نقد و بررسی
نقد ضربآهنگ گروه موسیقی (Strike Up the Band) | 1940
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رؤیای گروهی در قالب موزیکال هالیوودی «Strike Up the Band» ساختهٔ Busby Berkeley، موزیکالی از سال ۱۹۴۰ است که داستان نوجوانانی را دنبال میکند که میخواهند گروه موسیقی مدرسهشان را به مسابقهای در شیکاگو برسانند. Jimmy، نوازندهٔ طبل، رؤیای رهبری ارکستری را در سر دارد و Mary، خوانندهٔ گروه، در شکلگیری این آرزو و پیشبردن آن همراه اوست.
مانع اصلی، کمبود پول برای سفر است؛ مشکلی که نوجوانان میکوشند با برگزاری برنامههای نمایشی حل کنند. فیلم از همین موقعیت ساده، قصهای دربارهٔ شور جوانی، همکاری و سماجت میسازد؛ قصهای که قرار نیست پیچیدگی روانشناختی فراوانی داشته باشد، بلکه بیشتر میخواهد تماشاگر را با شادابی اجراهایش همراه کند.
این سادگی هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم محدودیت آن. هدف گروه روشن است و تماشاگر بیدرنگ میفهمد شخصیتها برای چه چیزی تلاش میکنند؛ اما در برابر این روشنی، کشمکشها اغلب پیشبینیپذیر و کمعمق میمانند. دشواریهای مالی و اختلافهای کوچک، بیشتر بهانهای برای رسیدن به صحنهٔ بعدیاند تا مسئلههایی که شخصیتها را به تغییر جدی وادار کنند.
بنابراین کشش اصلی فیلم کمتر در پرسش «چه خواهد شد؟» قرار دارد و بیشتر در این است که هر بار چه ترانه، رقص یا اجرای تازهای پیش روی مخاطب میگذارد. انرژی زوج اصلی Mickey Rooney در نقش Jimmy نیروی حرکتی فیلم است. بازیاش پرجنبوجوش، بیقرار و گاه آشکارا اغراقآمیز است؛ ویژگیای که با شخصیت پرشور و آرزومند او تناسب دارد، هرچند ممکن است برای تماشاگر امروز در بعضی لحظهها بیش از اندازه پرهیاهو جلوه کند.
« مانع اصلی، کمبود پول برای سفر است؛ مشکلی که نوجوانان میکوشند با برگزاری برنامههای نمایشی حل کنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Rooney نقش نوجوانی را بازی میکند که پیش از آنکه فرصتی واقعی به دست آورد، خود را در قامت رهبر یک ارکستر تصور میکند. همین فاصله میان موقعیت فعلی و رؤیای بزرگ، به شخصیت او نوعی شتاب کودکانه میدهد که موتور کمدی و موسیقی فیلم میشود. Judy Garland در نقش Mary تعادلی عاطفیتر به این انرژی میبخشد.
حضور او تنها به آوازخوانی محدود نیست؛ رابطهاش با Jimmy، با لطافت و صمیمیتی شکل میگیرد که لایهای انسانی به ماجرا میدهد. همراهی این دو بازیگر از مؤثرترین عناصر فیلم است: Rooney با تحرک و فوران احساس پیش میرود و Garland با آرامش و گرمای صدایش صحنهها را متوازن میکند. جذابیت این زوج روی پرده چنان پررنگ است که گاهی بیش از خود داستان در ذهن میماند.
کارگردانی و نمایش در مقیاس بزرگ کارگردانی Busby Berkeley بر نمایش، نظم صحنه و حرکت جمعی تأکید دارد. گروه دانشآموزان در فیلم صرفاً پسزمینهای برای دو قهرمان نیست؛ حضور دستهجمعی آنان، ایدهٔ همکاری را به تصویر میکشد. رقصها و اجراها با طراحی منظم و آرایش گروهی شکل میگیرند و گاه از یک برنامهٔ مدرسهای معمولی فراتر میروند و به صحنههایی پرزرقوبرق بدل میشوند.
این شیوه با روح موزیکالهای استودیویی آن دوره هماهنگ است: زندگی روزمره مدام آمادگی آن را دارد که به نمایشی رنگین و پرتحرک تبدیل شود. درخشانترین لحظهها زمانی پدید میآیند که موسیقی از دل موقعیت داستانی بیرون میآید و به آن جان میدهد. اجرای خلاقانهای که Jimmy با میوههای روی میز به شکل یک ارکستر خیالی درمیآورد، نمونهای از این تخیل تصویری است؛ صحنهای که نشان میدهد موسیقی در جهان فیلم فقط حرفه یا سرگرمی نیست، بلکه راهی برای دیدن و بازآفرینی اشیای معمولی است.
« Judy Garland در نقش Mary تعادلی عاطفیتر به این انرژی میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
چنین لحظههایی از ماندگارترین دستاوردهای فیلماند، چون تخیل نوجوانانه را با بازیگوشی بصری پیوند میزنند. موسیقی، ترانه و حرکت ترانهها هستهٔ اصلی تجربهٔ فیلماند. صدای Garland به اجراها گرما و روشنی میدهد و مهارت موسیقایی Rooney نیز به نقش Jimmy اعتبار میبخشد. قطعاتی چون «Our Love Affair» و «Do the La Conga» از راه بازگشتهای مکرر، پیوندی میان صحنههای جداگانه ایجاد میکنند؛ موسیقی گاه در تمرین، گاه در مهمانی و گاه در اجراهای گروهی از نو شنیده میشود.
این تکرار، به جای آنکه صرفاً یادآوری یک ملودی باشد، نشان میدهد چگونه آهنگها در جهان داستان به بخشی از حافظهٔ مشترک گروه تبدیل شدهاند. رقصها نیز بر همین منطق جمعی استوارند. هماهنگی اجراکنندگان و جابهجاییهای گروهی، شور مشارکت را به چشم میآورد و به فیلم حس جشن میدهد. با این همه، همهٔ شمارههای موزیکال به یک اندازه در خدمت روایت نیستند.
برخی اجراها چنان طولانی میشوند که داستان برای مدتی از حرکت میایستد و تماشاگر بیش از آنکه نگران سرنوشت گروه باشد، صرفاً مشغول تماشای برنامهای مستقل میشود. نمونهٔ آشکار این نابرابری، بخش «Nell of New Rochelle» است؛ اجرایی که از نظر تنوع نمایشی قابل توجه است، اما طول آن به ریتم کلی فیلم آسیب میزند.
روایت کمعمق و احساسات آشکار فیلم اعتماد زیادی به احساسات مستقیم دارد. دوستی، امید، وفاداری و پشتیبانی از رؤیای نوجوانان بدون پیچیدگی یا فاصلهگذاری عمده عرضه میشوند. این رویکرد به فیلم خلوصی دلنشین میدهد و با حالوهوای سرگرمکنندهاش سازگار است، اما گاهی به احساساتیگری میانجامد.
« چنین لحظههایی از ماندگارترین دستاوردهای فیلماند، چون تخیل نوجوانانه را با بازیگوشی بصری پیوند میزنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتها معمولاً به جای آنکه از خلال تصمیمهای دشوار و تغییرهای درونی شناخته شوند، با شور و واکنشهای سریع خود تعریف میشوند. در نتیجه، آنچه تماشاگر از آنان به یاد میآورد، بیش از هر چیز انرژی و جذابیتشان است. روایت همچنین میان خط اصلی داستان و نمایشهای موزیکال تعادلی ناپایدار دارد.
تدارک سفر و تلاش برای جمعآوری هزینه، چارچوبی روشن برای قصه فراهم میکند، اما پیامدهای این کوششها همیشه وزن دراماتیک کافی نمیگیرند. فیلم بهندرت مجال میدهد تا دشواریها عمیقتر شوند یا تصمیمهای شخصیتها هزینهای جدی پیدا کنند. این انتخاب احتمالاً به حفظ لحن سبک و خوشبینانه کمک میکند، ولی از سوی دیگر باعث میشود مخاطب کمتر درگیر اضطراب و تعلیق شود.
ریتم و پایان مسابقه با زمان تقریبی دو ساعت، «Strike Up the Band» برای یک موزیکال جوانپسند فیلمی نسبتاً مفصل است. بخشی از این زمان به معرفی گروه و آمادهسازی برنامهها اختصاص مییابد و بخشی دیگر صرف اجراهایی میشود که از نظر موسیقایی جذاباند، اما گاه بیش از اندازه طول میکشند. نتیجه، ریتمی موجدار است: فیلم در لحظههای پرتحرک سرزنده میشود، سپس در بخشهای نمایشی طولانی مکث میکند و دوباره به خط داستانی بازمیگردد.
مسابقهٔ موسیقی که مقصد اصلی تلاش گروه است، در مقایسه با انتظار رواییای که فیلم برای آن میسازد، شتابزده پیش میرود. پس از آن همه مقدمه و جمعآوری هزینه، بخش پایانی مجال چندانی برای گسترش خود رویداد پیدا نمیکند و نتیجه در چند لحظه جمع میشود. این ایراد از آن رو برجسته است که مسابقه قرار است نقطهٔ تمرکز آرزوهای شخصیتها باشد؛ اما فیلم بیش از آنکه به خود رقابت بپردازد، بر هیجان رسیدن به آن و شور عمومی پیرامون موسیقی تکیه میکند.
« در نتیجه، آنچه تماشاگر از آنان به یاد میآورد، بیش از هر چیز انرژی و جذابیتشان است. »
قوتها و کاستیها
با این حال، شرح بیشتر این بخش میتواند به رویدادهای پایانی اشاره کند؛ پس همینقدر کافی است که بگوییم پایانبندی از نظر شتاب روایت، یکی از کمرمقترین انتخابهای فیلم است. جمعبندی «Strike Up the Band» را بیش از آنکه بهسبب استحکام داستانش به یاد آورند، بهخاطر سرزندگی بازیگران، صدای Judy Garland، جنبوجوش Mickey Rooney و تخیل صحنههای موسیقاییاش میتوان دوست داشت.
فیلم، رؤیای سادهٔ گروهی از دانشآموزان را به جشنی پرآهنگ بدل میکند و از همکاری و امید، تصویری خوشبینانه میسازد. در مقابل، قصهاش نازک است، احساساتش گاه بیپرده و بخشهایی از نمایشهایش طولانیاند؛ مسابقهٔ نهایی نیز به اندازهٔ مقدمهچینی داستان فرصت نمییابد. با وجود این ضعفها، فیلم در آنچه از مخاطب میخواهد چندان سردرگم نیست: سرگرمی، موسیقی و تماشای دو بازیگر جوان که با انرژی فراوان صحنه را در اختیار میگیرند.
برای علاقهمندان به موزیکالهای کلاسیک هالیوود، ارزش آن بیشتر در اجراها و حالوهوای پرامیدش نهفته است تا در روایتی پیچیده یا شخصیتپردازی عمیق. Именно در همین ترکیبِ شور، آواز و تخیل سبک است که فیلم هویت خود را پیدا میکند.
« Именно در همین ترکیبِ شور، آواز و تخیل سبک است که فیلم هویت خود را پیدا میکند. »



ثبت دیدگاه