نقد و بررسی
نقد بهسوی شب (Into the Night) | 1985
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شبی که زندگی از مدار عادی خارج میشود فیلم «Into the Night» به کارگردانی John Landis از یک بحران خاموش آغاز میشود: اد اوکین، مهندس هوافضایی که از بیخوابی و ملال فرسوده شده، در زندگی روزمرهاش حضوری کمرنگ دارد؛ نه شغلش شور برمیانگیزد و نه خانه برایش پناهی آرام است. آشنایی ناگهانی با دایانا، زنی که در حال فرار از تعقیبکنندگان خطرناک است، او را به دل شبی پرحادثه میکشاند.
این موقعیت، هم زمینهای برای تعلیق و تعقیبوگریز فراهم میکند و هم امکان میدهد فیلم از برخورد شخصیتها و موقعیتهای نامتعارف طنز بسازد. جذابیت اولیه اثر در همین تقابل نهفته است: مردی که انگار پیش از آغاز ماجرا از زندگی جا مانده، ناگهان ناچار میشود در دل اتفاقهایی تصمیم بگیرد، واکنش نشان دهد و خطر کند.
اما فیلم این دگرگونی را به روایتی منسجم و رو به اوج تبدیل نمیکند. بهجای آن، غالباً از یک ماجرا به ماجرایی دیگر میجهد؛ گویی شب برای شخصیتها راهی بیانتهاست، اما برای روایت، مقصد روشنی ندارد. میان تریلر و کمدی «Into the Night» میخواهد همزمان فیلمی تعلیقی، کمدی موقعیت، ماجرایی جنایی و تا اندازهای داستانی عاشقانه باشد.
این آمیزش در بخشهایی نتیجهای سرگرمکننده دارد: خطر جدی است، اما واکنشهای خونسرد یا دستپاچهٔ اد میتوانند موقعیت را مضحک کنند؛ دایانا نیز با اعتمادبهنفس و شتابش نظم ذهنی مردی را که عادت به کنارهگیری دارد بههم میریزد. در این لحظهها، کمدی نه بر پایهٔ لطیفههای جداافتاده، بلکه از فاصلهٔ میان تهدید بیرونی و ناتوانی اد در جدی گرفتنِ بهموقع آن شکل میگیرد.
« آشنایی ناگهانی با دایانا، زنی که در حال فرار از تعقیبکنندگان خطرناک است، او را به دل شبی پرحادثه میکشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
مشکل آنجاست که فیلم لحن خود را بهندرت تثبیت میکند. خشونت و خطر گاه چنان جدی جلوه میکنند که انتظار تعلیقی پیوسته پدید میآید؛ سپس شوخی یا رخدادی نمایشی، وزن آن خطر را سبک میکند. این نوسان میتوانست به طنزی تلخ و سنجیده بینجامد، اما همیشه حاصلش چنین نیست. بعضی شوخیها به موقعیت میچسبند و بعضی دیگر چنان از فضای صحنه جدا میافتند که گویی فیلم از مخاطب میخواهد فقط به عجیببودن ماجرا بخندد.
بنابراین، اثر در بهترین لحظاتش بازیگوش و غیرقابلپیشبینی است و در ضعیفترین لحظات، پراکنده و کماثر. بازیها و رابطهٔ مرکزی Jeff Goldblum برای نقش اد انتخابی هوشمندانه است. او میتواند سردرگمی، خستگی و شوخطبعی خشک شخصیت را با مکثها و واکنشهای کوچک منتقل کند. اد قهرمانی کلاسیک نیست: بیشتر از آنکه نقشهای حسابشده داشته باشد، در برابر موقعیتهایی که به سویش هجوم میآورند واکنش نشان میدهد.
Goldblum این انفعال را به رفتاری تماشایی بدل میکند، بیآنکه شخصیت را کاملاً به تماشاگرِ ماجراهای دیگران فروبکاهد. Michelle Pfeiffer در نقش دایانا حضوری پرانرژیتر دارد. او به شخصیت ترکیبی از جسارت، مرموزبودن و جذابیت میبخشد و در بسیاری از صحنهها نیروی محرک روایت است. تضاد میان احتیاط و بیحوصلگی اد با شتاب و اطمینان دایانا، زمینهٔ مناسبی برای برخوردهای کمیک فراهم میکند.
بااینحال، رابطهٔ این دو بیش از آنکه از شناخت متقابل و تحول عاطفی دقیق نیرو بگیرد، بر کشش موقعیت و جذابیت بازیگران تکیه دارد. میان آنها جرقههایی از هماهنگی دیده میشود، اما فیلم فرصت کافی نمیدهد تا این جرقهها به پیوندی با عمق و پیچیدگی بیشتر بدل شوند. فیلم در این زمینه وعدهٔ بیشتری از آنچه واقعاً میپردازد میدهد.
« مشکل آنجاست که فیلم لحن خود را بهندرت تثبیت میکند. »
شخصیتها و اجرا
لسآنجلس در تاریکی شبانهبودن فیلم فقط زمان وقوع رویدادها نیست؛ بخشی از حالوهوای آن است. لسآنجلس اینجا شهری است که از پشت شیشهٔ خودرو، خیابانهای خلوت، فرودگاه و مکانهایی گذرا دیده میشود. شهر نه کاملاً واقعی و روزمره جلوه میکند و نه به قلمرویی رؤیایی بدل میشود؛ بیشتر به صحنهای برای برخوردهای اتفاقی و مسیرهای ناخواسته شباهت دارد.
همین کیفیت با وضعیت اد تناسب دارد: او نه در خانه احساس تعلق میکند و نه میداند در پایان شب به کجا خواهد رسید. فیلم گاهی از این فضا خوب بهره میگیرد. حرکت میان مکانها به ماجرا حالوهوای سرگردانی میدهد و تاریکی، شخصیتها را از نظم معمول روز جدا میکند. اما مکانها همیشه به عناصر دراماتیک معنادار تبدیل نمیشوند؛ گاه صرفاً ایستگاههایی برای رخداد بعدیاند.
در نتیجه، شب بیشتر از آنکه مسیری درونی برای دگرگونی اد بسازد، ظرفی برای انباشتهشدن اتفاقهاست. فیلم بهخوبی حس بیدارماندن در شهری خاموش را منتقل میکند، اما کمتر میکوشد نشان دهد این بیداری چه معنایی برای شخصیت دارد. قصهای شلوغ و ریتمی ناپایدار یکی از دشواریهای اصلی فیلم، تراکم رخدادها و چهرههای فرعی است.
بهجای آنکه همهٔ خردهماجراها به خط اصلی داستان فشار بیاورند و آن را پرتنشتر کنند، بعضی از آنها حس توقف یا انحراف ایجاد میکنند. حضورهای کوتاه متعدد نیز به فیلم رنگوبویی خودآگاه و گاه شوخطبعانه میدهد، اما همزمان تمرکز را از اد و دایانا میرباید. بیننده مدام از خود میپرسد آیا این چهره یا موقعیت قرار است نقشی در تحول داستان داشته باشد یا فقط برای لحظهای به نمایش گذاشته شده است.
« لسآنجلس در تاریکی شبانهبودن فیلم فقط زمان وقوع رویدادها نیست؛ بخشی از حالوهوای آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شلوغی با ریتم نابرابر فیلم پیوند دارد. برخی بخشها با شتاب پیش میروند و ماجرا را زنده نگه میدارند، اما میان آنها مکثهایی طولانی یا صحنههایی وجود دارد که تعلیق را تقویت نمیکنند. اگر هدف، ساختن شبی آشفته و غیرقابلپیشبینی بوده باشد، پراکندگی تا حدی با جهان اثر سازگار است؛ بااینحال، آشفتگی زمانی ثمربخش است که زیر آن نظمی پنهان احساس شود.
در اینجا آن نظم همیشه آشکار نیست. از همین رو، فیلم گاهی بهجای گسترش تنش، آن را در خردهرویدادهایش پخش میکند. کارگردانی و محدودیتهای فیلم John Landis در آثارش نشان داده است که به برخورد میان امر روزمره و امر نامعقول علاقه دارد؛ «Into the Night» نیز از همین میل بهره میبرد. در این فیلم، زندگی یکنواخت اد ناگهان با شبکهای از خطرها، تعقیبها و آدمهای نامنتظر قطع میشود.
این تضاد بهتنهایی ایدهای زنده است، اما اجرای آن به انضباط روایی بیشتری نیاز دارد. فیلم گاهی چنان مشتاق نمایش رخداد یا چهرهٔ بعدی است که فراموش میکند لحظهٔ پیشین را به اندازهٔ کافی بپروراند. نکتهٔ جالب این است که جهان فیلم، با همهٔ اغراقهایش، دربارهٔ فرار از رخوت نیز هست. اد در آغاز بیشتر شبیه کسی است که شب را برای رهایی از زندگیاش انتخاب کرده؛ اما بهجای خلوت، درگیر زندگی دیگران میشود.
این جابهجایی میتوانست محور تأملبرانگیزی دربارهٔ بیحسی، خطر و دوباره احساسکردن باشد. فیلم به این امکان نزدیک میشود، ولی آن را بهطور کامل دنبال نمیکند. انگیزهٔ شخصیت در طول شب تغییر میکند، اما این تغییر بیشتر در کنشهایش دیده میشود تا در پرداختی عمیق از اندیشه و احساس او.
« این شلوغی با ریتم نابرابر فیلم پیوند دارد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Into the Night» فیلمی نامتوازن اما برخوردار از جذابیتهای روشن است. ترکیب کمدی و تعلیق، فضای شبانهٔ لسآنجلس و بازیهای Jeff Goldblum و Michelle Pfeiffer به آن انرژی میبخشند؛ در سوی دیگر، ریتم نامنظم، خردهماجراهای فراوان و لحن ناپایدار مانع میشوند که همهٔ این عناصر به تجربهای یکپارچه برسند.
رابطهٔ مرکزی دلنشین است، اما عمق لازم برای تبدیلشدن به تکیهگاه عاطفی فیلم را پیدا نمیکند. تماشای اثر برای مخاطبی که از قصههای جنایی پرزرقوبرق و اندکی آشفته لذت میبرد، میتواند خوشایند باشد؛ بهویژه اگر انتظار روایتی دقیق و حسابشده نداشته باشد. این فیلم بیش از آنکه به سبب استحکام داستان در خاطر بماند، به خاطر حالوهوای خاصش ماندگار میشود: شبی که هم خطرناک است و هم خندهدار، هم پرجنبوجوش است و هم سرگردان.
«Into the Night» در ساختن این فضای دوپهلو کامیابتر از آن است که بتوان آن را نادیده گرفت، اما در مهار آشفتگیای که خود میآفریند، موفقیت کمتری دارد. ⟨,5"⟩
« جمعبندی «Into the Night» فیلمی نامتوازن اما برخوردار از جذابیتهای روشن است. »



ثبت دیدگاه