نقد و بررسی
نقد از سمت کناری (In from the Side) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
عاشقانهای در میانهٔ میدان «In from the Side» ساختهٔ Matt Carter، در ظاهر داستانی دربارهٔ راگبی و رابطهای پنهانی است؛ اما میدان اصلی فیلم نه چمن ورزشگاه، بلکه فضای پرتنش میان میل شخصی، تعهد عاطفی و تعلق جمعی است. مارک، بازیکنی تازهوارد و کمتجربه در تیم دوم باشگاه، به وارن، بازیکن جاافتادهٔ تیم نخست، جذب میشود.
برخوردی مستآلود در پی یک مسابقهٔ خارج از خانه، پیوندی را شکل میدهد که بهسادگی نمیتوان آن را در چارچوب یک لغزش گذرا نگه داشت. از همانجا، فیلم میکوشد نشان دهد پنهانکاری چگونه به رابطهای تازه شکل میدهد و همزمان پیوندهای دیگر را فرسوده میکند. فیلم بهجای آنکه داستانی دربارهٔ آشکارشدن هویت یا مواجهه با تبعیض باشد، بر زندگی روزمرهٔ مردانی تمرکز میکند که در باشگاه، کار، خانه و رابطههای خود با مسائل معمول انسانی دستوپنجه نرم میکنند.
این انتخاب به روایت لحنی متفاوت میدهد: همجنسگرا بودن شخصیتها موضوعی برای توضیحدادن یا بحرانسازی نیست، بلکه بخشی عادی از جهان آنان است. کانون درام، خیانت، کشش و پیامدهای انتخابهایی است که شخصیتها در خلوت خود میگیرند. باشگاه بهمثابه جامعهای کوچک راگبی در این فیلم صرفاً پسزمینهای پرتحرک برای یک عاشقانه نیست.
باشگاه، با رقابت میان تیمها، رفاقتهای شکلگرفته و ضرورت همکاری در زمین، جامعهای کوچک میسازد که شخصیتها در آن هم به یکدیگر نیاز دارند و هم از یکدیگر تأثیر میپذیرند. تفاوت جایگاه مارک و وارن در دو تیم نیز به رابطهٔ آنان بُعدی اجتماعی میدهد: یکی تازهوارد و در حال یافتن جای خود است، دیگری چهرهای شناختهشده و برخوردار از اعتبار.
« مارک، بازیکنی تازهوارد و کمتجربه در تیم دوم باشگاه، به وارن، بازیکن جاافتادهٔ تیم نخست، جذب میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این فاصله، کشش میانشان را از همان آغاز با نوعی نابرابری تجربه و موقعیت همراه میکند. صحنههای مسابقه از پرانرژیترین بخشهای فیلماند. برخوردهای بدنی، دویدن و حرکت جمعی، به تصویرها ضرباهنگی میبخشند که با صحنههای خلوت و پنهانی رابطه تضاد دارد. در زمین، قواعد روشناند و هر حرکت در برابر نگاه دیگران انجام میشود؛ بیرون از آن، شخصیتها وارد فضایی مبهم میشوند که در آن تصمیمها را میتوان عقب انداخت، توجیه کرد یا از دیگران مخفی نگه داشت.
این تقابل، ظرفیت دراماتیک خوبی دارد، هرچند فیلم همیشه از آن برای پیشبرد دقیقتر شخصیتها بهره نمیگیرد. کششی که از پنهانکاری نیرو میگیرد رابطهٔ مارک و وارن با یک تصمیم روشن و سنجیده آغاز نمیشود، بلکه از برخوردی ناگهانی و موقعیتی آشفته سر برمیآورد. همین آغاز، زمینهٔ مناسبی برای نمایش کششهایی فراهم میکند که ابتدا ممکن است بهصورت یک استثنا یا اشتباه تعبیر شوند، اما بهتدریج معنایی گستردهتر پیدا میکنند.
فیلم در این بخش، بهخوبی نشان میدهد که احساسات همیشه با برنامهریزی و منطق پیش نمیروند؛ گاه افراد در مسیری قرار میگیرند که خود نیز از شدت و پیامدهایش مطمئن نیستند. بااینحال، پنهانکاری هم نیروی پیشبرندهٔ رابطه است و هم یکی از محدودیتهای روایت. هر دیدار مخفیانه میتواند تنش تازهای ایجاد کند، اما تکرار دیدارها و اضطراب ناشی از لو رفتن، بهمرور از تازگی میافتد.
فیلم برای مدتی طولانی بر همین الگو تکیه میکند و در نتیجه، بعضی صحنهها بهجای آنکه پیچیدگی عاطفی را عمیقتر کنند، همان وضعیت پیشین را دوباره بازمینمایند. مسئله این نیست که رابطه باید سریعتر پیش برود؛ مسئله آن است که تکرار موقعیتها، همیشه به شناخت تازهای از شخصیتها منجر نمیشود.
« این فاصله، کشش میانشان را از همان آغاز با نوعی نابرابری تجربه و موقعیت همراه میکند. »
شخصیتها و اجرا
بازیها و رابطهٔ دو بازیگر اصلی Alexander Lincoln و Alexander King در نقشهای مارک و وارن، مهمترین تکیهگاه عاطفی فیلماند. بازی Lincoln در لحظههای مردد و آسیبپذیر، به مارک حالتی قابلباور میدهد؛ او شخصیتی است که هم به دنبال تجربهای تازه است و هم از پیامدهای انتخابهایش واهمه دارد.
King در سوی دیگر، وارن را با نوعی اعتمادبهنفس بیرونی و ناآرامی درونی تصویر میکند. فاصلهٔ میان ظاهر مسلط و تردیدهای عاطفی او، به رابطه نیرویی دوگانه میبخشد. شیمی میان دو بازیگر در لحظههای آرام و صمیمی بیش از گفتوگوهای توضیحی کار میکند. نگاهها، مکثها و تغییرات ظریف رفتارشان گاه بهتر از دیالوگها نشان میدهد که رابطه از یک کشش گذرا فراتر رفته است.
بااینهمه، این هماهنگی نمیتواند همهٔ کمبودهای فیلمنامه را جبران کند. وقتی شخصیتها باید انگیزههای خود را بیان کنند یا دربارهٔ وضع رابطهشان تصمیم بگیرند، گفتوگوها گاهی صریحتر از حد لازم و کمظرافت میشوند. افزون بر آن، بازی برخی نقشهای فرعی خشک به نظر میرسد و در چند لحظه، تأکید عاطفی صحنه بیش از آنکه برآمده از موقعیت باشد، تحمیلشده جلوه میکند.
شخصیتهایی که پشت سر روایت میمانند یکی از کاستیهای مهم فیلم، محدودماندن شناخت ما از شخصیتهای اصلی و شریکان عاطفی آنان است. مارک و وارن بهقدر کافی در مرکز توجه قرار میگیرند تا کشش و تردیدهایشان دیده شود، اما گذشته، نیازها و تناقضهایشان با عمقی که روایت وعده میدهد گسترش نمییابد.
« King در سوی دیگر، وارن را با نوعی اعتمادبهنفس بیرونی و ناآرامی درونی تصویر میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، گاهی دشوار است بفهمیم چرا هرکدام از آنها در رابطهٔ موجود خود ماندهاند یا دقیقاً چه چیزی را در رابطهٔ تازه میجویند. احساساتشان قابلتشخیص است، اما انگیزههایشان همیشه به همان اندازه روشن و قانعکننده نیست. این محدودیت دربارهٔ شریکان عاطفی دو مرد آشکارتر میشود. آنان غالباً بیشتر بهمنزلهٔ مانعی در برابر رابطهٔ پنهانی یا پیامدی برای خیانت حضور دارند تا شخصیتهایی مستقل با خواستهها و رنجهای خود.
چنین رویکردی از بار اخلاقی و عاطفی ماجرا میکاهد، زیرا تماشاگر فرصت چندانی نمییابد تا پیامدهای رفتار مارک و وارن را از چشم کسانی ببیند که از آن آسیب میبینند. شخصیت Henry نیز میتواند نشانهای از اثرگذاری تنهایی و احساس یکسویه باشد، اما پرداخت او بهاندازهای نیست که این خط فرعی کاملاً در بافت اصلی داستان ادغام شود.
تصویر، موسیقی و ریتم از نظر بصری، فیلم خوشساخت و چشمنواز است. فیلمبرداری، فضای باشگاه و زمین بازی را با توجه به بافت محیطی ثبت میکند و میان خشونت فیزیکی راگبی و صمیمیت بدنها در لحظههای خصوصی پیوندی دیداری برقرار میسازد. گلولای، لباسهای ورزشی و تماسهای شدید میدان، به فیلم کیفیتی ملموس میدهند؛ در مقابل، صحنههای عاطفی معمولاً نرمتر و آرامترند.
این زبان تصویری گاه بهتنهایی جذابیت میآفریند و به اثر هویت مشخصی میبخشد. اما زیبایی تصویر همیشه در خدمت ایجاز نیست. فیلم بیش از دو ساعت زمان دارد و در بخشهایی از این مدت، مکثها و تکرارها به روایت وزن اضافی تحمیل میکنند. برخی صحنههای ورزشی و صمیمانه، بیش از آنکه اطلاعات یا تحول تازهای به داستان بیفزایند، حالوهوایی را که پیشتر ساخته شده دوباره تأکید میکنند.
« احساساتشان قابلتشخیص است، اما انگیزههایشان همیشه به همان اندازه روشن و قانعکننده نیست. »
قوتها و کاستیها
موسیقی نیز گاه احساسات را پررنگتر از آنچه خود صحنه اقتضا میکند برجسته میسازد. این تأکید، در لحظههایی به اثر شور میبخشد، اما در لحظههای دیگر از ظرافت آن میکاهد. جمعبندی «In from the Side» اثری خوشتصویر و پرکشش دربارهٔ رابطهای است که در فضای محدود یک باشگاه راگبی، میان میل فردی و مسئولیت در برابر دیگران شکل میگیرد.
حضور دو بازیگر اصلی و شیمی قابلتوجه میان آنان، صحنههای مسابقهٔ پرتحرک و نگاه روزمره به زندگی شخصیتهای همجنسگرا، از امتیازهای مهم فیلماند. در عین حال، روایت در پرداخت رابطه بیش از اندازه به تکرار متکی میشود و کمعمقی شخصیتها، بهویژه شریکان عاطفیشان، از پیچیدگی اخلاقی داستان میکاهد.
فیلم در بهترین لحظههایش، تنش میان آنچه آدمها میخواهند و آنچه از گفتنش پرهیز میکنند به تصویر میکشد؛ در لحظههای ضعیفتر، همان تنش را با صحنههای مشابه و تأکیدهای احساسی تکرار میکند. حاصل، عاشقانهای دیدنی اما نه کاملاً متوازن است: اثری که فضای خاص و نیروی عاطفی دارد، ولی برای رسیدن به عمق بیشتر، به شخصیتپردازی دقیقتر و روایتی فشردهتر نیازمند بود.
« موسیقی نیز گاه احساسات را پررنگتر از آنچه خود صحنه اقتضا میکند برجسته میسازد. »



ثبت دیدگاه