نقد و بررسی
نقد فردی علیه جیسون (Freddy vs. Jason) | 2003
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت دو کابوس «Freddy vs. Jason» فیلمی است که از همان عنوانش وعدهای روشن میدهد: دو چهرهٔ نامدار وحشت، فردی کروگر و جیسون وورهیز، سرانجام در یک قاب روبهروی هم قرار میگیرند. ساختهٔ Ronny Yu در سال ۲۰۰۳، نه میکوشد این وعده را پنهان کند و نه آن را بهانهای برای بازاندیشی عمیق در ژانر قرار میدهد.
فیلم بیشتر شبیه رویدادی است که برای هواداران دو مجموعه طراحی شده؛ برخوردی پرسروصدا، خونآلود و عامهپسند که میخواهد پیش از هر چیز تماشاگر را به هیجان بیاورد. داستان نیز بر همین تقابل بنا میشود: هر دو قاتل بازمیگردند تا نوجوانان خیابان اِلم را به وحشت بیندازند، اما این بار رقابت میان خودشان نیز به بخش مهمی از ماجرا بدل میشود.
این انتخاب هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم منشأ بسیاری از ضعفهایش. حضور همزمان این دو شخصیت، خودبهخود نیروی تبلیغاتی و سرگرمکننده دارد؛ اما وقتی ایدهٔ مرکزی بیش از آنکه به شخصیتها یا جهان داستانی خدمت کند، صرفاً زمینهای برای برخورد فیزیکی فراهم میآورد، روایت ناگزیر بهانهجو و کمجان به نظر میرسد.
«Freddy vs. Jason» گاهی دقیقاً همان فیلمی است که طرفداران میخواهند ببینند، اما کمتر میتواند از این خواسته فراتر برود. برخورد دو شیوهٔ وحشت جذابترین امکان این کراساور، تفاوت بنیادی میان دو هیولاست. فردی کروگر به رؤیاها، ترسهای پنهان و بازیهای روانی وابسته است؛ نیروی او با هراس قربانیان پیوند دارد و حملههایش معمولاً رنگی خیالپردازانه و نمایشی میگیرند.
« این انتخاب هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم منشأ بسیاری از ضعفهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جیسون، در سوی دیگر، نیرویی جسمانی و مستقیم است: کمحرف، سنگین و بیامان. یکی در قلمرو ذهن دست بالا را دارد و دیگری در جهان مادی به نیروی ویرانگر بدل میشود. بنابراین رویارویی آنها فقط نبرد دو قاتل نیست، بلکه برخورد دو دستور زبان متفاوت در سینمای وحشت است. فیلم در لحظههایی که این تفاوت را به کنش تبدیل میکند، زندهتر میشود.
فردی با طعنه و حیلهگری میکوشد بر صحنه مسلط شود، حال آنکه جیسون با سکوت و حرکتهای حسابشده پاسخ میدهد. چنین تضادی به صحنههای مشترکشان هویت میبخشد و اجازه میدهد هر کدام همچنان با ویژگیهای آشنای خود شناخته شوند. بااینحال، این دوگانگی بهندرت به لایهای جدیتر از شخصیتپردازی یا معنای دراماتیک میرسد.
فیلم بیشتر از تفاوت آنها برای ساختن لحظههای نمایشی بهره میگیرد تا برای کاوش در ماهیت ترس، خشونت یا میل به قدرت. داستانی که بهانه میشود فیلمنامهٔ Damian Shannon و Mark Swift برای پیوند دادن دو جهان داستانی، به زنجیرهای از تصمیمها و تصادفها متکی است که گاه بیش از اندازه طراحیشده به نظر میرسند.
تماشاگر باید بپذیرد که شخصیتها در مسیرهایی قرار میگیرند که سرانجام آن دو قاتل را به هم نزدیک کند؛ اما خود این مسیر همیشه از منطق درونی محکمی برخوردار نیست. فیلم برای پیشبردن ماجرا توضیح میدهد، سرنخ میگذارد و شخصیتها را وادار میکند دربارهٔ خطر پیشرو گفتوگو کنند، ولی این تمهیدها معمولاً هیجان را افزایش نمیدهند.
« جیسون، در سوی دیگر، نیرویی جسمانی و مستقیم است: کمحرف، سنگین و بیامان. »
شخصیتها و اجرا
گاهی برعکس، یادآوری میکنند که روایت برای رسیدن به نبرد اصلی، ناچار است موانعی را سر راه خود بچیند. شخصیتهای نوجوان نیز بیش از آنکه زندگی و ویژگیهای مستقل داشته باشند، نقش مهرههای داستانی را بر عهده میگیرند. گروهی در موقعیت خطر قرار میگیرند، گروهی دیگر اطلاعاتی به دست میآورند یا برای فرار و مقابله نقشه میکشند؛ اما کمتر فرصت مییابند از کلیشههای آشنای فیلمهای اسلشر فاصله بگیرند.
همین کمبود باعث میشود خطرهای متوالی بهتدریج اثر عاطفی خود را از دست بدهند. وقتی تماشاگر از پیش میداند که شخصیتهای فرعی عمدتاً برای قربانیشدن در داستان حضور دارند، تعلیق بهجای نگرانی، به انتظار برای صحنهٔ بعدی بدل میشود. بازیها و دیالوگها Robert Englund در نقش فردی، همچنان مهمترین منبع انرژی بازیگری فیلم است.
او برای جانبخشیدن به شخصیت به شوخیهای گزنده، لبخندهای تهدیدآمیز و رفتارهای اغراقآمیز تکیه میکند؛ عناصری که با جهان کابوسوار فردی تناسب دارند. حضورش کمک میکند این شخصیت، حتی در صحنههایی که متن چندان نیرومند نیست، تماشایی بماند. Ken Kirzinger نیز جیسون را با قامتی بلند و حرکتی کند و سنگین مجسم میکند؛ انتخابی که بر تفاوت فیزیکی این دو تأکید دارد.
جیسون در برابر پرگویی و نمایشگری فردی، با سکوت خود حضوری تهدیدکننده پیدا میکند. اما کیفیت دیالوگها محدودیتی جدی برای گروه بازیگران ایجاد میکند. گفتوگوها گاه توضیحی و تصنعیاند و بعضی شوخیها بهجای افزودن طنز سیاه، از شدت موقعیت میکاهند. بازیگران نقشهای نوجوان نیز در بسیاری از صحنهها با شخصیتهایی روبهرو هستند که تعریفشان بیش از حد به تیپهای آشنا وابسته است.
« گاهی برعکس، یادآوری میکنند که روایت برای رسیدن به نبرد اصلی، ناچار است موانعی را سر راه خود بچیند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
در نتیجه، فیلم برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و بازماندگان داستان دشواری دارد. این ضعف در اثری که بخش بزرگی از زمانش را صرف تعقیب، تهدید و مرگ میکند، اهمیت بیشتری مییابد: هرچه شخصیتها کمجانتر باشند، خشونت نیز سریعتر به تصویرهایی تکراری و بیاثر تبدیل میشود. کارگردانی و فضاسازی Ronny Yu میان دو فضای متفاوت فیلم تعادلی دیداری برقرار میکند: یک سو کابوسها و بازیهای ذهنی فردی است و سوی دیگر جهان ملموستر جیسون، با جنگل، اردوگاه و کشتارهای ناگهانی.
این رفتوآمد به فیلم امکان میدهد از یکنواختی کامل دور بماند. بخشهایی که واقعیت از مرز رؤیا عبور میکند، زمینهٔ مناسبی برای تصویرهای نامتعارف و صحنههای پرتحرک فراهم میآورند. طراحی محیطها نیز بهویژه در فضاهای تاریک و متروک، حالوهوایی آشنا و مؤثر دارد؛ فیلم بیش از آنکه به ترس آرام و خزنده متکی باشد، از سایهها، غافلگیری و نمایش هیولاها بهره میگیرد.
بااینحال، فضاسازی بهتنهایی برای ساختن تعلیق پایدار کافی نیست. فیلم گاهی به جای آنکه انتظار را پرورش دهد، بیدرنگ به شوک بصری یا حملهای خونین میرسد. این شتاب با روح جیسون سازگار است، اما از جنبهٔ کابوسوار فردی میکاهد؛ زیرا بازی با ذهن، به فرصتی برای مکث، ابهام و اضطراب نیاز دارد.
ترکیب دو لحن در برخی لحظهها جذاب است، ولی در برخی دیگر به نوسانی ناهماهنگ میانجامد: نه طنز سیاه کاملاً مهار میشود و نه ترس فرصت مییابد به تجربهای عمیق تبدیل شود. خشونت، ریتم و صحنههای نبرد فیلم بهخوبی میداند که بخش مهمی از جذابیتش به تماشای برخورد این دو شخصیت وابسته است.
« در نتیجه، فیلم برای ایجاد پیوند میان تماشاگر و بازماندگان داستان دشواری دارد. »
قوتها و کاستیها
صحنههای مبارزه، بهویژه در بخش پایانی، از حرکت و برخوردهای فیزیکی فراوان بهره میبرند و اندازهٔ جسمانی جیسون را در برابر ترفندها و چابکی فردی قرار میدهند. این نبردها قرار نیست واقعگرایانه باشند؛ منطقشان بیشتر به نمایش پهلوانی و کارتون خشونتآمیز نزدیک است. از همین رو، تماشاگرانی که با انتظار دیدن یک دوئل بیپرده و پرهیاهو به سراغ فیلم میروند، احتمالاً لحظههایی سرگرمکننده خواهند یافت.
مشکل آنجاست که فیلم پیش از رسیدن به این رویارویی، بارها از الگوی مشابهی استفاده میکند: نوجوانان در معرض تهدید قرار میگیرند، حادثهای خونین رخ میدهد و داستان به موقعیت بعدی میرود. تکرار این ضرباهنگ، از تنوع صحنههای کشتار میکاهد و بخشهایی از میانهٔ فیلم را کمرمق میکند. خشونت فراوان است، اما فراوانی لزوماً به اثرگذاری نمیانجامد.
هرچه تصویرهای مشابه بیشتر تکرار شوند، شوک اولیه ضعیفتر میشود و تماشاگر بیش از آنکه نگران سرنوشت شخصیتها باشد، منتظر بازگشت دو ستارهٔ اصلی فیلم میماند. جایگاه فیلم در میان فیلمهای هواداری «Freddy vs. Jason» را میتوان تجربهای دانست که بیش از هر چیز بر شناخت پیشین تماشاگر از دو مجموعه تکیه دارد.
آشنایی با فردی و جیسون باعث میشود تفاوتهایشان بیدرنگ قابلدرک باشد و هر حرکت یا اشارهٔ آشنا، لذتی افزوده ایجاد کند. فیلم برای تازهواردان نیز بهقدر کافی زمینه فراهم میکند تا کلیت تقابل را بفهمند، اما بخش مهمی از جذابیتش از تاریخ فرهنگی این دو شخصیت میآید؛ از اینکه سالها بهعنوان دو نماد مستقل وحشت در ذهن مخاطبان جا افتادهاند.
« این نبردها قرار نیست واقعگرایانه باشند؛ منطقشان بیشتر به نمایش پهلوانی و کارتون خشونتآمیز نزدیک است. »
جمعبندی
حضور Robert Englund و انتخاب تصویری متفاوت برای جیسون، همین میراث را در مرکز توجه نگه میدارد. این وابستگی به هواداری، هم فیلم را سرپا نگه میدارد و هم سقف دستاوردش را محدود میکند. اثر میتواند لحظههایی بسازد که برای طرفداران هر دو جهان حکم برخوردی آرزوشده را داشته باشند، اما کمتر میتواند داستانی به همان اندازه بهیادماندنی پیرامون این برخورد خلق کند.
اگر بیننده از فیلم انتظار منطق روایی استوار، شخصیتهای پیچیده یا تعلیق روانشناختی داشته باشد، ناامید خواهد شد. اگر انتظارش نمایشی سرگرمکننده و پرخشونت از نبرد دو هیولای مشهور باشد، احتمال بیشتری دارد که ضعفهایش را بپذیرد و از تماشای تقابل لذت ببرد. جمعبندی «Freddy vs. Jason» اثری نامتوازن است: ایدهای ساده و پرجاذبه را در اختیار دارد، اما فیلمنامهاش برای تبدیل آن به داستانی منسجم و شخصیتمحور بهاندازهٔ کافی نیرومند نیست.
دیالوگهای کممایه، نوجوانان کمپرداخته و تکرار الگوهای کشتار، گاه ریتم را فرسوده میکنند. در مقابل، فضاسازی آشنا، بازی پرانرژی Robert Englund و تفاوت چشمگیر دو هیولا، به فیلم هویت میبخشند؛ نبردهای پرتحرکش نیز بهخصوص در بخشهای پایانی، وعدهٔ اصلی عنوان را به سرگرمی دیداری تبدیل میکنند.
ارزش فیلم در این نیست که میانجیگری هوشمندانهای میان دو اسطورهٔ وحشت انجام میدهد یا قواعد ژانر را دگرگون میسازد. ارزشش بیشتر در همان مواجههٔ نامتعارف و بیپروایی است که فراهم
« حضور Robert Englund و انتخاب تصویری متفاوت برای جیسون، همین میراث را در مرکز توجه نگه میدارد. »



ثبت دیدگاه