزیکی. اما تکرار این الگو گاهی بیش از حد آشکار میشود. هر روایت به شکلی حسابشده در جای خود قرار میگیرد تا پرسشی تازه بسازد یا برداشت قبلی را تغییر دهد؛ ازاینرو، برخی پیوندها ممکن است طراحیشدهتر از آن به نظر برسند که از دل زندگی روزمره برخاسته باشند.
« تردیدهای ویکرام ناگهانی و نمایشی نیستند؛ آرامآرام در مکثها، نگاهها و واکنشهای سنجیدهاش رخنه میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همچنین، مدت نسبتاً طولانی فیلم باعث میشود بعضی بخشها از کشش اولیه فاصله بگیرند. پرداخت روابط و موقعیتهای فرعی، هرچند گاه برای تقویت بار عاطفی لازم به نظر میرسد، در چند مقطع حرکت روایت را کند میکند. با وجود این، فیلم عموماً میداند چگونه اطلاعات را قطرهچکانی عرضه کند و مخاطب را درگیر پرسش مرکزی نگه دارد.
تصویر، صدا و فضای جنایی فضای بصری فیلم سهم مهمی در شکلدادن به جهان آن دارد. محیطهای شهری و بافت خشن محلهها، پسزمینهای تزئینی نیستند؛ به زندگی شخصیتهایی تعلق دارند که در آنها قدرت، فقر، جرم و کار پلیس به هم گره خوردهاند. دوربین با استفاده از سایه، قاببندیهای فشرده و فضاهای بسته، حس مراقبت و تهدید را تقویت میکند.
این انتخابها بهویژه در صحنههای گفتوگو مؤثرند؛ جایی که خطر ممکن است نه در حرکت آشکار، بلکه در دانستههای ناگفتهٔ دو طرف نهفته باشد. موسیقی و طراحی صدا نیز بهجای آنکه تنها بر هیجان اکشن تکیه کنند، به شخصیتها و فضای پرتنش فیلم شکل میدهند. ریتم موسیقی در لحظات مناسب بر تعلیق میافزاید و لحن وِدها را از دیگر عناصر روایت متمایز میکند.
« همچنین، مدت نسبتاً طولانی فیلم باعث میشود بعضی بخشها از کشش اولیه فاصله بگیرند. »
قوتها و کاستیها
در کنار آن، تدوین میان بازجویی، یادآوری و رخدادهای جاری پیوند برقرار میسازد و تماشاگر را به بازبینی برداشتهایش وامیدارد. این تمهیدها به فیلم ظاهری صیقلی و هویتی ویژه میدهند، هرچند گاه تأکید سبکی آنها از ظرافت خود موقعیت پیشی میگیرد. جهان فرعی و محدودیتهای شخصیتپردازی اگرچه فیلم از دو شخصیت مرکزی بهرهٔ فراوان میبرد، همهٔ نقشهای پیرامونی به همان اندازه فرصت رشد نمییابند.
برخی شخصیتها بیش از آنکه زندگی و انگیزهٔ مستقل داشته باشند، در خدمت پیشبرد معماها یا روشنکردن انتخابهای ویکرام و وِدها قرار میگیرند. این تمرکز، انسجام درام را حفظ میکند، اما در عوض از عمق عاطفی بخشی از جهان داستان میکاهد. تماشاگر گاه میتواند اهمیت یک شخصیت را در طرح کلی تشخیص دهد، بیآنکه شناخت کافی از تجربهٔ درونی او به دست آورد.
فیلم همچنین میخواهد همزمان تریلری پرتعلیق، درامی دربارهٔ فساد و روایتی اخلاقی باشد. این چندگانگی معمولاً به غنای اثر کمک میکند، اما در بعضی لحظات، تغییر از یک کارکرد به کارکرد دیگر کمی مکانیکی احساس میشود. معما باید پیش برود، اطلاعات باید افشا شود و شخصیتها باید به نقطهٔ تازهای از مواجهه برسند؛ حاصل، گاه روایتی است که بیش از حد به مهندسی خود آگاه مینماید.
« این تمرکز، انسجام درام را حفظ میکند، اما در عوض از عمق عاطفی بخشی از جهان داستان میکاهد. »
جمعبندی
این ایرادها بهویژه در مقایسه با قدرت صحنههای دونفره برجسته میشوند، زیرا آن صحنهها طبیعیتر و زندهتر از بخشهایی هستند که صرفاً برای چرخاندن طرح طراحی شدهاند. جمعبندی «Vikram Vedha» تریلری جنایی است که جذابیتش را از پرسشهای اخلاقی و رویارویی دو شخصیت متضاد میگیرد. فیلم بهجای آنکه تنها از تعقیب یک گنگستر و تلاش پلیس برای دستگیری او سخن بگوید، اعتبار مرزهای سادهٔ خیر و شر را میآزماید و تماشاگر را به داوری دربارهٔ انگیزه، مسئولیت و قدرت دعوت میکند.
بازیهای مادهاوان و ویجی ستوپاتی، ساختار معمایی و فضای دیداری پرتنش، ستونهای اصلی این تجربهاند. در مقابل، طولانیبودن، افتوخیز ریتم، حسابشدگی بیش از اندازهٔ بعضی روایتها و کمپرداختگی چند نقش فرعی، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه نیرومند باشند. بااینهمه، اثر در مهمترین عرصهٔ خود موفق است: تقابل ویکرام و وِدها را به گفتوگویی زنده بدل میکند که پس از پایان هر معما نیز در ذهن ادامه مییابد.
« جمعبندی «Vikram Vedha» تریلری جنایی است که جذابیتش را از پرسشهای اخلاقی و رویارویی دو شخصیت متضاد میگیرد. »



ثبت دیدگاه