نقد و بررسی
نقد ماشین 2023 (The Machine) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیای میان خاطره و فانتزی جنایی «The Machine» به کارگردانی Peter Atencio از خاطرهای کمیک در اجراهای برت کریشر آغاز میشود: حکایت مستی و ماجراجوییهای جوانی او در سفر دانشگاهی به روسیه. فیلم این روایت را بهانهای برای ساخت کمدی اکشنِ پرهیاهویی میکند که در آن گذشتهی بیمهار قهرمان، سالها بعد به شکل بحرانی خانوادگی و جنایی بازمیگردد.
کریشر نسخهای داستانی از خودش را بازی میکند؛ مردی که میان چهرهی عمومیِ خوشگذران و مسئولیتهای همسر و پدر بودن گرفتار شده است. این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. شخصیت اصلی از همان ابتدا بر اساس پرسونای شناختهشدهی کریشر ساخته شده و فیلم انتظار دارد مخاطب با آن همراه شود: مردی پرصدا، بیپرده و کودکخوی که بهسادگی از موقعیتهای خطرناک به موقعیتهای خندهدار میلغزد.
این حضور برای طرفداران کمدین آشنا و دلپذیر است؛ اما برای دیگران ممکن است بهجای شخصیتی در حال تحول، بیشتر شبیه امتداد یک نقش صحنهای به نظر برسد. روایت گذشتهای که دست از سر قهرمان برنمیدارد ساختار فیلم میان زمان حال و خاطرات جوانی رفتوآمد میکند. در زمان حال، برت با تنشهای خانوادگی و بازگشت پدرش روبهروست؛ در سوی دیگر، ماجرای روسیه و خشونتی که از جوانیاش به جا مانده، او را به دل ماجراجوییای تازه میکشاند.
این دو خط داستانی قرار است به هم برسند: گذشته باید نهفقط منشأ خطر، بلکه راهی برای سنجیدن فاصلهی میان برتِ جوان و مردی باشد که اکنون شده است. بااینحال، فیلم در ایجاد پیوندی طبیعی میان این لایهها چندان موفق نیست. بخش جنایی گاه چنان اغراقآمیز و مستقل جلو میرود که انگار از فیلم دیگری آمده، و بحران خانوادگی نیز گاهی بیشتر بهانهای برای توقف میان صحنههای اکشن است تا نیرویی که مسیر داستان را شکل دهد.
« این انتخاب، هم امتیاز فیلم است و هم محدودیتش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حاصل، روایتی است که ایدهی مرکزی روشنی دارد، اما در بسط آن بیش از اندازه مکث میکند. آشتی و بلوغ عاطفی هم از همان ابتدا در افق داستان دیده میشوند و بنابراین مسیر رسیدن به آنها کمتر از خودِ انتظارشان غافلگیرکننده است. ریتم و توازن لحن فیلم میخواهد در یک زمان چند چهره داشته باشد: کمدی مبتنی بر شخصیت، ماجرای خانوادگی و اکشنی خشن و پرتحرک.
این ترکیب در لحظههایی جواب میدهد؛ بهویژه وقتی خطر واقعی، رفتارهای سبکسرانهی برت را به واکنشهایی ناخواسته و خندهدار بدل میکند. اما اتصال میان این لحظات همیشه روان نیست. نیمساعت آغازین، در معرفی بحرانها و رابطهها، کند و نامتوازن پیش میرود و تا زمانی که ماجرا شتاب میگیرد، فیلم بخش مهمی از انرژی اولیهاش را صرف زمینهچینی کرده است.
پس از ورود به بخش اکشن، ضرباهنگ جان تازهای میگیرد، ولی افزایش حادثه بهتنهایی انسجام نمیآورد. گاهی فیلم از شوخی به خشونت و از خشونت به لحظهای احساسی میپرد، بیآنکه گذار میان این لحنها بهاندازهی کافی پرورده شده باشد. این نوسان در بعضی صحنهها بخشی از جذابیت آشوبزدهی فیلم است؛ در برخی دیگر، مانع شکلگیری تأثیر عاطفی یا کمدی میشود.
کمدی و پرسونای برت کریشر منبع اصلی طنز، تضاد میان ظاهر و موقعیت است: مردی که به هیاهو و بیاحتیاطی خو گرفته، ناگهان باید با پیامدهای واقعی گذشتهاش و مسئولیتهای خانوادگی کنار بیاید. فیلم همچنین از تفاوت میان تصور او از خودش و نگاه اطرافیان بهره میگیرد. بااینهمه، شوخیها از نظر تعداد و اثرگذاری یکدست نیستند.
« حاصل، روایتی است که ایدهی مرکزی روشنی دارد، اما در بسط آن بیش از اندازه مکث میکند. »
شخصیتها و اجرا
بسیاری از آنها به تکرار همان انرژی بلند و بیپروای قهرمان تکیه دارند و پس از مدتی تازگی خود را از دست میدهند. بخشی از کمدی نیز به شناخت قبلی از کریشر وابسته است؛ فیلم بیشتر روی حضور و لحن آشنای او حساب میکند تا بر ساخت موقعیتهایی که مستقل از شهرتش خندهدار باشند. در بهترین لحظهها، این پرسونا با خطر و آسیبپذیری برخورد میکند و شخصیت را از سطح شوخی بیرون میآورد.
در ضعیفترین بخشها، فیلم گویی فرض میگیرد که صرفاً دیدن برت در موقعیت تازه برای خنداندن کافی است. پدر و پسر؛ گرمای انسانی در دل آشوب رابطهی برت و پدرش آلبرت، که Mark Hamill بازیاش میکند، از محورهای زندهتر فیلم است. اختلاف میان این دو فقط به شوخیهای پدرانه و نافرمانی پسر محدود نمیماند؛ پشت آن، فاصلهای عاطفی و عادت دیرپای هر دو به بدفهمیدن یکدیگر وجود دارد.
حضورشان در کنار هم، موقعیتهای کمیک فراوانی میسازد، اما در لحظههای آرامتر نیز امکان میدهد فیلم دربارهی میراث خانوادگی و دشواری تغییر حرف بزند. مارک همیل با انرژی و زمانبندی کمدی دقیق، به آلبرت حضوری بهیادماندنی میبخشد. شخصیت او گاه تندخو و آزارنده است، اما همیل چنان با اطمینان از این ویژگیها استفاده میکند که تنش رابطه را زنده نگه میدارد.
در مقابل، کریشر در صحنههایی که به واکنش و دستپاچگی نیاز دارند طبیعیتر جلوه میکند تا در لحظههایی که باید بار عاطفی داستان را بهتنهایی حمل کند. همین تفاوت، نقشآفرینی همیل را برجستهتر میکند و رابطهی پدر و پسر را به یکی از عناصر نجاتبخش فیلم بدل میسازد. اکشن، خشونت و تصویر روسیه صحنههای اکشن فیلم پرتحرکاند و گاه عمداً از حد منطق واقعگرایانه فراتر میروند.
« در بهترین لحظهها، این پرسونا با خطر و آسیبپذیری برخورد میکند و شخصیت را از سطح شوخی بیرون میآورد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خشونت در اینجا بیشتر بخشی از اغراق کمیک است تا تصویری جدی از جهان جنایتکارانه؛ برخوردهای فیزیکی، سلاحها و تعقیبوگریزها با همان روحیهی افراطی پیش میروند که شخصیت اصلی را تعریف میکند. این وجه از فیلم، هنگامی که شوخیهای کلامی از نفس میافتند، به اثر شتاب و سرگرمی میدهد. در عین حال، تصویر روسیه عمدتاً تابع همین اغراق است: مکانی سینمایی و کلیشهای که در آن گانگسترها و خاندانهای رقیب، بیش از آنکه به جامعهای واقعی تعلق داشته باشند، اجزای یک ماجرای کاریکاتوریاند.
این انتخاب به فیلم اجازه میدهد فضای افسانهگون و بیقید خود را حفظ کند، اما به بهای کمرنگشدن ظرافت و جزئیات فرهنگی تمام میشود. اگر از فیلم انتظار جهانسازی واقعگرایانه داشته باشیم، این تصویرپردازی محدودکننده خواهد بود؛ اگر آن را بخشی از منطق هجوآمیز اثر بدانیم، قابلقبولتر است.
مضمون مسئولیت و امکان تغییر زیر لایهی شوخی و تعقیبوگریز، فیلم با پرسشی ساده اما مهم روبهروست: آیا میتوان از تصویری که سالها از خود ساختهایم فاصله گرفت؟ برت به شخصیتی پرهیاهو شهرت پیدا کرده و حالا باید بپذیرد که رفتارهایش فقط یک نمایش بیضرر نیستند؛ انتخابهای او بر اطرافیانش نیز اثر میگذارند.
فیلم در این زمینه از ظرفیت خوبی برخوردار است، زیرا تضاد میان شخصیت صحنهای و زندگی خانوادگی میتواند زمینهی نقد خودنمایی و فرار از مسئولیت باشد. اما این مضمون به اندازهی کافی ژرف نمیشود. مسیر تغییر قهرمان بیش از حد آشناست و فیلم گاهی بهجای آنکه پیامدهای رفتارش را با دقت بررسی کند، با چند موقعیت احساسی راه را برای آشتی هموار میسازد.
« این وجه از فیلم، هنگامی که شوخیهای کلامی از نفس میافتند، به اثر شتاب و سرگرمی میدهد. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، پرداختن به نوشیدن و پرهیز از آن نیز میان شوخی و جدیت معلق میماند. فیلم مسئله را مطرح میکند، اما همیشه روشن نیست که آن را بهعنوان خطری جدی میبیند یا صرفاً وسیلهای برای ساختن موقعیتهای کمیک. جمعبندی «The Machine» اثری پرانرژی اما ناهموار است؛ فیلمی که در اکشن اغراقآمیز، رابطهی پرتنش پدر و پسر و حضور قدرتمند مارک همیل لحظههای سرگرمکنندهای پیدا میکند، ولی در ریتم، شوخیپردازی و پرداخت داستانی ثبات ندارد.
برت کریشر در نقش نسخهای داستانی از خودش حضوری متمایز دارد، اما فیلم بیش از آنکه شخصیت او را از نو بسازد، به پرسونای آشنایش تکیه میکند. در نهایت، جذابیت فیلم به میزان پذیرش همین آشفتگی وابسته است. تماشاگرانی که از کمدی پرسروصدا، اکشن خشن و شوخیهای متکی بر شخصیت کریشر لذت میبرند، احتمالاً لحظههایی برای سرگرمشدن خواهند یافت.
اما کسانی که در پی کمدیای منسجمتر، شوخیهای پیوستهتر یا روایتی تازه از آشتی خانوادگیاند، با اثری روبهرو میشوند که ایدههایش را بیش از آنکه بپروراند، در میان هیاهوی خود رها میکند.
« از سوی دیگر، پرداختن به نوشیدن و پرهیز از آن نیز میان شوخی و جدیت معلق میماند. »



ثبت دیدگاه