نقد و بررسی
نقد استاد بی کله 2 1994 (The Legend of Drunken Master) | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و نمایش «The Legend of Drunken Master» که با عنوان اصلی «Drunken Master II» شناخته میشود، بیش از آنکه بر پیچیدگی پیرنگ تکیه کند، بر نیروی بدن، ریتم مبارزه و حضور کمنظیر جکی چان بنا شده است. وانگ فِیهونگ، قهرمان جوان فیلم، ناخواسته میان دو سوی یک کشمکش قرار میگیرد: بیگانگانی که در پی خارجکردن آثار باستانی چیناند و کسانی که میخواهند جلوی این چپاول را بگیرند.
در کنار این ماجرا، مخالفت پدرش با روش مبارزهای که او به کار میگیرد، تنشی خانوادگی و شخصی به داستان میافزاید. این زمینه تاریخی به فیلم بُعدی فراتر از ماجرای تعقیب و گریز و نبرد میدهد. مسئله فقط مقابله با چند خلافکار نیست؛ فیلم از میراث فرهنگی، سلطه بیگانه و احساس مسئولیت در برابر گذشته نیز سخن میگوید.
بااینحال، این ایدهها بیشتر نقش چارچوبی روایی دارند تا موضوعی که فیلم با دقت و ژرفا بکاود. وزن اصلی اثر، بیتردید، بر صحنههای کنش و بر جذابیت جسمانی اجرای چان قرار گرفته است. قصهای برای پیوند دادن صحنهها پیرنگ فیلم ساده و سرراست پیش میرود و بهندرت از الگوهای آشنای سینمای رزمی فاصله میگیرد.
برخورد اتفاقی قهرمان با ماجرای قاچاق آثار، او را قدمبهقدم به درگیری بزرگتری میکشاند. در همین مسیر، مخالفت پدر با مشتزنی مستی، تضادی خانوادگی میسازد که میتوانست به یکی از محورهای عاطفی پررنگ فیلم بدل شود؛ اما این خط داستانی معمولاً به اندازه نبردها فرصت گسترش پیدا نمیکند. این سادگی لزوماً نقطهضعف مطلق نیست.
« این زمینه تاریخی به فیلم بُعدی فراتر از ماجرای تعقیب و گریز و نبرد میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در مقام سرگرمی، نیازی ندارد همه گرهها را پیچیده کند و انگیزههای شخصیتها را با شرحی طولانی بپروراند. مسئله زمانی پدیدار میشود که صحنههای انتقالی یا تکرار بعضی موقعیتها ریتم را کند میکنند، بیآنکه اطلاعات تازه یا دگرگونی مهمی به داستان بیفزایند. به همین دلیل، بخشهایی از روایت کشدار به نظر میرسند و انسجام کلی آن به پای کیفیت اجرایی صحنههای مبارزه نمیرسد.
جکی چان؛ بازیگر و طراح حرکت جذابیت محوری فیلم در چگونگی پیوند بازیگری و حرکت نهفته است. جکی چان قهرمان را نه چهرهای شکستناپذیر و عبوس، بلکه انسانی چابک، بازیگوش و گاه دستپاچه تصویر میکند. او در میانه نبرد همواره واکنش نشان میدهد: از محیط بهره میبرد، تعادلش را از دست میدهد، دوباره برمیخیزد و با ابتکاری تازه موقعیت را تغییر میدهد.
همین آسیبپذیری ظاهری، مبارزات را زندهتر میکند؛ تماشاگر صرفاً شاهد نمایش قدرت نیست، بلکه مسیر تلاش و بداههپردازی قهرمان را دنبال میکند. بدلکاریها نیز از اجزای تزئینی فیلم نیستند؛ هسته اصلی زبان آن را میسازند. هر سقوط، پرش و چرخش در خدمت ساختن یک کنش روشن است و بدن بازیگر به ابزار روایت بدل میشود.
شگفتی اجرا فقط در خطرپذیری یا دشواری حرکات نیست، بلکه در دقت زمانی و وضوح آنهاست. بیننده میتواند مسیر حرکتها و رابطه میان ضربه، واکنش و پاسخ را دنبال کند؛ ویژگیای که به صحنهها حس واقعی و ملموس میبخشد. دشواری بدلکاریهای چان از همان آغاز فیلم به چشم میآید و توجه را بیدرنگ به توانایی جسمانی او جلب میکند.
« فیلم در مقام سرگرمی، نیازی ندارد همه گرهها را پیچیده کند و انگیزههای شخصیتها را با شرحی طولانی بپروراند. »
شخصیتها و اجرا
مبارزه بهمثابه رقص و کمدی مبارزات فیلم فقط برای نشاندادن برتری یک طرف بر طرف دیگر طراحی نشدهاند؛ هرکدام نوعی نمایش ریتم و میزانسناند. جابهجایی بدنها، استفاده از اشیا و تغییر ناگهانی فاصله، صحنه را به ترکیبی از دعوا و رقص بدل میکند. مشتزنی مستی نیز در همین چارچوب معنا مییابد: حرکات نامتوازن و ظاهراً بیقاعده، بهتدریج نظمی خاص پیدا میکنند و همین تضاد، هم خنده میآفریند و هم تعلیق.
کمدی از دل کنش بیرون میآید، نه آنکه صرفاً میان دو صحنه اکشن بهصورت وقفهای جداگانه قرار بگیرد. لغزشها، واکنشهای اغراقشده و استفاده خلاقانه از محیط، تنش را سبک میکنند و به فیلم حالوهوایی صمیمی میدهند. این طنز معمولاً شیرین و کمآزار است؛ خشونت را به نمایش مهارت بدل میکند، نه به تصویری تلخ و سنگین.
البته همین لحن گاه سبب میشود خطر موقعیتها کمرنگ شود و برخی لحظات بیش از اندازه بر شوخی یا تکرار یک حرکت تکیه کنند. پدر، خانواده و مرزهای قهرمانی رابطه وانگ فِیهونگ با پدرش، فیلم را از یک رشته مبارزه صرف فراتر میبرد. پدر با سبک مشتزنی مستی مخالف است و نگرانی او فقط از جنس سختگیری سنتی نیست؛ در دل این مخالفت، پرسشی درباره خویشتنداری و مسئولیت نیز وجود دارد.
قدرت رزمی، در نگاه فیلم، هم توانایی دفاع از دیگران است و هم خطری که اگر مهار نشود میتواند صاحبش را به بیاحتیاطی بکشاند. حضور مادرخوانده نیز به فضای خانوادگی فیلم گرما میبخشد و بخشی از کمدی آن را شکل میدهد. در مجموع، خانواده در برابر قهرمان صرفاً مانعی برای استقلال او نیست؛ رابطهای است که به انتخابهایش معنای اخلاقی میدهد.
« جابهجایی بدنها، استفاده از اشیا و تغییر ناگهانی فاصله، صحنه را به ترکیبی از دعوا و رقص بدل میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، این مضمون بیشتر در حاشیه ماجرای اکشن باقی میماند. فیلم به جای آنکه تعارض نسلها را تا پایان با جزئیات بپرورد، اغلب آن را به فرصتی برای شوخی یا فراهمکردن زمینه درگیری بعدی تبدیل میکند. اجراهای مکمل و فضای بصری در کنار چان، بازیگران مکمل به ساختن فضایی پرتحرک و آمیخته با شوخی کمک میکنند.
نقش پدر، با وقار و سختگیریاش، نقطه مقابل سرزندگی قهرمان است؛ همین تفاوت، برخوردهای خانوادگی را مؤثرتر میسازد. گروه بازیگران پیرامونی نیز به فیلم حس جمعی میدهند و اجازه میدهند که ماجرا تنها در محدوده قهرمان و دشمن اصلیاش محصور نماند. بااینحال، بسیاری از شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد روایی دارند تا زندگی مستقل؛ حضورشان عمدتاً برای پیشبرد ماجرا یا شکلدادن به یک موقعیت کمیک و رزمی است.
فضای صنعتی و صحنههای مرتبط با کارخانه، در بخشهایی از فیلم به مبارزات مقیاسی چشمگیر میبخشند. محیط فقط پسزمینه نیست: ابزارها و موانع پیرامون به بخشی از طراحی کنش بدل میشوند. در مقابل، موسیقی در بعضی لحظات با حالوهوای صحنه کاملاً همنشین نیست. گاهی آنقدر بر فضای کمیک یا پرهیجان تأکید میکند که از شدت یا ظرافت موقعیت میکاهد؛ هرچند در بخشهایی دیگر، ریتم آن به پیشبرد حرکتها یاری میرساند.
ریتم، تداوم و محدودیتها بزرگترین محدودیت فیلم در فاصله میان صحنههای مبارزه آشکار میشود. وقتی کنش آغاز میشود، فیلم از حیث انرژی و ابتکار تماشایی است؛ اما میان این اوجها، روایت همیشه کشش مشابهی ندارد. برخی بخشها طولانیتر از آناند که برای پیشبرد داستان لازم باشد و بعضی شوخیها نیز پس از آنکه اثر اولیه خود را گذاشتهاند، ادامه پیدا میکنند.
« بااینهمه، این مضمون بیشتر در حاشیه ماجرای اکشن باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، فیلم گاه به جای حرکت پیوسته بهسوی مقصد، میان موقعیتهای پراکنده مکث میکند. بااینحال، این کاستیها مانع از آن نمیشوند که فیلم در قلمرو اصلی خود موفق باشد. اثر ادعای درامی پیچیده یا مطالعهای تاریخیِ موشکافانه ندارد؛ نیروی آن در اجراست، در هماهنگی بدنها و در توانایی تبدیل یک درگیری ساده به نمایشی دیدنی.
هرجا که فیلم به اکشن و کمدی جسمانی تکیه میکند، شخصیت ویژه خود را پیدا میکند؛ هرجا که به توضیح پیرنگ متکی میشود، معمولیتر جلوه میکند. جمعبندی «The Legend of Drunken Master» فیلمی است که بیش از هر چیز با بدن، ریتم و بداههپردازی سخن میگوید. قصهاش ساده است و در بخشهایی از انسجام و ایجاز کافی برخوردار نیست؛ برخی صحنهها کش میآیند و موسیقی نیز همیشه با فضای فیلم جور نیست.
اما انرژی مبارزهها، بدلکاریهای چشمگیر جکی چان و کمدی برخاسته از حرکت، اثری سرزنده و سرگرمکننده میسازند. ارزش فیلم در این نیست که داستانی بینقص روایت کند، بلکه در این است که کنش را به تجربهای دیداری و بدنی بدل میسازد. مشتزنی مستی برای قهرمان فقط یک فن رزمی نیست؛ راهی برای آمیختن آشفتگی و مهارت، خطر و شوخی، و خودنمایی و دفاع از دیگران است.
فیلم در بهترین لحظاتش نشان میدهد که چگونه یک حرکت دقیق میتواند هم خنده بیاورد و هم تماشاگر را میخکوب کند.
« در نتیجه، فیلم گاه به جای حرکت پیوسته بهسوی مقصد، میان موقعیتهای پراکنده مکث میکند. »



ثبت دیدگاه