نقد و بررسی
نقد مرد آبی (The Water Man) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای در خدمت اندوه «The Water Man» در ظاهر قصهٔ جستوجوی موجودی افسانهای در دل جنگل است؛ اما نیروی اصلیاش نه در رازهای آن موجود، بلکه در ترسی آشنا و دردناک ریشه دارد: ترس کودکی از دستدادن مادر. گانر، پسری کتابخوان و خیالپرداز، باور میکند که شاید افسانهٔ مرد آب بتواند راه نجاتی برای مادر بیمارش نشان دهد.
این باور ساده، موتور داستان میشود و فیلم را از ماجرایی صرفاً فانتزی به روایتی دربارهٔ درماندگی، امید و شکلهای کودکانهٔ مواجهه با فقدان میکشاند. فیلم از همان ابتدا میان دو قلمرو رفتوآمد میکند: جهان ملموس خانوادهای گرفتار بیماری و نگرانی، و جهانی افسانهگون که در ذهن گانر شکل میگیرد.
این دو قلمرو همیشه بهخوبی در هم نمیآمیزند، اما همین ناپایداری بخشی از جذابیت اثر است. تماشاگر، مانند خود گانر، نمیداند تا چه اندازه باید به نشانههای جادویی اعتماد کند و کجا باید آنها را بازتاب ذهنیِ کودکی بداند که برای تحمل واقعیت، داستان میسازد. خیال کودکانه بهمثابه پناهگاه گانر تنها در پی یافتن درمانی خارقالعاده نیست؛ او میخواهد در برابر وضعیتی که از کنترلش بیرون است کاری انجام دهد.
بیماری مادر، برای یک کودک، نه مفهومی پزشکی، بلکه تهدیدی بزرگ و مبهم است. فیلم هوشمندانه این درماندگی را به میل او برای تحقیق و جستوجو پیوند میزند: خواندن، نقاشیکردن و ساختن داستان، ابزارهاییاند که گانر با آنها جهان را قابلفهمتر میکند. داستانهای مصور او فقط سرگرمی یا نشانهای از خلاقیتش نیستند؛ آنها راهی برای تبدیل اضطراب به تصویر و روایتاند.
« این دو قلمرو همیشه بهخوبی در هم نمیآمیزند، اما همین ناپایداری بخشی از جذابیت اثر است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هرجا واقعیت بیش از اندازه سنگین میشود، خیال به او امکان میدهد موقعیتی برای خود بسازد که در آن میتواند قهرمان باشد و تصمیم بگیرد. فیلم در اینجا بهجای آنکه تخیل را صرفاً تزئینی فانتزی جلوه دهد، آن را شیوهای برای بقا نشان میدهد؛ هرچند گاه بیش از اندازه به توضیح معنای خیال تکیه میکند و مجال کشف را از تماشاگر میگیرد.
دوستی در مسیر ناشناخته همراهی جو با گانر، به سفر جنگلی فیلم جان و حرکت میدهد. این دو کودک از نظر خلقوخو تفاوت دارند: گانر درونگرا و شیفتهٔ کتاب و تصویر است، در حالی که جو سرسختتر و بیپرواتر به نظر میرسد. تفاوت میان آنها به رابطهشان کشش میبخشد و مانع میشود سفرشان به مجموعهای از صحنههای یکنواخت تبدیل شود.
آنها گاهی با هم اختلاف پیدا میکنند، اما موقعیتهای خطرناک و تصمیمهای مشترک، آرامآرام اعتمادی میانشان میسازد. بازیهای Lonnie Chavis و Amiah Miller از نقاط قوت فیلماند. هر دو بازیگر، بیآنکه احساسات را بیش از اندازه آشکار کنند، برای شخصیتهایشان نوعی آسیبپذیری باورپذیر میآفرینند.
شیمی میان آنها باعث میشود گفتوگوها و لحظات سادهٔ همراهی نیز اهمیت پیدا کنند. فیلم در ترسیم دوستی کودکانه موفق است، زیرا رابطهٔ این دو را نه با تأکیدهای عاطفی بزرگ، بلکه با همکاری، لجاجت و شوخیهای پراکنده پیش میبرد. جنگل؛ فضای راز و خطر جنگل در «The Water Man» فقط پسزمینهٔ ماجرا نیست؛ فضایی است که واقعیت در آن حالتی نامطمئن پیدا میکند.
« دوستی در مسیر ناشناخته همراهی جو با گانر، به سفر جنگلی فیلم جان و حرکت میدهد. »
شخصیتها و اجرا
صداهای دور، چشماندازهای ناآشنا و برخورد با پدیدههای عجیب، حسی از خطر میسازند که نه کاملاً وحشتآور است و نه بهسادگی فانتزی. فیلم با ترکیب دلهره و طنز، میکوشد هم مخاطب جوانتر را درگیر کند و هم از تاریکی مضمون اصلیاش عقبنشینی نکند. این ترکیب، گاه بسیار دلنشین از کار درمیآید.
فضای فیلم اجازه میدهد لحظههایی از شگفتی و ترس در کنار رفتارهای بازیگوشانهٔ کودکان قرار بگیرند؛ تضادی که به سفرشان طراوت میدهد. با این حال، جنگل و عناصر افسانهای آن بیش از آنکه به یک جهان جادویی کامل بدل شوند، گاه همچون وعدهای برای رازهای بزرگتر عمل میکنند. تماشاگر ممکن است انتظار داشته باشد افسانهٔ مرد آب و قواعد دنیای او نقش پررنگتری بگیرند، اما فیلم اغلب توجهش را دوباره به روابط خانوادگی و درونیات گانر بازمیگرداند.
پدری که باید جهان پسرش را بشناسد در سوی دیگر ماجرا، آموس در جستوجوی پسرش است؛ اما مسیر او تنها حرکت برای یافتن دو کودک نیست. این جستوجو، او را ناگزیر میکند تا به دنیای درونی گانر نزدیک شود؛ دنیایی که پیشتر شاید آن را چندان جدی نمیگرفت یا زبانش را نمیفهمید. فاصلهٔ پدر و پسر از جنس بیعلاقگی ساده نیست، بلکه از ناتوانی در برقراری ارتباط و تفاوت در نگاهشان به زندگی میآید.
David Oyelowo در نقش آموس، هم بازیگر است و هم کارگردان فیلم؛ و در این شخصیت، خشکی و نگرانی را بهتدریج با عاطفهای مهارشده همراه میکند. رابطهٔ آموس و گانر یکی از پایههای احساسی اثر است، زیرا نشان میدهد بحران خانواده فقط بیماری مادر نیست؛ هر عضو خانواده به شیوهای متفاوت با آن روبهرو میشود و همین تفاوت، فاصلهها را بیشتر میکند.
« فیلم با ترکیب دلهره و طنز، میکوشد هم مخاطب جوانتر را درگیر کند و هم از تاریکی مضمون اصلیاش عقبنشینی نکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت وقتی بر این رابطه تمرکز میکند، از یک ماجرای جستوجو فراتر میرود و دربارهٔ دشواریِ دیدن و پذیرفتن جهان دیگری سخن میگوید. ریتمی که در میانه کند میشود فیلم شروعی جذاب دارد: انگیزهٔ گانر روشن است، فضای شهر و خانواده بهاندازهٔ کافی معرفی میشوند و افسانه، کنجکاوی لازم را برمیانگیزد.
اما پس از آغاز سفر، بخش میانی گاهی بیش از اندازه طول میکشد تا داستان را به مرحلهٔ تازهای برساند. تکرار حرکت در جنگل و انتظار برای آشکارشدن معنای نشانهها، از شتاب روایت میکاهد. در نتیجه، بعضی لحظات که باید حس تعلیق را افزایش دهند، بیشتر به مکثهایی در مسیر بدل میشوند. این کندی تا اندازهای با موضوع فیلم سازگار است: کودکان در جنگل سرگرداناند و زمان برای آنها کشدار و نامطمئن میشود.
بااینحال، هماهنگی با مضمون بهتنهایی برای حفظ کشش کافی نیست. فیلم میتوانست با پرداخت پویاتر به موانع سفر یا پیچیدهترکردن پیوند میان افسانه و تجربهٔ گانر، نیمهٔ میانی را زندهتر نگه دارد. کمرنگماندن جادوی وعدهدادهشده نیز این احساس را تشدید میکند؛ زیرا هرچه سفر ادامه مییابد، انتظار برای مواجههای رازآمیزتر بیشتر میشود.
پایانبندی و اثر عاطفی «The Water Man» بیش از آنکه بخواهد همهٔ پرسشها را با توضیحی کامل ببندد، بر اثر عاطفی سفر تکیه میکند. این انتخاب با وجه افسانهای داستان سازگار است، اما برای برخی تماشاگران میتواند ناگهانی یا ناتمام جلوه کند. پایان، بهجای آنکه تمام انتظارهایی را که دربارهٔ رازهای جنگل و مرد آب ساخته شدهاند پاسخ دهد، فضای باقیماندهای برای تأمل و حدسزدن میگذارد.
« اما پس از آغاز سفر، بخش میانی گاهی بیش از اندازه طول میکشد تا داستان را به مرحلهٔ تازهای برساند. »
قوتها و کاستیها
این رویکرد ممکن است دلنشین باشد، اما اگر مخاطب منتظر جمعبندی روشنتری بوده باشد، حس تعلیقِ حلنشده به جا میگذارد. بااینهمه، نقطهٔ قوت فیلم در همان جایی است که از افسانه به احساس بازمیگردد. رابطهٔ خانواده و تلاش گانر برای کنارآمدن با ترسی که فهم کاملی از آن ندارد، به داستان گرما میبخشد.
فیلم از اندوه برای ساختن تجربهای صرفاً تلخ استفاده نمیکند؛ در کنار غم، لحظههایی از شوخی، صمیمیت و امید قرار میدهد. همین آمیزه سبب میشود اثر، با وجود ناهمواریهای روایی، از قالب ماجرایی کودکانه فراتر برود. جمعبندی «The Water Man» فیلمی خانوادگی و احساسی است که از افسانهٔ مردی رازآمیز برای روایت ترس یک کودک از فقدان و نیاز خانواده به نزدیکشدن دوباره بهره میگیرد.
بازیهای باورپذیر، دوستی گرم میان گانر و جو، و فضای جنگلیِ آمیخته با دلهره و شوخی، به اثر هویتی دوستداشتنی میبخشند. در مقابل، جادوی داستان کمتر از انتظار بسط مییابد، ریتم میانه افت میکند و پایانبندی ممکن است برای برخی ناگهانی یا نابسنده باشد. با وجود این کاستیها، فیلم بهواسطهٔ صداقت عاطفی و نگاه مهربانش به تخیل کودکانه در خاطر میماند؛ نه بهعنوان معمایی که همهٔ رازهایش را میگشاید، بلکه بهمثابه سفری دربارهٔ امید، ترس و دشواریِ فهمیدن کسانی که دوستشان داریم.
« بااینهمه، نقطهٔ قوت فیلم در همان جایی است که از افسانه به احساس بازمیگردد. »



ثبت دیدگاه