نقد و بررسی
نقد نوشتههایی روی دیوار دستشویی (Words on Bathroom Walls) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
یادداشتها و واژههایی که به دیوارها نمیرسند فیلم «Words on Bathroom Walls» ساختهٔ Thor Freudenthal، در ظاهر روایتی آشنا از سالهای پایانی دبیرستان است: نوجوانی بااستعداد میکوشد آیندهاش را بسازد، با محیط تازه کنار بیاید و نخستین عشق جدیاش را تجربه کند. اما محور این داستان، بیماری روانیای است که در ذهن آدم، شخصیت اصلی، نه فقط به شکل نشانهای پزشکی، بلکه همچون حضوری مزاحم در کلاس، خانه و روابطش آشکار میشود.
فیلم میخواهد تماشاگر را به درون تجربهٔ او ببرد و همزمان یادآوری کند که تشخیص یک بیماری، تمام هویت یک انسان را توضیح نمیدهد. این هدف انسانی و ارزشمند است؛ هرچند مسیر رسیدن به آن گاه به اندازهٔ مقصودش ظریف و پیچیده نمیشود. بیماری بهمثابه تجربهای زیسته یکی از تصمیمهای مهم فیلم آن است که بیماری آدم را از بیرون و صرفاً با نگاه خانواده یا پزشکان روایت نمیکند.
تماشاگر به ادراک آشفتهٔ او نزدیک میشود و میبیند که چگونه واقعیت روزمره میتواند زیر فشار ترس، اضطراب و اختلال در دریافت تغییر شکل دهد. حضور چهرهها و صداهایی که آدم تجربه میکند، کوششی برای تصویریکردن چیزی است که در اصل درونی و نامرئی است. این انتخاب به فیلم امکان میدهد بیماری را از یک برچسب تشخیصی به تجربهای ملموس بدل کند: تجربهٔ دشوارِ ندانستن اینکه کدام برداشت از جهان را باید پذیرفت و چگونه باید این وضعیت را از دیگران پنهان کرد.
در عین حال، همین تمهید گاهی حد و مرز خود را از دست میدهد. شخصیتهای ذهنی آدم با ویژگیهای نمایشی روشن و شوخیهای تکرارشونده معرفی میشوند؛ از اینرو، آنچه قرار است نشاندهندهٔ بیثباتی و هراس باشد، گاه به گروهی از شخصیتهای کمیک بدل میشود. تصویرسازیهای اغراقشده نیز در برخی لحظات، جدیت موضوع را سبک میکنند.
« این هدف انسانی و ارزشمند است؛ هرچند مسیر رسیدن به آن گاه به اندازهٔ مقصودش ظریف و پیچیده نمیشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم میان دو خواسته گرفتار است: فهمپذیرکردن تجربهٔ آدم برای مخاطب جوان و حفظ دشواری و ابهام آن. نتیجه همیشه متوازن نیست. چارلی پلامر و ساختن آدمی قابلباور چارلی پلامر مهمترین پشتوانهٔ فیلم است. بازی او آدم را به شخصیتی همدلانه بدل میکند، بیآنکه او را به نماد صرفِ رنج یا قهرمانی بینقص تقلیل دهد.
آدم باهوش، دروننگر و شوخطبع است؛ اما هوش او مانع آسیبپذیریاش نمیشود و شوخطبعیاش نیز همیشه نشانهٔ آسودگی نیست. پلامر در مکثها، نگاههای نگران و لحظههایی که آدم حرفی را فرو میخورد، فشار پنهان شخصیت را آشکار میکند. این بازی بهویژه هنگامی اثرگذار است که آدم میان میل به پذیرفتهشدن و ترس از افشای وضعیتش گرفتار میشود.
او نمیخواهد دیگران او را تنها از دریچهٔ بیماری ببینند؛ اما پنهانکاری نیز فاصلهای میسازد که نزدیکشدن به دیگران را دشوارتر میکند. پلامر این کشمکش را بینیاز از نمایشهای پرهیاهو منتقل میکند و به همین دلیل، بسیاری از لحظههای عاطفی فیلم، حتی زمانی که دیالوگها بیش از اندازه مستقیم میشوند، همچنان نیروی خود را حفظ میکنند.
عشق نوجوانانه و امکان اعتماد رابطهٔ آدم و مایا، با بازی Taylor Russell، به روایت لطافت و کشش عاطفی میبخشد. مایا فقط موضوع دلبستگی آدم نیست؛ او شخصیتی با هدفها و آسیبپذیریهای خود است و همین امر رابطه را از یک خیالپردازی کاملاً یکطرفه دور میکند. میان آن دو، نوعی صمیمیت شکل میگیرد که به آدم اجازه میدهد برای نخستینبار احتمالِ دیدهشدن و پذیرفتهشدن را جدی بگیرد.
« فیلم میان دو خواسته گرفتار است: فهمپذیرکردن تجربهٔ آدم برای مخاطب جوان و حفظ دشواری و ابهام آن. »
شخصیتها و اجرا
علاقهٔ عاشقانه در اینجا نه درمان بیماری، بلکه انگیزهای برای روبهروشدن با پرسشی دشوارتر است: آیا میتوان خود را به دیگری نشان داد، بیآنکه از واکنش او مطمئن بود؟ با این همه، بخشهایی از رابطه بیش از اندازه به الگوی شناختهشدهٔ درامهای نوجوانانه تکیه دارد. آشنایی، نزدیکی و کشمکش میان دو شخصیت گاه چنان آشنا پیش میرود که از پیچیدگیهای خاص داستان فاصله میگیرد.
گفتوگوهای عاطفی نیز بعضی وقتها پیامی را که پیشتر روشن شده، دوباره و مستقیم بیان میکنند. رابطهٔ آن دو گرم و دلنشین است، اما فیلم در پرداخت آن کمتر از آنچه میتوانست، به سکوتها، سوءتفاهمها و تناقضهای واقعیِ اعتماد مجال میدهد. خانواده، حمایت و ناتوانی در فهم کامل خانه در فیلم فضایی ساده و یکدست نیست.
مادر آدم از سر نگرانی به دنبال راهی برای کمک به اوست، اما نیت خیر بهتنهایی به فهم کامل نمیانجامد. کوشش او برای یافتن راهحل گاه با این احساس همراه میشود که آدم باید «درست» یا «عادی» شود؛ در حالی که او بیش از هر چیز نیاز دارد با تمام پیچیدگیهایش به رسمیت شناخته شود. فیلم در این رابطه، پرسشی مهم طرح میکند: چگونه میتوان حمایت کرد، بیآنکه ناخواسته فرد را به مجموعهای از نشانهها و درمانها فروکاست؟
ناپدری آدم نیز به رابطهٔ خانوادگی لایهای دیگر میافزاید. حضور او نشان میدهد که همراهی ممکن است از کسی سر برسد که در آغاز، آمادگیِ فهمیدن او را نداریم. برخی از این مسیرها بهسرعت و با نشانههایی آشنا پیش میروند و فرصت چندانی برای تحول تدریجی شخصیتها باقی نمیگذارند؛ بااینحال، صحنههای خانوادگی از بخشهایی هستند که فیلم در آنها بهجای تأکید صرف بر بیماری، دربارهٔ دشواریِ زندگیکردن کنار یکدیگر حرف میزند.
« با این همه، بخشهایی از رابطه بیش از اندازه به الگوی شناختهشدهٔ درامهای نوجوانانه تکیه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لحن، تصویر و پیامهای بیشازحد روشن «Words on Bathroom Walls» میخواهد هم درامی جدی دربارهٔ بیماری روانی باشد و هم داستانی نوجوانانه، عاشقانه و امیدبخش. این ترکیب ظرفیت عاطفی فراوانی دارد، اما کنترل لحن همیشه موفق نیست. شوخیهای شخصیتهای ذهنی گاه در لحظههایی ظاهر میشوند که به تأمل یا هراس نیاز دارند؛ در سوی دیگر، برخی گفتوگوها چنان آشکارا حامل پیاماند که بهجای آنکه از دل موقعیت سربرآورند، شبیه توضیحی دربارهٔ معنای صحنه به نظر میرسند.
از نظر بصری، فیلم برای نمایش ذهن آدم به تصویرهای بیرونی و جلوههای نمایشی متوسل میشود. این روش در لحظاتی به تماشاگر کمک میکند فاصلهٔ میان جهان بیرون و تجربهٔ درونی او را دریابد، اما تکرار و اغراق، اثرگذاری آن را کاهش میدهد. گاهی تصویر بهجای آنکه ابهام تجربه را منتقل کند، آن را ساده و قابلمصرف میسازد.
در نتیجه، فیلم در بخشهایی بهجای اعتماد به بازی پلامر و جزئیات رفتاری شخصیت، بیش از اندازه بر جلوههای آشکار تکیه میکند. روایت و محدودیتهای درام نوجوانانه آدم فقط با بیماریاش تعریف نمیشود؛ رؤیاها و تواناییهای او نیز اهمیت دارند. علاقهاش به آشپزی و چشماندازی که برای آینده دارد، به روایت افقی فراتر از مدرسه و روابط عاطفی میدهد.
این علاقه یادآور میشود که آدم همچنان انسانی با کنجکاوی، مهارت و خواستههای مستقل است. فیلم در بهترین لحظات خود، بیماری را مانعی واقعی میبیند، اما نمیگذارد مانع تمام معنای زندگی شخصیت را ببلعد. بااینحال، روایت در چند نقطه به راهحلهای آشنای درام نوجوانانه نزدیک میشود: سوءتفاهم، پنهانکاری، عشق و لحظههای پرشورِ اعتراف.
« این ترکیب ظرفیت عاطفی فراوانی دارد، اما کنترل لحن همیشه موفق نیست. »
قوتها و کاستیها
این عناصر برای ساختن پیوند عاطفی مؤثرند، ولی گاه پیچیدگی بیماری را در قالبی مرتب و آسانفهم میگنجانند. فیلم بیشتر بر پذیرش و همدلی تأکید دارد تا بر جنبههای طولانی، متناقض و دشوارِ زندگی با بیماری. بنابراین، اثر از نظر احساسی به مخاطب نزدیک میشود، اما از نظر تحلیلی همیشه به عمق موضوع راه نمییابد.
جمعبندی «Words on Bathroom Walls» فیلمی صمیمی و خوشنیت است که ارزش اصلیاش را در نگاه انسانی به آدم و بازی تأثیرگذار چارلی پلامر مییابد. رابطهٔ او با مایا و کوشش خانواده برای همراهی، لحظههایی گرم و عاطفی میآفرینند و فیلم بهدرستی بر این نکته پافشاری میکند که بیماری روانی نباید تمام هویت فرد را بپوشاند.
بااینحال، تصویرسازی گاه کارتونیِ توهمها، لحن نوساندار و پیامهای تکرارشونده، مانع از آن میشوند که فیلم همواره به حساسیت موضوع خود وفادار بماند. حاصل، اثری اثرگذار اما نابرابر است: روایتی که بیش از آنکه تصویری کامل از زیستن با بیماری به دست دهد، دعوتی صادقانه به همدلی و شنیدن تجربهٔ دیگری است.
« این عناصر برای ساختن پیوند عاطفی مؤثرند، ولی گاه پیچیدگی بیماری را در قالبی مرتب و آسانفهم میگنجانند. »
ثبت دیدگاه