نقد و بررسی
نقد دیوا فیوچرا (Diva Futura) | 2025
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان آزادی جنسی و افسانهسازی «دیوا فوتورا» بازگشتی است به ایتالیا در دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰؛ دورانی که آژانسی به همین نام، به مدیریت ریکاردو اسکیکی، چهرههایی چون ایلونا اشتالر، موآنا پوتسی و اوا هنگر را به شهرت رساند. اما فیلم صرفاً شرح پیدایش یک کسبوکار یا مرور زندگی چند ستاره نیست.
مسئلهٔ اصلی آن، مرز لغزان میان آزادی و بهرهکشی است: آیا صنعت پورنو میتوانست تابوهای جامعه را به چالش بکشد و به زنان امکان دیدهشدن بدهد، یا آزادی را به شعاری جذاب برای فروش بدل میکرد؟ اثر این پرسش را پیش میکشد، ولی پاسخ روشنی برای آن نمییابد. بر پایهٔ کتاب خاطرات دبورا آتانازیو ساخته شده و بخش مهمی از روایت را از نگاه او سامان میدهد؛ انتخابی که به فیلم امکان میدهد از مرکز پرهیاهوی ماجرا فاصله بگیرد و به زندگی روزمرهٔ دفتر دیوا فوتورا نیز سرک بکشد.
جهان پرتحرک فیلم نخستین امتیاز اثر، ساختن فضایی پرجنبوجوش و سرشار از جزئیات است. دفتر آژانس، محل عبور آدمهایی است که هرکدام برای شهرت، کار، پناه یا فرصتی تازه به آنجا آمدهاند. طراحی صحنه، لباسها و رفتوآمد پیوستهٔ شخصیتها، حس دورهای را میسازد که در آن مرز میان امر خصوصی و نمایش عمومی، روزبهروز کمرنگتر میشود.
« اما فیلم صرفاً شرح پیدایش یک کسبوکار یا مرور زندگی چند ستاره نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم با ضرباهنگی تند پیش میرود و از مکثهای طولانی پرهیز میکند؛ گویی خودِ جهان داستان نیز مجال آرامگرفتن ندارد. این پویایی برای اثری که چندین سال و چند مسیر زندگی را دنبال میکند، جذابیت میآفریند، هرچند گاهی به بهای عمق و تمرکز تمام میشود. دبورا؛ نگاه از درون دفتر دبورا آتانازیو، در مقام منشی و راوی، یکی از مؤثرترین تمهیدهای فیلم است.
او نه ستارهٔ صحنه است و نه در آغاز در جایگاه تصمیمگیرنده قرار دارد؛ بااینحال، حضورش دریچهای به سازوکار روزمرهٔ آژانس میگشاید. از خلال نگاه او، دیوا فوتورا فقط مجموعهای از چهرههای مشهور و لحظههای نمایشی نیست، بلکه محیط کاری پرآشوبی است که در آن جاهطلبی، صمیمیت، معامله و وابستگی درهم میآمیزند.
بازی باربارا رونچی نیز با زمانبندی کمیک دقیق و واکنشهای سنجیده، به شخصیت دبورا جان میدهد. او بارها با نگاه یا سکوت، فاصلهای انتقادی از جنون پیرامونش ایجاد میکند؛ فاصلهای که فیلم برای ارزیابی دنیای خود به آن نیاز دارد. موآنا پوتسی و نیروی بازی دنوزه کاپتزا در میان بازیگران، دنوزه کاپتزا در نقش موآنا پوتسی حضوری بهیادماندنی دارد.
« دبورا؛ نگاه از درون دفتر دبورا آتانازیو، در مقام منشی و راوی، یکی از مؤثرترین تمهیدهای فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بازی او از تبدیل شخصیت به تصویری یکبعدی از زیبایی و شهرت فاصله میگیرد و برایش وقار، هوش و نوعی استقلال درونی قائل میشود. این ظرافت مهم است، زیرا فیلم بارها زنان را در معرض نگاه عمومی قرار میدهد و خطر آن وجود دارد که خود نیز همان نگاه را بازتولید کند. کاپتزا میکوشد میان چهرهٔ ساختهشده برای شهرت و فردی که پشت آن ایستاده، تفاوت بگذارد.
رابطهٔ میان ستارهبودن و اختیار شخصی در این نقش ملموستر از بسیاری از خطوط داستانی دیگر است؛ هرچند فیلم مجال نمییابد همهٔ تناقضهای این موقعیت را با همان دقت بکاود. ریکاردو اسکیکی؛ رؤیابین یا کاریکاتور؟ ریکاردو اسکیکی موتور حرکت داستان است: باوری پرشور به عشق آزاد و جسارتی که از یک سو به او توان ساختن جهانی نامتعارف میدهد و از سوی دیگر، گاه او را از دیدن پیامدهای کارش بازمیدارد.
فیلم او را بیشتر در هیئت مردی بازیگوش، خیالپرداز و سرزنده تصویر میکند تا مدیری که در دل صنعتی سودآور و نابرابر فعالیت دارد. بازی پیترو کاستلیتو به این تصویر انرژی میدهد، اما متن از پیچیدگی لازم برای فهم شخصیت فراتر نمیرود. اسکیکی گاهی چنان سادهدل و مصون از نقد به نظر میرسد که تضاد میان آرمانهایش و واقعیت اقتصادی پیرامونش کمرنگ میشود.
« کاپتزا میکوشد میان چهرهٔ ساختهشده برای شهرت و فردی که پشت آن ایستاده، تفاوت بگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، فیلم بهجای آنکه او را بهدقت وارسی کند، گهگاه به افسانهای دوستداشتنی از مردی رها و بیقید نزدیک میشود. روایت پرشدار و شتابزده ساختار فیلم میان رخدادها و دورههای مختلف حرکت میکند و میخواهد در زمانی محدود، شکلگیری آژانس، شهرت زنان، بازتاب سیاسی آن و دگرگونی فضای فرهنگی را در کنار هم بگنجاند.
این گستردگی در عین حال که به روایت مقیاسی تاریخی میبخشد، انسجام آن را تضعیف میکند. بعضی گذرهای زمانی چنان سریعاند که بهجای احساس تحول، بیشتر حس جابهجایی میان چند مقطع را ایجاد میکنند. روابط و تصمیمهایی که میتوانستند نقطهٔ عطف عاطفی یا فکری باشند، گاهی پیش از آنکه فرصت اثرگذاری پیدا کنند، جای خود را به رخداد بعدی میدهند.
از این رو، فیلم در لحظههای پرتحرکش سرگرمکننده است، اما برای ساختن تصویری پیوسته از دگرگونی شخصیتها به مکث بیشتری نیاز داشت. طنز، تابو و آنچه پشت قاب میماند لحن شوخطبع فیلم کمک میکند موضوعی آکنده از تنش و داوری اخلاقی، به روایتی سنگین و خطابهوار تبدیل نشود. شوخیها اغلب از فاصلهٔ میان ادعای آرمانی شخصیتها و آشفتگی عملی زندگیشان نیرو میگیرند.
« این گستردگی در عین حال که به روایت مقیاسی تاریخی میبخشد، انسجام آن را تضعیف میکند. »
قوتها و کاستیها
بااینهمه، همین سبکی گاه به محدودیت بدل میشود. فیلم به صنعت پورنو میپردازد، اما کمتر به واقعیتهای خشنتر و سازوکارهای اقتصادی و قدرتی آن نزدیک میشود؛ بنابراین تصور آزادی و رهایی، بیش از اندازه پاکیزه و دلپذیر جلوه میکند. این انتخاب الزاماً از سرگرمکنندگی اثر نمیکاهد، ولی دامنهٔ نقدش را محدود میسازد.
فیلم میتوانست با جدیت بیشتری بپرسد چه کسی از شهرت سود میبرد، چه کسی هزینهٔ آن را میپردازد و اختیار زنان در برابر فشار بازار تا کجا واقعی است. شهرت، سیاست و تصویر عمومی زنان ورود شهرت این چهرهها به عرصهٔ سیاست، ظرفیت جذابی برای گسترش موضوع فیلم دارد. موفقیت چیچولینا در رسیدن به پارلمان و نامزدی موآنا پوتسی برای شهرداری نشان میدهد که شهرتی ریشهدار در حاشیهٔ فرهنگی میتواند به نیرویی عمومی و سیاسی بدل شود.
اما فیلم این امکان را بیشتر بهصورت نشانهای از دگرگونی فرهنگی طرح میکند تا موضوعی که پیامدهایش را عمیقاً بررسی کند. در نتیجه، رابطهٔ میان بدنِ بهنمایشگذاشتهشده، قدرت رسانهای و مشارکت سیاسی روشن میشود، ولی به پرسشهایی دربارهٔ نگاه جامعه و معنای نمایندگی زنان پاسخ کامل داده نمیشود.
« بااینهمه، همین سبکی گاه به محدودیت بدل میشود. »
جمعبندی
این وجه از فیلم بیش از آنکه به نتیجه برسد، دریچهای به موضوعی بزرگتر باز میکند. جمعبندی «دیوا فوتورا» اثری پرانرژی و دیدنی است که با طراحی صحنهٔ پرجزئیات، لحن سبکبال و بازی چشمگیر دنوزه کاپتزا، دورهای پرآشوب از فرهنگ عامهٔ ایتالیا را زنده میکند. نگاه دبورا به جهان آژانس نیز به روایت بُعدی انسانی میبخشد و کمک میکند شخصیتهای مشهور از سطح نمادهای رسانهای فراتر بروند.
در مقابل، پرشهای زمانی از پیوستگی داستان میکاهند و تصویر ریکاردو اسکیکی گاه بیش از اندازه ساده و آرمانی میشود. مهمتر آنکه فیلم با وجود طرح مسئلهٔ بهرهکشی، کمتر حاضر است وارد تاریکیهای صنعت مورد بحثش شود. حاصل، فیلمی است سرگرمکننده و خوشساخت که در بهترین لحظاتش دربارهٔ شهرت، آزادی و قدرت تصویر پرسشهای مهمی مطرح میکند، اما در پاسخدادن به همان پرسشها محتاط میماند.
« این وجه از فیلم بیش از آنکه به نتیجه برسد، دریچهای به موضوعی بزرگتر باز میکند. »



ثبت دیدگاه