نقد و بررسی
نقد من و دوستانم (Me and My Friends) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به دانشگاه؛ نه فقط سفر در زمان «Me and My Friends» که در اصل یک مجموعهٔ تلویزیونی چینی است، با ایدهای آشنا اما عاطفی آغاز میشود: مردی که زیر بار اندوه و حسرتی قدیمی مانده، به شکلی غیرمنتظره به خاطرات دوران دانشگاه بازمیگردد. تان مو با هویتی تازه در دانشگاه نینگژو، میان همکلاسیها و تجربههایی قرار میگیرد که از بیرون ممکن است صرفاً یادآور جوانی باشند، اما برای او معنای دیگری دارند؛ فرصتی برای مواجهه با آنچه در زندگی واقعی از دست رفته یا ناتمام مانده است.
این مجموعه در بیستوچهار قسمت روایت میشود و محور آن، پیوند میان خاطره، دوستی و عشق است. نقطهٔ قوت این پیشفرض در آن است که سفر به گذشته را صرفاً تمهیدی برای شوخی یا گریز از واقعیت نمیگیرد. بازگشت به دانشگاه، در عین حال بازگشت به پرسشهایی دربارهٔ پشیمانی، انتخاب و امکان جبران است.
بااینحال، سریال بیش از آنکه بخواهد این پرسشها را به کاوشی فلسفی و سنگین بدل کند، از آنها بستری برای یک روایت گرم و جوانپسند میسازد. حاصل، اثری است که حالوهوای لطیف و دلنشینش بیش از پیچیدگی فکری آن در ذهن میماند. خاطره بهمثابه فضای روایی جهان دانشگاهی سریال با مجموعهای از فعالیتها و اتفاقهای جمعی شکل میگیرد: رقابتهای دانشجویی، همکاری در برنامههای دانشگاه، رفتوآمد میان خوابگاهها و موقعیتهایی که شخصیتها را ناگزیر کنار یکدیگر قرار میدهد.
اهمیت این صحنهها فقط در پیشبرد رابطهٔ عاشقانه نیست؛ آنها بهتدریج تصویری از جمعی میسازند که دوستی در آن از دل جزئیات روزمره رشد میکند. در چنین روایتی، خاطره نه مجموعهای از لحظههای باشکوه، بلکه حاصل گفتوگوها، سوءتفاهمها و همراهیهای کوچک است. البته ساختار خاطرهمحور، همزمان محدودیتهایی نیز ایجاد میکند.
« این مجموعه در بیستوچهار قسمت روایت میشود و محور آن، پیوند میان خاطره، دوستی و عشق است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
وقتی گذشته مانند فضایی شبیهسازیشده یا بازسازیشده به نظر میرسد، مرز میان تجربهٔ زنده و صحنهای که برای آزمودن یا بازشناختن آن تجربه طراحی شده، اهمیت پیدا میکند. سریال از ظرفیت این ابهام بهره میبرد، اما همیشه آن را با دقت یک درام روانشناختی بسط نمیدهد. در نتیجه، گاهی ایدهٔ مرکزی از نظر احساسی پررنگتر از منطق درونی و پیامدهای آن باقی میماند.
دوستی؛ گرمای اصلی مجموعه عنوان مجموعه وعدهٔ روایتی جمعی میدهد و بخش مهمی از جذابیت آن نیز از همینجا میآید. دوستان و هماتاقیها تنها تماشاگر رابطهٔ دو شخصیت اصلی نیستند؛ حضورشان به داستان ریتم، حرکت و تنوع میبخشد. تعامل میان گروه، فضای دانشگاه را از پسزمینهای تزئینی به محیطی اجتماعی تبدیل میکند؛ جایی که شخصیتها نهفقط در خلوت عاشقانه، بلکه در جمع نیز شناخته میشوند و تغییر میکنند.
سریال در نمایش لحظههای همدلی و همکاری موفقتر از ترسیم دگرگونیهای عمیق فردی است. تماشاگر معمولاً درمییابد که این جمع به یکدیگر اهمیت میدهند، اما همیشه به همان اندازه روشن نیست که هر شخصیت چه زخم یا خواستهای را با خود حمل میکند و دوستی چگونه آن را دگرگون میسازد. از این رو، گروه بیشتر نیرویی برای ساختن حس صمیمیت است تا مجموعهای از شخصیتهای کاملاً مستقل با مسیرهای دراماتیک هموزن.
عشق و مسئلهٔ هویت رابطهٔ تان مو و سو چِنگچِنگ، بهواسطهٔ تفاوت میان هویت و زمان، امکان ایجاد کششی فراتر از یک آشنایی سادهٔ دانشگاهی را دارد. مردی که از آینده آمده، با دانشی نابرابر وارد رابطه میشود؛ او گذشته را از منظری میبیند که طرف مقابل در اختیار ندارد. این نابرابری میتواند زمینهای برای پرسش دربارهٔ صداقت، انتخاب و حق دیگری در دانستن باشد.
« سریال از ظرفیت این ابهام بهره میبرد، اما همیشه آن را با دقت یک درام روانشناختی بسط نمیدهد. »
شخصیتها و اجرا
داستان از این ظرفیت برای ایجاد کنجکاوی و لطافت عاشقانه استفاده میکند، هرچند تنش اخلاقی این موقعیت را تا نهایت ممکن پی نمیگیرد. رابطهٔ عاطفی در کلیت خود بر کشش تدریجی و نزدیکی حاصل از تجربههای مشترک تکیه دارد. همین انتخاب با مضمون دوستی سازگار است: عشق نه ناگهان و جدا از زندگی جمعی، بلکه در دل همراهی روزمره شکل میگیرد.
بااینحال، پیشفرض داستان گاه باعث میشود احساسات شخصیتها بیشتر به مسیر ازپیشتعیینشدهای برای رسیدن به تأثیر عاطفی خدمت کنند تا حاصل انتخابهایی که با دقت روانشناختی کاویده شدهاند. بازیگران و شیمی گروهی ترکیب بازیگران جوان، بهویژه در صحنههای گروهی، به مجموعه انرژی میبخشد.
یائو چی در نقش چی مو/تان مو و سون آنکه در نقش سو چِنگچِنگ/چِنگ سیچی در مرکز روایت قرار دارند و بار اصلی رابطهٔ محوری را بر دوش میکشند؛ در کنار آنان، بازیگران نقش دوستان و همدانشگاهیها به شکلگیری فضای جمعی کمک میکنند. معرفی رسمی مجموعه نیز بر همین گروه بازیگران و ساختار دانشگاهی آن تأکید دارد.
نکتهٔ مثبت در بازیها، هماهنگی و حس تعامل است؛ بسیاری از لحظههای دلپذیر نه از یک اجرای منفرد، بلکه از واکنشهای متقابل گروه پدید میآیند. در مقابل، گاهی شخصیتپردازیها به الگوهای آشنای آثار جوانانه نزدیک میشوند: دوست شوخطبع، همکلاسی پرجنبوجوش یا شخصیت آرامی که نقش مکمل دارد.
« رابطهٔ عاطفی در کلیت خود بر کشش تدریجی و نزدیکی حاصل از تجربههای مشترک تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیگران میتوانند به این الگوها سرزندگی ببخشند، اما متن همیشه مواد کافی برای بیرونآمدن کامل از آنها فراهم نمیکند. ریتم، کمدی و انسجام روایت نوسان میان رمانس، کمدی دانشگاهی و درام مبتنی بر خاطره، برای مجموعه هم فرصت است و هم خطر. صحنههای سبک و شوخطبعانه، فشار عاطفی داستان را متعادل میکنند و اجازه میدهند فضای دانشگاه سرزنده بماند.
اما هر موقعیت کمیک زمانی اثرگذار است که به شخصیت یا مسیر داستانی معنا اضافه کند. در بعضی بخشها، شوخیها و اتفاقهای عجیب بیشتر همچون قطعات پراکنده ظاهر میشوند و پیوند محکمی با تحول کلی روایت پیدا نمیکنند. از سوی دیگر، تکرار برخی رفتارها و سوءتفاهمها میتواند حرکت داستان را کند کند.
زمانی که یک الگوی رفتاری چند بار بدون تغییر محسوس بازمیگردد، شوخی بهجای آنکه رابطهها را تازهتر کند، به تکرار بدل میشود. این کاستی بهویژه در قالب بیستوچهارقسمتی محسوس است: مجموعه برای پرکردن فضای میان لحظههای عاطفی، گاهی به موقعیتهایی متکی میشود که به اندازهٔ ایدهٔ آغازین خود تازگی ندارند.
سوگ و فرصتِ جبران لایهٔ اندوه در داستان، بهخصوص حسرت مربوط به پدر، به روایت وزن عاطفی میدهد. این مضمون میتوانست در کنار بازگشت به گذشته، به بررسی عمیقتری از سوگ و ناتوانی انسان در تغییر آنچه رخ داده بینجامد. سریال گاه به این بار عاطفی نزدیک میشود، اما معمولاً آن را در خدمت فضای امیدبخش و عاشقانهٔ خود نگه میدارد.
« صحنههای سبک و شوخطبعانه، فشار عاطفی داستان را متعادل میکنند و اجازه میدهند فضای دانشگاه سرزنده بماند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، سوگ بیشتر نیروی محرک داستان است تا موضوعی که تمام پیچیدگیهایش بهطور مستقل کاویده شود. این انتخاب لزوماً ضعف مطلق نیست؛ مجموعه آشکارا به دنبال تجربهای تلخ و سنگین نیست. بااینحال، فاصلهای میان ظرفیت بالقوهٔ ایده و عمقی که روایت در نهایت به آن میبخشد، باقی میماند. اگر رابطهٔ قهرمان با فقدان و پیامدهای روانی آن فرصت بیشتری برای شکلگیری مییافت، تضاد میان گذشتهٔ شیرین و دردِ اکنون پرقدرتتر میشد.
جمعبندی «Me and My Friends» مجموعهای رمانتیک و دانشگاهی است که از ایدهٔ بازگشت به خاطره برای روایت دوستی، عشق و حسرت بهره میگیرد. گرمای گروهی، حالوهوای صمیمی دانشگاه و تعامل بازیگران از مهمترین امتیازهای آناند؛ در مقابل، پراکندگی بعضی موقعیتهای کمدی، تکرار رفتاری و پرداخت نهچندان عمیق به برخی شخصیتها، از انسجام و تأثیر درام میکاهد.
سریال در ساختن لحظههای دلنشین موفقتر از واکاوی کامل ظرفیتهای روانشناختی ایدهٔ خود است. برای تماشاگرانی که به داستانهای عاشقانهٔ جوانانه و رفاقتهای جمعی علاقه دارند، تجربهای گرم و سرگرمکننده فراهم میکند؛ اما کسانی که انتظار روایتی پیچیده دربارهٔ سوگ، هویت و امکان جبران دارند، ممکن است عمق آن را کمتر از وعدهٔ آغازین بیابند.
« بنابراین، سوگ بیشتر نیروی محرک داستان است تا موضوعی که تمام پیچیدگیهایش بهطور مستقل کاویده شود. »
ثبت دیدگاه