نقد و بررسی
نقد استاد کونگ فو (The Kung Fu Master) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در ژانر «The Kung Fu Master» ساختهٔ Abrid Shine، اثری مالایالمی از سال ۲۰۲۰ است که خود را بیپرده در قلمرو فیلمهای رزمی و انتقاممحور قرار میدهد. فیلم نه میکوشد این قالب را از بنیاد دگرگون کند و نه آن را به درامی پیچیده دربارهٔ جامعه و خشونت بدل سازد؛ بیشتر میخواهد تجربهای مستقیم و دیداری بسازد که در آن مهارت بدنی، ضرباهنگ مبارزه و فضای کوهستانی سهم اصلی را دارند.
در سینمای مالایالمی، که نمونههای شاخص این گونه چندان فراوان نیستند، همین انتخاب ژانری به فیلم هویتی متمایز میبخشد. اما تمایز در انتخاب گونه، بهتنهایی برای نوآوری کافی نیست: اثر در بسیاری از لحظات به الگوهای آشنای نبرد خیر و شر تکیه میکند و بیش از آنکه داستانی تازه عرضه کند، بر اجرای صحنههای اکشن حساب باز میکند.
روایتی ساده با نیروی محرک آشنا مرکز داستان، خواهر و برادری به نام ریتو و ریشی رام است که زندگیشان با خشونت یک باند تبهکار از آرامش خارج میشود. روایت، ابتدا تصویری از پیوند خانوادگی و زندگی روزمرهٔ این دو ارائه میدهد و سپس مسیر خود را به سوی رویارویی و انتقام میبرد. این تقابل، از نظر کارکرد دراماتیک روشن و بیواسطه است: تماشاگر بهسرعت درمییابد چه چیزی شخصیتها را به حرکت وامیدارد و خطر از کجا میآید.
در عوض، همین روشنی گاه به سادهسازی میانجامد. انگیزهها و مناسبات داستانی کمتر از آنچه لازم است لایهمند میشوند و مسیر انتقام، با پیچیدگی یا کشف روانشناختی چندانی همراه نیست. فیلم در برانگیختن حس فقدان و خشم موفقتر از کاوش در پیامدهای درونی آن است. سوگ در اینجا عمدتاً نیرویی برای پیشبردن کنش محسوب میشود؛ کمتر مجال مییابد تا در رفتار، تصمیمها و رابطهٔ خواهر و برادر رسوب کند.
« در عوض، همین روشنی گاه به سادهسازی میانجامد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
از همین رو، تماشاگر میتواند هدف شخصیتها را بفهمد، اما همیشه فرصت نمییابد عمق تجربهٔ عاطفی آنان را لمس کند. این فاصله میان حادثهٔ بزرگ داستان و پرداخت محدود احساسات، یکی از مهمترین کاستیهای فیلم است. صحنههای رزمی؛ زبان اصلی فیلم قوت اصلی «The Kung Fu Master» در طراحی مبارزههاست.
کنش بدنی در فیلم فقط آرایهای میان دو بخش داستانی نیست؛ در نیمهٔ دوم، بهتدریج به زبان غالب روایت تبدیل میشود. ضربهها، جاخالیها و جابهجاییهای مبارزان، اطلاعاتی را منتقل میکنند که دیالوگها کمتر از عهدهٔ آن برمیآیند: شخصیتها چگونه با خطر روبهرو میشوند و تا چه اندازه به انضباط جسمانی خود متکیاند.
وقتی فیلم بر این زبان تمرکز میکند، انرژی و وضوح بیشتری پیدا میکند. طراحی نبردها چشمنواز است و بهویژه حضور ریتو در میدان مبارزه، به اثر جذابیتی ویژه میدهد. فیلم به جای آنکه او را صرفاً همراه شخصیت مرد قرار دهد، توانایی رزمیاش را در متن کنش برجسته میکند. این انتخاب، برای اثری در این ژانر و بستر سینماییاش قابل توجه است.
با این همه، کیفیت صحنههای اکشن در همهٔ لحظات به یک اندازه نیست؛ تدوین، میزانسن و جزئیات اجرایی گاه از نیروی لازم برای انتقال وزن ضربهها و خطر مبارزه برخوردار نیستند. به بیان دیگر، ایدهٔ اکشن اغلب از اجرای فنی آن قویتر است. ریتو و بازی نییتا پیلای نییتا پیلای در نقش ریتو، یکی از مهمترین امتیازهای فیلم است.
« از همین رو، تماشاگر میتواند هدف شخصیتها را بفهمد، اما همیشه فرصت نمییابد عمق تجربهٔ عاطفی آنان را لمس کند. »
شخصیتها و اجرا
بازی او در لحظههای رزمی با دقت حرکتی و تمرکز همراه است و حضورش در قاب، نیرویی مستقل دارد. نقشآفرینی او بر اغراقهای پرشور متکی نیست؛ خویشتنداری در اجرا، با شخصیتی که بخش بزرگی از احساساتش را در سکوت و عمل نشان میدهد، تناسب پیدا میکند. نتیجه، شخصیتی باورپذیرتر از آن چیزی است که فیلمنامه در اختیارش میگذارد.
با این حال، ریتو به اندازهای که حضور فیزیکیاش وعده میدهد، از نظر روانی بسط نمییابد. فیلم بیش از آنکه به تناقضها و انتخابهای درونی او بپردازد، از او یک مبارز کارآمد میسازد. نییتا پیلای در محدودهٔ همین نقش، بیشترین بهره را میگیرد و در بسیاری از صحنهها توجه را به خود جلب میکند؛ اما بازیگر بهتنهایی نمیتواند جای خالی پرداخت شخصیت را پر کند.
این تفاوت میان توانایی بازیگر و محدودیت نقش، از فرصتهای ازدسترفتهٔ اثر است. گروه بازیگران و کیفیت دیالوگ در کنار بازی پیلای، کیفیت اجراها یکدست نیست. برخی بازیگران در صحنههای فیزیکی بهتر از بخشهای عاطفی یا گفتوگومحور عمل میکنند و شماری از دیالوگها نیز حالتی ناپخته دارند. نتیجه آن است که لحظههایی که باید بار روانی داستان را بر دوش بکشند، گاه بیش از اندازه تصنعی به نظر میرسند.
این نابرابری، بهویژه در بخشهایی که فیلم از تماشاگر انتظار همدلی عمیق دارد، فاصلهای میان رخدادهای داستان و تأثیر احساسی آنها ایجاد میکند. شخصیتهای فرعی و دشمنان نیز غالباً با نشانههای آشنا معرفی میشوند و کمتر از آنچه برای ساختن تقابلی پرتنش لازم است، فردیت پیدا میکنند. باند تبهکار در درجهٔ نخست مانعی برای قهرمانان است، نه مجموعهای از آدمهایی با انگیزهها و روابط پیچیده.
« بازی او در لحظههای رزمی با دقت حرکتی و تمرکز همراه است و حضورش در قاب، نیرویی مستقل دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه، روایت را سرراست نگه میدارد، اما تعارض را نیز تا حدی قابل پیشبینی میکند. اگر فیلم زمان بیشتری را به ساختن شخصیتها و پرداخت گفتوگوها اختصاص میداد، صحنههای رویارویی میتوانستند بار معنایی بیشتری پیدا کنند. هیمالیا و فضای بصری لوکیشنهای کوهستانی، یکی از مهمترین داراییهای بصری فیلماند.
چشماندازهای هیمالیا و فضای دورافتادهٔ محل وقوع ماجرا، به اثر حسی از انزوا و گریز از زندگی عادی میبخشند. طبیعت در قاب، تنها پسزمینهای زیبا نیست؛ با فاصلهگرفتن شخصیتها از محیط روزمره، حالوهوای روایی فیلم نیز تغییر میکند. کوهستان میتواند محل پناه، تمرین و مواجهه با خشونت باشد و این ظرفیت، به فیلم جلوهای دیدنی میدهد.
در عین حال، زیبایی مناظر همیشه به انسجام تصویری کامل منتهی نمیشود. گاه طراحی صحنه، نورپردازی و تدوین به اندازهٔ خود چشماندازها تأثیرگذار نیستند و برخی فضاهای درگیری ظرفیت دراماتیک محل را بهتمامی به کار نمیگیرند. تضاد میان وسعت و شکوه محیط طبیعی با محدودیتهای فنی بعضی صحنهها، هم نقطهٔ قوت فیلم را آشکار میکند و هم ضعف اجراییاش را.
موسیقی نیز عموماً در خدمت تأکید بر هیجان قرار دارد، اما در برخی لحظهها مجال سکوت و تأمل را محدود میکند. ریتم و ساختار دراماتیک ریتم فیلم در بخشهایی که بر مبارزه متمرکز است، سرزندهتر میشود؛ در مقابل، قسمتهایی از روایت کشش کافی ندارند. گذار از زندگی خانوادگی به خشونت و سپس به مسیر مقابله، بهروشنی قابل دنبالکردن است، اما همهٔ حلقههای این گذار از نظر احساسی به یک اندازه پرداخت نشدهاند.
« این شیوه، روایت را سرراست نگه میدارد، اما تعارض را نیز تا حدی قابل پیشبینی میکند. »
قوتها و کاستیها
گاهی فیلم اطلاعات لازم را میدهد، اما برای جاافتادن پیامدهای آن مکث نمیکند. این شتاب در بعضی لحظات و کندی در برخی بخشهای دیگر، تعادل کلی را مختل میکند. ساختار اثر آشکارا به مخاطبی چشم دارد که از فیلم رزمی انتظار کنش فراوان دارد، نه الزاماً درامی خانوادگی با شخصیتپردازی گسترده.
از همین رو، بخشهای کمدیالوگ و مبارزهمحور میتوانند برای علاقهمندان این گونه جذاب باشند، اما برای تماشاگرانی که پیوند عاطفی و تحول روانی را در اولویت میگذارند، کافی به نظر نرسند. فیلم در عمل میان دو امکان قرار میگیرد: قصهٔ انتقام و نمایش هنرهای رزمی؛ در دومی موفقتر است و در اولی کمتر به عمق میرسد.
جمعبندی «The Kung Fu Master» فیلمی است که ارزش اصلیاش را باید در جسارت ژانری، صحنههای رزمی چشمنواز، حضور مؤثر نییتا پیلای و بهرهگیری از لوکیشنهای هیمالیا جستوجو کرد. اثر در ساختن روایتی پرلایه از انتقام و سوگ چندان کامیاب نیست و داستان آشنایش، همراه با اجرای نابرابر و دیالوگهای گاه کمجان، مانع از آن میشود که درام به اندازهٔ اکشن اثرگذار باشد.
با این حال، فیلم در لحظههایی که به حرکت، مبارزه و حضور ریتو اعتماد میکند، هویت روشنتری پیدا میکند. حاصل، تجربهای دیدنی اما ناهماهنگ است: اثری که بیش از قصهاش در خاطر میماند، از مسیر بدن و تصویر سخن میگوید.
« گاهی فیلم اطلاعات لازم را میدهد، اما برای جاافتادن پیامدهای آن مکث نمیکند. »
ثبت دیدگاه