نقد و بررسی
نقد یوریکا (Eureka) | 1983
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ثروت بهمثابه آغاز بحران «Eureka» به کارگردانی Nicolas Roeg از آن فیلمهایی نیست که قصهاش را بتوان در یک خط روایی صاف و بیدردسر خلاصه کرد. در آغاز، جک مککان پس از سالها جستوجو در سرمای آلاسکا به طلا میرسد؛ اما فیلم خیلی زود نشان میدهد که این کشف قرار نیست قصهای سرراست درباره کامیابی و خوشبختی باشد.
پرش زمانی به سالهای بعد، ما را با مردی روبهرو میکند که ثروت افسانهای دارد، ولی زندگیاش بیش از آنکه به آرامش شباهت داشته باشد، میدان برخورد میل، ترس و بدگمانی است. این جابهجایی از جستوجوی سخت در طبیعت به زندگی مجلل در جزیره، ایدهی مرکزی فیلم را صورتبندی میکند: دستیابی به آنچه آدمی سالها خواسته، لزوماً رهاییبخش نیست.
طلا در اینجا پاسخ نهایی به یک آرزو نیست؛ نیرویی است که مناسبات انسانی را دگرگون میکند و پرسشهای تازهای پیش میکشد. فیلم از همان ابتدا وعده نمیدهد که تجربهای روشن و منظم پیش روست. در عوض، تماشاگر را وارد جهانی میکند که هر موفقیتش سایهای از اضطراب دارد. معرفی فیلم بهعنوان درامی روانشناختی و پرتعلیق، با همین تمرکز بر میلِ تمامخواه و پیامدهای آن سازگار است.
فضاسازی و زبان تصویر بزرگترین امتیاز «Eureka» را باید در تواناییاش برای ساختن فضا جستوجو کرد. آلاسکای سرد و خشنِ بخش آغازین، فقط پسزمینهی ماجراجویی نیست؛ گسترهای است که تنهایی جک را عینی میکند. در سوی دیگر، جزیرهی کارائیبی با چشماندازهای گرم و پرنور، در نگاه نخست نوید آسایش میدهد، اما این زیبایی بهسرعت با نوعی بیقراری درهم میآمیزد.
« فیلم از همان ابتدا وعده نمیدهد که تجربهای روشن و منظم پیش روست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تفاوت میان دو اقلیم، تقابل سادهی فقر و ثروت یا سرما و گرما نیست؛ هر دو فضا به شکلی متفاوت جک را در محاصره میگذارند. دوربین و تدوین، بیش از آنکه فقط اطلاعات داستانی منتقل کنند، حالتی ذهنی میسازند. تصاویر گاه چنان برجسته و پرکششاند که انگار مستقل از روایت در حافظه میمانند. صحنهی کشف طلا نمونهای روشن از این رویکرد است: لحظهای که میتوانست صرفاً نقطهی عطف داستان باشد، به تجربهای حسی و تقریباً رؤیاگون تبدیل میشود.
منتقدان نیز در کنار ستایش تصاویر نامتعارف فیلم، به این نکته اشاره کردهاند که غلبهی تصویر بر روایت گاهی باعث میشود خط داستانی در پسزمینه قرار گیرد. کارگردانی نیکلاس روگ و روایت گسسته روگ در «Eureka» به قراردادهای تریلر یا درام خانوادگی وفادار نمیماند. فیلم از چند مسیر همزمان حرکت میکند: کشمکش جک با خانواده، رقابت بر سر زمین و ثروت، مناسبات طبقهی مرفه، و تعلیقی که پیرامون خشونت و خطر شکل میگیرد.
این خطوط گاهی یکدیگر را غنی میکنند، اما همیشه به انسجامی واحد نمیرسند. تماشاگر ممکن است در بخشهایی احساس کند فیلم بهجای آنکه یک مسیر را دنبال کند، از منظرهای به منظرهی دیگر و از تنشی به تنش بعدی میپرد. این پراکندگی را میتوان هم ضعف دانست و هم انتخابی فرمی. از یک سو، جابهجایی میان لحنها و ماجراها باعث میشود بعضی لحظات وزن کافی پیدا نکنند و روایت، بهویژه در بخشهای طولانیتر، کشدار به نظر برسد.
از سوی دیگر، آشفتگی فیلم با جهانی هماهنگ است که در آن همهچیز به مالکیت، قدرت و رقابت آلوده شده است. حتی روابط خانوادگی نیز از این کشمکش بیرون نمیمانند. بااینحال، قصد هنری بهتنهایی نمیتواند هر گسستی را به انسجام تبدیل کند؛ فیلم در برخی لحظات بیش از اندازه به ابهام خود تکیه میکند و از تماشاگر میخواهد ارتباط میان اجزایش را حدس بزند.
« دوربین و تدوین، بیش از آنکه فقط اطلاعات داستانی منتقل کنند، حالتی ذهنی میسازند. »
شخصیتها و اجرا
بحثهای پیرامون فیلم نیز بارها به همین تنش میان تصویرهای قدرتمند و روایتی دشوار برای پیگیری اشاره کردهاند. جک مککان و بازی جین هکمن جین هکمن نقش جک را با ترکیبی از صلابت و فرسودگی پیش میبرد. او مردی است که عادت دارد جهان را با ارادهی شخصی خود اندازه بگیرد؛ اما انباشت دارایی نمیتواند مناسباتش با دیگران را ساده کند.
هکمن جک را صرفاً ثروتمندی عبوس یا پدری سختگیر نمیسازد. در چهره و مکثهای او میتوان هم غرور مردی خودساخته را دید و هم اضطرابی را که از محاصرهشدن بهوسیلهی نزدیکان و رقیبان سرچشمه میگیرد. شخصیت در مرکز فیلم حضور پرقدرتی دارد، حتی زمانی که خود روایت از تمرکز بازمیماند. بازیگران دیگر نیز به آشفتگی عاطفی فیلم جان میبخشند.
Theresa Russell در نقش تریسی، دختر جک، حضوری سرکش و آسیبپذیر دارد؛ شخصیتی که میان استقلالطلبی و وابستگی به محیط خانوادگی گرفتار است. Rutger Hauer به رابطهی او و جک تنش میافزاید و Mickey Rourke و Joe Pesci نیز در فضای معامله و تهدید، دو وجه متفاوت از قدرت را نمایندگی میکنند. این گروه بازیگری در برابر قصهای چندشاخه قرار گرفتهاند و همین امر هم امکان اجراهای چشمگیر را فراهم میکند و هم گاهی مانع میشود هر شخصیت فرصت کافی برای عمقیافتن داشته باشد.
خانواده، قدرت و مالکیت یکی از وجوه قابلتأمل فیلم، پیوند میان ثروت و خانواده است. جک بهسبب داراییاش از قدرت زیادی برخوردار است، اما همان دارایی دیواری میان او و دیگران میکشد. خانه و جزیره میتوانند نماد اقتدار باشند، ولی در عین حال فضای بستهای میسازند که هر رابطه در آن به رقابت بر سر نفوذ و سهم بدل میشود.
« بحثهای پیرامون فیلم نیز بارها به همین تنش میان تصویرهای قدرتمند و روایتی دشوار برای پیگیری اشاره کردهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اختلاف جک با دامادش تنها خصومتی شخصی نیست؛ دو تصور متفاوت از مالکیت و مشروعیت ثروت در برابر هم قرار میگیرند. فیلم در این زمینه به داوری ساده و اخلاقی بسنده نمیکند. نه ثروت را صرفاً نشانهی فساد میداند و نه دارندهی آن را بیچونوچرا محق میشمارد. مسئله این است که پول چه چیزی را در آدمها آشکار میکند و چه چیزهایی را از میان میبرد.
همین پرسش، رفتار همسر و دختر جک، جاهطلبی اطرافیان و تلاش گروهی از تبهکاران برای تصاحب جزیره را به یک میدان مشترک میکشاند. با این همه، فیلم گاه نشانههای نمادین و بحرانهای عاطفی را چنان متراکم میکند که تماشاگر ممکن است برای تشخیص کانون اصلی تعارض به زحمت بیفتد. تعلیق، خشونت و بخشهای نابرابر «Eureka» از همان دقایق آغازین حالوهوایی ناآرام میسازد.
طبیعت، فضای خانوادگی و مناسبات اقتصادی، هرکدام بهنوعی حامل تهدیدند. این تعلیق همیشه از راه پرسشهای معمول یک معمای جنایی پیش نمیرود؛ بخش زیادی از آن حاصل حسِ بدشگونی است، حسی که گویی پیش از وقوع رویدادها در فضا رسوخ کرده است. خشونت نیز بهجای آنکه تنها برای شوکدادن به کار رود، بخشی از جهان بیرحمی است که فیلم ترسیم میکند.
بااینحال، تغییر لحن در میانهی راه برای همهی تماشاگران رضایتبخش نخواهد بود. فیلم از تنش خانوادگی و کشمکش بر سر مالکیت به بخشهایی با ساختار متفاوت میرسد و این گذار ممکن است بهجای گسترش طبیعی قصه، گسست دیگری ایجاد کند. صحنههای طولانی دادگاه نیز از همان نقاطی هستند که میتوانستند با تدوینی فشردهتر، اثرگذاری بیشتری پیدا کنند.
« اختلاف جک با دامادش تنها خصومتی شخصی نیست؛ دو تصور متفاوت از مالکیت و مشروعیت ثروت در برابر هم قرار میگیرند. »
قوتها و کاستیها
مکث و اطناب در سینمای روگ گاه فضای رازآلود میسازد، اما در اینجا همیشه به کشف معنای تازه نمیانجامد؛ بعضی لحظات صرفاً طولانیتر از ظرفیت دراماتیک خود ادامه مییابند. جمعبندی «Eureka» فیلمی نابرابر، جسور و بهیادماندنی است؛ اثری که در آن قدرت تصویر و فضای وهمآلود از انسجام قصه پیشی میگیرد.
تماشاگرانی که روایت سرراست و پاسخهای روشن میخواهند، احتمالاً از پراکندگی داستان، تغییر لحن و بخشهای کشدار آن خسته خواهند شد. اما کسانی که به سینمایی علاقه دارند که معنا را در چشمانداز، سکوت، بدن و جزئیات بصری میجوید، با فیلمی روبهرو میشوند که لحظههای درخشانش آسان از ذهن پاک نمیشوند.
نقصهای «Eureka» واقعیاند: چند خط داستانی گاه بهاندازهی کافی به هم نمیپیوندند، و ابهام همیشه به عمق تبدیل نمیشود. بااینحال، جاهطلبی فیلم نیز واقعی است. روگ قصهی ثروتمندی را روایت میکند که بهظاهر همهچیز دارد، اما جهان پیرامونش همچنان عرصهی تهدید و نارضایتی است. ارزش فیلم نه در ارائهی روایتی بینقص، بلکه در ساختن تجربهای ناآرام و ماندگار است؛ تجربهای که پرسش اصلیاش دربارهی بهای دستیابی به خواستهها، پس از پایان تماشا نیز باقی میماند.
ثبت دیدگاه