نقد و بررسی
نقد در دل جنگل (Into the Forest) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
خاموشی بهمثابه فروپاشی روزمره «Into the Forest» در ظاهر روایتی آخرالزمانی است: خاموشی گستردهای رخ میدهد و دو خواهر جوان در خانهای دورافتاده، میان جنگل، باید زندگیشان را از نو سامان دهند. اما فیلم بیش از آنکه به تصویر بزرگ و پرهیاهوی فروپاشی تمدن بپردازد، به تجربهای محدود و شخصی وفادار میماند؛ به اینکه نبود برق، ارتباط و دسترسی مطمئن به بیرون چگونه عادتهای معمول را از معنا تهی میکند و آدمی را وادار میسازد با بدن، طبیعت و نزدیکترین انسانهای زندگیاش دوباره روبهرو شود.
روایت از همین رو بهجای آنکه نقشهای جامع از جهان پسافاجعه ترسیم کند، در محدوده خانه و رابطه خواهران باقی میماند. این انتخاب، هم سرچشمه جذابیت فیلم است و هم منشأ نارضایتی برخی تماشاگران. اگر انتظار داشته باشیم با اثری درباره چگونگی فروپاشی جامعه، نیروهای سیاسی یا سرنوشت شهرها روبهرو شویم، فیلم اطلاعات اندکی میدهد.
اما اگر خاموشی را نیرویی برای آشکارکردن آسیبپذیریهای زندگی روزمره بدانیم، تمرکز محدود آن معنایی روشنتر پیدا میکند. فیلم از فاجعهای بزرگ بهانهای میسازد برای مطالعه زیستن در انزوا؛ مطالعهای که عمدتاً از دریچه رابطه دو خواهر پیش میرود. خانه و جنگل؛ پناهگاه و تهدید خانهای که دو خواهر در آن به سر میبرند، صرفاً مکانی برای وقوع رویدادها نیست؛ بهتدریج به مرزی میان امنیت و خطر تبدیل میشود.
آشنایی فضا، اشیا و کارهای روزانه در آغاز آرامشبخش است، اما با طولانیشدن خاموشی، همان خانه نشانه محدودیت و تنهایی نیز میشود. فیلم بهخوبی از این دگرگونی بهره میگیرد: مکان آشنا، بدون آنکه لازم باشد پیوسته اتفاقی هولناک در آن رخ دهد، میتواند اضطرابآور شود. جنگل نیز در تصویرپردازی فیلم دو معنای متضاد دارد.
« این انتخاب، هم سرچشمه جذابیت فیلم است و هم منشأ نارضایتی برخی تماشاگران. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از یک سو منبعی از سکوت، زیبایی و فاصله از جهان پرآشوب است؛ از سوی دیگر، پهنهای ناشناخته که ممکن است خطر را در خود پنهان کند. این دوگانگی، فضای اثر را رازآلود میسازد و به لحظههای آرامش کیفیتی ناپایدار میبخشد. طبیعت در اینجا نه دشمنی آشکار است و نه پناهگاهی بیچونوچرا؛ جهانی است که انسان باید دوباره قواعدش را بیاموزد.
فیلم در القای این حس، اغلب از توضیح مستقیم مؤثرتر عمل میکند: سکوت و خلوت محیط خود بخشی از فشار روانی داستان میشوند. دو خواهر و نیروی بازیها مرکز ثقل «Into the Forest» رابطه نل و اواست. دو خواهر در برابر بحرانی مشترک ایستادهاند، اما شیوه مواجههشان با آن یکسان نیست؛ تفاوت شخصیتها گاه زمینه همدلی و گاه سرچشمه اصطکاک میان آنها میشود.
اهمیت این تفاوت در آن است که فیلم رابطهشان را پیوندی بینقص و همواره هماهنگ تصویر نمیکند. نزدیکی خانوادگی میتواند در شرایط سخت به پشتیبانی بدل شود، اما فشار، ترس و خستگی نیز همان پیوند را شکننده میکند. Elliot Page و Evan Rachel Wood با بازیهایی مهارشده و باورپذیر، به این رابطه عمق میبخشند.
آنها احساسات را غالباً از راه مکث، نگاه و تغییرات ظریف در رفتار منتقل میکنند، نه با توضیحهای طولانی. این رویکرد با فضای درونگرای فیلم سازگار است و اجازه میدهد تماشاگر فاصله میان محبت، رنجش، وابستگی و نیاز را در رفتار خواهران دنبال کند. از همین رو، حتی وقتی روایت کند میشود، بازیها اغلب مانع از آن میشوند که پیوند عاطفی فیلم کاملاً از دست برود.
« این دوگانگی، فضای اثر را رازآلود میسازد و به لحظههای آرامش کیفیتی ناپایدار میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
در بسیاری از لحظات، تماشای واکنش این دو به یکدیگر از خود مسئله بقا تأثیرگذارتر است. بقا، بدن و انتخابهای دشوار فیلم بقا را صرفاً مجموعهای از تدابیر عملی نشان نمیدهد؛ آن را تجربهای جسمانی و روانی میداند که با گرسنگی، بیماری، فرسودگی و ناامنی گره خورده است. در چنین وضعیتی، استقلال و وابستگی دیگر مفاهیمی انتزاعی نیستند: هر تصمیم میتواند بر امکان ادامه زندگی اثر بگذارد و هر غفلت هزینهای داشته باشد.
اثر گاه بهدرستی نشان میدهد که بحران چگونه افق خواستههای انسان را کوچک میکند؛ آنچه در زندگی عادی بدیهی به نظر میرسد، ناگهان به ضرورتی حیاتی بدل میشود. بااینحال، منطق تصمیمهای خواهران همیشه به یک اندازه قانعکننده نیست. برخی کنشها ممکن است برای تماشاگر عجولانه، نامعقول یا کلافهکننده جلوه کنند؛ بهویژه هنگامی که پیامدهای یک انتخاب بهسرعت روشن میشود، اما انگیزه شخصیتها بهقدر کافی زمینهسازی نشده است.
بخشی از این مسئله را میتوان به اضطراب و آشفتگی شرایط نسبت داد، اما چنین توضیحی همه کاستیها را برطرف نمیکند. فیلم گاهی میان نمایش رفتارهای غریزی و ساختن منطق دراماتیکِ محکم تعادل کامل نمییابد. در نتیجه، تنش برخی صحنهها به جای آنکه فقط از خطر محیط برخیزد، از تردید درباره باورپذیری رفتار شخصیتها نیز تغذیه میکند.
ریتم و تعلیق کمدامنه ساختار فیلم بر حرکت پیوسته از آرامش به اضطراب استوار است. لحظههایی از سکون و زندگی روزمره با صحنههایی پرتنش قطع میشوند؛ الگویی که با انزوای شخصیتها تناسب دارد، زیرا خطر در چنین جهانی لزوماً دائمی و پرهیاهو نیست. گاه همین فاصله میان دو رویداد، ترس را تشدید میکند: تماشاگر مانند خواهران نمیداند چه چیزی در انتظارشان است و تا چه اندازه باید به آرامش موجود اعتماد کند.
« در بسیاری از لحظات، تماشای واکنش این دو به یکدیگر از خود مسئله بقا تأثیرگذارتر است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما این شیوه گاهی به کندی و کشدارشدن میانجامد. وقتی صحنهای تازه اطلاعات یا دگرگونی مهمی به رابطه و وضعیت زندگی خواهران اضافه نمیکند، سکون از فرصت تأمل به ایستایی تبدیل میشود. فیلم در بخشهایی بیش از اندازه به همان فضای محدود و کیفیت یکنواخت اضطراب تکیه میکند و در نتیجه، پیشروی روایت کمرمق میشود.
این کندی برای تماشاگرانی که درامهای خلوت و شخصیتمحور را میپسندند، میتواند بخشی از بافت اثر باشد؛ اما برای کسانی که انتظار دارند بحران بیرونی مرتباً گسترش یابد، احتمالاً خستهکننده خواهد شد. جهان بیرون و آنچه ناگفته میماند یکی از محدودیتهای اصلی فیلم، کمبود اطلاعات درباره وضعیت جهان بیرون است.
خاموشی گسترده، نوید روایتی درباره بحرانی فراگیر را میدهد، اما اثر از توضیح دقیق علتها، گستره پیامدها و سرنوشت جامعه فاصله میگیرد. این تصمیم با تمرکز بر تجربه خصوصی خواهران سازگار است، ولی میتواند احساس ناتمامی ایجاد کند: تماشاگر میخواهد بداند در بیرون چه میگذرد و چرا شخصیتها به شیوهای خاص در خانه و پیرامون آن میمانند یا برای رفتن تردید میکنند.
این کماطلاعی گاه به سود فضای فیلم تمام میشود. جهان بیرون، چون کامل دیده نمیشود، همچنان نامعلوم و تهدیدآمیز باقی میماند؛ ابهام، بخشی از تجربه انزوا را بازتاب میدهد. بااینحال، ابهام زمانی کارآمد است که پرسشهای اساسی را تقویت کند، نه آنکه انگیزهها و انتخابهای کلیدی را مبهم بگذارد.
« اما این شیوه گاهی به کندی و کشدارشدن میانجامد. »
قوتها و کاستیها
«Into the Forest» همیشه این مرز را حفظ نمیکند. ازاینرو ممکن است تماشاگر همزمان مجذوب فضای ناآرام فیلم باشد و از کمبود زمینه برای فهم بعضی رفتارها احساس نارضایتی کند. جمعبندی «Into the Forest» اثری آخرالزمانی به معنای متعارف و پرحادثه آن نیست؛ درام بقاست که فاجعه را به پسزمینهای برای بررسی رابطه دو خواهر تبدیل میکند.
نقطه قوت اصلیاش بازیهای مؤثر Elliot Page و Evan Rachel Wood و فضای خانه و جنگل است؛ فضایی که زیبایی آرام طبیعت را با حس ناامنی درمیآمیزد. فیلم همچنین در لحظههایی که سکوت روزمره ناگهان جای خود را به اضطراب میدهد، تعلیقی کمدامنه اما مؤثر میسازد. در برابر این دستاوردها، ریتم نابرابر، بعضی تصمیمهای نامقنع و کمبود اطلاعات درباره جهان بیرون قرار دارند.
این کاستیها میتوانند پیوند تماشاگر با منطق داستان را سست کنند، هرچند رابطه خواهران همچنان بار عاطفی اثر را حفظ میکند. در نهایت، فیلم بیش از آنکه پاسخهایی روشن درباره پایان جهان عرضه کند، به این پرسش نزدیک میشود که انسان در تنهایی و فقدان، چگونه به دیگری تکیه میکند؛ پرسشی که پاسخ آن را در رفتارهای روزمره و پیوند شکننده دو خواهر جستوجو میکند.
« Into the Forest» همیشه این مرز را حفظ نمیکند. »



ثبت دیدگاه