نقد و بررسی
نقد شیطان زیر آفتاب (Evil Under the Sun) | 1982
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بهشتِ آفتابی و صحنهٔ جنایت «Evil Under the Sun» ساختهٔ Guy Hamilton، اقتباسی سینمایی از رمان آگاتا کریستی است که معمای قتل را در دل اقامتگاهی ساحلی و مجلل میچیند. هرکول پوآرو در میان جمعی از مسافران ثروتمند قرار میگیرد؛ گروهی که ظاهر آسوده و آداب معاشرتِ صیقلخوردهشان، زیر لایهای از رنجش، حسادت و منفعتطلبی پنهان شده است.
محور این تنشها آرلنا استوارت مارشال، بازیگر نامآشنای تئاتر، است؛ زنی که حضورش در جمع هم جاذبه دارد و هم آشوب میآفریند. فیلم از همان آغاز بر تضاد میان زیبایی محیط و تیرگی مناسبات انسانی تکیه میکند. ساحل روشن، آب آرام و هتل باشکوه نوید تعطیلاتی دلپذیر میدهند، اما این آسودگی بیشتر به پردهای آراسته میماند که نزاعهای کوچک و بزرگ را از چشم دور نگه میدارد.
عنوان فیلم نیز در همین دوگانگی معنا مییابد: بدی نه در گوشهای تاریک و دورافتاده، بلکه درست در دل منظرهای دلانگیز و زیر آفتاب رخ میدهد. معمایی بر پایهٔ انگیزه و زمان هستهٔ جنایی فیلم بر مجموعهای آشنا اما همچنان کارآمد استوار است: قربانیای که برای بسیاری ناخوشایند بوده و گروهی از مظنونان که هر یک انگیزهای قابلتصور دارند.
پس از آنکه آرلنا کشته میشود، پوآرو باید نه فقط به خصومتهای آشکار، بلکه به جزئیاتی توجه کند که ممکن است در نگاه نخست بیاهمیت به نظر برسند. پرسش اصلی، صرفاً این نیست که چه کسی از او بیزار بوده؛ مسئله آن است که فرصت، دسترسی و زمانبندی چگونه با هم جور درمیآیند. فیلم تماشاگر را به مشارکت در حل معما دعوت میکند.
« فیلم از همان آغاز بر تضاد میان زیبایی محیط و تیرگی مناسبات انسانی تکیه میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گفتوگوها، رفتوآمدها و ادعاهای مربوط به محل حضور شخصیتها حکم قطعات پراکندهٔ پازلی را دارند. در بهترین لحظات، هر صحنه همزمان دو کار انجام میدهد: شخصیتها را معرفی میکند و سرنخی کوچک در اختیار مخاطب میگذارد. لذت اثر از اینجا میآید که بیننده میتواند در کنار پوآرو فرضیه بسازد، به توضیحها شک کند و وزن هر قرینه را دوباره بسنجد؛ بیآنکه فیلم برای حل معما به خشونت یا تعلیق پرشتاب متوسل شود.
پوآرو؛ کارآگاهی در مقام اجرا برداشت Peter Ustinov از پوآرو، بیش از آنکه بر سردی و ابهت تکیه کند، بر معاشرتپذیری، خودنمایی کنترلشده و طنز بنا شده است. او کارآگاه را شخصیتی میسازد که از توجه دیگران بدش نمیآید و گاه با حرکات و گفتار سنجیدهاش، مجلس را به صحنهٔ نمایش خود بدل میکند.
این انتخاب با فضای آراسته و نیمهکمدی فیلم هماهنگ است؛ پوآرو در این جهان فقط ذهنی تحلیلگر نیست، بلکه بازیگری ماهر است که میداند هر مظنون چگونه نقشی برای خود نوشته است. با این حال، تأکید بر شوخیها و اداهای پوآرو همیشه به سود ریتم نیست. بعضی مکثها بیش از آنکه شخصیتپردازی را عمیقتر کنند، جریان معما را متوقف میسازند.
فیلم گاهی چنان از حضور صحنهای کارآگاه لذت میبرد که فراموش میکند مخاطب منتظر حرکت بعدی تحقیق است. این ایراد جدی، اما محدود است: انرژی بازی Ustinov و لحن سبکبال اثر همچنان جذاب میمانند، هرچند توازن میان سرگرمی و پیشبرد روایت در همهٔ بخشها یکسان نیست. گروه بازیگران و شخصیتهای رنگارنگ یکی از امتیازهای بزرگ فیلم، کنار هم قرار گرفتن بازیگرانی است که هر یک به شکلی متفاوت بر فضای جمعی اثر میگذارند.
« گفتوگوها، رفتوآمدها و ادعاهای مربوط به محل حضور شخصیتها حکم قطعات پراکندهٔ پازلی را دارند. »
شخصیتها و اجرا
Diana Rigg در نقش آرلنا، آمیزهای از اعتمادبهنفس، خودآگاهی و جاذبهٔ نمایشی را عرضه میکند. او شخصیت را صرفاً به زنی مغرور یا فریبنده تقلیل نمیدهد؛ آرلنا میداند چه تأثیری بر دیگران دارد و از این آگاهی بهره میگیرد. همین ویژگی، هم او را در مرکز توجه قرار میدهد و هم تنشهای پیرامونش را باورپذیرتر میکند.
Maggie Smith در نقش دافنه کَسل، با نیشوکنایه و خونسردیِ ظاهری، یکی از منابع اصلی طنز فیلم است. James Mason و Sylvia Miles نیز در نقش زوج گاردنر، رنگی پرتحرک و نمایشی به صحنهها میبخشند؛ در سوی دیگر، Roddy McDowall با لحنی پرزرقوبرق و شوخ، حضوری بهیادماندنی دارد. بازیها غالباً از جنس نمایشاند: هر شخصیت با شیوهٔ حرفزدن، لباسپوشیدن و رفتار اجتماعی خود اعلام میکند که دوست دارد چگونه دیده شود.
این امر برای کمدی معمایی مناسبت دارد، اما گاه شخصیتها را به مجموعهای از خصلتهای برجسته محدود میکند و مجال چندانی برای تحول درونی باقی نمیگذارد. تصویر، رنگ و جغرافیای آسایش فضاسازی آفتابی فیلم نقشی فراتر از پسزمینه دارد. محیط ساحلی و هتل مجلل، جهانی بسته میسازند که در آن مهمانان ناچارند بارها با یکدیگر روبهرو شوند.
این محدودیت مکانی، برای معمایی مبتنی بر مظنونان متعدد کارکردی روشن دارد: همه در دسترساند، همه زیر نظرند و هر حرکت میتواند معنایی دوگانه پیدا کند. در عین حال، منظرههای باز و روشن با فضای عموماً محصور داستان تضاد میسازند؛ طبیعت آزاد است، اما روابط انسانی گرفتار رقابت و حسابگریاند.
« Diana Rigg در نقش آرلنا، آمیزهای از اعتمادبهنفس، خودآگاهی و جاذبهٔ نمایشی را عرضه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم از زیبایی محیط برای ایجاد نوعی آسایش فریبنده استفاده میکند. نور، لباسها و دکورها به اثر جلوهای شیک و خوشگذران میدهند، ولی این شکوه بهتدریج معنایی طعنهآمیز پیدا میکند: تعطیلاتی که باید از نگرانیها دور باشد، خود به میدان نمایش غرور و کینه تبدیل شده است. دوربین بیشتر به ظرافت و جذابیت تصویری وفادار میماند تا اضطراب تیره؛ انتخابی که لحن دلپذیر اثر را حفظ میکند، اما اجازه نمیدهد همهٔ لحظات به اوج تعلیق برسند.
طنز و موسیقی؛ جاذبهای با هزینه طنز فیلم اغلب از فاصلهٔ میان ظاهر مؤدبانهٔ مهمانان و نیتهای واقعیشان سرچشمه میگیرد. گفتوگوهای زیرکانه و کنایههای کوتاه، رقابتهای اجتماعی را به نوعی بازی بدل میکنند؛ بازیای که هر کس میکوشد در آن باهوشتر، جذابتر یا بیاعتناتر از دیگران جلوه کند.
این شوخطبعی، از سنگینشدن فضای داستان جلوگیری میکند و به فیلم هویتی متمایز از یک تریلر جنایی خشن میدهد. موسیقی نیز به همین فضای نمایشی کمک میکند. حضور ترانهها و حالوهوای ملودیک، بهویژه در صحنههای مربوط به جهان نمایش و شهرت، با شخصیت آرلنا تناسب دارد. اما موسیقی گاهی بیش از اندازه به مخاطب علامت میدهد که کدام لحظه اهمیت دارد یا باید چگونه احساس شود.
چنین تأکیدی میتواند از ظرافت کشف بکاهد: بهجای آنکه تماشاگر آزادانه نشانهها را تفسیر کند، فیلم گاه توجه او را به سمت برداشت معینی سوق میدهد. در نتیجه، بعضی لحظاتِ معمایی بهجای آنکه مبهم و ناآرام بمانند، اندکی بیش از حد آراسته و قابلپیشبینی جلوه میکنند. ریتم و محدودیتهای شخصیتپردازی ریتم «Evil Under the Sun» آرام و معاشرتمحور است.
« فیلم از زیبایی محیط برای ایجاد نوعی آسایش فریبنده استفاده میکند. »
قوتها و کاستیها
فیلم زمان قابلتوجهی را صرف معرفی مهمانان، ساختن روابط و مزهپرانیهای آنان میکند؛ رویکردی که به بیننده فرصت میدهد محیط و شبکهٔ خصومتها را بشناسد. با این همه، همین مکثها در بخشهایی به کندی میانجامند. پس از آنکه شمایل اصلی شخصیتها روشن شده، تکرار بعضی شوخیها یا تأکید بر حضور پوآرو از نیروی پیشبرندهٔ روایت میکاهد.
محدودیت دیگر، تیپوار بودن بخشی از شخصیتهاست. برخی مهمانان بیش از آنکه در مسیر داستان تغییر کنند، نمایندهٔ خصلتی مشخص باقی میمانند: غرور، طمع، رنجش یا نیاز به دیدهشدن. در یک معمای گروهی، این تمرکز بر تیپها میتواند به شفافشدن میدان مظنونان کمک کند، اما از پیچیدگی روانی آنان میکاهد.
فیلم بیشتر به این علاقهمند است که شخصیتها در کنار هم چه ترکیب طنزآمیز و پرتنشی میسازند تا اینکه هر یک را بهطور مستقل و عمیق واکاوی کند. جمعبندی «Evil Under the Sun» معمایی خوشساخت و خوشپوش است که از تقابل منظرهٔ آرام و مناسبات مسموم، بازی گروهیِ پرشور و حضور دلپذیر Peter Ustinov بهره میبرد.
سرنخها و بررسی زمانبندی، مخاطب را در حل پرونده شریک میکنند، حال آنکه طنز و فضای شیک جزیره مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً تیره و سنگین بدل شود. در برابر این جذابیتها، ریتم گاه کند میشود، بعضی شخصیتها در حد تیپ باقی میمانند و موسیقی یا نمایشگری اثر، گاهی از ظرافت تعلیق میکاهد.
« با این همه، همین مکثها در بخشهایی به کندی میانجامند. »
جمعبندی
با وجود این کاستیها، فیلم در ساختن جهانی سرگرمکننده و در عین حال مشکوک موفق است؛ جهانی که در آن هر لبخند ممکن است نقابی باشد و هر گفتوگوی مؤدبانه، نشانی از رقابت پنهان. تماشای آن برای علاقهمندان به معماهای کلاسیک و بازیگران پرشخصیت تجربهای دلنشین است، بهویژه اگر از روایتهای آرام و نمایشی لذت ببرند.
ثبت دیدگاه