نقد و بررسی
نقد کاپریس (Caprice) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یک مثلث عاشقانه در قلمرو خیال «Caprice» ساختهٔ Emmanuel Mouret کمدیـرمانتیکی فرانسوی است که از وضعیتی آشنا آغاز میکند: کلِمان، معلمی آرام و کمرو، دلباختهٔ آلیشیا، بازیگر مشهور تئاتر، میشود؛ زنی که در نگاه او نهفقط زیبا، بلکه دور از دسترس و تقریباً رؤیایی است. شگفتی ماجرا از آنجا شروع میشود که این شیفتگی یکطرفه نمیماند.
اما حضور کاپریس، بازیگر مشتاق و پرشوری که به کلِمان علاقهمند است، آرامش رابطه را برهم میزند و خیال عاشقانهٔ او را به موقعیتی بغرنج تبدیل میکند. این طرح کلی، زمینهای مناسب برای بازی با حسادت، سوءتفاهم و فاصلهٔ میان تصور و واقعیت فراهم میآورد. فیلم از ابتدا قرار نیست عشق را بهصورت تجربهای باشکوه و بینقص نشان دهد.
برعکس، از همان شکاف میان آنچه کلِمان از آلیشیا در ذهن ساخته و آنچه در زندگی روزمره با او روبهرو میشود، نیروی کمدیاش را میگیرد. بااینحال، همین شکاف در نیمهٔ نخست بهاندازهٔ کافی تازه یا پرورده نمیشود و قصه گاهی بیش از آنکه شخصیتها را به سوی کشفی تازه ببرد، به الگوهای آشنای کمدی عاشقانه تکیه میکند.
جاذبهٔ بازیگر و فاصلهٔ ستاره آلیشیا برای کلِمان پیش از آنکه یک انسان باشد، تصویری آرمانی است: بازیگری که حضورش بر صحنه او را مسحور کرده و جایگاهی دستنیافتنی در ذهنش دارد. ورود این زن به زندگی عادی او، پرسشی جذاب به میان میآورد: آیا عشق به شخص واقعی شکل میگیرد یا به تصویری که از او ساختهایم؟
« شگفتی ماجرا از آنجا شروع میشود که این شیفتگی یکطرفه نمیماند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم پاسخ صریح و فلسفی نمیدهد، اما موقعیتهای روزمرهٔ رابطه بهتدریج فاصلهٔ میان تحسین از دور و صمیمیت از نزدیک را آشکار میکنند. بااینهمه، این ایده گاه زیر بار شیرینیِ سبک فیلم کمرنگ میشود. آلیشیا بیش از آنکه در آغاز شخصیتی با جهان درونی مستقل باشد، نقشِ معشوقِ آرمانی را در خیال کلِمان ایفا میکند.
فیلمنامه برای نشاندادن پیچیدگیهای او فرصتهایی دارد، اما همهٔ آنها را با عمق یکسان دنبال نمیکند. در نتیجه، رابطهٔ اصلی در بخشهایی از فیلم بر پایهٔ جذابیت موقعیت پیش میرود، نه تحول عاطفیِ کاملاً قانعکننده. کاپریس؛ انرژیِ نامتعارف فیلم کاپریس نقطهٔ مقابلِ آلیشیای دور از دسترس است: حضوری پرتحرک، بیقرار و پیشبینیناپذیر که با ورودش سکون جهان کلِمان را برهم میزند.
Anaïs Demoustier در این نقش سرزندگی چشمگیری دارد و از دلِ جسارت و آشفتگی شخصیت، نیرویی کمیک میسازد. او به فیلم ضرباهنگ میدهد؛ هر بار که در قاب حاضر میشود، تنش و تحرک بیشتری به صحنه راه مییابد. بااینحال، کاپریس فقط وسیلهای برای ایجاد دردسر یا تحریک حسادت نیست. رفتارهای افراطی و پیگیریِ بیوقفهٔ او هم میتوانند خندهدار باشند و هم اندکی ناآرامکننده.
فیلم از این دوگانگی بهره میبرد، اما همیشه آن را با دقت متوازن نمیکند. گاهی شوخیها چنان بر رفتارهای اغراقآمیز او تکیه دارند که جنبهٔ عاطفیِ شخصیت عقب مینشیند؛ در لحظات دیگر، همین اغراق است که مانع میشود کاپریس به تیپی کاملاً ساده و قابلپیشبینی تقلیل یابد. کمدیِ موقعیت و لحن سبک بخش مهمی از لذت «Caprice» از موقعیت نامتعارفش میآید: مردی که میان دو زن با دو جهان متفاوت قرار گرفته و هر تصمیم یا پنهانکاریاش میتواند سوءظنی تازه بسازد.
« بااینهمه، این ایده گاه زیر بار شیرینیِ سبک فیلم کمرنگ میشود. »
شخصیتها و اجرا
این طرح، ظرفیت فراوانی برای کمدی دارد و فیلم در چند موقعیت از آن بهره میگیرد؛ نه با شوخیهای تند و پرهیاهو، بلکه با مکثها، دستپاچگیها و برخوردهای اجتماعیِ معذبکننده. شرمندگیِ کلِمان در موقعیتهایی که نمیداند چگونه رفتار کند، بخشی از لحن ملایم و بازیگوش اثر را شکل میدهد. اما کمدی همیشه به یک اندازه موفق نیست.
برخی صحنهها از دلِ تضاد شخصیتها بهخوبی جان میگیرند، درحالیکه برخی دیگر بیش از حد در همان موقعیت میمانند و شوخیِ اولیه را تکرار میکنند. فیلم بهجای آنکه هر بار زاویهای تازه به سوءتفاهمها اضافه کند، گاهی آنها را کش میدهد. حاصل، لحنی دلپذیر اما ناهموار است: فیلمی که میتواند لبخند بیاورد، ولی همیشه نمیتواند خنده یا شگفتی را تا پایان صحنه حفظ کند.
کلِمان و مسئلهٔ انفعال کلِمان در مرکز داستان قرار دارد، اما حضورش بهاندازهٔ دو شخصیت زن نیروی دراماتیک ندارد. کمرویی و تردید او قرار است زمینهٔ بخشی از طنز باشد؛ بااینحال، این ویژگیها گاه به انفعال بدل میشوند. او بیشتر به موقعیتها واکنش نشان میدهد تا آنکه با انتخابهای روشن، مسیر رابطهها را تغییر دهد.
به همین دلیل، میان پیچیدگیِ موقعیتی که در آن گرفتار شده و تواناییِ محدودش در شکلدادن به آن، فاصلهای محسوس پدید میآید. بازی Emmanuel Mouret این فاصله را همیشه پر نمیکند. اجرای او بر خجالت و لکنتِ رفتاری شخصیت تکیه دارد، اما در برخی صحنهها کماثر و کمجان به نظر میرسد؛ گویی کلِمان بهجای آنکه دروناً مردد باشد، صرفاً از بیرون کمتحرک است.
« شرمندگیِ کلِمان در موقعیتهایی که نمیداند چگونه رفتار کند، بخشی از لحن ملایم و بازیگوش اثر را شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این تفاوت مهم است: تردید میتواند شخصیت را پیچیده کند، اما بیواکنشیِ طولانی ممکن است توجه مخاطب را از او بگیرد. در مقابل، بازی Virginie Efira و بهویژه Demoustier، در صحنههایی که حضور دارند، به رابطهها رنگ و انرژی بیشتری میبخشد. ریتم، کشآمدن و تکرار فیلم با آنکه در حدود یک ساعت و چهل دقیقه روایت میشود، همیشه از زمان خود استفادهٔ مؤثری نمیکند.
ریتم آرام و مکثهای طولانی با فضای کمدیِ کمتنش آن تناسب دارند، اما مرز میان مکثِ سنجیده و صحنهٔ کشآمده گاهی از دست میرود. بهخصوص در بخشهایی که رابطهٔ کلِمان و آلیشیا هنوز بر پایهٔ تصورهای کلیشهای پیش میرود، فیلم دیرتر از آنچه لازم است به نقطهٔ تازهای در کشمکش میرسد. این کندی تنها مسئلهٔ زمانی نیست؛ بر اثرگذاری عاطفی نیز تأثیر میگذارد.
وقتی موقعیتی چند بار با تغییر اندک تکرار میشود، شخصیتها کمتر از دلِ آن رشد میکنند و مخاطب زودتر میتواند مسیر شوخی یا سوءتفاهم را حدس بزند. از سوی دیگر، همین آرامش برای تماشاگرانی که از کمدیهای کمهیاهو و رابطهمحور لذت میبرند، میتواند دلپذیر باشد. اختلاف نظر دربارهٔ فیلم تا حد زیادی از همینجا میآید: آنچه برای یک مخاطب لطافت و مکث است، برای دیگری کشآمدن و کمرمقی به نظر میرسد.
عشق، خودفریبی و نگاه از دور در لایهٔ زیرینِ کمدی، فیلم به سازوکارِ خیالپردازی عاشقانه توجه دارد. کلِمان آلیشیا را ابتدا از جایگاه تماشاگر تحسین میکند؛ از فاصلهای امن که اجازه میدهد او را کامل، درخشان و بیتناقض تصور کند. رابطهٔ واقعی، این فاصله را از میان برمیدارد و او را ناچار میکند با انسانی روبهرو شود که نمیتوان تمام وجودش را در یک تصویرِ ستایشآمیز خلاصه کرد.
« این کندی تنها مسئلهٔ زمانی نیست؛ بر اثرگذاری عاطفی نیز تأثیر میگذارد. »
قوتها و کاستیها
در سوی دیگر، کاپریس نیز با شدتِ علاقهاش میکوشد جایگاهی در زندگی کلِمان به دست آورد، اما میلِ او همیشه با خواستهٔ طرف مقابل همجهت نیست. فیلم این تضادها را بیشتر در قالب موقعیت و رفتار پیش میبرد تا گفتوگوی تحلیلی. چنین رویکردی با لحن سبک اثر سازگار است، ولی گاهی بهایش کمعمق ماندنِ مضمونهاست.
پرسشهایی دربارهٔ وفاداری، میل، خودفریبی و مسئولیت عاطفی مطرح میشوند، اما بهندرت آنقدر پی گرفته میشوند که فیلم از محدودهٔ کمدیِ سرگرمکننده فراتر رود. بنابراین، ایدههای جذاب اثر بیشتر بهانهای برای موقعیتهای کمیکاند تا موضوعِ کاوشی عمیق و پیوسته. جمعبندی «Caprice» فیلمی سبک و خوشنیت است که از مثلثی عاشقانه و نامتعارف، موقعیتهایی برای طنز و دستپاچگی میسازد.
نقطهٔ قوت روشن آن، بازی پرانرژی Anaïs Demoustier و تواناییاش در جانبخشیدن به صحنههاست؛ فضای بانمک فیلم نیز گاه لحظههایی سرگرمکننده و دلپذیر فراهم میآورد. در برابر، کلیشهایبودنِ بخشی از رابطهٔ اصلی، بازی کماثرِ شخصیت محوری و ریتمی که گاهی بیش از اندازه مکث میکند، مانع از آن میشوند که اثر به تجربهای ماندگار بدل شود.
این فیلم بیش از آنکه داستانی غافلگیرکننده یا عمیقاً تکاندهنده باشد، کمدیای جمعوجور دربارهٔ خیالپردازی عاشقانه و گرفتاریهای ناشی از میل و سوءتفاهم است. تماشاگرِ مشتاقِ روابط پیچیده و شوخیهای ظریف ممکن است از لحن آن لذت ببرد؛ اما کسی که انتظار تحول چشمگیر، ریتم تند یا شخصیتپردازیِ پرلایه دارد، احتمالاً با اثری مواجه میشود که خوشایند است، ولی پس از پایان چندان در ذهن نمیماند.
« فیلم این تضادها را بیشتر در قالب موقعیت و رفتار پیش میبرد تا گفتوگوی تحلیلی. »



ثبت دیدگاه