نقد و بررسی
نقد خونه بابا (Daddy's Home) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهٔ مرکزی و میدان رقابت «خانهٔ بابا» کمدیای دربارهٔ رقابتی آشناست: چه کسی در زندگی کودکان جایگاه پدرانهتری دارد؛ پدری که پیوند زیستی با آنها دارد یا ناپدریای که میکوشد هر روز در کنارشان باشد؟ برد، با بازی ویل فرل، مردی مؤدب، محتاط و اهل سازش است که برای ساختن رابطهای گرم با فرزندان همسرش تلاش میکند.
ورود داستی، پدر واقعی کودکان با بازی مارک والبرگ، این تعادل شکننده را برهم میزند و خانه را به صحنهٔ مسابقهای کمیک بدل میکند. فیلم از موقعیتی بهره میبرد که ظرفیت کمدی روشنی دارد: دو مرد با منشهایی متضاد، هر یک با تصور متفاوتی از پدری، برای جلب توجه کودکان رقابت میکنند. اما این رقابت فقط بر سر انجام کارهای هیجانانگیز یا محبوب شدن نیست؛ در لایهٔ زیرین، پرسشی دربارهٔ ارزش حضور، مسئولیت و صمیمیت نیز دیده میشود.
فیلم این پرسش را جدی طرح میکند، ولی بیشتر به چشمانداز شوخی و سرگرمی نگاه دارد تا کاوشی عمیق در آن. دو شخصیت و دو تصور از پدری برد در ظاهر نمونهٔ مردی است که میخواهد همهچیز را درست انجام دهد: بااحتیاط رفتار میکند، به نیازهای کودکان توجه نشان میدهد و از تنش دوری میجوید. همین نیت نیک، گاه او را دستوپاچلفتی و بیش از اندازه محتاط میکند؛ ویژگیای که سرچشمهٔ بخش بزرگی از شوخیهای فیلم است.
کمدی برد از شکاف میان آن چیزی میآید که میخواهد باشد و آنچه در موقعیتهای دشوار از او برمیآید. در سوی دیگر، داستی با اعتمادبهنفس و جذابیتی نمایشی وارد میشود. او در نگاه نخست شخصیتی است که همهچیز را آسان و بیزحمت به دست میآورد؛ درست همان تصویری که برد از خود ندارد. تضاد این دو، زمینهای مناسب برای بازیهای بدنی، لافزنی و مسابقههای کوچک فراهم میکند.
« برد، با بازی ویل فرل، مردی مؤدب، محتاط و اهل سازش است که برای ساختن رابطهای گرم با فرزندان همسرش تلاش میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم گاهی شخصیتها را بیش از آنکه آدمهایی با انگیزههای پیچیده باشند، به دو تیپ کمیک فرو میکاهد: مرد آرام و نگران در برابر مرد جسور و بیقید. بازیگری و هماهنگی بازیگران بخش مهمی از جذابیت فیلم به تقابل بازیگری ویل فرل و مارک والبرگ وابسته است. فرل در نقش برد از درماندگی و جدیت افراطی او کمدی میسازد؛ بازیاش هنگامی بهتر جواب میدهد که شخصیت میکوشد در برابر آشفتگی، ظاهر آرام خود را حفظ کند.
والبرگ نیز با بازی کنترلشده و حضور فیزیکی پررنگش، نقطهٔ مقابل اوست. این اختلاف سبک، در صحنههایی که هر دو کنار هم قرار میگیرند، به فیلم انرژی میدهد. بااینهمه، هماهنگی آنها از همان آغاز به یک اندازه مؤثر نیست. بخشی از زمان فیلم صرف جا انداختن رابطه و تثبیت این تقابل میشود و به همین دلیل، شوخیها در ابتدا گاه پراکنده به نظر میرسند.
در کنار بازیگران اصلی، چهرههایی چون هانیبال بورِس و توماس هیدن چرچ در لحظههای محدودتر، به فیلم رنگوبویی تازه میدهند. لینـدا کاردلینی نیز در نقش سارا، میان دو شخصیت اصلی قرار میگیرد، هرچند روایت فرصت چندانی برای پرداخت مستقل و گسترده به او فراهم نمیکند. کمدی تصویری و لحظههای موفق «خانهٔ بابا» بیش از آنکه بر شوخیهای کلامی پیچیده تکیه کند، از حرکت، موقعیتهای اغراقآمیز و تصادفهای بدنی بهره میبرد.
بعضی از این صحنهها واقعاً سرگرمکنندهاند؛ بهویژه آنجا که شخصیتها در تلاش برای حفظ ظاهر یا اثبات برتری خود، ناخواسته اوضاع را مضحکتر میکنند. فیلم در لحظاتی که از منطق رقابت روزمره فاصله میگیرد و به نمایش تصویری و اغراق کمیک رو میآورد، سرحالتر میشود. بااینحال، موفقیت این شوخیها پایدار نیست.
« بازیگری و هماهنگی بازیگران بخش مهمی از جذابیت فیلم به تقابل بازیگری ویل فرل و مارک والبرگ وابسته است. »
شخصیتها و اجرا
برخی موقعیتها بیش از اندازه ادامه مییابند و فیلم بهجای آنکه با یک ضربهٔ کمیک به سراغ ایدهٔ بعدی برود، روی همان gag یا واکنش چند بار مکث میکند. نتیجه آن است که خندهٔ اولیه گاه جای خود را به انتظار برای پایان صحنه میدهد. این تکرار، بهخصوص زمانی محسوس است که رقابت دو مرد دیگر جنبهٔ تازهای پیدا نمیکند و همان الگوهای آشنا دوباره اجرا میشوند.
ریتم و ساختار روایت نیمهٔ نخست فیلم با شتاب زیادی پیش نمیرود. روایت ابتدا باید برد را در جایگاه ناپدری تثبیت کند، رابطهٔ او با کودکان را نشان دهد و سپس با ورود داستی، قواعد رقابت را شکل دهد. این مقدمه برای فهم موقعیت لازم است، اما پرداخت آن چندان چابک نیست و برخی صحنهها بیش از آنچه نیاز دارند درنگ میکنند.
از همین رو، فیلم دیر به نقطهای میرسد که تضاد دو شخصیت به موتور فعال کمدی تبدیل شود. با پیشرفت داستان، رقابت آشکارتر و موقعیتها پرتحرکتر میشوند؛ در نتیجه، فیلم برای مخاطبی که منتظر کمدی پرانرژی است، در بخشهای بعدی جان بیشتری میگیرد. اما این بهبود ریتم به معنای تغییر بنیادین در ساختار نیست.
داستان عمدتاً مسیر قابلانتظاری را دنبال میکند و بسیاری از واکنشها و تنشها را میتوان از پیش حدس زد. فیلم بیش از آنکه با غافلگیری روایی پیش برود، بر اجرای موقعیتهایی تکیه دارد که جذابیتشان به بازیگران و زمانبندی شوخی وابسته است. خانواده، حضور و مسئولیت زیر پوشش رقابت و خنده، فیلم به تفاوت میان «پدر بودن» و «حضور پدرانه» اشاره میکند.
« نتیجه آن است که خندهٔ اولیه گاه جای خود را به انتظار برای پایان صحنه میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
پدری صرفاً با نسبت خانوادگی تعریف نمیشود؛ توجه، تعهد و شناخت نیازهای کودکان نیز در شکلگیری پیوند نقش دارند. از این منظر، برد و داستی هر کدام چیزی دارند که دیگری فاقد آن است، و تضادشان میتواند فرصتی برای گفتوگو دربارهٔ مسئولیت و محبت باشد. اما فیلم معمولاً این مضمون را در حد اشاره نگه میدارد.
کودکان بیش از آنکه شخصیتهایی با خواستهها و برداشتهای مستقل باشند، اغلب نیروی محرک رقابت بزرگسالاناند. همین امر از وزن عاطفی ماجرا میکاهد: مسئلهٔ اصلی، بیشتر آن است که هر مرد چگونه در میدان رقابت ظاهر میشود تا اینکه کودکان چگونه میان دو رابطهٔ متفاوت احساس امنیت یا سردرگمی میکنند.
با وجود این محدودیت، گرمایی ساده در برخی لحظهها باقی میماند و مانع میشود فیلم کاملاً به رشتهای از شوخیهای بیارتباط تبدیل شود. لحن و مخاطب لحن فیلم سبک و بیتکلف است. «خانهٔ بابا» از مخاطب نمیخواهد در پی تحلیل روانشناختی دقیق یا طنزی گزنده باشد؛ هدف اصلیاش فراهم کردن سرگرمی آسان و چند خندهٔ پراکنده است.
این انتخاب در لحظههای موفق به سود فیلم تمام میشود، چون شوخیهای تصویری و واکنشهای اغراقشده بیواسطهاند و برای فهمیدنشان به زمینهٔ پیچیدهای نیاز نیست. در مقابل، همین سادگی محدودیت اثر نیز هست. فیلم بهندرت از پیشفرض خود فراتر میرود و در بسیاری از بزنگاهها به راهحلهای آشنا و کمخطر پناه میبرد.
« پدری صرفاً با نسبت خانوادگی تعریف نمیشود؛ توجه، تعهد و شناخت نیازهای کودکان نیز در شکلگیری پیوند نقش دارند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین تجربهٔ تماشایش تا اندازهٔ زیادی به ذائقهٔ مخاطب وابسته است: اگر تضاد دو بازیگر و مسخرهبازیهای موقعیتی برای تماشاگر جذاب باشد، فیلم چند صحنهٔ بامزه و دلپذیر عرضه میکند؛ اگر نه، تکرار و پیشبینیپذیری زود آشکار میشود. جمعبندی «خانهٔ بابا» کمدیای ساده و قابلپیشبینی است که بهترین لحظههایش را از برخورد دو شخصیت متضاد و بازی بدنی بازیگران میگیرد.
چند شوخی تصویری واقعاً جواب میدهند و فیلم در بخشهای پرتحرکتر سرگرمکنندهتر میشود؛ اما ریتم کند آغازین، کشآمدن بعضی صحنهها و بازگشت مکرر به الگوهای مشابه، مانع از آن است که اثر در تمام مدت سرحال بماند. مضمون پدر بودن و حضور عاطفی ظرفیت بیشتری دارد، ولی فیلم ترجیح میدهد آن را در پسزمینه نگه دارد.
حاصل، اثری مناسب برای تماشایی سبک و بیدردسر است؛ نه کمدیای که ایدهٔ خود را عمیقاً بپرورد، بلکه فیلمی که گاه بهواسطهٔ چند لحظهٔ بامزه و شیمی دو بازیگر اصلی، خندهای صادقانه برمیانگیزد.
« مضمون پدر بودن و حضور عاطفی ظرفیت بیشتری دارد، ولی فیلم ترجیح میدهد آن را در پسزمینه نگه دارد. »



ثبت دیدگاه