نقد و بررسی
نقد هنوز جذاب (Still Fabulous) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتی کمدی دربارهٔ اعتمادبهنفس «Still Fabulous» کمدی رمانتیک ایتالیاییِ میکلا آندریوتسی است که قصهاش را بر بحران آشنای زنی سیوچندساله بنا میکند: مادالنا در کارش جدی گرفته نمیشود، قرارهای عاطفیاش ناکام میمانند و نگاه سختگیرانهاش به بدن و جذابیت خود، او را از تجربهکردن زندگی بازمیدارد.
ورود والنتینا ناپی، ستارهٔ واقعی فیلمهای پورنوگرافیک که در خیال مادالنا نقش راهنمایی نامتعارف را پیدا میکند، به فیلم امکان میدهد دربارهٔ میل، شرم و خودپذیری حرف بزند. اما این ایدهٔ پرظرفیت، همیشه به همان اندازه که در طرح داستان جذاب به نظر میرسد، در اجرا پرورش نمییابد. فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست با درامی واقعگرا روبهرو باشیم.
اغراق، خیالپردازی و شوخیهای جنسی بخشی از زبان آناند؛ بااینحال، در پس این ظاهر سبک، مسئلهای جدیتر قرار دارد: زنی که ارزش خود را از واکنش دیگران میسنجد و میان خواستِ دوستداشتنیبودن و ترس از قضاوتشدن گرفتار است. «Still Fabulous» در بهترین لحظههایش این تناقض را با گرمی میبیند؛ در ضعیفترین لحظهها، آن را به مجموعهای از موقعیتهای آشنا و قابلپیشبینی فرو میکاهد.
مادالنا؛ قهرمانی آشنا اما دوستداشتنی مادالنا شخصیتی است که دشواریهایش بهسرعت برای تماشاگر قابلفهم میشود. محیط کاری بیروح، رابطههای ناکام و مقایسهشدن با دیگران، برای او فقط مشکلات جداگانه نیستند؛ همه به احساسی مشترک دامن میزنند: اینکه از زندگی عقب مانده و چیزی در وجودش برای پذیرفتهشدن کم است.
« اما این ایدهٔ پرظرفیت، همیشه به همان اندازه که در طرح داستان جذاب به نظر میرسد، در اجرا پرورش نمییابد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این تصویر، هرچند تازه نیست، به فیلم نقطهٔ شروعی انسانی میدهد و راه را برای همدلی با شخصیت اصلی باز میکند. اجرای دیانا دل بوفالو یکی از مهمترین پشتوانههای فیلم است. او مادالنا را صرفاً مجموعهای از دستپاچگیها و شوخیهای جسمانی نمیسازد؛ در بازیاش نوعی انرژی و آسیبپذیری توأمان وجود دارد که حتی در لحظههای اغراقآمیز، شخصیت را زنده نگه میدارد.
گاه ریتم تند و بیان پرتحرک او از خود موقعیت کمدی جلو میزند، اما همین سرزندگی مانع میشود مادالنا به قهرمانی کاملاً منفعل بدل شود. تماشاگر میتواند آشفتگی او را ببیند، بیآنکه فیلم از او برای خنداندن دیگران چهرهای تحقیرآمیز بسازد. بااینهمه، مسیر تحول مادالنا از الگوی شناختهشدهٔ کمدیهای رمانتیک فاصلهٔ چندانی نمیگیرد.
او ابتدا در خود تردید دارد، سپس با راهنماییهایی بیرونی اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکند و سرانجام میکوشد کنترل زندگیاش را به دست بگیرد. این مسیر قابلقبول است، اما چون پیچیدگیهایش کمتر از ظرفیت موضوع بسط مییابند، تغییر شخصیت بیشتر شبیه رسیدن به ایستگاههای ازپیشتعیینشده است تا کشفی دشوار و تدریجی.
والنتینا ناپی؛ ایدهای جسورانه با تناقضی حلنشده حضور والنتینا ناپی، در مقام نسخهٔ خیالیِ خود، مهمترین تصمیم مفهومی فیلم است. او هم چهرهای واقعی از فرهنگی است که بدن و میل را به نمایش میگذارد و هم راهنمایی خیالی که مادالنا را به جسارت بیشتر فرامیخواند. انتخابی هوشمندانه در اینجا نهفته است: فیلم از شخصیتی استفاده میکند که حضورش ناگزیر پرسشهایی دربارهٔ تصویر بدن، نگاه جنسی و معیارهای جذابیت برمیانگیزد.
« این تصویر، هرچند تازه نیست، به فیلم نقطهٔ شروعی انسانی میدهد و راه را برای همدلی با شخصیت اصلی باز میکند. »
شخصیتها و اجرا
به این ترتیب، مضمون اعتمادبهنفس تنها در گفتوگوهای کلیشهای دربارهٔ دوستداشتن خویش باقی نمیماند و به فضای متناقضتری وارد میشود. اما همین تناقض بهخوبی حلوفصل نمیشود. اگر قرار است مادالنا از سنجیدن خود با معیارهای بیرونی دست بردارد، چرا آموزگار اصلیاش چهرهای است که با صنعتِ نمایش بدن پیوند خورده؟
این انتخاب میتوانست موضوع نقدی دقیق دربارهٔ تفاوت میان اختیار بر بدن و تبدیلشدن بدن به کالا باشد؛ فیلم گاهی به این مرز نزدیک میشود، اما بهندرت مکث کافی میکند تا آن را روشن سازد. در نتیجه، ناپی بیشتر به ابزاری برای پیشبردن تحول مادالنا بدل میشود تا شخصیتی که جهانبینیاش بهطور جدی آزموده شود.
این کمپرداختی از آن رو اهمیت دارد که فیلم میخواهد هم از فشارهای زیباییشناختی انتقاد کند و هم از زبان تحریکآمیز و نمایشمحور برای سرگرمکردن بهره ببرد. این دو رویکرد الزاماً ناسازگار نیستند، اما برای کنار هم نشستن به ظرافت نیاز دارند. فیلم گاهی از ناپی برای بهچالشکشیدن نگاه سطحی استفاده میکند و گاهی همان نگاه را در قالب شوخی یا جذابیت بصری تکرار میکند؛ فاصلهٔ میان این دو کارکرد چندان روشن نمیشود.
طنز و خیالپردازی؛ لحظههای درخشان و لغزشهای تکراری بخشهایی از طنز فیلم از شکستن مرز واقعیت و خیال نیرو میگیرند. عروسکهای بافتنیِ زنده، که به فضای ذهنی مادالنا راه مییابند و رفتارهایی کمدی از خود نشان میدهند، از نمونههای موفقترند: تصویرهایی غیرمنتظره که به آشفتگی شخصیت رنگی بصری میبخشند.
« این دو رویکرد الزاماً ناسازگار نیستند، اما برای کنار هم نشستن به ظرافت نیاز دارند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این لحظهها نشان میدهند فیلم میتواند از قالب کمدی رمانتیک فاصله بگیرد و برای بیان آشوب درونی مادالنا از تصویر و بازیگوشی بهره ببرد، نه فقط از گفتوگو. بااینحال، طنز اثر همیشه از همین تخیل نیرو نمیگیرد. بخشهایی از شوخیها به اشارههای جنسی یا دستپاچگیهای قابلحدس متکیاند و پس از چند بار تکرار، تازگی خود را از دست میدهند.
فیلم در لحظههایی که به شوخیهای سطحی تکیه میکند، از فرصت پرداختن به شرم و اضطراب مادالنا صرفنظر میکند؛ موضوعهایی که اگر با دقت بیشتری به آنها نزدیک میشد، هم به شخصیت عمق میبخشیدند و هم میتوانستند طنزی انسانیتر بسازند. موقعیتهای اجرایی و نمایشی نیز کیفیت یکدستی ندارند. برخی از آنها در خدمت اغراق کمیکاند، اما بعضی دیگر چنان آشکارا برای رساندن پیام طراحی شدهاند که اثر سرگرمکنندهشان کاهش مییابد.
بهجای آنکه شوخی از دل رفتار شخصیتها و تضادهایشان بیرون بیاید، گاهی خود موقعیت اعلام میکند که قرار است خندهدار باشد. همین فاصله میان قصد و نتیجه، ریتم فیلم را نوسانی میکند. مضمون خودپذیری و مسئلهٔ نگاه دیگران هستهٔ عاطفی «Still Fabulous» دعوت به پذیرش خود است؛ دعوتی بهموقع، بهویژه برای روایتی که با فشارِ ظاهر و مقایسهٔ دائمی با دیگران سروکار دارد.
فیلم بهدرستی نشان میدهد که اعتمادبهنفس صرفاً با تغییر لباس یا جلب توجه یک فرد دیگر به دست نمیآید. مادالنا باید کمکم بفهمد که خواستهها و انتخابهایش را نمیتوان همیشه با تأیید دیگران تنظیم کرد. این پیام، در سطح کلی، دلگرمکننده است و از قهرمان میخواهد از نقش تماشاگر زندگی خودش بیرون بیاید.
« بااینحال، طنز اثر همیشه از همین تخیل نیرو نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
نقطهٔ ضعف در چگونگی تبدیل این پیام به تحول دراماتیک است. فیلم از یکسو میخواهد خودپذیری را از وابستگی به جذابیت ظاهری جدا کند، اما از سوی دیگر بخش مهمی از روایت را پیرامون جذابشدن و بهتر دیدهشدن میچیند. چنین تنشی میتوانست سرچشمهٔ بحثی پربار باشد؛ مثلاً میان احساسِ خواستنیبودن و داشتنِ اختیار، یا میان اعتمادبهنفس درونی و تأیید بیرونی.
فیلم به این دوگانه اشاره میکند، اما کمتر اجازه میدهد شخصیتها با پیامدهایش درگیر شوند. از این رو، پیام نهایی بیش از آنکه حاصل کاوشی دشوار باشد، گاهی مانند شعارِ نیکخواهانهای به نظر میرسد که داستان باید در پایان به آن برسد. نیت فیلم صمیمانه است، اما صمیمیت بهتنهایی جای پیچیدگی را نمیگیرد.
برای اثری دربارهٔ زنی که سالها خود را از چشم دیگران دیده، پرسش مهم فقط این نیست که چگونه خود را زیبا یا جذاب بداند؛ بلکه این است که چگونه از آن نگاه فاصله بگیرد. «Still Fabulous» این پرسش را طرح میکند، اما پاسخ سینماییاش چندان عمیق نیست. کارگردانی و ریتم روایت میکلا آندریوتسی میان کمدی، خیالپردازی و قصهٔ عاشقانه رفتوآمد میکند و از این راه میکوشد فیلم را از یک روایت کاملاً واقعگرا دور نگه دارد.
جهان اثر به اندازهای رنگآمیز است که بحرانهای مادالنا بیش از حد سنگین نشوند؛ بااینحال، این سبکی گاه به بهای کاستن از وزن عاطفی موقعیتها تمام میشود. لحظههایی که میتوانستند مکثی برای شناخت بهتر شخصیت باشند، زود به شوخی یا حرکت روایی بعدی میرسند. ریتم داستان نیز در بخشهایی شتابزده است.
« نقطهٔ ضعف در چگونگی تبدیل این پیام به تحول دراماتیک است. »
جمعبندی
دگرگونی مادالنا باید هم در محیط کار و هم در روابط شخصیاش دیده شود، اما روایت گاه میان این عرصهها چنان سریع جابهجا میشود که پیوند علّی آنها کمرنگ میماند. در نتیجه، بعضی تصمیمها بیشتر به نشانههای رواییِ تحول شباهت دارند تا حاصل فرایندی که تماشاگر بتواند قدمبهقدم لمس کند.
این شتاب، پایانبندی را لو نمیدهد، اما حس میشود که فیلم برای رسیدن به نتیجهٔ مطلوب، بعضی مراحل میانی را فشرده کرده است. جمعبندی «Still Fabulous» فیلمی خوشنیت و گاه سرگرمکننده است که با تکیه بر بازی پرانرژی دیانا دل بوفالو و ایدهٔ نامتعارف حضور والنتینا ناپی، میکوشد دربارهٔ خودپذیری، میل و اعتمادبهنفس حرف بزند.
عروسکهای زنده و برخی لحظههای خیالپردازانه به آن هویتی دیداری میبخشند و مادالنا، با همهٔ آشناییِ مسیرش، شخصیتی است که میتوان دشواریهایش را درک کرد. اما فیلم در سطح روایت به الگوهای آشنای کمدی رمانتیک وفادار میماند و از ظرفیت ایدهٔ مرکزی خود بهطور کامل بهره نمیگیرد. تناقض میان پیام رهایی از معیارهای ظاهری و انتخاب یک ستارهٔ پورنوگرافیک بهعنوان راهنما، میتوانست موتور تأملی عمیقتر باشد؛ در عوض، اغلب به حاشیهٔ شوخیها و موقعیتهای سبک رانده میشود.
حاصل، اثری است با پیام مثبت و لحظههایی دوستداشتنی، اما با جسارتی بیشتر در طرح ایده تا در پرداخت آن.
« حاصل، اثری است با پیام مثبت و لحظههایی دوستداشتنی، اما با جسارتی بیشتر در طرح ایده تا در پرداخت آن. »



ثبت دیدگاه