نقد و بررسی
نقد دیوارهای رؤیایی (Dreaming Walls) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
هتل بهمثابه شخصیت «Dreaming Walls» بیش از آنکه مستندی دربارهٔ بنایی مشهور باشد، پرسهزدنی درون ساختمانی است که حافظهاش از مصالح و نقشهٔ معماری فراتر میرود. هتل چلسی در این فیلم صرفاً پسزمینهای برای گفتوگو با چند هنرمند نیست؛ گویی شخصیتی خاموش است که سالها زندگی، آفرینش، فرسودگی و دگرگونی را در خود انباشته.
دوربین در راهروها و اتاقها میچرخد و به زخمهای دیوار، راهپلهها و گوشههایی مکث میکند که قرار است زیر بازسازیِ پرهزینه ناپدید شوند. این نگاه، هتل را همچون موجودی زنده و در حال دگرگونی پیش چشم میآورد. محور فیلم دورهٔ طولانی بازسازی هتل و زندگی ساکنان قدیمی در میانهٔ ساختوساز است؛ دورهای که برای آنان هم نوید پایان آشفتگی را دارد و هم بیمِ ازدسترفتن خانهای آشنا را.
کارگردانان، آملی وانالمبت و مایا دووردیه، از این موقعیت برای طرح پرسشی فراتر از سرنوشت یک ساختمان استفاده میکنند: وقتی مکانی به جاذبهای لوکس بدل میشود، با کسانی که به آن هویت دادهاند چه میکند؟ فیلم پاسخ را به شکل خطابهای روشن عرضه نمیکند؛ بیشتر فضایی میسازد که تماشاگر در آن میان شیفتگی به اسطورهٔ چلسی و نگرانی دربارهٔ آیندهاش رفتوآمد میکند.
روایت میان خاطره و مشاهده ساختار «Dreaming Walls» خطی و رویدادمحور نیست. فیلم بهجای آنکه تاریخ هتل را از آغاز تا پایان شرح دهد یا ماجرای بازسازی را گامبهگام پی بگیرد، از لحظههای پراکنده، تصویرهای آرشیوی، حضور ساکنان و گذر از فضاهای داخلی، نوعی روایت موزاییکی میسازد. گذشته و اکنون در هم میلغزند: تصویرها و یادگارهای هنری به دیوارهای فرسوده جان میدهند و زندگی روزمرهٔ ساکنان، اسطورهٔ پرآوازهٔ ساختمان را از سطح افسانه به تجربهای ملموس میآورد.
« این نگاه، هتل را همچون موجودی زنده و در حال دگرگونی پیش چشم میآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این انتخاب، با روح مکانی که روایتهای بیشمار در آن رسوب کردهاند سازگار است. در چنین محیطی، خاطره بعید است مرتب و یکدست باشد؛ هر اتاق میتواند داستانی جدا داشته باشد و هر شیء، نشانی از زمانی دیگر. بااینحال، همین روش گاهی انسجام فیلم را کاهش میدهد. گذار از یک شخصیت یا تصویر به دیگری همیشه نیرویی روایی ایجاد نمیکند و بعضی بخشها بیش از آنکه به یک مسیر مشخص بپیوندند، همچون یادداشتهایی مستقل باقی میمانند.
فیلم بهجای ساختن استدلالی پلهپله، بر تداعی و حالوهوا تکیه میکند؛ رویکردی که برای برخی تماشاگران شاعرانه و برای برخی دیگر پراکنده خواهد بود. ساکنان؛ پیوندی فراتر از اقامت اثر در صمیمیترین لحظههایش به زندگی کسانی نزدیک میشود که هنوز در هتل ماندهاند. خانه برای این ساکنان یک نشانی یا قرارداد اجاره نیست؛ بخشی از تاریخ شخصی و شیوهٔ زیستن آنان است.
فیلم از راه حضورشان در اتاقها و راهروها، این پیوند را بدون نیاز به توضیحهای مفصل آشکار میکند. هر آپارتمان به جهانی مستقل بدل میشود؛ جهانی که آرایش، اشیا و نشانههای انباشته در آن نشان میدهد چگونه خانه میتواند امتداد ذهن و خاطرهٔ صاحبش باشد. حضور سالمندان و هنرمندان قدیمی، وجهی انسانی به بحث بازسازی میبخشد.
تغییرات ساختمانی در نگاه نخست ممکن است به بهبود امکانات یا نوسازی یک بنای فرسوده مربوط باشد، اما برای کسانی که درون آن زندگی میکنند، معنایی عاطفی و وجودی پیدا میکند. فیلم این دوگانگی را خوب درمییابد: بازسازی هم میتواند وعدهٔ نظم و آسایش باشد و هم تهدیدی علیه حس تعلق. ارزش این بخشها در آن است که ساکنان را صرفاً شاهدان تاریخ نمیسازد؛ آنان همچنان زندگی و خلاقیت دارند و با حضورشان در برابر تبدیل شدن به یادگارهایی خاموش مقاومت میکنند.
« این انتخاب، با روح مکانی که روایتهای بیشمار در آن رسوب کردهاند سازگار است. »
شخصیتها و اجرا
با این همه، فیلم همواره به اندازهٔ کافی به پیچیدگی تجربهٔ آنان نزدیک نمیشود. روایت گاه مجذوب کیفیت رازآمیز ساختمان است و فرصت کمتری برای پرداخت روشنترِ جزئیات روزمره یا اختلاف دیدگاهها مییابد. تماشاگر ممکن است با چهرهها و اشیای بسیاری آشنا شود، اما دربارهٔ زمینهٔ عملی و تاریخی زندگی آنان اطلاعات محدودتری دریافت کند.
زبان بصری و شعرِ فرسودگی مهمترین دستاورد فیلم در ساختن فضای بصری آن است. راهروهای کمنور، دیوارهای ترکخورده، اتاقهای نیمهویران و ردّ داربستها، تصویری از مکانی میسازند که میان گذشته و آینده معلق مانده است. دوربین با شتاب از این فضاها عبور نمیکند؛ درنگ میکند، نگاه میکند و اجازه میدهد فرسودگی خود به نوعی بیان بدل شود.
این شیوه، ساختمان را نه صرفاً زیبا یا نوستالژیک، بلکه آسیبپذیر و در معرض محو شدن نشان میدهد. آمیختن تصاویر آرشیوی با فضای امروز، حسی شبحوار به فیلم میبخشد. گذشته چون خاطرهای کامل و بسته بازنمیگردد؛ همچون ردّی روی سطح زمان حاضر ظاهر میشود. تصویرهای قدیمی و یادآوریهای هنری، در کنار دیوارهایی که ممکن است بهزودی صاف و نوسازی شوند، این اندیشه را تقویت میکنند که تاریخ یک مکان تنها در اسناد و نامهای مشهور آن نیست؛ در بافت روزمرهٔ زندگی نیز حضور دارد.
عنوان فیلم نیز با همین کیفیت همخوان است: دیوارها گویی رؤیا میبینند، اما رؤیاهایشان از جنس گذشتهای است که هنوز در اکنون پژواک دارد. این زبان تصویری گاهی به زیباییِ زوال بیش از خودِ واقعیت زوال دل میبندد. فرسودگی در قابها شاعرانه و تماشایی میشود، حال آنکه زیستن در میان تعمیرات و آشفتگی میتواند تجربهای دشوار و بیجلال باشد.
« با این همه، فیلم همواره به اندازهٔ کافی به پیچیدگی تجربهٔ آنان نزدیک نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فاصلهٔ میان این دو نگاه، از تنشهای اصلی اثر است: فیلم میخواهد زیباییِ رو به محوشدن را ثبت کند، اما همین زیبایی ممکن است سختی عینی زندگی در آن فضا را کمرنگ سازد. میراث هنری و مسئلهٔ تجاریشدن هتل چلسی در حافظهٔ فرهنگی، با هنرمندان، نویسندگان و موسیقیدانانی پیوند خورده که در آن زیسته یا رفتوآمد داشتهاند.
فیلم از این میراث برای ساختن تصویر مکانی استفاده میکند که شهرتش تنها از معماریاش نمیآید؛ هویت آن را حضور و آفرینش کسانی شکل دادهاند که در اتاقهایش زندگی کردهاند. در همینجا پرسشی انتقادی سر برمیآورد: آیا میتوان گذشتهٔ یک مکان را بهعنوان سرمایهای جذاب عرضه کرد، درحالیکه شرایطی را که آن گذشته را ممکن ساختهاند کنار گذاشت؟
«Dreaming Walls» این پرسش را در نسبت میان فرهنگ و بازار مطرح میکند، بیآنکه به گزارشی مستقیم یا رسالهای توضیحی تبدیل شود. بازسازی هتل، تصویری از کشاکش میان حفظ نام و تغییر ماهیت آن به دست میدهد. ممکن است بنا همچنان با خاطرهٔ هنرمندانش شناخته شود، اما زندگیای که آن خاطره را ساخته، دیگر به همان شکل در آن جریان نداشته باشد.
فیلم در این تقابل، لحنی سوگوار دارد؛ بااینحال، سوگواریاش صرفاً برای گذشته نیست، بلکه برای دشواریِ استمرار فرهنگ در شهری است که مکانهایش پیوسته با منطق تازهٔ مصرف و سرمایه تعریف میشوند. از سوی دیگر، فیلم زمینهٔ تاریخی و اجتماعی را با جزئیات فراوان توضیح نمیدهد. مخاطبی که انتظار دارد اطلاعات دقیق و منظم دربارهٔ تاریخ ساختمان، مراحل بازسازی و روابط میان مالکان و مستأجران دریافت کند، ممکن است این کمبود را محسوس بداند.
« بازسازی هتل، تصویری از کشاکش میان حفظ نام و تغییر ماهیت آن به دست میدهد. »
قوتها و کاستیها
اثر بهجای روشن کردن همهٔ زمینهها، به نشانهها و عواطف بسنده میکند و گاه بارِ معنا را به دوش تصاویر میگذارد. ریتم و محدودیتهای شاعرانهگی کندی ریتم در اینجا هم انتخابی زیباییشناختی است و هم سرچشمهٔ دشواری. مکثهای طولانی به تماشاگر فرصت میدهند فضای هتل را جذب کند و به سکوتها، جزئیات و حضور آدمها توجه نشان دهد.
فیلم نمیکوشد هر لحظه را به اطلاعاتی تازه یا نقطهٔ عطفی روایی تبدیل کند؛ در عوض، تجربهای نزدیک به قدمزدن و گوش سپردن میآفریند. چنین ریتمی با موضوع اثر تناسب دارد: ساختمانی که از تاریخ انباشته است، در برابر شتاب روایت مقاومت میکند. اما این مکثها همیشه به کشف تازهای نمیانجامند.
تکرار فضای مهآلود و لحن تأملی، در برخی بخشها کشش فیلم را کاهش میدهد و تمرکز بر موضوع اصلی را دشوار میکند. شاعرانهگی، هنگامی که با جزئیات عینی و زمینهٔ کافی همراه نباشد، ممکن است به جای ژرفتر کردن تجربه، فاصلهای میان تماشاگر و واقعیت بسازد. فیلم از مخاطب میخواهد بیشتر حس کند تا بداند؛ این خواسته برای تماشاگر همراه با اثر ثمربخش است، اما برای کسی که به دنبال مستندی روشن، فشرده و استدلالمحور است، میتواند ناکافی به نظر برسد.
جمعبندی «Dreaming Walls» پرترهای تأملی از هتل چلسی در آستانهٔ دگرگونی است؛ فیلمی که معماری را با خاطره، سکونت را با هویت و بازسازی را با پرسشِ حذف یا حفظ میراث فرهنگی پیوند میدهد. قوت اصلی آن در فضاپردازی، درنگ بر جزئیات و ثبت رابطهٔ عاطفی ساکنان با خانهشان است. تصاویر گذشته و حال، دیوارها و آدمها را در شبکهای از پژواکها به هم وصل میکنند و به بنایی مشهور، کیفیتی شخصی و شکننده میبخشند.
« ریتم و محدودیتهای شاعرانهگی کندی ریتم در اینجا هم انتخابی زیباییشناختی است و هم سرچشمهٔ دشواری. »
جمعبندی
در برابر این امتیازها، روایت پراکنده، زمینهٔ تاریخی محدود و ریتم کند میتوانند تجربه را برای مخاطبی که دنبال مسیر روشنتری است دشوار کنند. فیلم بیشتر مرثیهای تصویری و دعوتی به تأمل است تا گزارشی جامع دربارهٔ هتل و سرنوشت ساکنانش. بهترین شیوهٔ مواجهه با آن، پذیرفتن همین منطقِ حسی است: ماندن در راهروها، دیدن ردّ گذشته بر دیوارها و توجه به کسانی که در دل تغییرات هنوز خانه میسازند.
« فیلم بیشتر مرثیهای تصویری و دعوتی به تأمل است تا گزارشی جامع دربارهٔ هتل و سرنوشت ساکنانش. »



ثبت دیدگاه