نقد و بررسی
نقد استرچ (Stretch) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی که از دل یک شیفت شب سر برمیآورد «Stretch» ساختهٔ Joe Carnahan، کمدی جنایی پرتحرکی است که بخش عمدهٔ ماجرایش در یک شب و در خیابانهای لسآنجلس میگذرد. قهرمان آن، کوین «استرچ» برزیوسکی، بازیگری ناکام است که اکنون رانندهٔ لیموزین شده و میکوشد گذشتهٔ آشفتهاش را پشت سر بگذارد.
بدهیِ پرداختنشده به شرطبندی سمج، تهدید از دست دادن شغل و حضور مسافری ثروتمند و نامتعارف، او را وارد رشتهای از دردسرهای پیدرپی میکند. فیلم از همان ابتدا نوید روایتی واقعگرا نمیدهد؛ قرار است تماشاگر را به سفری شتابان، پرهرجومرج و گاه بیمنطق ببرد. قهرمانی با خستگی در نگاه جذابیت اصلی فیلم در شخصیت استرچ و بازی Patrick Wilson نهفته است.
او قهرمانی نیست که با اعتمادبهنفس بر موانع غلبه کند؛ بیشتر مردی است که هر بار پس از یک فاجعه، با خستگی و طعنه خود را جمعوجور میکند و به راهش ادامه میدهد. واکنشهای خشک او در برابر اتفاقهای نامعقول، نقطهٔ اتکای طنز فیلماند: هرچه جهان اطرافش مضحکتر میشود، استرچ بیشتر میکوشد رفتاری عادی از خود نشان دهد.
این فاصله میان آشفتگی بیرونی و خونسردی نسبی شخصیت، به فیلم ریتمی کمیک میدهد و از او چهرهای انسانی میسازد. استرچ صرفاً قربانیِ بدشانسی نیست؛ او گذشتهای دارد که بر تصمیمهای امروزش سایه انداخته و باید هزینهٔ انتخابهایش را بپردازد. بااینحال، فیلم در پرداخت زخمهای عاطفی او چندان درنگ نمیکند.
« قهرمانی با خستگی در نگاه جذابیت اصلی فیلم در شخصیت استرچ و بازی Patrick Wilson نهفته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نشانههایی از تنهایی، شکست و میل به بازسازی زندگی دیده میشود، اما روایت معمولاً پیش از آنکه این احساسها عمق بیشتری پیدا کنند، به سراغ دردسر بعدی میرود. شبی که هر لحظه از مسیر خارج میشود ساختار «Stretch» بر انباشتهشدن حادثهها استوار است. هر مواجهه، مسئلهای تازه پیش میآورد و مسیر داستان را به جهتی پیشبینینشده میکشاند.
این شیوه با موقعیت اصلی فیلم ــ رانندهای که میان مسافران و خیابانهای شهر پیوند برقرار میکند ــ تناسب دارد: لیموزین به اتاقی متحرک بدل میشود که آدمهای جورواجور برای مدتی کوتاه وارد آن میشوند و هرکدام بحرانی را با خود میآورند. سرعت روایت یکی از امتیازهای فیلم است. صحنهها اغلب مجال نمییابند بیش از اندازه درجا بزنند و تماشاگر پیوسته در انتظار اتفاق بعدی میماند.
در عوض، همین شتاب گاهی به بهای انسجام تمام میشود. بعضی رخدادها بیشتر برای غافلگیرکردن یا بالا بردن هیجان به کار میروند تا آنکه از منطق درونی شخصیتها و جهان فیلم بیرون آمده باشند. در نتیجه، انرژی فیلم قابلتوجه است، اما همهٔ پیچوخمهایش به یک اندازه قانعکننده نیستند. مسافری که قواعد را برهم میزند ورود Roger Karos، مسافر ثروتمند و عجیبوغریب، کانون اصلی بیثباتی داستان است.
او از آن شخصیتهایی است که با حضورشان قواعد معمول رفتار را به هم میریزند: خواستههای افراطی دارند، اطرافیان را به بازی میگیرند و به نظر میرسد از آشوبی که میآفرینند لذت میبرند. Chris Pine در این نقش، با تکیه بر اغراق و خودنمایی حسابشده، تضادی مؤثر با خویشتنداری استرچ ایجاد میکند.
« شبی که هر لحظه از مسیر خارج میشود ساختار «Stretch» بر انباشتهشدن حادثهها استوار است. »
شخصیتها و اجرا
این تقابل، از نظر نمایشی بارور است؛ یکی بیمحابا بحران میسازد و دیگری ناچار است پیامدهای آن را مدیریت کند. اما شخصیت کاروس بیش از آنکه بهعنوان انسانی چندلایه بسط یابد، نیروی محرک هرجومرج باقی میماند. او برای پیشبردن ماجرا کارکرد دارد و حضورش سرگرمکننده است، ولی انگیزهها و لایههای درونیاش فرصت چندانی برای گسترش پیدا نمیکنند.
این محدودیت در برخی شخصیتهای فرعی دیگر نیز دیده میشود: بعضی بیشتر شمایلی طنزآمیز یا ابزاری رواییاند تا آدمهایی با زندگی مستقل. طنز سیاه و لحن نامتعارف «Stretch» میان کمدی، جنایت و موقعیتهای تهدیدآمیز رفتوآمد میکند و لحنش را بر پایهٔ برخورد این عناصر میسازد. شوخیها اغلب از درماندگی استرچ در برابر موقعیتهایی میآیند که از کنترلش خارج شدهاند؛ گاهی نیز فیلم با بیپروایی به سوی طنز زمخت و صریح میرود.
این بیمهاری بخشی از هویت اثر است، اما همیشه به نتیجهای یکدست نمیرسد. شوخیای که در یک صحنه با لحن جنونآمیز فیلم جور درمیآید، ممکن است در صحنهای دیگر بیظرافت یا بیشازحد آشکار به نظر برسد. در زیر این لایهٔ کمدی، تصویری تلخ از شکست و فرسودگی وجود دارد. استرچ میخواهد زندگیاش را از نو مرتب کند، اما هر تلاش برای نظمدادن به اوضاع، با اتفاقی تازه مختل میشود.
فیلم این مضمون را با ظرافتی پیوسته نمیکاود؛ بیشتر آن را در دلِ شوخیها و بحرانها پراکنده میکند. حاصل، لحنی است که هم سرگرمکننده است و هم اندکی بدبینانه، بیآنکه همیشه بتواند این دو وجه را به تعادلی پایدار برساند. شهر، لیموزین و حس حرکت لسآنجلس در فیلم نه تصویری کارتپستالی دارد و نه صرفاً پسزمینهای خنثی است.
« این تقابل، از نظر نمایشی بارور است؛ یکی بیمحابا بحران میسازد و دیگری ناچار است پیامدهای آن را مدیریت کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شهر در قالب خیابانها، قرارها، محلهای ملاقات و رفتوآمدهای شبانه تجربه میشود؛ فضایی که آدمها را به یکدیگر میرساند، اما بهندرت به آنها فرصت مکث میدهد. لیموزین نیز بیش از وسیلهای برای جابهجایی است: صحنهای کوچک و متحرک که در آن اختلاف طبقاتی، خودنمایی، اضطراب و خستگی در فاصلهای نزدیک به هم قرار میگیرند.
این موقعیت ظرفیت تمثیلی دارد. راننده در مرکز رفتوآمد کسانی است که گاه از او بهره میگیرند، اما خود به حاشیه میرانندش. فیلم این ظرفیت را به طرحی پیچیده دربارهٔ طبقه و قدرت تبدیل نمیکند، اما همین برخوردهای کوتاه به فضای آشفتهاش معنا میبخشند. شتاب شبانه و جابهجایی مداوم، شکل بصری مناسبی برای ذهن پریشان قهرمانی فراهم میکنند که پیوسته میکوشد از بحران بعدی جان سالم به در ببرد.
محدودیتها و نابرابریهای فیلم بزرگترین ضعف «Stretch» در فاصلهٔ میان انرژی روایی و باورپذیری آن است. وقتی رخدادها با سرعت و اغراق روی هم انباشته میشوند، فیلم گاهی از منطق علّی فاصله میگیرد. تماشاگر باید بسیاری از اتفاقها را نه بهعنوان نتیجهٔ طبیعی کنش شخصیتها، بلکه بهعنوان بخشی از بازیِ دیوانهوار اثر بپذیرد.
این انتخاب برای گروهی از مخاطبان مفرح است، اما برای کسانی که پیوستگی و واقعنمایی میخواهند، ممکن است مانع ارتباط شود. همچنین، برخی شخصیتهای فرعی تنها در حد نشانهای از یک تیپ باقی میمانند و فیلم برای ساختن انگیزه یا رابطهای ماندگار با آنها زمان کافی صرف نمیکند. مضمونپردازی دربارهٔ شکست، سرنوشت و فرصت دوباره نیز گاهی آنقدر مستقیم بیان میشود که از تأثیر ظریفتر بازمیماند.
« راننده در مرکز رفتوآمد کسانی است که گاه از او بهره میگیرند، اما خود به حاشیه میرانندش. »
قوتها و کاستیها
با وجود این کاستیها، بازی محوری ویلسون و ضرباهنگ پرجنبوجوش فیلم کمک میکنند که ضعفهایش به تجربهای کاملاً فرساینده تبدیل نشوند. جمعبندی «Stretch» اثری نامتعارف و پرشتاب است که بیش از آنکه بر طرحی منسجم و شخصیتپردازی عمیق تکیه کند، از لحن بیقرار، موقعیتهای عجیب و واکنشهای طنازانهٔ قهرمانش نیرو میگیرد.
فیلم در بهترین لحظات، آشوب را به موتور کمدی بدل میکند و از تقابل رانندهای خسته با مسافری مهارنشدنی بهره میبرد. در لحظات ضعیفتر، اغراق و شوخیهای زمخت جای پرداخت سنجیده را میگیرند. تماشای آن بیش از همه به کسانی پیشنهاد میشود که با کمدی جناییِ پرهیاهو و روایتهای عمداً نامعقول همراه میشوند.
«Stretch» فیلمی بینقص یا عمیقاً منضبط نیست، اما شخصیت مرکزیاش، فضای آشفتهاش و جسارتش در آمیختن طنز با تهدید، به آن هویتی مشخص میبخشند.
« در لحظات ضعیفتر، اغراق و شوخیهای زمخت جای پرداخت سنجیده را میگیرند. »



ثبت دیدگاه