نقد و بررسی
نقد کن-تیکی (Kon-Tiki) | 2012
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی در سایهٔ یک فرضیه «کونتیکی» بیش از آنکه دربارهٔ اثبات یک نظریهٔ باستانشناختی باشد، دربارهٔ خطرکردن برای آزمودن امکان آن است. فیلم ما را با تور هایردال همراه میکند؛ کاوشگری که در سال ۱۹۴۷، در برابر تردید اطرافیان، تصمیم میگیرد با کلکی از چوب بالسا از آمریکای جنوبی به سوی پلینزی رهسپار شود.
فرضیهاش این است که مردمانی از آمریکای جنوبی ممکن بودهاند پیش از ورود کلمب به آن جزایر رسیده باشند. همین کشاکش میان اندیشهٔ جسورانه و نگاه محتاطانه، موتور آغازین روایت را به حرکت درمیآورد. اما فیلم، بهجای آنکه پرسش علمی را در مرکز نگه دارد، کمکم بیشتر به سوی ماجرای بقا در اقیانوس و نمایش خطرهای سفر متمایل میشود.
از ایده تا سفر بخش نخست فیلم به شکلگیری تصمیم هایردال و دشواریهای فراهمکردن مقدمات سفر میپردازد. در این مرحله، تقابل میان باور شخصی او و تردید دیگران، بُعدی انسانی به داستان میبخشد: هایردال فقط در پی عبور از دریاست؛ او میخواهد امکانِ چیزی را بیازماید که بسیاری نامعقول میدانند.
« فرضیهاش این است که مردمانی از آمریکای جنوبی ممکن بودهاند پیش از ورود کلمب به آن جزایر رسیده باشند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، روایت گاه در ساختن این تقابل به الگوهای آشنای درام زندگینامهای تکیه میکند. مخالفتها و موانع چنان فشرده و نمایشی چیده میشوند که پیچیدگی ماجرای واقعی زیر سایهٔ نیازهای قصهگویی قرار میگیرد. با آغاز سفر، فیلم از تردیدهای نظری فاصله میگیرد و به تجربهای جسمانی و حسی بدل میشود: گروهی کوچک بر سکویی شناور، میان آسمان و آب، با روزهایی کشدار و افقی بیانتها روبهرو هستند.
این جابهجایی، ریتم فیلم را زندهتر میکند و مخاطب را به فضای محدود کلک میکشاند؛ هرچند در ادامه، تکرار موقعیتهای خطرآفرین گاهی بیش از آنکه از دل شخصیتها برآید، نشانهای از ضرورت حفظ هیجان به نظر میرسد. اقیانوس؛ باشکوه و تهدیدآمیز مهمترین دستاورد فیلم، آفرینش تصویریِ اقیانوس است.
دریا در اینجا پسزمینهای تزئینی نیست؛ حضوری عظیم و متغیر دارد که گاه آرام و فریبنده میشود و گاه با موج و تاریکی، کوچکی انسان را به رخ میکشد. نماهای گستردهٔ آب و آسمان، در کنار قابهای نزدیک از کلک، تضادی مؤثر میسازند: بیرون، پهنهای بیکران؛ درون، فضای تنگی که سرنوشت چند مرد به آن گره خورده است.
« بااینحال، روایت گاه در ساختن این تقابل به الگوهای آشنای درام زندگینامهای تکیه میکند. »
شخصیتها و اجرا
دیدن فیلم بر پردهای بزرگ یا با کیفیت تصویری مناسب، از همین رو تجربهای چشمنوازتر و غوطهورکنندهتر میسازد. فیلم در لحظههای برخورد با خطرهای دریایی نیز توانایی بصری خود را نشان میدهد. سایههای زیر سطح آب و حضور کوسهها، تهدید را بیآنکه همواره به نمایش آشکار متکی باشد، به درون قاب میکشند.
بااینحال، همین صحنهها گاهی بیش از اندازه برای ایجاد تعلیق چیده شدهاند؛ گویی فیلم به تماشاگر اطمینان ندارد که خودِ سفر، با انزوای طولانی و شرایط نامطمئنش، بهتنهایی ظرفیت دلهرهآفرینی دارد. نتیجه، لحظاتی تماشایی اما نه همیشه همخوان با لحن واقعگرایانهای است که روایت ادعا میکند.
موسیقی و ریتم ماجراجویی موسیقی در شکلدادن به حالوهوای حماسی فیلم نقشی پررنگ دارد. در بخشهایی که تصویر بر فراخی دریا و حرکت کلک تکیه میکند، موسیقی به روایت نیرویی عاطفی میبخشد و حس سفر به سوی ناشناخته را تقویت میکند. همچنین تدوین، بهویژه در گذار از آمادهسازی به حرکت و سپس در موقعیتهای بحرانی، اغلب از شتاب مناسبی برخوردار است.
« دیدن فیلم بر پردهای بزرگ یا با کیفیت تصویری مناسب، از همین رو تجربهای چشمنوازتر و غوطهورکنندهتر میسازد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم میداند چه زمانی باید وسعت منظره را به رخ بکشد و چه زمانی مخاطب را به آشفتگی و تنگنای گروه نزدیک کند. اما این ابزارهای پرقدرت همیشه به سود روایت عمل نمیکنند. موسیقی و صحنهپردازی گاه احساسات را پیشاپیش برای مخاطب تعیین میکنند؛ بهجای آنکه بگذارند تنهایی، خستگی یا ترس از رفتار شخصیتها و سکوت دریا شکل بگیرد، آنها را با تأکیدی آشکار برجسته میسازند.
بدینترتیب، فیلم در برخی لحظهها به جای اعتماد به نیروی موقعیت، بر نشانههای مرسوم سینمای ماجراجویانه تکیه میکند. هایردال و مسئلهٔ شخصیتپردازی Pål Sverre Hagen در نقش تور هایردال حضوری محوری دارد و به شخصیتش نوعی تمرکز و سرسختی میبخشد. او هایردال را نه صرفاً قهرمانی شکستناپذیر، بلکه مردی با ارادهای سخت و گرایشی وسواسگونه به پیگیری باور خود تصویر میکند.
همین کیفیت، شخصیت را برای پیشبرد ماجرا مناسب میسازد؛ بااینحال، فیلمنامه کمتر میکوشد تناقضها و لایههای درونی او را به اندازهٔ کافی بکاود. در نتیجه، قهرمان بیشتر حامل ایدهٔ سفر است تا انسانی که میتوان پیچیدگیهای شخصیاش را در طول مسیر کشف کرد. ضعف پررنگتر در پرداخت همراهان او دیده میشود.
« فیلم میداند چه زمانی باید وسعت منظره را به رخ بکشد و چه زمانی مخاطب را به آشفتگی و تنگنای گروه نزدیک کند. »
قوتها و کاستیها
گروه ششنفره در سطح کلی کارکردهای متفاوتی دارد، اما اعضا بهندرت از محدودهٔ نقشهای آشنای گروه ماجراجو فراتر میروند. برخی واکنشها و شوخیها به ایجاد تنوع کمک میکنند، ولی رابطهها عمق چندانی نمییابند و تفاوتهای فردی بهروشنی در ذهن نمیمانند. بازیها نیز در لحظاتی گرم و باورپذیرند، اما گاه لحنی نمایشی پیدا میکنند؛ بهویژه هنگامی که احساسات یا تنشها بیش از اندازه صریح بیان میشوند.
به همین دلیل، فیلم در ایجاد پیوندی پایدار میان مخاطب و همهٔ اعضای گروه به اندازهٔ کافی موفق نیست. درام واقعی و مصالح داستانی فیلمی که از رویدادی واقعی الهام میگیرد، ناگزیر میان وفاداری به واقعیت و ساختن درامی منسجم دست به انتخاب میزند. «کونتیکی» نیز برای تشدید تعلیق، برخی موقعیتها را برجسته و بعضی رابطهها را سادهسازی میکند.
این انتخاب از نظر سینمایی قابلفهم است، اما گاه حس مصنوعیبودن به روایت میدهد: انگار خطر باید در فاصلههای معین بازگردد تا سفر از حرکت نایستد. اگر مخاطب با ماجرای تاریخی یا روایت مکتوب آن آشنا باشد، ممکن است فاصلهٔ میان تجربهٔ واقعی و صورتبندی سینمایی فیلم بیشتر به چشمش بیاید. از سوی دیگر، فیلم در توضیح معنای علمیِ سفر نیز محتاط و محدود میماند.
« به همین دلیل، فیلم در ایجاد پیوندی پایدار میان مخاطب و همهٔ اعضای گروه به اندازهٔ کافی موفق نیست. »
جمعبندی
عبور موفق از اقیانوس، امکانپذیری یک مسیر را نشان میدهد، اما بهتنهایی ثابت نمیکند که مهاجرت تاریخی دقیقاً به همان شکل رخ داده است. فیلم این تمایز را به موضوعی عمیق و پیگیر تبدیل نمیکند و ترجیح میدهد پرسش را در چارچوب اراده و ماجراجویی نگه دارد. از این رو، بهتر است آن را نه گزارشی مستند از مناقشهای علمی، بلکه درامی تاریخی دانست که از یک فرضیهٔ بحثبرانگیز برای ساختن روایتی سینمایی بهره میگیرد.
جمعبندی «کونتیکی» فیلمی است که در بهترین لحظههایش شکوه طبیعت و آسیبپذیری انسان را به تصویری دیدنی بدل میکند. طراحی بصری، موسیقی و ریتم ماجراجویانه، سفر بر کلکی کوچک در دل اقیانوس را به تجربهای پرکشش و چشمنواز تبدیل میکنند. در مقابل، فیلمنامه گاهی با افزودن تنشهای پررنگ و پرداختی کمعمق به همراهان هایردال، از ظرافت ماجرای واقعی فاصله میگیرد.
حاصل، اثری جذاب برای تماشاگرانی است که در سینمای ماجراجویانه بیش از پیچیدگی روانشناختی، به فضا، حرکت و خطر اهمیت میدهند؛ اما برای کسانی که انتظار دارند تاریخ و شخصیتها با دقتی ژرف واکاوی شوند، تجربهای ناهموارتر خواهد بود.



ثبت دیدگاه