نقد و بررسی
نقد آنچه مردان میخواهند (What Men Want) | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با جابهجایی زاویهٔ دید «What Men Want» ساختهٔ آدام شنکمن، کمدی رمانتیکی فانتزی دربارهٔ علی دیویس، کارگزار ورزشی موفقی است که در محیطی مردسالار برای پیشرفت حرفهای میجنگد. وقتی او توانایی شنیدن افکار مردان را پیدا میکند، این موهبت عجیب به ابزاری برای شناخت همکاران، مشتریان و رقیبانش بدل میشود؛ ابزاری که هم موقعیتهای کمیک میسازد و هم او را با تناقضهای رفتار خودش روبهرو میکند.
فیلم بازسازی آزادانهای از «What Women Want» است و چارچوب داستانی آشنای آن را با تغییر جنسیت شخصیت محوری و جابهجایی قدرت اجتماعی بازآفرینی میکند. این تغییر زاویه، دستکم در آغاز، جذابیت روشنی دارد: حالا زنی در جایگاهی قرار گرفته که میتواند لایهٔ پنهان گفتار مردان را بشنود و در رقابت حرفهای از دانشی بهره ببرد که پیشتر از او دریغ شده بود.
بااینحال، فیلم بیش از آنکه این فرض را به کاوشی دقیق دربارهٔ قدرت، جنسیت و ارتباط انسانی تبدیل کند، آن را بستری برای شوخیهای سریع و موقعیتهای پرتحرک میداند. نتیجه اثری است سرگرمکننده، اما نه چندان ژرف یا غافلگیرکننده. کمدی موقعیت و محدودیت شوخیها بخش عمدهٔ کمدی فیلم از فاصلهٔ میان آنچه مردان بر زبان میآورند و آنچه در ذهن میگذرانند سرچشمه میگیرد.
« نتیجه اثری است سرگرمکننده، اما نه چندان ژرف یا غافلگیرکننده. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
علی با شنیدن افکار اطرافیان ناگهان به شناختی دست مییابد که در مکالمهٔ معمولی به دست نمیآید؛ و واکنشهای او به این افکار، موتور بسیاری از صحنههای خندهآور میشود. این تمهید برای کمدی موقعیت ظرفیت فراوانی دارد، بهویژه هنگامی که علی میکوشد میان اطلاعات تازه و رفتار ظاهری افراد تعادل برقرار کند.
اما فیلم بارها به آسانترین شکل استفاده از این ایده بازمیگردد: افکار خام، اغراقشده یا مبتنی بر کلیشه که قرار است صرفاً واکنشی فوری برانگیزند. بعضی شوخیها بهسبب ریتم و اجرای پرانرژی بازیگران جواب میدهند، ولی برخی دیگر تکراری یا زورکی به نظر میرسند. گویی فیلم گاه بهجای پرورش شوخی از دل شخصیت و موقعیت، بر تکرار همان تفاوت میان ظاهر و ذهن تکیه میکند.
این نوسان باعث میشود خندهها پراکنده باشند: چند لحظه واقعاً بامزه در میان شوخیهایی که اثرشان زود از بین میرود. بازی تاراجی پی. هنسون؛ نیروی محرک فیلم مهمترین سرمایهٔ «What Men Want» بازی تاراجی پی. هنسون در نقش علی است. او شخصیت را با انرژی، صراحت و حضوری چشمگیر پیش میبرد و به واکنشهای بدنی و چهرهای خود نقشی اساسی در ساختن کمدی میدهد.
« بعضی شوخیها بهسبب ریتم و اجرای پرانرژی بازیگران جواب میدهند، ولی برخی دیگر تکراری یا زورکی به نظر میرسند. »
شخصیتها و اجرا
گاه یک نگاه یا مکث او بیش از خود شوخی اثر میگذارد؛ زیرا بازیگر بهخوبی نشان میدهد که ذهن علی چگونه در لحظه میان فرصتطلبی، شگفتی و آشفتگی جابهجا میشود. هنسون همچنین از علی شخصیتی میسازد که صرفاً قربانی محیط کاری ناعادلانه نیست. او جاهطلب است، گاهی تندخو و خودمحور میشود و در روابطش نیز بینقص رفتار نمیکند.
این ویژگیها به نقش امکان میدهند از قالب قهرمان بیعیب فاصله بگیرد. بااینهمه، مسیر دگرگونی او چنان روشن و منسجم پرداخت نمیشود که تمام جنبههای شخصیت را به هم پیوند دهد. بازیگر بارِ زیادی از فیلم را به دوش میکشد، اما متن همیشه مصالح کافی برای ساختن قوسی درخور توانایی او فراهم نمیکند.
گروه بازیگران و روابط کمپرداخت بازیگران مکمل به فضای فیلم جنبوجوش میدهند. جاش برنر در نقش براندون، دستیار علی، از رابطهٔ پرتنش و گاه بامزهٔ آن دو بهره میگیرد و شخصیت پدر علی، با بازی ریچارد راوندتری، لحظههایی آرامتر و انسانیتر به فیلم میبخشد. تریسی مورگان نیز با سبک اجرایی خاص خود حضوری پررنگ دارد؛ هرچند شوخیهایش به همان اندازه که گاهی جواب میدهند، گاهی نیز بیش از حد به اغراق تکیه میکنند.
« هنسون همچنین از علی شخصیتی میسازد که صرفاً قربانی محیط کاری ناعادلانه نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
آلدیس هاج در نقش ویل، رابطهای عاطفی را نمایندگی میکند که قرار است وجه رمانتیک داستان را تقویت کند. با وجود این ظرفیتها، بیشتر شخصیتهای فرعی در حد کارکردی که برای پیشبرد داستان دارند باقی میمانند. آنان گاه برای ساختن شوخی، ایجاد مانع یا فراهم کردن واکنشی تازه وارد صحنه میشوند، بیآنکه انگیزهها و تجربههایشان بهقدر کافی گسترش یابد.
همین محدودیت در رابطهٔ علی و ویل نیز دیده میشود: جذابیت اولیه وجود دارد، اما نزدیکی عاطفی آن دو فرصت نمییابد با ظرافت و جزئیات لازم شکل بگیرد. بنابراین، لحظات احساسی فیلم اغلب کوتاهاند و تأثیرشان به اندازهٔ لحظات کمدی ماندگار نمیشود. محیط کار؛ زمینهای مهم که نیمهکاره میماند دفتر کارگزاری ورزشی و رقابت برای جذب یک استعداد تازه، زمینهای مناسب برای بررسی نابرابری جنسیتی در محیط حرفهای فراهم میکند.
علی باید در فضایی اعتبار کسب کند که معیارهای موفقیت آن را مردان تعیین کردهاند؛ ازاینرو، شنیدن افکار آنان میتواند هم نوعی برتری نامنتظره باشد و هم راهی برای آشکار شدن پیشداوریهایی که در گفتار رسمی پنهان میمانند. فیلم در طرح این مسئله نکتهای قابلتوجه دارد: گاهی مشکل فقط نداشتن توانایی نیست، بلکه نابرابری در فرصتها و توقعات نیز هست.
« آلدیس هاج در نقش ویل، رابطهای عاطفی را نمایندگی میکند که قرار است وجه رمانتیک داستان را تقویت کند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، نقد اجتماعی فیلم بیشتر در سطح موقعیت باقی میماند. تضاد میان علی و همکاران مرد بهسرعت به مصالح کمدی بدل میشود و پرسشهای دشوارتری که از آن برمیخیزند چندان پیگیری نمیشوند. محیط حرفهای بیش از آنکه به شبکهای از روابط و مناسبات قدرت تبدیل شود، صحنهای برای نمایش توانایی تازهٔ قهرمان است.
در نتیجه، فیلم مسئلهای مهم را مطرح میکند، اما کمتر میکوشد پیامدهای آن را با پیچیدگی و پیوستگی دنبال کند. ریتم، ساختار و پیشبینیپذیری ساختار داستان، مسیر آشنای بسیاری از کمدیهای فانتزی را دنبال میکند: شخصیت اصلی نیرویی غیرعادی به دست میآورد، در آغاز از آن برای رسیدن به خواستههایش بهره میگیرد و بهتدریج با هزینهها و محدودیتهایش روبهرو میشود.
این مسیر برای مخاطب قابلفهم است، اما فیلم نشانههای لازم را چنان زود و آشکار میچیند که روند کلی چندان غافلگیرکننده نیست. حتی زمانی که داستان از مسیرهای فرعی استفاده میکند، کمتر حس میشود که روایت واقعاً در حال بازتعریف قواعد خودش است. ریتم فیلم عموماً تند و متناسب با حالوهوای کمدی عامهپسند آن است، اما همین شتاب گاهی به پرداخت سطحی میانجامد.
« بااینحال، نقد اجتماعی فیلم بیشتر در سطح موقعیت باقی میماند. »
جمعبندی
لحظههایی که میتوانستند فرصتی برای سکون، تأمل یا نزدیکتر شدن به شخصیتها باشند، زود جای خود را به شوخی یا گره بعدی میدهند. به همین دلیل، فیلم در بخشهای سرگرمکننده سرزنده است، ولی در پیوند دادن کمدی، رابطهٔ عاشقانه و تحول شخصیتی انسجام کامل پیدا نمیکند. جمعبندی «What Men Want» فیلمی است که ایدهای پرکشش و بازیگری مرکزی پرقدرت در اختیار دارد، اما از تبدیل این امکانات به روایتی تازه و عمیق بازمیماند.
تاراجی پی. هنسون به فیلم جانی میبخشد و فضای رقابت حرفهای و توانایی شنیدن افکار، لحظههایی مفرح پدید میآورند. در سوی دیگر، داستان به کلیشههای آشنا وابسته میماند، بخشی از شوخیها خام یا تکراریاند و شخصیتهای فرعی و رابطهٔ عاشقانه عمق کافی نمییابند. بااینهمه، فیلم برای مخاطبی که کمدی پرتحرک و سادهفهم میخواهد، میتواند سرگرمی قابلقبولی فراهم کند؛ بهخصوص اگر انتظار کاوشی جدی در روانشناسی یا مناسبات جنسیتی نداشته باشد.
جذابیت اصلی آن نه در پیچیدگی روایت، بلکه در اجرای هنسون و چند موقعیت طنزآمیز موفق نهفته است. در نهایت، «What Men Want» بیش از آنکه تصویری تازه از آنچه مردان میاندیشند ارائه کند، اثری است دربارهٔ اینکه یک ایدهٔ خوب چگونه میتواند زیر بار تکرار، شتاب و پرداخت ناتمام، بخشی از ظرفیت خود را از دست بدهد.
« هنسون به فیلم جانی میبخشد و فضای رقابت حرفهای و توانایی شنیدن افکار، لحظههایی مفرح پدید میآورند. »



ثبت دیدگاه