نقد و بررسی
نقد زیرخدایان (Undergods) | 2021
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شهری در آستانهٔ فروپاشی در «Undergods» فروپاشی فقط پسزمینهای برای ماجراجویی نیست؛ هوا و اقلیمِ خودِ روایت است. شهر بینام فیلم، با ساختمانهای فرسوده و خیابانهای خالی، جایی به نظر میرسد که زندگی در آن ادامه دارد، اما دیگر وعدهای برای آینده نمیدهد. دو مرد، زِد و کِی، در این خرابهها پرسه میزنند و از خلال گفتوگوهایشان قصههایی از آدمهای گرفتار بداقبالی و انتخابهای ویرانگر به میان میآید.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست تماشاگر را با یک ماجرای سرراست همراه کند؛ دعوتش میکند در جهانی ناآرام قدم بزند، جهانی که مرز میان واقعیت، رؤیا و حکایت در آن مدام جابهجا میشود. این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم نخستین محدودیتش. «Undergods» با ساختن فضایی متمایز و رازآلود، بیش از آنکه پاسخ بدهد، سؤال میکارد.
چه نسبتی میان آدمها و قصههایشان برقرار است؟ آیا آنچه میبینیم خاطره است، خیال است یا بخشی از واقعیتی بزرگتر؟ ابهام در آغاز نیروی محرک فیلم است، اما هرچه پیش میرویم، گاه احساس میشود اثر به همان اندازه که از معما سود میبرد، از گشودن گرههایش نیز پرهیز میکند. ساختار اپیزودیک و پیوندهای ناپایدار روایت در قالب چند قصهٔ مستقل شکل میگیرد که پیوندشان بهتدریج آشکار میشود.
این ساختار به فیلم اجازه میدهد جهانش را از زاویههای گوناگون ببیند: خانه، محل کار و خانواده هرکدام به صحنهای برای اضطراب، سلطه و فروپاشی بدل میشوند. حضور زِد و کِی همچون رشتهای باریک میان این روایتها عمل میکند؛ رشتهای که هم قصهها را به هم نزدیک میسازد و هم یادآوری میکند که شاید خودِ داستانگویی، موضوع اصلی فیلم باشد.
« این انتخاب، هم سرچشمهٔ جذابیت فیلم است و هم نخستین محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، باریکی این رشته گاهی به سستی میانجامد. بعضی بخشها بهتنهایی ظرفیت یک فیلم کوتاه کامل را دارند، اما در کنار یکدیگر همیشه به وحدتی دراماتیک نمیرسند. پیوندهای تدریجی کنجکاوی میآفرینند، ولی پاسخهایی که از دل آنها به دست میآید ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار انسجام روایی پررنگتری دارند، کافی نباشد.
مسئله صرفاً بازبودن پایان یا ابهام نیست؛ مسئله این است که برخی خطوط داستانی پیش از آنکه به اوج معنایی خود برسند، رهاشده به نظر میرسند. در نتیجه، فیلم گاهی بیش از آنکه مجموعهای از قطعاتِ بههمپیوسته باشد، کنار هم نشاندن قطعاتی جذاب اما ناهموار جلوه میکند. سرنوشت، انتخاب و مردانگیِ لرزان در زیرلایهٔ قصههای «Undergods»، نوعی بدبینی تلخ دربارهٔ قدرت و کنترل جریان دارد.
مردان فیلم میکوشند جایگاه خود را در خانه، محیط کار یا مناسبات اجتماعی حفظ کنند؛ اما ورود غریبهها و تغییر شرایط، تصویری را که از اقتدار خود ساختهاند، از هم میپاشد. آنچه در ابتدا به شکل نزاعی شخصی یا خانوادگی دیده میشود، بهتدریج پژواکی از جهانی گستردهتر پیدا میکند: جهانی که در آن بهرهکشی، رقابت و ناتوانی در ارتباط، زندگی روزمره را مسموم کرده است.
فیلم در این زمینه بیش از آنکه نظریهای منسجم عرضه کند، موقعیتهایی آزارنده میسازد. طنز سیاهش از همین فاصله میان ادعای شخصیتها و ناتوانی واقعی آنان زاده میشود. آدمهایی که میخواهند بر اوضاع مسلط باشند، اغلب اسیر میل، ترس یا خودفریبی خویشاند. این نگاه میتواند نافذ باشد، اما گاهی تکرار الگوی «مردی که در برابر تهدید فرو میریزد» از تازگی میافتد.
« بااینحال، باریکی این رشته گاهی به سستی میانجامد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم ایدهٔ خود را پیش میکشد، ولی همیشه آن را تا ژرفای لازم بسط نمیدهد؛ انگار طرحی فکری در اختیار دارد که تصاویرش از شرح کامل آن جلو میزنند. تصویر؛ معماریِ زوال قدرت بیچونوچرای فیلم در ساختن جهان دیداری آن است. رنگهای سرد و کمجان، بافتهای زمخت و ساختمانهای خشن، محیطی میسازند که هم آشناست و هم اندکی ناممکن.
«Undergods» به جای توضیح مفصل دربارهٔ تاریخ این جهان، از شکل فضا برای القای گذشتهای فروپاشیده و آیندهای نامطمئن بهره میگیرد. آپارتمانها و فضاهای کاری نیز از این حس جدا نیستند؛ حتی درون خانهها، آسایش و امنیت چیزی ناپایدار و مشکوک به نظر میرسد. این طراحی بصری صرفاً آرایش چشمنواز نیست.
شهرِ فرسوده با شخصیتها همنواست: همانطور که ساختمانها از درون تهی شدهاند، روابط نیز زیر ظاهر آشنای خود ترک برداشتهاند. ترکیب قابهای دقیق با سکون و خلأ محیط، به فیلم لحظاتی میبخشد که بیش از گفتوگوها در ذهن میمانند. بااینهمه، گاهی چیرگی سبک بر درام محسوس میشود. تصویر چنان حضوری پررنگ دارد که قصه در برخی لحظهها بهانهای برای عبور از میان فضاها به نظر میرسد، نه نیرویی که آن فضاها را از درون دگرگون کند.
موسیقی، صدا و بازیها موسیقیِ الکترونیک فیلم نقشی اساسی در شکلدادن به حالوهوای آن دارد. صداهای ترکیبی و ضربآهنگهای ناآرام، میان حس تهدید و لحظههایی از سرزندگیِ غریب در نوساناند. موسیقی نه فقط هیجان صحنهها را افزایش میدهد، بلکه به شهر نوعی نبض مستقل میبخشد؛ انگار ویرانهها نیز خاطرهای از نظمی پیشین را در خود حفظ کردهاند.
« تصویر؛ معماریِ زوال قدرت بیچونوچرای فیلم در ساختن جهان دیداری آن است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همراهی صدا و تصویر، یکی از دلایلی است که جهان فیلم حتی پس از پایان تماشایش در ذهن باقی میماند. بازیها نیز با لحن نامتعارف اثر سازگارند. گروه بازیگران، شخصیتهایی را میآفرینند که گاه در سکوت و رفتارهای کنترلشده، بیش از توضیح مستقیم خود را آشکار میکنند. بازیهای کماغراق، فضای سرد فیلم را حفظ میکند و نمیگذارد ملودرام بر آن چیره شود.
بااینحال، پراکندگی روایت مجال برابر برای همهٔ شخصیتها فراهم نمیآورد. برخی حضورها اثرگذارند، اما کوتاه؛ برخی دیگر چنان در خدمت ایدهٔ کلی قرار میگیرند که بهسختی میتوان با سرنوشتشان پیوندی عاطفی برقرار کرد. طنز سیاه و تلخیِ روزمره طنز فیلم از جنس خندهٔ رهاییبخش نیست؛ بیشتر لبخندی است که پس از آن، تلخی موقعیت روشنتر میشود.
رخدادهای عجیب در فضایی جدی و بیاعتنا روی میدهند، و همین برخوردِ نامنتظر میان امر غریب و رفتار روزمره، لحنی خاص پدید میآورد. شخصیتها در جهانی گرفتارند که گویی از پیش حکم خود را صادر کرده است، اما همچنان به عادتهای معمول، رقابتهای کوچک و دلمشغولیهای شخصی چنگ میزنند. این طنز، فیلم را از یکنواختیِ سیاهی مطلق نجات میدهد و به آن بُعدی هجوآمیز میبخشد.
بااینحال، نه هر لحظهٔ نامعقولی به معنای طنز مؤثر است و نه هر ابهامی به عمق میانجامد. در بخشهایی، فاصلهٔ عمدی فیلم از توضیح و احساسبرانگیزی، به جای برانگیختن تأمل، نوعی سردی عاطفی ایجاد میکند. تماشاگر ممکن است مجذوب موقعیتها شود، اما از شخصیتهایی که در مرکز آنها قرار دارند دور بماند.
« همراهی صدا و تصویر، یکی از دلایلی است که جهان فیلم حتی پس از پایان تماشایش در ذهن باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Undergods» اثری بلندپروازانه و بهیادماندنی است که بیش از هر چیز با فضای سرد، طراحی دیداریِ متمایز و موسیقیِ ناآرام خود اثر میگذارد. ساختار چندقصهای آن کنجکاوی میآفریند و مضمونهای فروپاشی، سلطه و ناتوانی در ارتباط را در موقعیتهایی تلخ و گاه سیاهطنز میآزماید. فیلم جهانی دارد که تماشاگر را به کاوش فرامیخواند، نه به پیروی از مسیری روشن و مطمئن.
اما این جسارت همیشه به انسجام نمیرسد. قصهها گاه از یکدیگر فاصله میگیرند، بعضی مسیرها به اندازهٔ کافی بسط نمییابند و پیوندهای روایی برای جمعکردن همهٔ اجزا کفایت نمیکنند. حاصل، فیلمی است که در تصویر و اتمسفر از داستان پیشی میگیرد و در بهترین لحظههایش از راه حس و فضا سخن میگوید؛ اما در لحظههای کماثرتر، ایدههای جذابش را نیمهتمام میگذارد.
«Undergods» بیش از آنکه تجربهای کاملاً یکپارچه باشد، مجموعهای از تصاویر و حکایتهای ناآرام است که قوتشان در ماندگاریِ حالوهوا و ضعفشان در ناتمامماندنِ پیوندها نهفته است.
« فیلم جهانی دارد که تماشاگر را به کاوش فرامیخواند، نه به پیروی از مسیری روشن و مطمئن. »



ثبت دیدگاه