نقد و بررسی
نقد فعالیت های جنایی (Criminal Activities) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بدهیای که به دام بدل میشود «فعالیتهای مجرمانه» با طرحی آشنا آغاز میشود: چهار دوست جوان، وسوسهشده از سودی سریع و چشمگیر، سرمایهای را به خطر میاندازند؛ وقتی معامله شکست میخورد، درمییابند بدهیشان به مردی بانفوذ در جهان تبهکاری گره خورده است. راه خلاصی پیشنهادی او نیز بهجای پرداخت پول، آدمربایی است؛ مأموریتی که قرار است ساده و محدود باشد، اما با آشکارشدن پیوند گروگان با رقیبی خطرناک، به زنجیرهای از تهدید و بدگمانی تبدیل میشود.
فیلم به کارگردانی Jackie Earle Haley، از همین موقعیت برای ساختن تریلری جنایی و مبتنی بر محاصره استفاده میکند؛ اثری که وعده میدهد هر تصمیم، راه خروج را تنگتر خواهد کرد. آشناییِ طرح و مسئلهٔ اصالت نقطهٔ ضعف اصلی فیلم نه در خودِ طرح، بلکه در کمبود تازگی آن است. جوانانی که بهسبب طمع وارد معاملهای خطرناک میشوند، گنگسترانی که با خونسردی قواعد بازی را تعیین میکنند و گروگانی که هویت و اهمیتش بهتدریج معنای ماجرا را تغییر میدهد، اجزایی شناختهشدهاند.
فیلم میکوشد با گفتوگوهای پرطمطراق، خشونت ناگهانی و رفتوبرگشت میان شوخی سیاه و تهدید، به این مصالح رنگوبویی ویژه بدهد؛ اما این لحن گاه بیش از آنکه حاصل نگاه مستقل فیلم باشد، یادآور تقلید از الگوهای آشنای تریلرهای جنایی است. مشکل تقلید صرفاً در شباهت به آثار دیگر خلاصه نمیشود؛ مسئله آن است که فیلم هنوز نمیداند با این شباهت چه کند.
ارجاعات و لحن نمایشی بهخودیخود بد نیستند، اما وقتی از شخصیتپردازی و منطق درونی داستان پشتیبانی نگیرند، به آرایش سطحی بدل میشوند. «فعالیتهای مجرمانه» گاهی چنان میخواهد با زبان سینمای جناییِ شوخطبع و خشن سخن بگوید که صدای مستقل خودش در میان آن گم میشود. گروهی که باید زیر فشار شناخته شوند چهار دوست، در آغاز، بیش از آنکه شخصیتهایی با جهان درونی روشن باشند، مهرههایی برای پیشبردن موقعیتاند.
« آشناییِ طرح و مسئلهٔ اصالت نقطهٔ ضعف اصلی فیلم نه در خودِ طرح، بلکه در کمبود تازگی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم انتظار دارد پیوند گذشته و مناسبات میان آنها برای تماشاگر اهمیت پیدا کند، اما این روابط همیشه به اندازهٔ کافی بسط نمییابند تا خطرهای بعدی وزن عاطفی لازم را پیدا کنند. تفاوت خلقوخو و واکنش آنها به بحران میتوانست موتور اصلی درام باشد: یکی شاید بخواهد کنترل را حفظ کند، دیگری از ترس تصمیم عجولانه بگیرد و دو نفر دیگر میان وفاداری و نجات خودشان گرفتار شوند.
بااینحال، فیلم در پرداخت این تفاوتها پیوسته و یکدست عمل نمیکند. این کاستی بهویژه در لحظاتی محسوس است که باید بفهمیم چرا شخصیتها چنین انتخابی میکنند یا چه چیزی آنها را به یکدیگر پیوند میدهد. گاهی گفتوگوها بیش از آنکه لایهای تازه از آدمها آشکار کنند، زمان میخرند یا بر فضای پرادعا تأکید میگذارند.
در نتیجه، واکنشهای شخصیتها همیشه از تاریخچه و روانشناسی باورپذیرشان برنمیآید؛ گاه احساس میشود داستان برای رسیدن به پیچ بعدی، آنها را به سمتی هل میدهد. بازیها و جاذبهٔ گنگسترها یکی از دلایل اصلی که فیلم را تا حدی سرپا نگه میدارد، حضور بازیگرانی است که میکوشند به نقشهای گاه کمجان، انرژی و تفاوت ببخشند.
John Travolta در نقش Eddie، مردی که تهدید را با نوعی نمایش و خونسردی درمیآمیزد، حضوری تماشایی دارد. او به نقش کیفیتی نامتعارف میدهد و هر بار که وارد قاب میشود، توجه را به خود میکشاند؛ حتی اگر شخصیتپردازی و شیوهٔ اجرای او برای همهٔ تماشاگران به یک اندازه پذیرفتنی نباشد. Edi Gathegi نیز در نقش Marques از بازیگرانی است که به فضای فیلم کشش میبخشد.
« بااینحال، فیلم در پرداخت این تفاوتها پیوسته و یکدست عمل نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
حضور او به گروگان صرفاً کارکردی داستانی نمیدهد و یادآوری میکند که آدمربایی، برخلاف تصور سادهٔ شخصیتها، با انسانی زنده و موقعیتی پیشبینیناپذیر سروکار دارد. در سوی دیگر، بعضی اجراها به اندازهٔ این دو متمرکز نیستند و گروه بازیگران همیشه به هماهنگی مطلوب نمیرسد. همین ناهمگونی باعث میشود صحنههایی که باید بر کشمکش شخصیتها استوار باشند، گاهی از نیروی لازم برخوردار نشوند.
تعلیق میان اتاق بسته و خردهروایتها فیلم وقتی بهتر عمل میکند که آدمها را در موقعیتی محدود قرار میدهد و اجازه میدهد ترس، سوءظن و منافع متضاد، فضای صحنه را شکل دهند. خطر اصلی فقط بیرونآمدن از مخمصه نیست؛ هر کس باید حدس بزند دیگری چه میداند، چه پنهان میکند و تا کجا حاضر است پیش برود.
این ابهام، مادهٔ خام مناسبی برای تعلیق است و بعضی صحنهها نیز از همین تردید بهره میگیرند. فیلم در این لحظات، سرگرمکننده و پرکشش میشود، زیرا تماشاگر ناچار است همراه شخصیتها نقشهها و انگیزهها را دوباره ارزیابی کند. اما تعلیق همواره در خدمت خط اصلی باقی نمیماند. خردهداستانها و حضور شخصیتهای فرعی گاه بیش از اندازه فرصت میگیرند، بیآنکه نتیجهٔ روشنی در ساختار کلی داشته باشند.
برخی حکایتها میکوشند لحن سیاه و گروتسک فیلم را تقویت کنند، اما بهجای آنکه تنش را بالا ببرند، ضرباهنگ را متوقف میکنند. نتیجه، روایتی است که میان موقعیت مرکزیِ آدمربایی و شاخههای فرعی رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه نسبت این دو را دقیق تنظیم کرده باشد. ریتم و هدایت لحن ریتم فیلم یکنواخت نیست.
« در سوی دیگر، بعضی اجراها به اندازهٔ این دو متمرکز نیستند و گروه بازیگران همیشه به هماهنگی مطلوب نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در بخشهایی، تماشاگر در انتظار آن است که گفتوگوها سرانجام به تصمیمی سرنوشتساز یا تغییری واقعی در موازنهٔ قدرت برسند؛ اما صحنهها گاه بیش از اندازه کش میآیند. در مقابل، بعضی رخدادهای خشن یا شوکآور ناگهان اتفاق میافتند و مجال کافی برای ساختهشدن ندارند. این نوسان میان درنگ طولانی و ضربهٔ ناگهانی، بهجای ایجاد ریتمی حسابشده، گاهی حس شتابزدگی یا رخوت میآفریند.
همین مسئله در ترکیب ژانرها نیز دیده میشود. فیلم میخواهد هم تریلری تهدیدآمیز باشد، هم کمدی سیاه و هم بازیای با قواعد آشنای فیلمهای گنگستری. این آمیزه بالقوه جذاب است، اما لحن در همهٔ صحنهها به تعادل نمیرسد. شوخیها گاهی از شدت خطر میکاهند، درحالیکه خشونت ناگهانی نیز همیشه زمینهچینی کافی ندارد.
اگر فیلم در انتخاب لحن قاطعتر و در پیوند دادن لحظات فرعی به بحران اصلی دقیقتر بود، تأثیر صحنههای پرتنش ماندگارتر میشد. پایان غافلگیرکننده، اما شتابزده «فعالیتهای مجرمانه» بخش مهمی از جاذبهاش را بر این بنا میکند که تماشاگر به برداشت نخست خود از موقعیت اعتماد نکند. فیلم اطلاعات را قطرهقطره پیش میبرد و تلاش میکند روابط قدرت و انگیزهها را پیچیدهتر نشان دهد.
همین بازی با انتظار، داستان را تا انتها همراهکردنی میکند و پایانش نیز قصد دارد نگاه مخاطب به آنچه دیده است تغییر دهد. برای برخی تماشاگران، این چرخش میتواند مؤثر و سرگرمکننده باشد؛ بهویژه اگر از پیش برای زیروروشدن برداشتهایشان آمادگی داشته باشند. بااینحال، غافلگیری همیشه با اقناع همراه نیست.
« در مقابل، بعضی رخدادهای خشن یا شوکآور ناگهان اتفاق میافتند و مجال کافی برای ساختهشدن ندارند. »
قوتها و کاستیها
وقتی روایت بیش از حد برای پنهانکردن اطلاعات یا رساندن ضربهٔ نهایی شتاب میکند، ممکن است پایان بهجای آنکه نتیجهٔ طبیعی رخدادهای پیشین به نظر برسد، ناگهانی جلوه کند. فیلم در پایان از نیروی پیچش بهره میبرد، اما همهٔ مسیر را به شکلی یکپارچه و هموزن نمیسازد؛ ازاینرو اثرگذاری نهایی آن به میزان پذیرش تماشاگر نسبت به منطقِ پشت چرخش وابسته است.
برای پرهیز از لوثشدن تجربه، جزئیات آن را نمیتوان باز کرد، اما روشن است که فیلم میخواهد پایانش آخرین برگ برندهٔ خود باشد. جمعبندی «فعالیتهای مجرمانه» تریلری جنایی با ایدهای کارآمد اما نهچندان تازه است. بازیهای تماشایی، بهویژه حضور پررنگ گنگسترها، و چند صحنهٔ پرکشش سبب میشوند فیلم لحظاتی سرگرمکننده داشته باشد.
در مقابل، خردهروایتهای کشدار، شخصیتپردازی نابرابر، ریتم نامتوازن و شباهت آشکار به نمونههای شناختهشدهٔ ژانر، مانع میشوند که اثر به هویتی کاملاً مستقل دست یابد. پایان میتواند مخاطب را غافلگیر کند، اما شتاب آن نیز ممکن است حسِ ناتمامماندن مسیر را برجای بگذارد. حاصل، فیلمی مناسب برای علاقهمندان به بازیهای قدرت و تریلرهای جناییِ پرپیچوخم است؛ اثری که بیشتر با لحظات و بازیگرانش در خاطر میماند تا با تازگی یا انسجام کامل داستانش.
« جمعبندی «فعالیتهای مجرمانه» تریلری جنایی با ایدهای کارآمد اما نهچندان تازه است. »



ثبت دیدگاه