نقد و بررسی
نقد دختران فاجعه (Tragedy Girls) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طنزی سیاه در کالبد فیلم اسلشر «دختران تراژدی» ساختهٔ تایلر مکاینتایر، کمدی سیاهی است که از همان آغاز مرز میان سرگرمی نوجوانانه و وحشت اسلشر را بههم میریزد. مککیلا و سیدی، دو دوست دبیرستانی، شیفتهٔ جنایتهای واقعی و توجه عمومیاند؛ برنامهٔ اینترنتیشان دربارهٔ فجایع قرار است آنها را مشهور کند، اما عطش دیدهشدن بهتدریج از گزارشگری فراتر میرود.
فیلم با این پیشفرض، هم قواعد آشنای داستان قاتل زنجیرهای را به بازی میگیرد و هم فرهنگ شهرتطلبی آنلاین را هدف طنز خود قرار میدهد. حاصل، اثری خونین و پرتحرک است که میخواهد تماشاگر را هم سرگرم کند و هم از خندهاش اندکی احساس ناراحتی برانگیزد. شهرت بهمثابه نیروی محرک ایدهٔ مرکزی فیلم، تبدیل توجه عمومی به نوعی ارز قابلمصرف است: هر حادثه میتواند محتوا شود و هر جنایت، فرصتی برای افزایش دنبالکنندهها.
در این جهان، اهمیت یک رویداد نه با رنج قربانیان، بلکه با میزان بازتاب آن سنجیده میشود. این نگاه، هستهٔ انتقادی فیلم را شکل میدهد؛ فیلم بهدرستی میفهمد که سازوکارهای شبکههای اجتماعی چگونه میتوانند تجربههای پیچیده و دردناک را به قابهایی کوتاه، هیجانانگیز و قابلانتشار تقلیل دهند.
بااینحال، «دختران تراژدی» بیش از آنکه تحلیلی عمیق از این سازوکارها باشد، هجوی پرشتاب و اغراقآمیز است. فیلم با جسارت، منطق «دیدهشدن به هر قیمت» را تا نقطهای هولناک پیش میبرد، اما کمتر مکث میکند تا دربارهٔ ریشههای این میل یا پیامدهای اجتماعی آن تأملی جدیتر داشته باشد. به همین دلیل، مضمونش روشن و مؤثر است، اما گاه در سطح ایده باقی میماند و از بسط کامل ظرفیت انتقادی خود بازمیماند.
« در این جهان، اهمیت یک رویداد نه با رنج قربانیان، بلکه با میزان بازتاب آن سنجیده میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوستی، رقابت و رابطهای ناتمام مهمترین دارایی فیلم، رابطهٔ مککیلا و سیدی است. این دو صرفاً همدستهایی در ارتکاب جنایت نیستند؛ میانشان صمیمیتی قدیمی، وابستگیای آشکار و رقابتی پنهان جریان دارد. هرکدام در کنار دیگری احساس قدرت میکند، اما همزمان در پی آن است که سهم بیشتری از توجه و اعتبار نصیبش شود.
همین دوگانگی، داستان را از یک رشته شوخی و قتل فراتر میبرد و به آن تنشی عاطفی میبخشد. الکساندرا شیپ و بریانا هیلدبرند این تضاد را با انرژی و تفاوتهای ظریف در بازی خود زنده میکنند. شیمی میان آنها بخش مهمی از جذابیت فیلم است؛ نگاهها، مکثها و تغییر لحنشان گاهی بیش از دیالوگها دربارهٔ نزدیکی یا فاصلهٔ میان دو شخصیت سخن میگوید.
بااینهمه، فیلم رابطهٔ آنها را تا اندازهای در حد رقابت و وفاداری متزلزل نگه میدارد. اگر به پیوند عاطفیشان عمق بیشتری میداد، جاهطلبی مشترک و کشمکشهایشان میتوانست بار احساسی پیچیدهتری پیدا کند. این خلأ بهویژه از آن رو محسوس است که خود فیلم شواهد کافی برای شکلگیری برداشتی صمیمانهتر فراهم میکند، اما چندان به سراغ پیامدهای آن نمیرود.
خشونت، خنده و لحن کنترلشده خشونت در این فیلم قرار نیست صرفاً منبع ترس باشد. صحنههای خونین با چنان بیپروایی و اغراقی به نمایش درمیآیند که تماشاگر میان انزجار و خنده معلق میماند. فیلم از برخوردِ لحن شیرین و رنگارنگ نوجوانانه با رخدادهای دهشتناک، نوعی کمدی نامتعارف میسازد؛ تضادی که در بسیاری از لحظات بهخوبی جواب میدهد.
« دوستی، رقابت و رابطهای ناتمام مهمترین دارایی فیلم، رابطهٔ مککیلا و سیدی است. »
شخصیتها و اجرا
شوخی تلخ و خونریزی، نه دو عنصر جداگانه، بلکه اجزای یک زبان واحدند: جهانی که در آن فاجعه هم میتواند منظرهای سرگرمکننده باشد و هم وسیلهای برای ساختن تصویر عمومی. این انتخاب البته سلیقهای است. تماشاگرانی که از شوخی با خشونت یا نمایش خونبار قتلها لذت نمیبرند، ممکن است فاصلهای جدی با فیلم احساس کنند.
اما برای مخاطبی که با لحن اغراقآمیز آن همراه شود، همین بیاعتنایی حسابشده به قواعد متعارف اخلاقی، بخشی از نیروی طنز است. فیلم از راه موعظهکردن دربارهٔ ابتذال خشونت پیش نمیرود؛ بلکه ابتذال را تا اندازهای افراطی میکند که پوچی آن آشکار شود. ریتم و ساختار روایی ریتم پرشتاب، یکی از امتیازهای روشن اثر است.
داستان بهسرعت از معرفی جهان شخصیتها به نقشهها، حوادث و بحرانهای تازه میرسد و کمتر اجازه میدهد انرژی خود را از دست بدهد. این شتاب با ذهنیت دو قهرمان اصلی نیز تناسب دارد: آنها پیوسته در حال برنامهریزی، بازتعریف تصویر خود و واکنش به بازخورد دیگراناند. فیلم بهجای آنکه مخاطب را در انتظار طولانی نگه دارد، با ضرباهنگی تند او را در جریان رویدادها پیش میبرد.
اما همین سرعت گاهی به زیان پرداخت داستان تمام میشود. انگیزههای شخصیتها، گذشتهٔ دوستیشان و تأثیر انتخابهایشان بر یکدیگر میتوانست فرصت بیشتری برای شکلگیری پیدا کند. برخی رخدادها بیش از آنکه حاصل تحول تدریجی شخصیتها باشند، برای حفظ حرکت داستان بهسرعت به صحنه آورده میشوند. در نتیجه، فیلم در لحظات پرتحرک خود جذاب است، اما گاه از فرصتی که برای عمیقترکردن رابطهٔ مرکزی و پیامدهای روانی ماجراها دارد، میگذرد.
« تماشاگرانی که از شوخی با خشونت یا نمایش خونبار قتلها لذت نمیبرند، ممکن است فاصلهای جدی با فیلم احساس کنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
طنز شبکههای اجتماعی و لغزشهای آن فیلم در تشخیص موضوع طنزش تیزبین است، اما در اجرای شوخیهای مربوط به فرهنگ آنلاین همیشه به یک اندازه موفق نیست. گاهی زبان شخصیتها و اشارههایشان به دنبالکنندهها، محبوبیت و حضور اینترنتی، طبیعی و متناسب با جهان اثر به نظر میرسد؛ گاهی نیز چنان آشکارا برای بازنمایی «زبان نوجوانان» نوشته شده که ساختگی جلوه میکند.
در این لحظات، طنز بهجای آنکه از رفتار شخصیتها بجوشد، به نمایش مستقیمِ نشانههای آشنای فضای مجازی تبدیل میشود. این تفاوت در کیفیت شوخیها، آهنگ فیلم را نیز اندکی ناهماهنگ میکند. بعضی تکهها بهخوبی پوچی فرهنگ شهرت را میگیرند، اما برخی دیگر بیش از اندازه بر اصطلاحات روز و اشارههای سریع تکیه دارند.
ازآنجاکه بخش مهمی از اثر بر زبان و گفتوگوی دو شخصیت اصلی بنا شده، چنین لغزشهایی به چشم میآیند؛ بااینحال، انرژی بازیگران و موقعیتهای افراطی داستان معمولاً مانع از آن میشود که این ضعف بهتنهایی بر تجربهٔ تماشا غلبه کند. منطق جهان فیلم و باورپذیری «دختران تراژدی» از ابتدا واقعگرایی مستندگونه را هدف نمیگیرد.
فضای آن بهوضوح اغراقآمیز است و بسیاری از موقعیتها با منطق کمدی سیاه پیش میروند، نه با دقت یک تریلر جنایی. بااینوجود، حتی در جهانی چنین هجوآمیز، تماشاگر انتظار دارد جزئیات پایهای داستان با یکدیگر سازگار باشند. نبود نظارت و تدابیر امنیتی متناسب با رخدادهای شهر، یکی از همان نکاتی است که میتواند باورپذیری را تضعیف کند.
« این تفاوت در کیفیت شوخیها، آهنگ فیلم را نیز اندکی ناهماهنگ میکند. »
قوتها و کاستیها
وقتی شمار حوادث بالا میرود، بیتوجهی فیلم به سازوکارهایی که در زندگی روزمره انتظارشان را داریم، بیش از پیش به چشم میآید. چنین ضعفهایی بهتنهایی فیلم را از کار نمیاندازند، اما نشان میدهند که اثر گاهی برای حفظ شوخی و شتاب، از منطق جزئیات صرفنظر میکند. تماشاگر اگر لحن کارناوالی و هجوآمیز فیلم را بپذیرد، احتمالاً این نادیدهگرفتنها را تحمل خواهد کرد؛ اما کسی که به انسجام روایی و واقعنمایی اهمیت بیشتری میدهد، ممکن است از آنها بیرون کشیده شود.
جمعبندی «دختران تراژدی» فیلمی پرانرژی و نامتعارف است که از پیوند کمدی سیاه، وحشت اسلشر و هجویهٔ شهرتطلبی آنلاین، سرگرمیای خونین و تاحدی گزنده میسازد. نقطهٔ قوت اصلیاش دو بازیگر محوری و رابطهٔ پرتنش آنهاست؛ رابطهای که هم به فیلم نیروی عاطفی میدهد و هم جای خالی پرداختی عمیقتر را آشکار میکند.
طنز فیلم گاه تیز و مؤثر است و گاه با تأکید بیش از حد بر زبان شبکههای اجتماعی زورکی میشود. همینطور، شتاب روایی و بیاعتنایی به بعضی جزئیات منطقی از انسجام آن میکاهد. بااینهمه، اثر در ساختن لحن مخصوص خود موفق است: رنگولعاب نوجوانانه را کنار خونریزی، صمیمیت را کنار رقابت، و میل به شهرت را کنار بیاعتنایی به بهای انسانی آن مینشاند.
برای تماشاگرانی که از اغراق، خشونت کارتونی و شوخیهای تلخ استقبال میکنند، فیلم تجربهای سرگرمکننده و متفاوت است؛ اثری که بیش از آنکه بخواهد پاسخی نهایی دربارهٔ فرهنگ آنلاین بدهد، آن را در قالب کابوسی خندهآور و پرجنبوجوش به نمایش میگذارد.
« طنز فیلم گاه تیز و مؤثر است و گاه با تأکید بیش از حد بر زبان شبکههای اجتماعی زورکی میشود. »
ثبت دیدگاه