نقد و بررسی
نقد کار فردا (The Tomorrow Job) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای بلندپروازانه در مقیاسی محدود «The Tomorrow Job» ساختهٔ Bruce Wemple، فیلمی علمیتخیلی و جنایی است که سرقت را با نوعی جابهجایی آگاهی در زمان پیوند میزند. لی و گروهش با دارویی به نام «زد پلاس» میتوانند آگاهی خود را برای مدتی به بدنِ خود در روز بعد منتقل کنند؛ بنابراین اطلاعاتی را که هنوز در زمان حال وجود ندارند به دست میآورند و از آنها برای پیشبرد نقشههایشان بهره میگیرند.
اما این سازوکار، بهجای آنکه صرفاً ابزاری برای یک سرقت هوشمندانه باشد، پای پیامدهای دستکاری در گذشته و آینده را نیز به میان میکشد. فیلم با همین ایده، وعدهٔ یک تریلر سرقتی پرپیچوخم را میدهد؛ وعدهای که گاه جذاب و گاه سنگینتر از توان اجرایی اثر از آب درمیآید. قواعد زمان؛ دارایی و دردسر روایت جذابترین وجه فیلم، پرسشی است که در مرکز ایدهٔ آن قرار دارد: اگر بتوانی فردای خودت را برای مدتی تجربه کنی، چه چیزی را میتوانی از آینده به حال بیاوری، و چه چیزهایی را بهتر است ندانی؟
مفهوم آگاهیای که به بدنِ آینده منتقل میشود امکان بازی با اطلاعات، انتخاب و پیامد را فراهم میکند. از این منظر، «The Tomorrow Job» فقط دربارهٔ سرقت نیست؛ دربارهٔ محدودیتهایی هم هست که شخصیتها برای جلوگیری از برهم خوردن زنجیرهٔ علت و معلول وضع میکنند. مشکل آن است که فیلم برای پیشبرد این فرضیه به مجموعهای از قواعد وابسته است، اما همهٔ آن قواعد را به اندازهای روشن و منسجم نمیسازد که بیننده بتواند با اطمینان آنها را دنبال کند.
گاهی اطلاعات تازه نه به فهم سازوکار کمک میکند و نه ابهام را به پرسشی ثمربخش بدل میسازد؛ بلکه صرفاً مسیر داستان را دشوارتر میکند. نتیجه، تعلیقی است که میان کنجکاوی و سردرگمی نوسان دارد. فیلم میخواهد مخاطب همزمان حواسش به زمانبندی، انگیزهها و پیامدهای هر اقدام باشد، اما راهنمایی روایی کافی برای برقراری این پیوندها همیشه فراهم نمیکند.
« مفهوم آگاهیای که به بدنِ آینده منتقل میشود امکان بازی با اطلاعات، انتخاب و پیامد را فراهم میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قصهای که مسیر خود را گم میکند ساختار داستان، بهویژه در نیمهٔ نخست، بیشتر به معرفی پراکندهٔ موقعیتها و شخصیتها گرایش دارد تا شکلدادن سریع به یک محور دراماتیک روشن. گروه درگیر مأموریتهایی میشود که باید اطلاعاتی دربارهٔ مناسبات میان آدمها و خطرهای پیش رو بدهند، اما پیوند این بخشها با نقشهٔ بزرگتر همیشه قانعکننده نیست.
گاهی روایت چنین به نظر میرسد که از یک توضیح یا بحران به توضیح و بحرانی دیگر میپرد، بیآنکه فرصت کافی برای جاافتادن هر مرحله فراهم کند. این پراکندگی بهخودیخود در فیلمی دربارهٔ سفر در زمان عیب قطعی نیست؛ پرش در زمان میتواند شکل روایی مناسبی برای ساختن راز و تعلیق باشد. مسئله این است که پرشها باید در نهایت الگویی قابل تشخیص بسازند.
در اینجا، برخی از جابهجاییها بیش از آنکه احساس کشف یا بازنگری ایجاد کنند، تمرکز را از درام میگیرند. مخاطب ممکن است بهجای آنکه از خود بپرسد «بعد چه خواهد شد؟»، مشغول بازسازی این شود که «تا اینجا دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟» شخصیتها و بازیها لی، با بازی Grant Schumacher، در مقام رهبر گروه قرار دارد و بهواسطهٔ تصمیمهایش محور بخش عمدهای از خطرهاست.
Finn Kelly، با بازی Caitlin Duffy، و دیگر اعضای گروه نیز در کنار او شکل میگیرند، اما پرداخت شخصیتها برای ایجاد پیوندی عمیق با تماشاگر کفایت نمیکند. رابطهها و گذشتهٔ مشترک شخصیتها بهسرعت مطرح میشوند، بیآنکه همیشه زمان کافی برای تبدیلشدن به نیروی عاطفی مؤثر در قصه پیدا کنند.
« مسئله این است که پرشها باید در نهایت الگویی قابل تشخیص بسازند. »
شخصیتها و اجرا
در نتیجه، بسیاری از تصمیمها بیشتر کارکردی داستانی دارند تا آنکه از شخصیتپردازیِ جاافتاده برخاسته باشند. بازیها نیز در مجموع کمرمقاند. این ضعف فقط به میزان باورپذیری دیالوگها محدود نمیماند؛ در لحظههایی که باید ترس، تردید یا اعتماد میان اعضای گروه را منتقل کنند، اجراها گاه فاقد ظرافت لازماند.
از آنجا که فیلم برای ایجاد تعلیق به واکنشهای شخصیتها و فهم سریع موقعیت متکی است، ناهماهنگی در اجرا میتواند اثر صحنه را کاهش دهد. فیلم با این حال از ظرفیت گروهیِ داستان کاملاً تهی نیست: حضور چند شخصیت در یک مأموریت مشترک امکان تنش و اختلاف را فراهم میکند، اما این ظرفیت بهطور کامل به درامی پرحرارت تبدیل نمیشود.
تعقیبوگریز، اکشن و محدودیتهای تولید «The Tomorrow Job» میخواهد در کنار معمای زمان، هیجان یک فیلم سرقتی و اکشن را نیز عرضه کند. اما تعقیبوگریزها و درگیریها به ندرت به اوج پرتنشی میرسند. حرکتها اغلب فاقد ضربآهنگی هستند که صحنه را از حالت اجرایی و نمایشی بیرون بیاورد، و تدوین و طراحی کنش نیز همیشه به شفافیت یا هیجان لازم نمیرسند.
در فیلمی که بخش مهمی از کشش آن به خطر فوری وابسته است، این کمجانی محسوس میشود. جلوههای ویژه نیز در خدمت ایدهای قرار دارند که به تصویرپردازی پرزرقوبرق وابسته نیست، اما همین امر کاستیها را کاملاً پنهان نمیکند. فیلم از نظر مقیاس تولید محدود به نظر میرسد و گاهی میان بلندپروازی مفهوم و امکانات بصری فاصلهای دیده میشود.
« در نتیجه، بسیاری از تصمیمها بیشتر کارکردی داستانی دارند تا آنکه از شخصیتپردازیِ جاافتاده برخاسته باشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، محدودیت بودجه بهتنهایی توضیح همهٔ ضعفها نیست: طراحی صحنه و تعقیبوگریز، حتی در مقیاس کوچک، میتوانند با دقت و ریتم مناسب بهیادماندنی شوند. این فیلم در بعضی لحظهها از چنین دقتی بهره میبرد، اما بهطور پیوسته به آن دست نمییابد. ریتم؛ میان مقدمهٔ طولانی و کشش پایانی ریتم یکی از چالشهای اصلی اثر است.
بخشهایی از فیلم بیش از اندازه در مرحلهٔ آمادهسازی و توضیح باقی میمانند و پیش از آنکه تعارض اصلی نیروی لازم را پیدا کند، زمان قابل توجهی میگذرد. این کندی برای مخاطبی که انتظار دارد از همان ابتدا با یک سرقت زمانمحور پرشتاب روبهرو شود، میتواند خستهکننده باشد. صحنهها گاه اطلاعاتی را تکرار میکنند یا درنگی بیش از نیاز دارند، بیآنکه شخصیتها را عمیقتر یا موقعیت را روشنتر کنند.
با این همه، فیلم در نیمهٔ پایانی از آشفتگیهای آغازین فاصله میگیرد و بعضی از قطعاتش را در کنار هم مینشاند. کشش نهایی، هرچند نمیتواند همهٔ لغزشهای پیشین را جبران کند، به داستان حسِ حرکت و جهت میبخشد. پایانبندی غافلگیرکننده توصیفپذیر است، اما برای حفظ لذت کشف، جزئیاتش را نباید آشکار کرد.
آنچه میتوان گفت این است که فیلم در واپسین مرحله میکوشد ایدهٔ زمان را نه فقط در سطح ابزار سرقت، بلکه در قالب عاملی تعیینکننده برای جمعبندی قصه به کار گیرد. سرگرمیِ ناقص اما واقعی ارزیابی فیلم به این بستگی دارد که تماشاگر از آن چه میخواهد. اگر انتظار اثری منضبط با قواعد زمانی کاملاً توضیحدادهشده، شخصیتهایی چندلایه و صحنههای اکشنی پرقدرت داشته باشد، احتمالاً با کاستیهای متعددی روبهرو میشود.
« این فیلم در بعضی لحظهها از چنین دقتی بهره میبرد، اما بهطور پیوسته به آن دست نمییابد. »
قوتها و کاستیها
اما اگر جذابیت اصلی برایش خودِ ایدهٔ سرقت از آینده و دیدن تلاش فیلم برای گرهزدن آن به پیامدهای زمانی باشد، «The Tomorrow Job» لحظههایی برای سرگرمشدن فراهم میکند. هستهٔ مفهومی آن، بهویژه در تقابل میان دانستن آینده و تغییرندادن آن، همچنان قابلیت برانگیختن کنجکاوی دارد. واکنشهای تماشاگران نیز همین دوگانگی را بازتاب میدهند: برخی ایدهٔ فیلم و جمعبندی پایانیاش را سرگرمکننده دانستهاند، در حالی که گروهی دیگر از ریتم کند، بازیها، جلوهها و دشواری دنبالکردن قصه انتقاد کردهاند.
این اختلاف واکنشها با تجربهٔ خود فیلم سازگار است؛ اثری که در سطح ایده بیش از آنچه در اجرا محقق میکند وعده میدهد، اما همان فاصله مانع از آن نمیشود که گاهی کنجکاوی یا لذت تماشاگر را برانگیزد. جمعبندی «The Tomorrow Job» فیلمی است که از یک فرض علمیتخیلی خوشظرفیت آغاز میکند، اما در پرورش قواعد و شخصیتهایش همواره به اندازهٔ ایدهاش منسجم نیست.
روایت پرشهایی دارد که ممکن است مسیر داستان را مبهم کنند؛ بازیها و صحنههای اکشن نیز به هیجان کافی نمیرسند و محدودیتهای بصری در بعضی لحظهها آشکارند. در برابر این ضعفها، ایدهٔ جابهجایی آگاهی با خودِ آینده، حالوهوای سرقت زمانمحور و جمعبندی غافلگیرکننده، فیلم را از یک تجربهٔ کاملاً بیاثر دور میکنند.
حاصل، اثری ناهموار اما قابلتماشا است: فیلمی که بیشتر با پرسش مرکزیاش در خاطر میماند تا با اجرای بینقص آن. کسانی که از داستانهای سفر در زمان لذت میبرند، ممکن است در میان آشفتگیها و کندیهایش سرگرمیای پیدا کنند؛ اما برای تبدیلشدن این ایده به تریلری واقعاً پرکشش، فیلم به قواعد روشنتر، شخصیتپردازی عمیقتر و ضربآهنگی منسجمتر نیاز داشت.
« هستهٔ مفهومی آن، بهویژه در تقابل میان دانستن آینده و تغییرندادن آن، همچنان قابلیت برانگیختن کنجکاوی دارد. »



ثبت دیدگاه