نقد و بررسی
نقد بوسهها در هوا (Besos al aire) | 2021
«Besos al aire» در ظاهر یک کمدی رمانتیک درباره روزهای قرنطینه است، اما در لایه زیرین، تلاشی برای بازسازی عاطفی یکی از غریبترین دورههای زندگی جمعی معاصر به شمار میرود. این مینیسریال با کنار هم گذاشتن چند داستان عاشقانه و انسانی، میکوشد در دل ترس، انزوا و بیخبری، جایی برای شوخی، امید و ارتباط پیدا کند. نتیجه اثری است که بیش از آنکه بخواهد تصویری واقعگرایانه و تلخ از همه ابعاد همهگیری ارائه دهد، آگاهانه به سمت سینمای احساسات و حالخوبکن حرکت میکند.
C
Correveidile
+1
وعده ژانری؛ وقتی عشق به قرنطینه میرسد
مهمترین نکته درباره «Besos al aire» این است که فیلم از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند. قرار نیست با یک درام پزشکی سنگین یا روایتی اجتماعی درباره ساختارهای بحران مواجه باشیم؛ بیماری همهگیر بیشتر زمینهای است که شخصیتها را در موقعیتی غیرعادی قرار میدهد تا روابط انسانی آنها برجستهتر شود. سریال مجموعهای از داستانهای عاشقانه و عاطفی را در کنار یکدیگر قرار میدهد و شخصیت Javi با بازی Paco León نقش حلقه اتصال این جهانهای پراکنده را ایفا میکند. همین ساختار باعث میشود بیمارستان، خانه، سوپرمارکت، خیابانهای خلوت و حتی بالکنهای ساختمانها به صحنههایی برای شکلگیری رابطه تبدیل شوند. C Correveidile +2 الگوی روایی اثر آشکارا به سنت کمدی رمانتیکهای چندروایتی نزدیک است؛ مجموعهای که چند رابطه مستقل را پیش میبرد و در ادامه، ارتباط میان آنها را به تدریج پررنگتر میکند. منتقدان نیز این نزدیکی را با آثاری مانند «Love Actually» و سنت کمدیهای رمانتیک دهههای پایانی قرن بیستم مقایسه کردهاند، اما «Besos al aire» تلاش میکند این فرمول را با تجربه بسیار مشخص قرنطینه اسپانیا پیوند بزند. E EL ESPAÑOL +1 این انتخاب هم نقطه قوت اثر است و هم نخستین محدودیت آن: هرچه مخاطب بیشتر با زبان شیرین و رمانتیک آن همراه شود، فاصله سریال با واقعیت تلخ دوران همهگیری نیز آشکارتر میشود. در واقع عنوان اثر نیز کاملاً با رویکرد آن هماهنگ است. «بوسههای هوایی» استعارهای از نزدیکیای است که دیگر نمیتواند به شکل معمول رخ دهد؛ عاطفهای که باید فاصله اجتماعی، ماسک، شیشه، تلفن و دیوار را پشت سر بگذارد. سریال از همین محدودیت به عنوان ماده اولیه داستانگویی استفاده میکند و نشان میدهد که وقتی تماس فیزیکی از زندگی روزمره حذف میشود، نگاه، صدا، پیام و حتی یک حرکت کوچک میتواند بار عاطفی بسیار بیشتری پیدا کند. «Besos al aire» بیش از آنکه درباره ویروس باشد، درباره انسانهایی است که در برابر ویروس هنوز نیاز دارند دوست داشته باشند.
روایت و ریتم؛ یک پازل عاطفی با قطعات فراوان
ساختار چندروایتی سریال از جذابترین و در عین حال پرریسکترین تصمیمهای آن است. «Besos al aire» تنها یک رابطه مرکزی را دنبال نمیکند، بلکه چند مسیر عاطفی را همزمان پیش میبرد؛ روابطی که از نظر جنس، سن، موقعیت اجتماعی و نوع تعارض با یکدیگر تفاوت دارند. این تنوع کمک میکند فضای اثر از یکنواختی خارج شود و قرنطینه صرفاً به داستان یک زوج یا یک خانواده تقلیل پیدا نکند. در مقابل، تعداد زیاد شخصیتها باعث میشود برخی از خطوط داستانی فرصت کافی برای رسیدن به عمق روانشناختی پیدا نکنند. E Espinof +1 دو قسمت نسبتاً بلند سریال وظیفه دشواری بر عهده دارند: باید تعداد زیادی شخصیت را معرفی کنند، رابطه میان آنها را قابلفهم سازند، داستانهای فرعی را پیش ببرند و در نهایت همه چیز را در یک ساختار منسجم نگه دارند. این فشردگی گاهی باعث میشود بعضی تحولات عاطفی سریعتر از آنچه در یک درام شخصیتمحور انتظار میرود اتفاق بیفتند. در نتیجه، مخاطب بیشتر با «ایده» یک رابطه مواجه میشود تا فرایند کامل شکلگیری آن. این مسئله بهویژه در لحظاتی که سریال میخواهد احساسات شدیدی ایجاد کند، بیشتر به چشم میآید. با این حال، ریتم اثر به دلیل همین تنوع داستانی معمولاً دچار سکون نمیشود. هر بار که یک خط داستانی به آستانه تکرار نزدیک میشود، روایت به شخصیت دیگری منتقل میشود و انرژی تازهای ایجاد میکند. این روش برای اثری که میخواهد فضای امیدبخش و سرگرمکننده داشته باشد، کارآمد است. سریال نمیخواهد مخاطب را مدت زیادی در یک موقعیت تلخ نگه دارد و دائماً میان طنز، احساسات، موقعیتهای خانوادگی و فضای بیمارستانی جابهجا میشود. مشکل اصلی زمانی پدیدار میشود که این سرعت جای پرداخت را بگیرد. برخی شخصیتها ظرفیت آن را دارند که به قهرمانان یک درام مستقل تبدیل شوند، اما «Besos al aire» ناچار است آنها را در چارچوب یک روایت جمعی نگه دارد. از این رو، اثر بیشتر بر تأثیر لحظهای صحنهها تکیه دارد تا بر ساختن پیچیدگی تدریجی شخصیتها. این رویکرد برای یک مینیسریال کوتاه قابلدرک است، اما باعث میشود بخشی از ظرفیت دراماتیک داستانهای فرعی بالفعل نشود.
شخصیتها و بازیها؛ بار اصلی بر دوش گروه بازیگران
Paco León در نقش Javi یکی از مهمترین عناصر پیونددهنده سریال است. شخصیت او اساساً نماینده نگاه رمانتیک و خوشبینانهای است که اثر میخواهد در برابر فضای اضطرابآلود همهگیری قرار دهد. علاقه او به کمدیهای رمانتیک قدیمی و شیوهای که تلاش میکند فضای اطراف خود را با کلمات، شوخی و امید قابلتحملتر کند، در واقع بیان مستقیم فلسفه «Besos al aire» است. Javi شخصیتی نیست که بحران را انکار کند؛ او تلاش میکند در دل بحران، چیزی انسانی برای چنگ زدن پیدا کند. C Cine con Ñ +1 در سوی دیگر، Leonor Watling با بازی دکتر Cabanas شخصیتی سردتر، جدیتر و واقعگراتر ارائه میکند. تضاد میان این دو شخصیت، موتور بخش مهمی از جذابیت سریال است: یک نفر جهان را از پشت عینک کمدی رمانتیک میبیند و دیگری در موقعیتی قرار دارد که واقعیت هر روزه به شکل مستقیم و بیرحمانه به او یادآوری میشود. این تضاد اگرچه در چارچوب قواعد آشنای کمدی رمانتیک ساخته شده، به سریال امکان میدهد میان خیالپردازی و واقعیت حرکت کند. E EL ESPAÑOL +1 نکته قابلتوجه، کیفیت بازی گروهی است. حضور بازیگرانی مانند Nuria Herrero، María León، David Castillo، Nancho Novo و Gracia Olayo باعث میشود خطوط فرعی صرفاً تزئینی به نظر نرسند. در میان بازخوردهای منتشرشده نیز از اجرای Paco León و بهویژه Nuria Herrero به عنوان یکی از نقاط قوت یاد شده است. C
Contraste
این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا ساختار سریال متکی بر آن است که مخاطب در فاصله کوتاهی به شخصیتهای مختلف علاقهمند شود. با این همه، همه شخصیتها از عمق یکسانی برخوردار نیستند. بعضی از آنها بیشتر حامل یک موقعیت یا تیپ آشنا هستند تا شخصیتی با لایههای فراوان. این مسئله الزاماً یک ضعف مطلق نیست؛ زیرا «Besos al aire» اساساً قصد ندارد یک مطالعه روانشناختی پیچیده ارائه دهد. اما اگر مخاطب از یک درام گروهی انتظار داشته باشد که هر شخصیت گذشته، انگیزه و تحول کاملاً پرداختشدهای داشته باشد، احتمالاً با محدودیتهایی روبهرو خواهد شد. نقطه قوت بازیها این نیست که شخصیتها را پیچیدهتر از فیلمنامه میکنند؛ بلکه این است که به همین شخصیتهای نسبتاً ساده، گرما و زندگی میبخشند.
طنز و احساس؛ مرز باریک میان لطافت و شیرینی
«Besos al aire» آگاهانه از احساسات فرار نمیکند. برعکس، یکی از آشکارترین ویژگیهای آن اصرار بر این است که حتی در دل یکی از تاریکترین دورههای زندگی معاصر، میتوان لحظههایی از محبت و شوخطبعی پیدا کرد. منتقدان نیز بارها به همین ویژگی اشاره کردهاند و اثر را روایتی روشن، امیدوارانه و گاه بیش از اندازه شیرین از دوران قرنطینه دانستهاند. C Correveidile +1 این انتخاب در بهترین لحظات جواب میدهد، زیرا سریال میفهمد که انسانها در شرایط بحرانی صرفاً موجوداتی غمگین نیستند. حتی در وضعیت ترس و انزوا، آدمها شوخی میکنند، عاشق میشوند، با یکدیگر اختلاف دارند، به هم دروغ میگویند، از آینده میترسند و به شکلهای عجیب و کوچک برای ادامه دادن زندگی تلاش میکنند. «Besos al aire» در همین جزئیات انسانی موفقتر است تا زمانی که مستقیماً تلاش میکند مخاطب را به گریه بیندازد. اما همین میل شدید به خوشبینی گاهی اثر را به سمت احساساتیشدن بیش از اندازه میبرد. برخی موقعیتها چنان طراحی شدهاند که واکنش عاطفی مشخصی از مخاطب طلب میکنند و همین موضوع میتواند برای تماشاگرانی که به روایتهای واقعگرایانهتر عادت دارند، مصنوعی جلوه کند. نقدهای منتشرشده نیز به همین مسئله اشاره کردهاند و شیرینی بیش از حد را یکی از محدودیتهای اثر دانستهاند. E elDiario.es +1 با این حال، باید میان «احساساتی بودن» و «احساساتیگری بیدلیل» تفاوت گذاشت. فیلم و سریالهای این ژانر اساساً بر عاطفه بنا شدهاند و «Besos al aire» نیز از ابتدا چنین قراردادی را با مخاطب میبندد. بنابراین ایراد اصلی آن زمانی شکل میگیرد که ملودرام جای شخصیتپردازی را بگیرد، نه صرفاً به این دلیل که اثر میخواهد مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد. سریال در زمانی ساخته شد که جهان از داستانهای کرونا خسته بود؛ با این حال، تلاش کرد به جای بازتولید ترس، درباره نیاز انسان به امید حرف بزند. F Fuera de Series
فرم و فضای بصری؛ جهان کوچکشده یک دوران بزرگ
یکی از جالبترین جنبههای «Besos al aire» استفاده از محدودیتهای دوران قرنطینه به عنوان بخشی از زبان بصری اثر است. خانهها، راهروهای بیمارستان، سوپرمارکتها، بالکنها و خیابانهای خلوت نه فقط لوکیشن، بلکه نشانههای دورهای تاریخی هستند. این فضاها یادآور جهانیاند که ناگهان کوچک شد؛ جهانی که در آن فاصله میان آدمها بیشتر و تعداد مکانهای قابلدسترسی کمتر شده بود. L La Vanguardia +1 از این منظر، فرم سریال با محتوای آن هماهنگی قابلتوجهی دارد. شخصیتها دائماً در حال تلاش برای عبور از موانعی هستند که در شرایط عادی وجود نداشتند. در ویدئوها، تماسهای تلفنی، پیامها و ارتباط از پشت فاصلههای فیزیکی، رابطه جای تماس مستقیم را میگیرد. حتی عنوان اثر نیز همین ایده را به شکل استعاری تکمیل میکند: محبت وجود دارد، اما مسیر رسیدن آن به دیگری تغییر کرده است. کارگردانی Iñaki Mercero نیز بیشتر در خدمت روایت و بازیگران قرار میگیرد تا اینکه بخواهد به رخ کشیدن سبک بصری مستقل را هدف قرار دهد. اطلاعات تولید نشان میدهد که طراحی تولید، فیلمبرداری، تدوین و موسیقی از عناصر مهم ساخت این فضای کنترلشده بودهاند. A
Alea Media
نتیجه، اثری است که بیشتر بر وضوح روایت و دسترسی عاطفی تکیه میکند تا تجربهای بصری و تجربی. البته این رویکرد محافظهکارانه باعث میشود سریال از نظر فرم چندان غافلگیرکننده نباشد. بسیاری از صحنهها دقیقاً همان حس آشنایی را دارند که از یک کمدی رمانتیک تلویزیونی انتظار میرود. این مسئله برای مخاطبی که دنبال سرگرمی و قصهگویی روان است، مزیت محسوب میشود؛ اما برای کسی که از یک اثر درباره همهگیری انتظار کشف زبان سینمایی تازه دارد، احتمالاً رضایتبخش نخواهد بود.
نقاط قوت و ضعف؛ اثری صمیمی با جاهطلبی کنترلشده
بزرگترین موفقیت «Besos al aire» را باید در انتخاب زاویه نگاه آن جستوجو کرد. سریال به جای اینکه همهگیری را صرفاً مجموعهای از اعداد، بیمارستانها، ترس و فقدان ببیند، روی مناسبات انسانی تمرکز میکند. این انتخاب باعث شده اثر بتواند درباره دورهای بسیار سنگین، با زبان نسبتاً سبک و قابلتماشایی صحبت کند. منتقدانی که از اثر دفاع کردهاند نیز دقیقاً همین ویژگی را برجسته کردهاند: امید، مهربانی و امکان ارتباط در شرایط دشوار. C Correveidile +1 دومین نقطه قوت، بازیگران است. مجموعهای از چهرههای شناختهشده اسپانیایی در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و همین حضور گروهی، به روایت انرژی میدهد. حتی زمانی که فیلمنامه به سمت کلیشه میرود، بازیها معمولاً اجازه نمیدهند صحنه کاملاً بیروح شود. سریال بهویژه زمانی موفق است که به جای تأکید مستقیم بر پیام خود، اجازه میدهد شخصیتها از خلال رفتارهای روزمره آن را منتقل کنند. در مقابل، محدودیت اصلی فیلمنامه در همین جا آشکار میشود. بسیاری از ایدهها آشنا هستند و ساختار اثر نیز به شدت به الگوهای تثبیتشده کمدی رمانتیک وابسته است. تحلیلهای منتشرشده از همان زمان پخش، بر استفاده آشکار سریال از سنتهایی مانند آثار Richard Curtis و Nora Ephron و ساختار روایتهای بههمپیوسته تأکید کردهاند. E
EL ESPAÑOL
این تأثیرپذیری لزوماً مشکل نیست، اما باعث میشود «Besos al aire» کمتر صاحب هویت روایی کاملاً مستقل به نظر برسد. ضعف دیگر، کوتاهی قالب در برابر تعداد داستانهاست. دو قسمت باید مجموعهای از روابط و شخصیتها را به سرانجام روایی برسانند و همین فشردگی، گاهی به قیمت حذف جزئیات و ظرافتهای شخصیتی تمام میشود. به همین دلیل، اثر بیشتر شبیه یک مجموعه داستان بههمپیوسته است که با سرعت زیاد از یک احساس به احساس دیگر حرکت میکند تا یک درام بلند و عمیق شخصیتمحور. E Espinof +1 «Besos al aire» در بهترین لحظاتش ساده است، نه سطحی؛ و در ضعیفترین لحظاتش، همین سادگی به کلیشه نزدیک میشود.
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ برای چه کسی ساخته شده است؟
مخاطب اصلی «Besos al aire» احتمالاً کسی است که از کمدی رمانتیک، روایتهای چندشخصیتی و داستانهای امیدبخش لذت میبرد و در عین حال با تجربه جمعی قرنطینه ارتباط شخصی یا عاطفی دارد. سریال برای چنین مخاطبی میتواند بیش از یک سرگرمی ساده باشد، زیرا بسیاری از جزئیات آن یادآور دورهای است که هنوز فاصله چندانی با زمان تولید اثر نداشت. همین نزدیکی زمانی یکی از عناصر تعیینکننده در دریافت سریال بود؛ زیرا بخشی از مخاطبان در زمان انتشار، همچنان درگیر پیامدهای همهگیری بودند. C Correveidile +1 در مقابل، اگر مخاطب به دنبال یک درام پزشکی واقعگرایانه، تحلیل اجتماعی همهگیری یا روایتی تاریک و پیچیده از بحران باشد، احتمالاً با رویکرد اثر فاصله خواهد داشت. «Besos al aire» قصد ندارد تمام ابعاد فاجعه را بررسی کند. حتی بیمارستان نیز در بسیاری از لحظات بیشتر به صحنهای برای برخورد شخصیتها و روابط انسانی تبدیل میشود تا فضایی برای بررسی دقیق نظام درمانی یا پیامدهای اجتماعی بحران. ارزش تاریخی سریال نیز بیشتر از آنکه در ارائه تصویری جامع از همهگیری باشد، در ثبت احساسات روزهای نخست آن نهفته است. این اثر نشان میدهد که در همان دوره، بخشی از فرهنگ عامه تلاش میکرد از دل اضطراب، روایتهایی درباره امید و عشق بیرون بکشد. به همین دلیل، شاید فاصله گرفتن از زمان تولید به نفع آن تمام شود؛ زیرا مخاطب امروز میتواند آن را نه فقط به عنوان یک داستان عاشقانه، بلکه به عنوان سندی از نحوه مواجهه فرهنگ عامه با یک تجربه جمعی تماشا کند. از این منظر، «Besos al aire» اثری میان خاطره و سرگرمی است. نه آنقدر تلخ میشود که به یک درام اجتماعی سنگین تبدیل شود و نه آنقدر سبک است که زمینه تاریخی خود را کاملاً فراموش کند. این منطقه میانی، هم هویت اصلی سریال را میسازد و هم مرزهایش را مشخص میکند.
جمعبندی؛ بوسهای از فاصلهای ناگزیر
«Besos al aire» بیش از هر چیز یک اثر عاطفی است؛ سریالی که تصمیم گرفته درباره دورهای دردناک، با زبانی روشن، شیرین و امیدوارانه حرف بزند. ساختار چندروایتی، گروه بازیگران، تضاد میان نگاه رمانتیک Javi و واقعگرایی دکتر Cabanas و استفاده از محدودیتهای قرنطینه به عنوان مانع دراماتیک، مجموعهای را شکل میدهند که هدف اصلیاش ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطب است. E EL ESPAÑOL +1 ضعفهای آن نیز عمدتاً از همان جایی سرچشمه میگیرند که نقاط قوتش شکل گرفتهاند. میل به شیرینی گاهی به زیادهروی احساسی منجر میشود؛ تعداد زیاد داستانها فرصت پرداخت عمیق را کاهش میدهد و وابستگی به الگوهای شناختهشده کمدی رمانتیک، از میزان غافلگیری روایی میکاهد. با این حال، سریال دستکم درباره چیزی که میخواهد باشد دچار تردید نیست: یک داستان انسانی، خوشقلب و رمانتیک درباره آدمهایی که در شرایطی غیرعادی تلاش میکنند زندگی عاطفی و اجتماعی خود را از نو تعریف کنند. در نهایت، «Besos al aire» را بهتر است نه به عنوان تصویری جامع از همهگیری، بلکه به عنوان یک کپسول عاطفی از دوران قرنطینه تماشا کرد. اثری که میخواهد یادآوری کند بحران، تمام ابعاد زندگی را از انسان نمیگیرد؛ حتی در زمانی که فاصلهگرفتن به یک ضرورت تبدیل شده بود، نیاز به محبت، شوخی، همدلی و ارتباط همچنان پابرجا ماند. سریال شاید از نظر روایت و فرم انقلابی نباشد، اما در چارچوب انتخاب خود، صمیمیت و گرمایی دارد که هویت آن را شکل میدهد. در جهانی که فاصله گرفتن به قانون تبدیل شده بود، «Besos al aire» درباره میل انسان به نزدیک ماندن است. به همین دلیل، ارزش اصلی اثر نه در پیچیدگی داستانی یا جاهطلبی فرمی، بلکه در صداقت عاطفی انتخاب آن قرار دارد. «Besos al aire» میخواهد از یک دوره دشوار، خاطرهای قابلتحملتر بسازد؛ خاطرهای که در آن ترس و فقدان حضور دارند، اما تمام قاب را اشغال نمیکنند. و شاید همین اصرار بر یافتن لحظهای از روشنایی در دل یک دوره تاریک، مهمترین دلیل ماندگاری عاطفی این مینیسریال باشد. ::: C E E Sources
ثبت دیدگاه