نقد و بررسی
نقد الکساندر کبیر (Alexander the Great) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
اسطورهای در جامهٔ تاریخ «Alexander the Great» ساختهٔ تئو آنجلوپولوس، فیلمی یونانی از سال ۱۹۸۰ است که عنوانش از همان آغاز وعدهای دوپهلو میدهد: اینجا خبری از بازسازی زندگی فاتح مقدونی نیست؛ اسکندرِ فیلم، رهبر شورشی و زندانی سیاسیِ پیشین است که پس از آزادی، گروهی از گردشگران انگلیسی را میرباید و خواهان عفو عمومی برای یارانش میشود.
ماجرا از واقعهای تاریخی در یونان الهام میگیرد، اما فیلم بهجای بازگویی مستند، آن را به افسانهای سیاسی دربارهٔ قدرت، رهایی و فرسایش آرمان بدل میکند. داستان در آستانهٔ قرن بیستم آغاز میشود و جهان روستایی، کوهستانی و آیینی خود را آرامآرام بر تماشاگر میگشاید. همین فاصلهگرفتن از گزارش تاریخی، راه را برای تأملی گستردهتر باز میکند: چگونه یک شورش میتواند در پی ساختن جهانی عادلانه باشد و در همان حال، بذر سلطهای تازه را در دل خود بپرورد؟
رهبر، اسطوره و جامعه اسکندرِ فیلم بیش از آنکه شخصیتی روانشناختی به شیوهٔ متعارف باشد، نیرویی نمادین است؛ مردی که نام و هیبتش از مرز فردیت فراتر میرود و در ذهن مردم به چهرهای رهاییبخش بدل میشود. او با مطالبهٔ آزادی یارانش و بازگشت زمین به روستاییان، ظاهراً در برابر نظم سیاسی و مالکیت نابرابر میایستد.
اما اثر، ستایش سادهدلانهٔ شورش نیست. آنچه از جذابیت نخستین رهبر آغاز میشود، پرسشی دشوارتر را پیش میکشد: آیا نیت آزادیخواهانه میتواند قدرت متمرکز را مهار کند، یا قهرمانِ مردم نیز ممکن است به محور فرمانبرداری بدل شود؟ این پرسش در مناسبات میان اسکندر، مبارزان، روستاییان و گروهی از آنارشیستهای ایتالیایی گسترش مییابد.
« داستان در آستانهٔ قرن بیستم آغاز میشود و جهان روستایی، کوهستانی و آیینی خود را آرامآرام بر تماشاگر میگشاید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
هر گروه تصوری متفاوت از عدالت و آینده دارد؛ همپیمانیشان از دل نیاز و امید شکل میگیرد، نه از توافقی استوار و بیتعارض. فیلم بهخوبی نشان میدهد که «مردم» یک پیکرهٔ یکپارچه با صدایی واحد نیستند. روستا هم پناهگاهی برای آرمان جمعی است و هم عرصهای که در آن ترس، وفاداری و منفعت شخصی به هم میآمیزند.
به این ترتیب، جامعه نه پسزمینهٔ قهرمان، بلکه میدان اصلی آزمون اوست. تمثیل سیاسی و حافظهٔ تاریخی آنجلوپولوس واقعهای محدود را به روایتی تمثیلی دربارهٔ تاریخ یونان و تداوم سلطه تبدیل میکند. تقابل میان گردشگران انگلیسی، دولت آتن و شورشیان، تنها نزاعی بر سر گروگانگیری و عفو نیست؛ در پس آن، میراث مداخلهٔ خارجی، وابستگی سیاسی و تصاحب زمین و منابع نیز حضور دارد.
فیلم نگاه توریستی به یونان را در کنار واقعیت سخت زندگی روستایی قرار میدهد و از این تضاد، تصویری بیتعارف میسازد: گذشتهٔ باشکوه یک سرزمین ممکن است در روایتهای بیرونی به منظرهای رمانتیک فروکاسته شود، حال آنکه ساکنانش با محرومیت و مناسبات قدرت دستوپنجه نرم میکنند. بااینحال، اثر از تمثیلهایش کلیدی یگانه و قطعی به دست نمیدهد.
اشارههای تاریخی، مذهبی و سیاسی در لایههای مختلف کنار هم قرار میگیرند و معنا را به جای آنکه توضیح دهند، پیچیدهتر میکنند. اسکندر هم یادآور قهرمان اسطورهای است و هم نماد رهبر انقلابی؛ روستا هم میتواند جامعهای آرمانی باشد و هم صورتی کوچکشده از نظامی اقتدارگرا. این چندمعنایی از مهمترین دستاوردهای فیلم است، زیرا تماشاگر را از مصرف منفعلانهٔ پیام بازمیدارد.
« فیلم بهخوبی نشان میدهد که «مردم» یک پیکرهٔ یکپارچه با صدایی واحد نیستند. »
شخصیتها و اجرا
در عین حال، همین شیوه ممکن است برای مخاطبی که به روایت روشن و علتومعلولی خو گرفته است، گیجکننده باشد. بازیها و حضور انسانی بازی اومرو آنتونوتی در نقش اسکندر بر وقار، سکون و اقتداری کمصدا تکیه دارد. او رهبر را به هیولایی آشکار یا قهرمانی بینقص تبدیل نمیکند؛ نوعی ابهام در حضورش باقی میماند که به شخصیت امکان میدهد هم جذاب و هم نگرانکننده باشد.
این انتخاب با جهان فیلم هماهنگ است: اقتدار در آن لزوماً با فریاد و نمایش بیرونی پدیدار نمیشود، بلکه گاه در نگاهها، مکثها و جایگاهی که دیگران برای یک مرد قائلاند، شکل میگیرد. بازیگران دیگر نیز در خدمت ساختن تصویری جمعی از روستا هستند. شخصیتها اغلب مجال نمییابند بهتفصیل زندگینامه یا انگیزههای فردی خود را شرح دهند؛ حضورشان بیشتر از خلال رفتار، جایگاه اجتماعی و واکنش به بحران معنا میگیرد.
این ویژگی، از یک سو، حس واقعیبودن و تعلق به جامعهای تاریخی را تقویت میکند و از سوی دیگر، ممکن است فاصلهای عاطفی میان تماشاگر و برخی چهرهها بسازد. فیلم بهجای آنکه پیوسته به درون افراد نفوذ کند، آنان را در نسبت با جمع و مناسبات قدرت میسنجد. قاب، حرکت و معماری زمان قاببندیهای باشکوه و حرکتهای طولانی دوربین، مهمترین ابزار بیانی فیلماند.
آنجلوپولوس اغلب بهجای آنکه صحنه را با برشهای پیاپی خرد کند، حرکت آدمها را در فضایی گسترده دنبال میکند؛ فضای طبیعی، خانهها و میدانهای روستا به بخشی از کنش دراماتیک بدل میشوند. دوربین فقط ثبتکنندهٔ رویداد نیست، بلکه فاصلهٔ میان فرد و جمع را میسنجد و نشان میدهد چه کسی در مرکز تصویر قرار میگیرد، چه کسی به حاشیه رانده میشود و چگونه یک اجتماع در برابر نیرویی تازه سازمان مییابد.
« در عین حال، همین شیوه ممکن است برای مخاطبی که به روایت روشن و علتومعلولی خو گرفته است، گیجکننده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این شیوه، به فیلم کیفیتی رازآلود و آیینی میدهد. زمان در «Alexander the Great» زمان شتابزدهٔ حادثه نیست؛ کش میآید، مکث میکند و گاهی به حالتی شبیه انتظار جمعی میرسد. نتیجه، تجربهای است که تماشاگر را وامیدارد به جزئیات نگاه کند: به مسیر عبور مردم، فاصلهٔ بدنها، سکوت فضا و تغییر تدریجی لحن یک جمع.
اما همین امتیاز میتواند به محدودیت بدل شود. حرکتهای طولانی، اگر با پیشرفت دراماتیک یا کشف بصری تازه همراه نشوند، احساس تکرار ایجاد میکنند و تنوع تدوین را کمرنگ میسازند. ریتم و دشواری تماشا فیلم با زمانی نزدیک به سه ساعتونیم، تعهدی جدی از تماشاگر میطلبد. ریتم آرام آن برای کسانی که انتظار کشمکشهای پیدرپی، توضیح روشن انگیزهها یا گرهگشایی سریع دارند، احتمالاً خستهکننده خواهد بود.
بخشی از صحنهها بیش از آنکه اطلاعات تازهای دربارهٔ پیرنگ عرضه کنند، بر انباشتهشدن حس، فضا و انتظار تکیه دارند. از این رو، تماشاگر ممکن است در میانهٔ فیلم احساس کند روایت به جلو نمیرود، هرچند در سطح نمادها و مناسبات اجتماعی، فشار بهتدریج افزایش یافته است. ابهام روایی نیز همیشه به باروری معنا نمیانجامد.
گاهی مرز میان تمثیل و ابهامِ صرف باریک میشود و دشوار است تشخیص دهیم کدام جزئیات باید بهعنوان نشانهای مهم دنبال شوند و کدامیک صرفاً جزئی از بافت شاعرانهٔ اثرند. بااینهمه، کندی فیلم را نمیتوان فقط نقصی فنی دانست؛ این ریتم با موضوع قدرت و رکود آرمانها ارتباط دارد. مخاطب باید در همان زمانی بماند که شخصیتها در آن گرفتارند، نه آنکه تنها از نقطهای روایی به نقطهٔ دیگر منتقل شود.
« این شیوه، به فیلم کیفیتی رازآلود و آیینی میدهد. »
قوتها و کاستیها
پرسش اصلی این است که آیا چنین تجربهای برای بیننده به تأمل میانجامد یا به فرسودگی؛ پاسخ، بیش از هر چیز به میزان پذیرش او نسبت به سینمای شاعرانه وابسته است. جمعبندی «Alexander the Great» اثری حماسی، سیاسی و عمداً دشوار است که اسطوره را به ابزار خواندن تاریخ بدل میکند. قوت آن در پیوند میان چشماندازهای عظیم و مسئلهای انسانی نهفته است: آرمان رهایی، هنگامی که در دست یک رهبر متمرکز شود، چگونه میتواند صورت تازهای از فرمانروایی بسازد؟
بازی متین آنتونوتی، قابهای سنجیده و جهان روستاییِ رازآلود، به این پرسش نیرویی بصری میبخشند؛ در مقابل، زمان طولانی، کندی ریتم و زبان نمادین فیلم ممکن است فاصلهای جدی با مخاطب ایجاد کنند. این فیلم بیش از آنکه روایتی برای دنبالکردنِ آسان باشد، منظرهای برای مکث و تفسیر است. ارزش آن نه در ارائهٔ پاسخهای ساده، بلکه در آشکارکردن شکنندگی آرمانهای جمعی و دشواری جداکردن آزادی از اقتدار نهفته است.
برای تماشاگر مشتاق سینمای تأملی، تجربهای غنی و ماندگار خواهد بود؛ برای مخاطبی که روایت شفاف و پرشتاب میخواهد، آزمونی طولانی و گاه طاقتفرسا.
« این فیلم بیش از آنکه روایتی برای دنبالکردنِ آسان باشد، منظرهای برای مکث و تفسیر است. »



ثبت دیدگاه