نقد و بررسی
نقد جلادان نیز می میرند! (Hangmen Also Die!) | 1943
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و زمینهٔ تاریخی «Hangmen Also Die!» ساختهٔ Fritz Lang اثری است که در میانهٔ جنگ جهانی دوم و در فضای زندهٔ نبرد تبلیغاتی علیه فاشیسم شکل گرفت. فیلم از ترور راینهارد هایدریش، مقام بلندپایهٔ نازی در سرزمینهای اشغالی چک، الهام میگیرد؛ اما نه بهعنوان بازسازی مستند واقعه، بلکه بهمنزلهٔ تریلری سیاسی دربارهٔ ترس، مسئولیت و امکان مقاومت.
در واقعیت، عملیات ترور هایدریش به دست نیروهای چکِ آموزشدیده و اعزامشده از سوی دولت در تبعید انجام شد؛ فیلم ماجرا را با آزادی داستانی چشمگیر بازمیآفریند و شبکهای از مردم عادی را در مرکز آن قرار میدهد. این تفاوت برای تماشای اثر مهم است: ارزش فیلم را باید بیش از آنکه در دقت تاریخی جستوجو کرد، در شیوهٔ تبدیل یک رخداد سیاسی به درامی دربارهٔ جامعهای زیر سلطه سنجید.
تعلیق در سایهٔ اشغال فیلم با یک موقعیت پرخطر آغاز میشود: دکتر فرانتیشک سووبودا، جراح و میهنپرست چک، پس از ترور هایدریش زخمی شده و باید از چنگ نیروهای اشغالگر بگریزد. پناهدادن به او، استاد تاریخ استفان نووتنی و دخترش ماچا را نیز وارد چرخهای از تهدید و تصمیمهای دشوار میکند. از این نقطه، تعلیق نه فقط از پرسش «آیا قهرمان میگریزد؟» نیرو میگیرد، بلکه از این واقعیت تلخ که هر انتخاب فردی ممکن است دامان دیگران را بگیرد.
Fritz Lang بهخوبی میفهمد که ترس سیاسی را میتوان با انتظار ساخت. نگاهها، مکثها، سکوتهای ناگهانی و حضور مأموران در فضاهای روزمره گاه از رویارویی مستقیم اثرگذارترند. شهر در فیلم صرفاً پسزمینه نیست؛ شبکهای از خانهها، خیابانها و روابطی است که هرکدام ممکن است به پناهگاه یا تله بدل شوند.
« پناهدادن به او، استاد تاریخ استفان نووتنی و دخترش ماچا را نیز وارد چرخهای از تهدید و تصمیمهای دشوار میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در بخشهایی کند میشود، اما همین مکثها گاه فرصت میدهند تا حس محاصره و بیاعتمادی در تماشاگر تهنشین شود. مردم عادی و اخلاق مقاومت یکی از انتخابهای مهم فیلم آن است که مقاومت را به کنش یک قهرمان منفرد محدود نمیکند. استاد دانشگاه، خانوادهها، کارگران و شهروندانی که در ظاهر زندگی معمولی دارند، در برابر دستگاه سرکوب با پرسشی دشوار روبهرو میشوند: تا کجا باید برای حفظ جان خود سکوت کرد و از کجا سکوت به همدستی بدل میشود؟
فیلم پاسخ سادهای عرضه نمیکند، اما با نشاندادن فشار بر زندگی روزمره، معنای سیاسی مقاومت را از قلمرو شعار بیرون میآورد. این وجه، همچنان از مؤثرترین جنبههای اثر است. مردم نه به سبب قدرت خارقالعاده، بلکه به سبب همبستگی، پنهانکاری و تحمل خطر وارد ماجرا میشوند. البته فیلم گاهی این همبستگی را چنان یکپارچه و آرمانی تصویر میکند که اختلاف، دودلی و خودخواهیهای انسانی کمتر مجال ظهور مییابند.
بااینحال، محور قراردادن شهروندان عادی به اثر نیرویی جمعی میدهد: مقاومت نه فقط عملی قهرمانانه، بلکه تصمیمهایی کوچک و پیدرپی است که فضای ترس را اندکی پس میزنند. چهرهٔ قدرت و معماری وحشت نیروهای نازی در فیلم فقط مانعی برای پیشروی قهرمان نیستند؛ آنان سازوکاری برای تولید ترساند.
بازجوییها، تهدیدها و مجازاتهای جمعی نشان میدهند که قدرت اشغالگر برای یافتن یک فرد، حاضر است جامعهای کامل را زیر فشار بگذارد. بدینترتیب، وحشت فیلم بیشتر از آنکه بر خشونت تصویری متکی باشد، از نامعلومبودن پیامدها و بیپناهی افراد سرچشمه میگیرد. هر دیدار میتواند به افشاگری بینجامد و هر تأخیر، خطر را برای دیگران افزایش دهد.
« مردم عادی و اخلاق مقاومت یکی از انتخابهای مهم فیلم آن است که مقاومت را به کنش یک قهرمان منفرد محدود نمیکند. »
شخصیتها و اجرا
در اینجا میتوان ردّ نگاه سختگیر و بدبینانهٔ Lang را دید؛ نگاهی که سازوکار قدرت را نه صرفاً در چهرهٔ یک شرور، بلکه در نظمی میجوید که آدمها را به مراقبت از یکدیگر وادار میکند. بااینهمه، اثر گاه با تقسیمبندی نسبتاً روشنِ نیروهای اخلاقی، پیچیدگی روانشناختی را به سود ضرباهنگ تریلر کنار میگذارد.
شخصیتهای نازی عمدتاً نمود خشونت و ابزارهای آناند، حال آنکه شخصیتهای چک حامل وجدان و امکان مقاومت میشوند. این تضاد برای فیلم تبلیغاتیِ زمان جنگ کارکرد دارد، اما از ظرافتهای خاکستری میکاهد. میزانسن، تصویر و صدا سیاهوسفید بودن فیلم صرفاً نشانهٔ دورهٔ تولیدش نیست؛ نورپردازی و ترکیببندی در ساخت فضای تهدید سهمی جدی دارند.
سایهها، قابهای فشرده و قرارگرفتن شخصیتها در فضاهای بسته، نوعی احساس محدودیت میآفرینند؛ گویی حتی پیش از آنکه مأموری وارد اتاق شود، حضور قدرت در آنجا جا گرفته است. دوربین James Wong Howe بهجای آنکه هر لحظه را پرتحرک و نمایشی کند، بارها بر نسبت آدمها با محیط تأکید میگذارد: چه کسی در مرکز قاب است، چه کسی در حاشیه میماند و چه کسی زیر نگاه دیگران قرار دارد.
موسیقی Hanns Eisler نیز بر وجه سیاسی و عاطفی روایت میافزاید، بیآنکه فیلم را به ملودرامی یکسره احساساتی فروبکاهد. در کنار تصویر، موسیقی و سکوت هر دو در ایجاد انتظار مؤثرند. این عناصر کمک میکنند که فیلم، با وجود عمر طولانیاش، هنوز در بخشهایی از روایت کشش داشته باشد. در عین حال، همین تأکید بر فضای سنگین و گفتوگوهای توضیحی میتواند ریتم را کند کند؛ بهخصوص هنگامی که زنجیرهٔ توطئهها و پنهانکاریها بیش از اندازه گسترش مییابد.
« شخصیتهای نازی عمدتاً نمود خشونت و ابزارهای آناند، حال آنکه شخصیتهای چک حامل وجدان و امکان مقاومت میشوند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
روایت، ریتم و پیچیدگی پیرنگ پیرنگ فیلم از یک تعقیب ساده فراتر میرود و با رشتهای از سوءظنها، روابط پنهان و تصمیمهای متقابل گسترش پیدا میکند. این پیچیدگی از یک سو، حس ناامنی را تقویت میکند: هیچکس نمیداند چه کسی چه چیزی را میداند و کدام رابطه به نقطهضعفی برای جمع بدل خواهد شد.
از سوی دیگر، روایت گاه چنان شاخهشاخه میشود که تمرکز عاطفی بر تجربهٔ اصلی شخصیتها کاهش مییابد. برخی بخشها بیش از آنکه تنش را فشرده کنند، آن را در مسیرهای فرعی پخش میکنند. طول فیلم نیز این دوگانگی را تشدید میکند. تعلیق در بسیاری از لحظهها پابرجاست، اما فیلم همیشه از زمان خود بهترین استفاده را نمیکند.
بعضی گفتوگوها و گذرهای روایی را میشد فشردهتر کرد تا حرکت داستان قاطعتر بماند. در مقابل، شتابدادن بیش از حد شاید از فرصت لازم برای حسکردن خطر جمعی میکاست. بنابراین مسئله فقط «کندی» نیست؛ بلکه کشاکشی میان نیاز به فضاسازی و تمایل به پیشبردن تریلر است که فیلم همیشه بهنرمی از پس آن برنمیآید.
بازیها و شخصیتپردازی بازی Brian Donlevy در نقش سووبودا بر خویشتنداری تکیه دارد. او قهرمان را نه با نمایشهای پرشور، بلکه با پایداری و احتیاط پیش میبرد؛ انتخابی که با فضای زیرزمینی روایت تناسب دارد. Walter Brennan در نقش استفان نووتنی حضوری متفاوت دارد: شخصیت او با دانش و جایگاه اجتماعیاش وارد موقعیتی میشود که دیگر نمیتوان در آن تنها تماشاگر ماند.
« از سوی دیگر، روایت گاه چنان شاخهشاخه میشود که تمرکز عاطفی بر تجربهٔ اصلی شخصیتها کاهش مییابد. »
قوتها و کاستیها
Anna Lee نیز به ماچا کیفیتی فعال میبخشد و او را از نقش صرفاً تزئینیِ دخترِ خانواده دور میکند. در مجموع، بازیها به حفظ جدیت فیلم کمک میکنند، هرچند بعضی شخصیتها بیشتر کارکرد روایی دارند تا مسیر تحول پیچیدهای را طی کنند. گاه فیلم برای پیشبردن پیام جمعیاش، فردیت برخی آدمها را سادهتر میسازد.
بااینحال، حضور بازیگران مکمل در ساختن شبکهای از روابط و سوءظنها مؤثر است و کمک میکند فیلم صرفاً به جدال مستقیم میان قهرمان و دشمن فروکاسته نشود. جمعبندی «Hangmen Also Die!» تریلری سیاسی است که نیروی اصلیاش از پیوند میان تعلیق و مسئولیت اجتماعی میآید. اثر با فضاسازیِ تهدیدآمیز و توجه به زندگی مردم عادی نشان میدهد اشغال چگونه ترس را به درون خانهها و رابطهها میبرد؛ و در برابر آن، مقاومت چگونه میتواند از همبستگی و انتخابهای دشوار روزمره پدید آید.
ریتم نابرابر، پیرنگ گاه بیش از اندازه پیچیده و تصویر آرمانی از مقاومت، از کاستیهای مهم فیلماند؛ همچنین روایتش را نباید بازسازی دقیقی از ترور تاریخی هایدریش دانست. با وجود این محدودیتها، نگاه Lang به فشار استبداد و ترسِ فراگیر هنوز اثرگذار است. فیلم شاید در همهٔ لحظهها به یک اندازه چابک نباشد، اما نیروی اخلاقی و فضای خفقانآورش آن را به اثری ماندگار در سینمای ضدنازی بدل میکند.
« Anna Lee نیز به ماچا کیفیتی فعال میبخشد و او را از نقش صرفاً تزئینیِ دخترِ خانواده دور میکند. »



ثبت دیدگاه