نقد و بررسی
نقد سیریانا (Syriana) | 2005
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نفت بهمثابه شبکهای از قدرت «Syriana» به کارگردانی Stephen Gaghan، تریلری سیاسی است که نفت را نه صرفاً کالایی راهبردی، بلکه رشتهای میبیند که دولتها، شرکتها، دستگاههای اطلاعاتی و زندگی افراد عادی را به هم گره میزند. فیلم بهجای تمرکز بر یک قهرمان یا یک بحران واحد، چند خط روایی موازی را دنبال میکند: وکیلی که مأمور پیشبرد ادغام دو شرکت نفتی است، تحلیلگری که در مناسبات یک خاندان سلطنتی گرفتار میشود و مأمور کهنهکار سیا که پیامدهای تصمیمهای پنهان را از نزدیک لمس میکند.
از همین آغاز روشن است که فیلم قصد ندارد جهانش را به تقابل سادهی خیر و شر فروبکاهد. قدرت در «Syriana» پراکنده است؛ گاهی در جلسهای حقوقی و پشت واژههای ظاهراً خنثی پنهان میشود، گاهی در چانهزنیهای دیپلماتیک و گاهی در تصمیمی امنیتی که اثرش بسیار دورتر از اتاق تصمیمگیری احساس خواهد شد.
این نگاه شبکهای به سیاست و اقتصاد، مهمترین دستاورد فیلم و در عین حال سرچشمهی دشواریهای آن است. روایتی چندپاره، عمداً دشوار ساختار فیلم بر رفتوآمد میان مکانها و شخصیتها استوار است. روایت هر بار از مسیری به مسیر دیگر میپرد و اطلاعات را بهتدریج در اختیار تماشاگر میگذارد؛ بنابراین پیوند میان رخدادها در لحظه همیشه آشکار نیست.
این شیوه، تجربهای نزدیک به مواجهه با خودِ سیاست جهانی میسازد: رویدادهایی که در ظاهر جدا از هماند، اما در لایههای پنهان به منافع مشترک و مناسباتی پیچیده وابستهاند. بااینحال، پیچیدگی همیشه به معنای غنا نیست. فیلم گاه آنقدر سریع میان شخصیتها و جغرافیاها جابهجا میشود که فرصت عاطفی لازم برای همراهی با بعضی از خطها از دست میرود.
« از همین آغاز روشن است که فیلم قصد ندارد جهانش را به تقابل سادهی خیر و شر فروبکاهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعدد نامها، نهادها و انگیزهها نیز میتواند تماشاگر را از جریان درام بیرون بگذارد. اگر مخاطب برای فهمیدن نسبت هر شخصیت با شبکهی بزرگتر مکث بخواهد، فیلم کمتر مجال میدهد؛ روایت به حرکت ادامه میدهد و بیننده باید خود را با آهنگ آن هماهنگ کند. با وجود این، اتصال تدریجی خطوط داستانی برای بسیاری از لحظات فیلم نیرویی واقعی ایجاد میکند.
کشف نسبت میان ماجراها، نه بهصورت معمایی سرگرمکننده، بلکه همچون روشنشدن بخشی از سازوکار قدرت عمل میکند. این رضایت فکری، هرچند جای همهی گرههای عاطفی را نمیگیرد، به فیلم انسجامی میبخشد که در تماشای نخست ممکن است دیر آشکار شود. سیاست پشت زبان خنثی یکی از هوشمندانهترین جنبههای «Syriana» توجه آن به زبان رسمی قدرت است.
قرارداد، ارزیابی حقوقی، معاملهی اقتصادی و ملاحظات امنیتی در ظاهر قلمروهایی فنیاند، اما فیلم نشان میدهد که این واژگان چگونه میتوانند تصمیمهای اخلاقی را بپوشانند. در خط داستانی بنت هالیدی، قانون نه عرصهای پاک و مستقل از سیاست، بلکه ابزاری است که در کشاکش منافع شرکتی معنا پیدا میکند.
مسئله فقط این نیست که چه کسی قانون را نقض میکند؛ مهمتر آن است که چگونه ظاهرِ رعایت قانون میتواند به بخشی از همان بازی بدل شود. فیلم در سوی دیگر، مناسبات میان قدرتهای خارجی و نخبگان منطقه را نیز تصویر میکند. در اینجا نه یک بلوک یکپارچهی آمریکایی وجود دارد و نه تصویری یکدست از خاورمیانه.
« تعدد نامها، نهادها و انگیزهها نیز میتواند تماشاگر را از جریان درام بیرون بگذارد. »
شخصیتها و اجرا
شاهزادگان، شرکتها، مقامهای دولتی و نیروهای امنیتی اهدافی گاه همسو و گاه متعارض دارند. همین چندگانگی، از افتادن اثر به دام روایت سادهانگارانه جلوگیری میکند، هرچند گاه به بهای کاستن از تمرکز عاطفی تمام میشود. شخصیتها؛ آدمهایی درون ماشین باب بارنز، با بازی George Clooney، یکی از برجستهترین کانونهای انسانی فیلم است.
او مأموری کارآزموده است که در دنیای حرفهایاش به سازوکارهای پنهان دسترسی دارد، اما همین تجربه او را از آسیبپذیری مصون نمیکند. بازی کلونی بر نمایش پرطمطراق مأموریتهای اطلاعاتی تکیه ندارد؛ سکوتها، خستگی و واکنشهای مهارشدهی او تصویری از انسانی میسازند که سالها درون دستگاهی کار کرده و اکنون با تناقضهای آن روبهرو شده است.
نقشآفرینی او بهویژه از آن رو مؤثر است که با تصویر متعارف ستارهی جذاب و مطمئن فاصله میگیرد. Bryan Woodman، با بازی Matt Damon، در نقطهی برخورد میان اندوه شخصی و فرصت حرفهای قرار میگیرد. فیلم در پرداخت این خط به پیوند میان زندگی خصوصی و سیاست کلان توجه دارد: انتخابهای شغلی تنها انتخابهایی اقتصادی نیستند، بلکه در شرایطی مشخص از سوگ، جاهطلبی و میل به بازیابی کنترل شکل میگیرند.
در مقابل، Bennett Holiday با بازی Jeffrey Wright، تنش اخلاقی را به جهان حقوق و شرکتها میآورد. او نه قهرمانی بینقص است و نه شروری تکبعدی؛ جذابیتش در فاصلهی میان وظیفهی حرفهای، منفعت شخصی و آگاهی از پیامدهای کارش شکل میگیرد. بازیگران مکمل نیز به ساختن فضایی باورپذیر کمک میکنند، اما توازن میان خطها همیشه یکسان نیست.
« شاهزادگان، شرکتها، مقامهای دولتی و نیروهای امنیتی اهدافی گاه همسو و گاه متعارض دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی شخصیتها بهسرعت در ذهن میمانند، در حالی که برخی دیگر بیشتر حامل اطلاعات یا نمایندهی یک موقعیت سیاسیاند تا انسانهایی با زندگی درونی کامل. این تفاوت توضیح میدهد چرا ممکن است تماشاگر در یک مسیر روایی عمیقاً درگیر شود و نسبت به مسیر دیگری فاصله داشته باشد. ریتم، تصویر و حس بیقراری ریتم فیلم حسابشده اما سنگین است.
«Syriana» در پی تعلیق پیوستهی یک تریلر متعارف نیست؛ بیشتر میخواهد فشار تدریجی جهانی را منتقل کند که در آن هیچ تصمیمی کاملاً مجزا از تصمیمهای دیگر نیست. جلسات، گفتوگوهای کاری و جابهجاییهای مکرر، حس فرسایندهی دستگاهی را میسازند که آدمها را به نقشهای کوچک در طرحی بزرگتر تبدیل میکند.
همین انتخاب، از نظر مضمونی با فیلم تناسب دارد، اما میتواند به کشآمدن تجربه بینجامد؛ بهخصوص وقتی یک خط داستانی هنوز پیوند عاطفی کافی پیدا نکرده است. دوربین ناآرام و تدوین پرتحرک نیز به این بیقراری شکل بصری میدهند. حس مشاهدهی جهانی قطعهقطعه و ناپایدار تقویت میشود، اما همین آشفتگی تصویری گاهی خوانایی صحنهها را کاهش میدهد.
فیلم میخواهد تماشاگر را در دل جریان اطلاعات و تصمیمها قرار دهد، نه آنکه همهچیز را از فاصلهای امن و مرتب توضیح دهد. این راهبرد در لحظاتی به تنش میانجامد و در لحظاتی دیگر صرفاً خستگی ایجاد میکند. خاورمیانه و خطر نگاه از بیرون «Syriana» میکوشد روایت سیاسی را به تجربهی یک کشور یا یک قهرمان آمریکایی محدود نکند.
« ریتم، تصویر و حس بیقراری ریتم فیلم حسابشده اما سنگین است. »
قوتها و کاستیها
خاورمیانه در فیلم صرفاً پسزمینهای برای مأموریتهای اطلاعاتی نیست؛ در آن، رقابت اقتصادی و نفوذ خارجی با ساختارهای محلی قدرت و سرنوشت افراد پیوند میخورد. این گستردگی دیدگاه از نقاط قوت اثر است، زیرا نشان میدهد پیامدهای تصمیمگیریهای بینالمللی چگونه در زندگی روزمره و امکانهای محدود افراد بازتاب مییابد.
بااینهمه، مرکز ثقل روایت همچنان در سازوکارهای سیاسی و اقتصادی است و برخی تجربهها بیشتر از دریچهی تحلیلگران و مأموران بازنمایی میشوند. از همین رو، فیلم گاهی بیش از آنکه با زندگی شخصیتهای حاشیهای مکث کند، آنان را در شبکهی علّی داستان جای میدهد. این محدودیت، پرسشی مهم دربارهی خود اثر پدید میآورد: آیا نمایش پیچیدگی قدرت برای فهم پیامدهای انسانی آن کافی است؟
«Syriana» پاسخ قطعی نمیدهد، اما تنش میان این دو سطح را آشکار میسازد. جمعبندی «Syriana» فیلمی جاهطلب، سیاسی و عامدانه دشوارفهم است؛ اثری که تماشاگر را به جای تکیه بر یک خط قهرمانانه، وادار میکند میان روایتهای موازی رفتوآمد کند و رابطهی منافع اقتصادی، سیاست خارجی و انتخابهای فردی را دنبال کند.
بازیهای محکم، بهویژه نقشآفرینی کمادعای George Clooney، و نگاه شبکهای فیلم به قدرت، آن را به تجربهای ماندگار و قابل تأمل بدل میکنند. در مقابل، پراکندگی روایت، ریتم کند و تفاوت در میزان جذابیت خطهای داستانی ممکن است بخشی از مخاطبان را از اثر دور کند. ارزش فیلم بیش از آنکه در ارائهی پاسخهایی روشن باشد، در ساختن تصویری ناآرام از جهانی است که در آن تصمیمها میان میزهای مذاکره، دفترهای حقوقی و میدانهای دوردست دستبهدست میشوند.
« Syriana» پاسخ قطعی نمیدهد، اما تنش میان این دو سطح را آشکار میسازد. »
جمعبندی
«Syriana» گاهی از فرط تراکم، مخاطب را گم میکند؛ اما همین تراکم، بازتابی از جهانی است که میخواهد به تصویر بکشد: جهانی پیچیده، سرد و بههمپیوسته، که در آن هزینهی سیاست را معمولاً کسانی میپردازند که کمترین سهم را در شکلدادن به آن داشتهاند.
ثبت دیدگاه