نقد و بررسی
نقد آشغال: افسانهٔ هرم جادویی (Trash: La Leggenda Della Piramide Magica) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جهانی که دور ریختهشدگان در آن زندهاند «Trash: La Leggenda Della Piramide Magica» از تصوری ساده اما ثمربخش آغاز میکند: اشیایی که انسانها بیدرنگ کنار میگذارند، در جهان خودشان زندگی، خاطره و آرزو دارند. قهرمان این جهان اسلیم است؛ جعبهای مقوایی و فرسوده که امیدش را به آینده از دست داده است.
افسانهٔ هرم جادویی وعده میدهد زبالهها میتوانند دوباره به اشیایی سودمند بدل شوند، اما اسلیم به چنین وعدهای باور ندارد. ورود جرقه، جعبهای که هنوز اسباببازی درونش را دارد، او را از این انفعال بیرون میکشد و در مسیری تازه قرار میدهد. این خط داستانی، بهجای آنکه تنها مقدمهٔ یک ماجرای کودکانه باشد، چارچوبی برای پرسش از ارزش، مصرف و امکان دوبارهآغازکردن فراهم میکند.
استعارهای ساده با ظرفیت معنایی مهمترین امتیاز فیلم در انتخاب شخصیتهایی است که معمولاً حتی به چشم نمیآیند. جعبهٔ خالی، بطری مچالهشده یا وسیلهٔ شکسته در نگاه روزمره چیزی بیش از پسماند نیست؛ اما فیلم با جانبخشیدن به آنها، زاویهٔ دید را عوض میکند. این جابهجایی، تماشاگر را وامیدارد از خود بپرسد چه زمانی چیزی «بیمصرف» میشود: وقتی کارکرد نخستینش را از دست میدهد، یا وقتی دیگر کسی حاضر نیست به آن فرصت بدهد؟
« قهرمان این جهان اسلیم است؛ جعبهای مقوایی و فرسوده که امیدش را به آینده از دست داده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرم جادویی در این میان نماد نوعی رستگاری است، اما معنایش از قلمرو زباله فراتر میرود و به تجربهٔ کسانی پیوند میخورد که خود را کنارگذاشتهشده یا بیفایده میپندارند. با اینحال، فیلم استعارهاش را چندان پیچیده نمیکند. پیامِ فرصت دوباره، امید و پذیرفتن تفاوتها روشن و مستقیم بیان میشود؛ ویژگیای که برای مخاطب کمسن میتواند مفید باشد، اما گاهی از ظرافت معنایی اثر میکاهد.
فیلم بیشتر میخواهد ایدهاش را قابلفهم و دلنشین کند تا آنکه پیامدهای اجتماعیِ فرهنگ مصرف و دورریختن را بهطور انتقادی بکاود. از همین رو، مضمون محیطزیستی آن بیشتر در طراحی جهان و وضعیت شخصیتها حضور دارد تا در یک بحث گسترده و چندوجهی. اسلیم و مسیر بازگشت امید اسلیم قهرمانی است که نقطهٔ آغازش نه شجاعت، بلکه خستگی و بیباوری است.
همین ویژگی، مسیر او را از الگوی آشنای قهرمانانی که از ابتدا مشتاق ماجراجوییاند متمایز میکند. تغییر او قرار است تدریجی باشد: همراهی با دیگران، مواجهه با خطر و کشف اینکه هنوز میتواند نقشی داشته باشد. فیلم در این مسیر به موضوعاتی چون دوستی، همدلی و اعتماد تکیه میکند و بهجای ساختن قهرمانی بینقص، بر اهمیت یافتن دوبارهٔ انگیزه تأکید دارد.
« با اینحال، فیلم استعارهاش را چندان پیچیده نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
با وجود این، شخصیتپردازی همهٔ همراهان به یک اندازه بسط نمییابد. گروهی رنگارنگ از اشیای دورریختهشده در اطراف اسلیم شکل میگیرد و هرکدام قابلیت تبدیلشدن به حضوری بهیادماندنی را دارند، اما تعدد شخصیتها و موقعیتها گاهی مجال کافی برای ماندگارشدن فردیت آنها باقی نمیگذارد. در نتیجه، پیوندهای گروهی از نظر عاطفی گرماند، ولی برخی از آنها بیشتر کارکردی داستانی دارند: همراهی برای پیشبردن سفر یا فراهمکردن لحظهای طنز و هیجان.
ماجراجویی میان حرکت و مکث فیلم ماجرای خود را با خطرهای بیرونی، گریز از ماشینهای جمعآوری زباله و برخورد با موجوداتی شکل میدهد که از وضعیت خویش گریزاناند. این عناصر به داستان امکان میدهند جهانِ اشیای دورریختهشده را از یک ایدهٔ نمادین به محیطی قابلحرکت و دیدنی تبدیل کند. سفر گروه، از این جهت، فقط رسیدن به مقصد نیست؛ فرصتی است برای برخورد با شکلهای گوناگون ترس و امید.
تهدیدها نیز با جهان فیلم تناسب دارند: همان نیروهایی که در زندگی واقعی زبالهها را بیدرنگ جمع میکنند، در اینجا به خطری ملموس برای شخصیتها بدل میشوند. اما ریتم، یکی از دشواریهای اصلی اثر است. برخی بخشها بیش از اندازه درنگ میکنند و گفتوگوها بارِ زیادی از روایت را بر دوش میکشند.
« با وجود این، شخصیتپردازی همهٔ همراهان به یک اندازه بسط نمییابد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در لحظاتی که انتظار میرود تعقیبوگریز یا کشفِ محیط، انرژی صحنه را بالا ببرد، مکثها و توضیحها از شتاب ماجرا میکاهند. این ناهماهنگی سبب میشود فیلم گاهی میان ماجراجویی پرتحرک و گفتوگومحوری آرام معلق بماند؛ نه آنقدر پرشتاب که مخاطب را کاملاً درگیر کند و نه آنقدر تأملبرانگیز که کندیاش به فرصتی برای تعمق تبدیل شود.
این مسئله بهویژه برای کودکانی که انتظار حرکت پیوسته دارند، ممکن است محسوس باشد. تصویر، حرکت و ساخت جهان پویانمایی سهبعدی فیلم در خدمت ایدهٔ مرکزیاش قرار دارد: اشیا باید همچنان شکل و جنسِ آشنای خود را حفظ کنند، اما در عین حال بتوانند همچون شخصیتهایی زنده واکنش نشان دهند. فرسودگی و تفاوت مواد، از مقوا تا شیشه و فلز، به جهان بصری تنوع میبخشد و کمک میکند تماشاگر شخصیتها را از ظاهرشان بهسرعت بازشناسد.
حرکت روان، بهخصوص در صحنههای تعقیب و جابهجایی، به قصه کیفیتی سرگرمکننده میدهد و برای تماشای خانوادگی مناسب است. با این همه، جلوهٔ بصری فیلم بیش از آنکه بر نوآوری چشمگیر تکیه کند، بر خوانایی و کارآمدی استوار است. طراحی شخصیتها در خدمت روایت قرار میگیرد و کمتر به تصویری بدل میشود که بهتنهایی خاطرهای ماندگار بسازد.
« این مسئله بهویژه برای کودکانی که انتظار حرکت پیوسته دارند، ممکن است محسوس باشد. »
قوتها و کاستیها
این انتخاب الزاماً ضعف نیست؛ سادگی بصری با مخاطب کودک سازگار است. ولی وقتی در کنار فیلمنامهای نسبتاً آشنا قرار میگیرد، فیلم کمتر از آنچه ایدهٔ اولیهاش وعده میدهد، حسِ کشف و تازگی ایجاد میکند. فیلمی برای تماشای خانوادگی «Trash» از آن دسته انیمیشنهایی است که میتواند گفتوگویی ساده میان کودکان و بزرگسالان ایجاد کند: دربارهٔ دورریختن، مراقبت از وسایل، ارزش اشیا و اینکه هیچکس نباید صرفاً بر پایهٔ ظاهر یا کارکرد گذشتهاش داوری شود.
لحن گرم اثر باعث میشود پیامش تلخ یا سرزنشگر نشود. در عین حال، فیلم از شوخی و لحظههای سبک نیز بهره میگیرد تا فضای داستان بیش از اندازه موعظهوار نماند. این تناسب خانوادگی، البته به معنای یکسانبودن تجربهٔ همهٔ مخاطبان نیست. کودکان ممکن است با شخصیتهای شیءوار، خطرهای روشن و آرزوی رسیدن به هرم جادویی ارتباط بگیرند؛ بزرگسالان احتمالاً بیشتر متوجه مضمون مصرف و دورریختن میشوند، اما ممکن است از مسیر داستانی قابلپیشبینی و گفتوگوهای طولانیتر فاصله بگیرند.
فیلم بهندرت از الگوهای آشنای ماجراجویی فاصله میگیرد، بنابراین جذابیتش بیشتر از جهان مرکزی و پیام انسانیاش میآید تا از غافلگیریهای روایی. جمعبندی «Trash: La Leggenda Della Piramide Magica» ایدهای دیدنی و مهربانانه را به داستانی دربارهٔ امید، دوستی و فرصت دوباره پیوند میزند.
« این انتخاب الزاماً ضعف نیست؛ سادگی بصری با مخاطب کودک سازگار است. »
جمعبندی
جاندادن به اشیای دورریختهشده، هم زمینهای مناسب برای ماجراجویی فراهم میکند و هم استعارهای روشن دربارهٔ ارزشگذاری و کنارگذاشتهشدن میسازد. پویانمایی روان و فضای مناسب تماشای خانوادگی، نقاط قوت آشکار فیلماند؛ در مقابل، کندی ریتم، پرگویی برخی بخشها و اتکای فیلمنامه به الگوهای آشنا، مانع از آن میشود که ایدهٔ جذابش به تجربهای کاملاً تازه و ماندگار تبدیل شود.
حاصل، اثری صمیمی و خوشنیت است که بیش از پیچیدگی یا جسارت روایی، با پیام ساده و شخصیتهای نامعمولش مخاطب را دعوت میکند برای چیزهایی که معمولاً نادیده میگیریم، بار دیگر ارزش قائل شویم.



ثبت دیدگاه