نقد و بررسی
نقد دوستان تعطیلات ۲ (Vacation Friends 2) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به تعطیلاتی آشفته «Vacation Friends 2» میکوشد همان تضاد آشنای قسمت نخست را دوباره به کار گیرد: مارکوس و امیلی، زوجی که به نظم و برنامهریزی دل بستهاند، در کنار ران و کایلا قرار میگیرند؛ زوجی که تعطیلات را فرصتی برای رهاشدن از هر قاعدهای میبینند. این بار، سفر گروه به کارائیب با هدفی کاملاً حسابشده آغاز میشود.
مارکوس میخواهد همزمان با استراحت، برای پروژهای کاری مذاکره کند؛ اما حضور دوستان و رشتهای از اتفاقهای پیشبینیناپذیر، آرامش برنامهریزیشده را برهم میزند. فیلم از همان ابتدا وعدهٔ کمدیِ برخورد دو سبک زندگی را میدهد، اما در ادامه برای حفظ انرژی، هرچه بیشتر به آشوب و حادثه متوسل میشود.
این دنباله با شخصیتهایی کار میکند که تماشاگر پیشتر با آنها آشنا شده است؛ ازاینرو، بخشی از جذابیتش به شناخت قبلی از روابط و تفاوتهایشان وابسته است. بااینحال، بازگشت به همان الگوی رفتاری قسمت نخست بهخودیخود کافی نیست. فیلم باید نشان دهد این شخصیتها در فاصلهٔ دو داستان چه تغییری کردهاند، یا دستکم موقعیت تازهای بسازد که تضادهای قدیمی را به شکلی تازه آشکار کند.
«Vacation Friends 2» در این زمینه گاه موفق است و گاه به تکرار همان شوخیها و واکنشهای آشنا بسنده میکند. قصهای که بیش از اندازه شاخه میزند هستهٔ داستان ظرفیت یک کمدی موقعیت را دارد: مارکوس در پی پیشبرد مذاکرهٔ کاری است، اما تعطیلات گروهی بهسرعت از اختیار او خارج میشود. این موقعیت، از یک سو میتواند دربارهٔ دشواری حفظ مرز میان زندگی شخصی و حرفهای باشد و از سوی دیگر، فرصتی برای نمایش چگونگی اثرگذاری دوستی بر تصمیمهای یک زوج فراهم کند.
« این بار، سفر گروه به کارائیب با هدفی کاملاً حسابشده آغاز میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم گاهی از این تقابل بهره میبرد، اما بهجای پرورش تدریجی آن، چندین مسیر فرعی را به قصه میافزاید. ورود شخصیتهای تازه و گرههای مرتبط با آنها، روایت را از محور اصلی دور میکند. بهخصوص وقتی ماجرای سفر، مذاکرهٔ تجاری، روابط خانوادگی و عناصر خلافکارانه در هم میآمیزند، فیلم بهجای آنکه از پیچیدگی حاصلشده سود ببرد، بیشتر شلوغ به نظر میرسد.
بعضی از این ایدهها در آغاز نوید موقعیتهای خندهدار یا تنشهای جذاب میدهند؛ اما رابطهٔ میانشان همیشه روشن و محکم نیست. نتیجه آن است که قصه پیوسته اتفاق تازهای پیش میکشد، بیآنکه همهٔ این اتفاقها به یک مسیر روایی منسجم خدمت کنند. شوخیهایی با ضرباهنگ نامتوازن کمدی فیلم بر اغراق، سوءتفاهم، رفتارهای بیپروایانه و برخورد شخصیتهای متضاد تکیه دارد.
این مواد برای اثری سبک و عامهپسند کاملاً مناسباند؛ مسئله آن است که فیلم گاه بهجای ساختن موقعیت، صرفاً بر شدتدادن به آن پافشاری میکند. شوخیهایی که میتوانستند با مکثی کوتاه یا واکنشی ظریف اثر بگذارند، گاهی با تکرار یا تأکید بیش از حد کماثر میشوند. در لحظاتی، مخاطب بهجای آنکه از خندهٔ خودجوش غافلگیر شود، احساس میکند فیلم اصرار دارد او را به خندیدن وادار کند.
بااینحال، کمدی اثر یکدست ناکام نیست. چند صحنه بهخوبی از اختلاف خلقوخوها بهره میگیرند و از واکنشهای غیرمنتظرهٔ شخصیتها خنده میسازند. بعضی مخاطبان ممکن است دقیقاً همین بیقیدی و اغراق را بخشی از لذت فیلم بدانند؛ بهویژه اگر از یک کمدی تعطیلاتی انتظار ظرافت روایی یا طنز اجتماعی جدی نداشته باشند.
« فیلم گاهی از این تقابل بهره میبرد، اما بهجای پرورش تدریجی آن، چندین مسیر فرعی را به قصه میافزاید. »
شخصیتها و اجرا
اما فاصلهٔ میان لحظههای بامزه و بخشهای کشدار محسوس است و ریتم کلی را ناپایدار میکند. گروه بازیگران و نیروی رفاقت یکی از امتیازهای فیلم، شیمی گروهی بازیگران است. جان سینا بار دیگر نقش ران را با ترکیبی از اعتمادبهنفس کودکانه و شور مهارنشدنی پیش میبرد. شخصیت او میتواند بهراحتی به مجموعهای از رفتارهای پرسروصدا تقلیل یابد، اما حضور سینا در بعضی موقعیتها به آنها جنبوجوش میدهد.
لیل رل هاوری نیز در نقش مارکوس، با اضطراب و نیاز همیشگیاش به کنترل اوضاع، نقطهٔ مقابل مناسبی برای ران میسازد. این تقابل، موتور شماری از لحظههای کمدی فیلم است. یونو اورجی و مردیت هاگنر نیز به ایجاد حس همراهی در میان چهار شخصیت اصلی کمک میکنند. رابطهٔ آنها با یکدیگر، وقتی فیلم مجال میدهد، گرم و صمیمی جلوه میکند و به ماجرا وجهی فراتر از شوخیهای پراکنده میبخشد.
حضور استیو بوشمی در نقش ریس، پدر کایلا، ترکیب بازیگران را از نظر لحن جالبتر میکند. برخورد او با انرژی بیپروا و صمیمانهٔ ران از بخشهایی است که ظرفیت کمیک دارد؛ هرچند فیلم همیشه نمیداند چگونه از این تضاد بهطور پیوسته بهره ببرد. رفاقت گروهی در نهایت، حتی در بخشهایی که قصه سست میشود، بخشی از گرمای اثر را حفظ میکند.
شخصیتپردازی زیر سایهٔ حادثهها در قسمت دوم، شخصیتها باید هم آشنا به نظر برسند و هم فرصت تازهای برای تغییر پیدا کنند. مارکوس همچنان میخواهد همهچیز را تحت کنترل داشته باشد، درحالیکه ران در برابر برنامهریزی و محدودیت مقاومت میکند. این ویژگیها زمینهٔ مناسبی برای شوخی و حتی کشمکش عاطفی فراهم میکنند.
« اما فاصلهٔ میان لحظههای بامزه و بخشهای کشدار محسوس است و ریتم کلی را ناپایدار میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، چون بسیاری از موقعیتها با سرعت از بحرانی به بحران دیگر میپرند، فیلم کمتر فرصت مییابد پیامد رفتارهای شخصیتها را بهدرستی دنبال کند. پیوندهای عاطفی نیز بیشتر در قالب اشاره و موقعیتهای کوتاه شکل میگیرند تا در مسیرهایی که بهتدریج رشد کنند. در نتیجه، برخی تصمیمها بیش از آنکه از تحول درونی شخصیتها برآیند، به ضرورت پیشبرد حادثهها وابسته به نظر میرسند.
این کاستی بهویژه برای مارکوس اهمیت دارد: کشمکش میان مسئولیتپذیری و میل به رهایی میتوانست محور عمیقتری برای داستان باشد، اما معمولاً پشت ماجراهای پرسروصدا عقب مینشیند. فضای تعطیلات و کیفیت اجرا محیط گرمسیری و اقامتگاه ساحلی، از نظر بصری زمینهای آشنا اما مؤثر برای یک کمدی تعطیلاتی فراهم میکند.
رنگها و فضای تفریحی فیلم با تصور فرار موقت از روزمرگی هماهنگاند و تضاد میان آرامش ظاهری مقصد و آشفتگی شخصیتها را برجسته میسازند. بااینحال، چشمانداز زیبا بهتنهایی نمیتواند جای انسجام روایی را بگیرد؛ همانطور که ماجراهای پرتحرک نیز لزوماً به معنای ضرباهنگ خوب نیستند. مدت فیلم برای کمدیای با چنین ساختاری کمی طولانی احساس میشود.
بخشی از این حس از تکرار الگوهای شوخی و بخشی از افزودن گرههایی میآید که اثر را از مسیر اصلی دور میکنند. تدوین و جابهجایی میان موقعیتها معمولاً اجازه نمیدهد انرژی کاملاً فروکش کند، اما این حرکت پیوسته گاهی به شتابزدگی میانجامد. فیلم میخواهد هم کمدی رابطهها باشد، هم ماجرای تعطیلاتی پرهیاهو و هم قصهای دربارهٔ دردسرهای تجارت و خانواده؛ جمعکردن این لحنها در کنار هم، انسجامی میطلبد که اثر همیشه به آن نمیرسد.
« پیوندهای عاطفی نیز بیشتر در قالب اشاره و موقعیتهای کوتاه شکل میگیرند تا در مسیرهایی که بهتدریج رشد کنند. »
قوتها و کاستیها
نسبت با قسمت نخست قسمت دوم از همان فرمول آشنای تقابل میان زوج محتاط و زوج بیپروا سود میبرد و از بازگشت بازیگران اصلی نیز برای حفظ پیوند با فیلم پیشین استفاده میکند. اما تکرار عناصر شناختهشده بهجای آنکه الزاماً حس صمیمیت بسازد، گاهی یادآور این است که ایدهٔ مرکزی پیشتر مؤثرتر به کار رفته است.
دنباله برای متمایزشدن، به موقعیتهای تازه و دامنهٔ بزرگتری از آشوب روی میآورد؛ ولی افزایش تعداد ماجراها همیشه به افزایش خنده یا جذابیت منجر نمیشود. از همین رو، تماشاگرانی که قسمت اول را بهخاطر تازگی برخورد شخصیتها دوست داشتهاند، ممکن است این بار با تجربهای کماثرتر روبهرو شوند.
در مقابل، کسانی که صرفاً خواهان همراهی دوباره با این گروه و چند لحظهٔ سرگرمکنندهاند، احتمالاً دستکم بخشی از فیلم را خوشایند مییابند. تفاوت اصلی در انتظار مخاطب است: «Vacation Friends 2» بیشتر به دنبال سرگرمی بیتکلف است تا ساختن کمدیای دقیق، تازه و ماندگار. جمعبندی «Vacation Friends 2» دنبالهای است که از حضور گروه بازیگران و فضای رفاقتی خود سود میبرد، اما زیر بار قصهای شلوغ و شوخیهایی نامتوازن، بخشی از ظرفیتش را از دست میدهد.
جان سینا و استیو بوشمی در کنار دیگر بازیگران لحظههایی جذاب میسازند و فیلم چند بار به کمدی سبک و بیدغدغهای میرسد که وعدهاش را داده است. بااینحال، قابلپیشبینیبودن مسیر، تکرار بعضی شوخیها و کشآمدن روایت مانع از آن میشود که این لحظهها به تجربهای پیوسته و رضایتبخش تبدیل شوند.
جمعبندی
این فیلم برای شبی که تماشاگر خواهان کمدیای پرهیاهو و کمتوقع است، میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما در مقایسه با قسمت نخست، تازگی و انسجام کمتری دارد. حاصل، اثری نه کاملاً بیلذت و نه چندان بهیادماندنی است: فیلمی که گاه لبخند میآورد، اما معمولاً پیش از آنکه ایدههایش را به نتیجهای قانعکننده برساند، به شوخی بعدی میپرد.



ثبت دیدگاه