نقد و بررسی
نقد گونگا دین (Gunga Din) | 1939
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجوییای با میراثی دوگانه «گونگا دین» ساختهٔ جورج استیونز، ماجراجویی پرخرج و پرتحرکی است که در هندِ استعماریِ سدهٔ نوزدهم میگذرد. سه گروهبان بریتانیایی، بالانتاین، کاتر و مکچسنی، به مأموریتی برای بررسی قطع ارتباط یک پاسگاه دورافتاده فرستاده میشوند و گونگا دین، آبرسان همراه آنان، در این سفر حضور دارد.
کشف ردپای توگیها، گروهی رازآلود و خشونتبار، ماجرا را از مأموریتی نظامی به سفری پرخطر بدل میکند. فیلم از شعری به همین نام از رودیارد کیپلینگ الهام گرفته، اما آن را به روایتی ماجراجویانه و گروهی گسترش داده است. این اثر را نمیتوان تنها به چشم سرگرمیای از گذشته دید. از یک سو، فیلم با وسعت صحنهها، شوخیهای بازیگران و حرکت مداوم روایت، جذابیتی آشکار دارد؛ از سوی دیگر، نگاهش به استعمار و مردم هند چنان جهتدار است که تماشای امروزی آن ناگزیر با پرسش و فاصلهگذاری همراه میشود.
همین دوگانگی، «گونگا دین» را به فیلمی هم تماشایی و هم مسئلهدار تبدیل میکند. سه سرباز و نیروی رفاقت ستون عاطفی و کمدی فیلم، رابطهٔ سه گروهبان است. بالانتاین خویشتندارتر و مؤدبتر از دو همراهش به نظر میرسد؛ مکچسنی تندخو و اهل درگیری است؛ و کاتر با خیالپردازی و طمعش موقعیتهای دردسرساز میآفریند.
تفاوت خلقوخوها به فیلم امکان میدهد که در دل خطر، میان شخصیتها اصطکاک و شوخی ایجاد کند. این سه نفر بیش از آنکه قهرمانانی با مسیرهای دگرگونی عمیق باشند، گروهی هماهنگ از ماجراجویاناند که تماشای کلکل و همراهیشان بخش مهمی از لذت فیلم است. کری گرانت، ویکتور مکلاگلن و داگلاس فیربنکس جونیور به این رابطه جان میدهند.
« کشف ردپای توگیها، گروهی رازآلود و خشونتبار، ماجرا را از مأموریتی نظامی به سفری پرخطر بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
حضور گرانت بهویژه در نقش کاتر، وجه بازیگوش و شلوغ فیلم را تقویت میکند؛ او از جدیت خشک فاصله میگیرد و با حرکات و واکنشهایش به صحنهها نیروی کمیک میبخشد. بااینحال، جذابیت این همراهی همیشه کافی نیست تا کمبود پرداخت شخصیتی را جبران کند. رفاقت آنان بیشتر در رفتارهای روزمره و شوخیهای مکرر دیده میشود تا در گفتوگوهایی که لایههای پنهان شخصیتها را آشکار کند.
گونگا دین در حاشیهٔ روایت با آنکه نام فیلم بر شخصیت گونگا دین تکیه دارد، بخش بزرگی از روایت و توجه نمایشی میان سه گروهبان تقسیم شده است. دین در آغاز بیش از آنکه فردی با جهان درونی مستقل باشد، همراهی وفادار و مشتاق به نظر میرسد که در کنار سربازان بریتانیایی حرکت میکند. همین انتخاب، میان عنوان فیلم و مرکز ثقل داستان فاصله میاندازد: شخصیت هندیِ محوری، اغلب در نسبت با قهرمانان بریتانیایی تعریف میشود.
بازی سم جافه برای شخصیت حالتی صمیمی و اثرگذار میسازد، اما فیلم به او فرصت محدودی میدهد تا فراتر از وفاداری و آرمانخواهیاش شناخته شود. از همین رو، دین همزمان میتواند حضوری عاطفی و نمادی روایی باشد؛ نمادی که شجاعت و فداکاری را به نمایش میگذارد، اما استقلال و پیچیدگیاش کمتر از آن چیزی است که عنوان اثر وعده میدهد.
این محدودیت صرفاً مسئلهای مربوط به شخصیتپردازی نیست؛ به نگاه تاریخی فیلم نیز پیوند میخورد، زیرا قهرمان هندی در نهایت از دریچهٔ ارزشهایی سنجیده میشود که روایت بریتانیایی تعیین کرده است. اکشن، مقیاس و مهارت اجرایی از نقاط قوت روشن فیلم، تواناییاش در ساختن حس ماجراجویی است. مأموریتهای نظامی، تعقیبها و درگیریها با ضرباهنگی پرتحرک پیش میروند و در قابهای باز، حرکت جمعیت و نیروهای نظامی، مقیاسی بزرگتر از گفتوگوهای میان شخصیتها به فیلم میبخشد.
« بااینحال، جذابیت این همراهی همیشه کافی نیست تا کمبود پرداخت شخصیتی را جبران کند. »
شخصیتها و اجرا
برای اثری محصول ۱۹۳۹، دکورها و صحنههای گسترده چشمگیرند؛ فیلم میخواهد تماشاگر را نه فقط درگیر یک داستان، بلکه وارد جهانی پر از خطر، فاصله و حرکت کند. فیلمبرداری و طراحی صحنه در خدمت همین حساند: فضاها اغلب برای نمایش وسعت و تهدید ساخته شدهاند و ماجراجویی را از محدودهٔ اتاقها و گفتوگوها بیرون میبرند.
جذابیت صحنههای اکشن نیز فقط به شلوغی تصویر وابسته نیست؛ ترکیب خطر جسمانی با طنز و واکنشهای شخصیتها به فیلم هویتی پرجنبوجوش میدهد. بااینهمه، این انرژی همیشه به معنای پیشروی مؤثر نیست. بعضی بخشها طولانی میشوند و فیلم گاهی چنان در تکرار ماجراهای پرهیجان میماند که تعلیق به جای فشردهتر شدن، کش میآید.
لحن میان شوخی و خطر «گونگا دین» میکوشد هم کمدی رفاقتی باشد و هم داستانی دربارهٔ مأموریت نظامی و تهدیدی مرگبار. در بهترین لحظهها، این دو وجه یکدیگر را تقویت میکنند: شوخیهای سربازان در دل موقعیتهای دشوار، به شخصیتها سرزندگی میبخشد و اکشن نیز به خندهها وزن و خطر میدهد. اما گذار از شوخیهای نسبتاً سبک به جدیت ناگهانی همیشه نرم نیست.
گاه فیلم از مخاطب میخواهد در فاصلهای کوتاه از خنده به اضطراب برسد، بیآنکه میان این دو حالت پیوندی کافی بسازد. شروع فیلم هم ممکن است برای همه بهسرعت گیرایی لازم را پیدا نکند. روایت ابتدا وقت زیادی را صرف معرفی حالوهوای سربازان و روابطشان میکند و سپس بهتدریج ماجراجویی اصلی را پیش میبرد.
« بااینهمه، این انرژی همیشه به معنای پیشروی مؤثر نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ساختار به شکلگیری آشنایی با گروه کمک میکند، اما اگر شوخیهای آغازین با سلیقهٔ تماشاگر جور نباشد، ورود به بخش پرتنش داستان دیرهنگام به نظر میرسد. در ادامه نیز چند موقعیت کمیک بیش از اندازه کش پیدا میکند؛ مسئلهای که با طول کلی فیلم همراه میشود و از شتاب آن میکاهد. هندِ فیلم و مسئلهٔ استعمار بزرگترین مانع برای تماشای بیواسطهٔ فیلم، تصویر هند و مردم هند در جهانبینی آن است.
روایت، ارتش بریتانیا را نیرویی منظم و قهرمانانه میبیند و شخصیتهای هندی را عمدتاً در نقش همراه، تهدید یا موضوعی برای ماجراجویی قرار میدهد. در نتیجه، تعارضهای سیاسی و تاریخیِ حضور بریتانیا در هند به حاشیه رانده میشوند و داستان بیشتر از زاویهٔ سربازان استعمارگر پیش میرود. چنین رویکردی باعث میشود بعضی لحظهها، که فیلم انتظار دارد ستایشبرانگیز باشند، برای تماشاگر امروز ناراحتکننده یا دستکم پرسشبرانگیز جلوه کنند.
این مسئله در شیوهٔ نمایش توگیها نیز دیده میشود. آنان در ساختار ماجراجویانهٔ فیلم به دشمنی مرموز و تهدیدی یکدست تبدیل میشوند؛ اما این تصویر، پیچیدگی جامعه و فرهنگ هند را بازتاب نمیدهد و بیشتر در خدمت سادهسازی کشمکش میان قهرمانان و مخالفان است. بنابراین، فیلم را میتوان همزمان نمونهای توانا از سینمای ماجراجویانهٔ استودیویی و محصول نگرشی دانست که قهرمانی را تقریباً بهطور کامل در اختیار نیروی استعمارگر میگذارد.
تماشای انتقادی آن مستلزم دیدن هر دو وجه است. ریتم و تجربهٔ تماشا طول فیلم برای داستانی که بر مأموریت، خطر و رفاقت بنا شده، گاهی به زیانش تمام میشود. چند بخش میتوانستند کوتاهتر باشند، و بعضی شوخیها پس از آنکه اثرشان را گذاشتهاند، ادامه مییابند. اگر تماشاگر با انرژی سه شخصیت اصلی همراه شود، این مکثها ممکن است بخشی از لذت فضای کلاسیک فیلم باشند؛ اگر نه، همان صحنهها به احساس کشآمدن و کمشدن شتاب دامن میزنند.
« این مسئله در شیوهٔ نمایش توگیها نیز دیده میشود. »
قوتها و کاستیها
با این حال، فیلم در حفظ تنوع دیداری و حرکت روایی تواناست. هرگاه داستان از گفتوگوهای طولانی فاصله میگیرد و به فضای باز، مأموریت یا خطر جسمانی میرسد، سرزندگی بیشتری پیدا میکند. همین تفاوت میان بخشهای پرتحرک و قسمتهای کندتر توضیح میدهد که چرا تجربهٔ تماشای آن میتواند دوگانه باشد: فیلم صحنههایی دارد که هنوز شور و مقیاسشان بهچشم میآید، اما میان آنها لحظاتی هم هست که نیازمند حوصلهاند.
جمعبندی «گونگا دین» اثری است با توان اجرایی و سرگرمیِ واقعی، اما با محدودیتهایی که نمیتوان نادیده گرفت. شیمی میان کری گرانت، ویکتور مکلاگلن و داگلاس فیربنکس جونیور، صحنههای اکشن پرتحرک و مقیاس چشمگیر تولید، آن را به ماجراجوییای بهیادماندنی بدل میکنند. در مقابل، طولانیشدن برخی بخشها، ناهماهنگی میان کمدی و جدیت، و مهمتر از همه، نگاه استعمارگرانه و تصویر یکسویه از هند، فاصلهای جدی میان فیلم و تماشاگر امروز میسازند.
ارزش تماشای فیلم در همین ترکیب نهفته است: هم میتوان از مهارتهای سینمایی و شور ماجراجویانهاش لذت برد و هم پرسید قهرمانی در این جهان از چه کسی ساخته میشود و چه کسانی از مرکز روایت بیرون میمانند. این نگاه دوگانه، «گونگا دین» را از یک سرگرمی ساده فراتر میبرد و آن را به اثری تبدیل میکند که هم دربارهٔ سینمای کلاسیک و هم دربارهٔ پیشفرضهای تاریخی آن حرف میزند.
« با این حال، فیلم در حفظ تنوع دیداری و حرکت روایی تواناست. »



ثبت دیدگاه