نقد و بررسی
نقد آن شب (The Night) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هتل بهمثابه فضای روانی «The Night» از موقعیتی آشنا در سینمای وحشت آغاز میکند: زوجی در راه بازگشت، شبی را در هتلی ناآشنا میگذرانند و درمییابند بیرونرفتن از آن بهسادگیِ انتظارشان نیست. اما فیلم بیش از آنکه بر تعقیبوگریز یا هجوم پیدرپیِ موجودات هولناک تکیه کند، میکوشد هتل را به فضایی روانی بدل کند؛ مکانی بسته، غریب و کمنور که در آن ترسهای پنهان زوج کمکم شکل بیرونی پیدا میکنند.
در اینجا راهروها و اتاقها فقط پسزمینهٔ رخدادها نیستند، بلکه بخشی از منطق کابوساند: هرچه شخصیتها بیشتر در ساختمان میگردند، کمتر به قطعیت میرسند. هتل هم پناهگاهی موقت است و هم دامگاهی که قواعدش روشن نیست. «The Night» محصول مشترک ایران و ایالات متحده است و کوروش آهاری آن را کارگردانی کرده است؛ فیلمی که در سال ۲۰۲۱ در ایران به نمایش درآمد و روایتی فارسی و انگلیسی دارد.
تعلیق آهسته و معماریِ ابهام مهمترین امتیاز فیلم، ساختن فضایی سنگین و مرموز است. سکوتها، نورهای محدود و فضای داخلی هتل، حسِ آسودگیِ آشنای یک اقامتگاه را از بین میبرند. در نتیجه، حتی پیش از آنکه اتفاقی آشکار رخ دهد، تماشاگر به محیط بدگمان میشود. فیلم برای ایجاد اضطراب، گاه از جزئیات کوچک بهره میگیرد: صدایی در راهرو، حضوری گذرا یا موقعیتی که به نظر عادی میرسد اما چیزی در آن درست نیست.
این شیوه با ایدهٔ مرکزی اثر هماهنگ است، زیرا ترس در اینجا فقط از ناشناختههای بیرون نمیآید؛ از ناتوانی شخصیتها در تشخیص آنچه واقعاً رخ میدهد نیز زاده میشود. بااینحال، تعلیق آهسته همواره نتیجهبخش نیست. تأخیر در آشکارکردن اطلاعات میتواند انتظار بسازد، اما اگر هر مرحله به کشف یا دگرگونی معناداری نینجامد، انتظار به درازشدن بیثمر تبدیل میشود.
« هتل هم پناهگاهی موقت است و هم دامگاهی که قواعدش روشن نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«The Night» در بخشهایی به این مرز نزدیک میشود: تماشاگر پیوسته در وضعیتِ حدسزدن نگه داشته میشود، اما همهٔ نشانهها به یک اندازه پرقدرت یا ضروری نیستند. بنابراین فضای هتل، هرچند از نظر بصری و حسی تأثیرگذار است، گاهی بارِ پیشبردن فیلم را بهتنهایی بر دوش میکشد. ازدواج، راز و هستهٔ دراماتیک آنچه فیلم را از یک داستان ساده دربارهٔ گرفتارشدن در مکانی تسخیرشده فراتر میبرد، رابطهٔ بابک و نداست.
رازهای میان این دو، وحشت را از سطح حادثه به سطح عاطفی و اخلاقی میکشاند. هتل نهفقط محل وقوع رخدادهای نامعمول، بلکه فضایی میشود که در آن فاصلههای پنهان میان زن و شوهر فرصت آشکارشدن پیدا میکند. این انتخاب، ظرفیت تأملبرانگیزی دارد: شاید گرفتاری اصلی شخصیتها فقط در بستهبودن درهای هتل نباشد؛ شاید آنها پیش از رسیدن به آنجا نیز در رابطهای گرفتار بودهاند که گفتوگو و اعتماد در آن آسیب دیده است.
فیلم در این مسیر، از مخاطب میخواهد بیش از آنکه دنبال پاسخ فوری برای هر پدیده باشد، به واکنش شخصیتها نگاه کند. هر سکوت و مکث میتواند معنایی دوگانه داشته باشد: آیا نشانهٔ هراس از نیرویی بیرونی است، یا بازتاب چیزی است که دو نفر از گفتنش به یکدیگر پرهیز کردهاند؟ این همنشینیِ راز و وحشت، بهترین بخش ایدهٔ روایی اثر است.
بااینحال، پیوند میان رازهای زناشویی و رخدادهای فراطبیعی همیشه به اندازهای روشن و محکم ساخته نمیشود که هر دو مسیر یکدیگر را کامل کنند. در بعضی لحظهها، فیلم بیشتر به اشارهکردن بسنده میکند تا پرداختن. بازیها و حضور انسانی در دل کابوس شهاب حسینی و نیوشا نور در نقش بابک و ندا، مرکز ثقل فیلماند.
« بنابراین فضای هتل، هرچند از نظر بصری و حسی تأثیرگذار است، گاهی بارِ پیشبردن فیلم را بهتنهایی بر دوش میکشد. »
شخصیتها و اجرا
بازیها از جنس اغراق متداول در برخی آثار وحشت نیستند و همین خویشتنداری به فضای اثر کمک میکند. شخصیتها قرار نیست از همان ابتدا همهچیز را با واکنشهای پرشدت پاسخ دهند؛ بخشی از اضطراب از تلاش آنها برای حفظ ظاهر عادی و کنترل اوضاع شکل میگیرد. حضور حسینی به بابک نوعی سنگینی و تردید میبخشد، درحالیکه نور میکوشد پیچیدگی عاطفی ندا را در موقعیتهایی نشان دهد که اطلاعات کافی دربارهٔ آنها نداریم.
ارزش این بازیها بیش از همه در لحظات مکث و مواجهه دیده میشود؛ جایی که ترس از راه چهره، نگاه و سکوت منتقل میشود، نه صرفاً از راه واکنشهای نمایشی. بااینهمه، گاه فیلم برای عمیقترکردن شخصیتها فرصت کافی فراهم نمیکند. برخی رفتارها ناگهان از دل موقعیت بیرون میآیند و انگیزهٔ آنها برای تماشاگر بهقدر کافی روشن نیست.
این کاستی، هم بر باورپذیریِ تصمیمها اثر میگذارد و هم از شدت همدلی با زوج میکاهد. وقتی شخصیتها در برابر رخدادهای عجیب دست به انتخابهایی میزنند که منطق عاطفیشان کامل ساخته نشده، وحشتِ داستان ممکن است جای خود را به پرسش دربارهٔ منطق روایت بدهد. ترس فراطبیعی و محدودیت غافلگیری ایدهٔ گرفتارشدن در هتلی که گویی از قواعد معمول زمان و مکان پیروی نمیکند، زمینهای پربار برای وحشت فراهم میآورد.
هتل میتواند جایی باشد که حافظه، احساس گناه و واقعیتِ بیرونی در هم میآمیزند؛ جایی که شخصیتها ناچارند با چیزی روبهرو شوند که از آن میگریزند. فیلم از این امکان بهره میبرد و گاهی با قرار دادن مخاطب در موقعیتی نامطمئن، حسِ بیپناهیِ شخصیتها را به تماشاگر منتقل میکند. در این لحظهها، وحشت نه بهخاطر شدت تصویر، بلکه بهسبب ناتوانی در فهمیدنِ قواعدِ حاکم بر فضا اثر میگذارد.
« بازیها از جنس اغراق متداول در برخی آثار وحشت نیستند و همین خویشتنداری به فضای اثر کمک میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما «The Night» همیشه نمیتواند ظرفیت ایدهاش را به ترسِ مؤثر بدل کند. برخی غافلگیریها قابل پیشبینیاند یا چنان کوتاه و کماثر از راه میرسند که فرصت شکلدادن به اضطراب پایدار را از دست میدهند. در مقابل، فیلم در بهترین لحظههایش بهجای تکیه بر ضربههای ناگهانی، از حسِ ناامنی و انتظار استفاده میکند.
همین تفاوت توضیح میدهد چرا ممکن است گروهی از تماشاگران آن را بیشتر درامی روانشناختی با عناصر فراطبیعی بدانند تا فیلمی که پیوسته میترساند. اثر بهجای ترساندنِ مداوم، بیشتر میخواهد مخاطب را در فضایی نامطمئن نگه دارد؛ انتخابی که از نظر حالوهوا قابل دفاع است، اما ممکن است برای علاقهمندان به وحشت پرتنش کافی نباشد.
ریتم، انسجام و فرصتهای ازدسترفته مدتزمان فیلم، در حدود صد و پنج دقیقه، برای پرورش تدریجیِ فضای آن مناسب به نظر میرسد؛ ولی ریتم همیشه با این مدت تناسب پیدا نمیکند. برخی صحنهها با تکرار حسِ سرگردانی، بهجای آنکه تعلیق را تشدید کنند، آن را فرسوده میسازند. کندی بهخودیخود نقص نیست: در فیلمی دربارهٔ شبی کابوسوار، مکث و کشآمدن زمان میتواند بخشی از تجربه باشد.
مسئله زمانی پدید میآید که مکثها اطلاعات تازه، تحول شخصیتی یا تشدید تنش به همراه نداشته باشند. آنگاه تماشاگر بهجای حسکردنِ بیپایانیِ شب، صرفاً طولانیشدن روایت را احساس میکند. پراکندگی برخی نشانهها و نیمهکارهماندنِ بعضی مسیرها نیز به انسجام لطمه میزند. فیلم چند پرسش و تصویر را پیش میکشد، اما همه را با وزنی برابر به شبکهٔ معناییِ داستان پیوند نمیدهد.
« اما «The Night» همیشه نمیتواند ظرفیت ایدهاش را به ترسِ مؤثر بدل کند. »
قوتها و کاستیها
این مسئله ممکن است برای تماشاگرانی که ابهام را بخشی از تجربهٔ هنری میدانند پذیرفتنی باشد؛ اما ابهام زمانی جذاب است که پس از پایان هر صحنه، امکان تفسیر تازهای بگشاید، نه آنکه صرفاً احساسِ بیسرانجامماندن ایجاد کند. در «The Night»، مرز میان این دو گاهی روشن نیست. جمعبندی «The Night» اثری استوار بر ایدهای جذاب و فضاسازیای مؤثر است: زوجی ایرانی در هتلی غریب گرفتار میشوند و شبِ بستهٔ هتل، فرصتی برای روبهروشدن با اضطرابها و رازهای رابطهشان فراهم میآورد.
فیلم در خلق حسِ مکان، استفاده از سکوت و پیوندزدنِ وحشت فراطبیعی با تنش عاطفی دستاوردهایی دارد؛ بازیهای خویشتندارانه نیز به باورپذیریِ فضای ناآرام آن کمک میکنند. در برابر، ریتم کند، تکرار برخی موقعیتها، ضعف در پرداخت شماری از تصمیمها و غافلگیریهای نهچندان مؤثر مانع میشود که ایدهٔ اصلی به تجربهای کاملاً یکدست بدل شود.
این فیلم برای تماشاگرانی مناسبتر است که در وحشت، بیش از هیجان پیدرپی، به فضای رازآلود و لایههای روانی علاقه دارند. تماشاگرانی که انتظار دارند هر نشانه به نتیجهای روشن برسد یا فیلم بیوقفه آنها را بترساند، احتمالاً با کشآمدن روایت و ناتمامماندن بعضی پرسشها کنار نخواهند آمد.
ارزش «The Night» در نهایت نه در ترسِ بیوقفه، بلکه در همان ایدهٔ ناآرامی است که زیر پوست داستان میگذرد: گاهی راه خروج از یک مکان بسته، از روبهروشدن با حقیقتی میگذرد که شخصیتها مدتها از دیدنش گریختهاند.
« در «The Night»، مرز میان این دو گاهی روشن نیست. »
ثبت دیدگاه