نقد و بررسی
نقد ریچی ریچ (Ri¢hie Ri¢h) | 1994
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای درباره ثروت و تنهایی «Ri¢hie Ri¢h» از تناقضی ساده اما پرظرفیت آغاز میکند: پسری که هر خواستهای را میتواند با ثروتش برآورده کند، از چیزی محروم است که خریدنی نیست؛ همبازی و دوستی همسنوسال. ریچی وارث ثروتی افسانهای است، اما زندگیاش زیر سایه تشریفات، آموزشهای خصوصی و تدابیر بزرگسالان میگذرد.
در سوی دیگر، لارنس وندو با نقشهای برای تصاحب امپراتوری خانواده، تهدیدی بیرونی میسازد که مسیر داستان را از خیالپردازی کودکانه به ماجرایی خانوادگی و پرتحرک میکشاند. این تقابل میان وفور مادی و نیاز عاطفی، بهترین ایده فیلم است. روایت میخواهد نشان دهد که ثروت، اگرچه میتواند جهان را به زمین بازی بدل کند، جای رابطه و تجربه مشترک را نمیگیرد.
بااینحال، این مضمون بیش از آنکه از دل موقعیتها و تحول شخصیتها بجوشد، گاه همچون نتیجهای از پیش معلوم بر قصه سایه میاندازد. فیلم ایدهای روشن دارد، اما همیشه آن را با ظرافتی متناسب پرورش نمیدهد. خیال کودکانه در مقیاس عمارت یکی از جذابترین عناصر فیلم، جهانی است که برای ریچی ساخته شده: عمارت عظیم، امکانات نامتعارف، ابزارهای شگفتانگیز و نشانههای بیپرده تجمل.
« ریچی وارث ثروتی افسانهای است، اما زندگیاش زیر سایه تشریفات، آموزشهای خصوصی و تدابیر بزرگسالان میگذرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این فضا را نه با واقعگرایی، بلکه با منطق کارتون میسازد؛ هر اتاق میتواند غافلگیری تازهای داشته باشد و هر وسیله، فرصتی برای شوخی یا ماجراجویی فراهم کند. از همین رو، خانه صرفاً پسزمینه نیست؛ بخشی از شخصیت و فانتزی فیلم است. تماشای این دنیای اغراقشده، بهویژه برای مخاطبی که با فیلمهای خانوادگی دهه نود خاطره دارد، لذت مستقلی ایجاد میکند.
ساختههای عجیب پروفسور کینبین و امکانات بیحدوحصر عمارت، به تخیل کودکانه مجال بروز میدهند. بااینهمه، فیلم گاهی به نمایش پشتسرهم شگفتیها بسنده میکند؛ گویی صرف دیدن ابزارها و اتاقهای حیرتانگیز برای پیشبرد صحنه کافی است. در نتیجه، جهان بصری فیلم سرگرمکننده میماند، اما همیشه به بخشی ضروری از روایت بدل نمیشود.
مککالی کالکین و شخصیت ریچی مککالی کالکین در نقش ریچی از همان سرمایه آشنای خود بهره میگیرد: چهرهای معصوم، زمانبندی کمیک و نوعی خونسردی کودکانه در برابر موقعیتهای نامعمول. او بهخوبی فاصله میان آسایش افراطی زندگی ریچی و نیاز واقعی او به ارتباط را نشان میدهد. با این حال، شخصیتپردازی در حدی ساده باقی میماند که فیلم خانوادگیاش اقتضا میکند؛ ریچی کمتر با تضادهای پیچیده درونی روبهرو میشود و دگرگونی او نیز عمدتاً در مسیر یک پیام اخلاقی روشن حرکت میکند.
« از همین رو، خانه صرفاً پسزمینه نیست؛ بخشی از شخصیت و فانتزی فیلم است. »
شخصیتها و اجرا
بازی کالکین زمانی مؤثرتر است که فیلم اجازه میدهد رفتارهای روزمره و واکنشهای کوچک او دیده شود، نه آنگاه که صرفاً باید موتور شوخی یا قهرمان بیخطای ماجرا باشد. حضور او همچنان برای دوستداران سینمای آن دوره جذاب است، اما فیلم گاه بیش از اندازه به ستارهبودنش تکیه میکند و کمتر میکوشد شخصیتی فراتر از تصویر آشنای بازیگر بسازد.
کَدبری؛ نیروی گرم و زنده فیلم اگر ریچی مرکز قصه است، کَدبری یکی از منابع اصلی جان و شوخطبعی آن به شمار میآید. جاناتان هاید در نقش پیشخدمت وفادار خانواده، ترکیبی از وقار، انضباط و آمادگی برای دردسر را به نمایش میگذارد. کَدبری در ظاهر خدمتگزاری بینقص است، اما رابطهاش با ریچی وجهی انسانیتر به فیلم میدهد: او فقط مجری خواستههای ارباب کوچک خود نیست، بلکه میکوشد او را به تجربهای واقعی از دوستی و بازی نزدیک کند.
تقابل خونسردی کَدبری با آشوب موقعیتها، ظرفیت کمیک خوبی ایجاد میکند و در بعضی صحنهها توجه را از قهرمان اصلی میرباید. رابطه او با ریچی نیز در قیاس با بسیاری از پیوندهای دیگر فیلم ملموستر است؛ چون از مراقبت و اعتماد شکل میگیرد، نه صرفاً از توضیح مستقیم پیام داستان. این حضور، فیلم را از مجموعهای از نمایشهای تجملی فراتر میبرد و به آن گرمایی میبخشد که در بخشهایی از قصه غایب است.
« جاناتان هاید در نقش پیشخدمت وفادار خانواده، ترکیبی از وقار، انضباط و آمادگی برای دردسر را به نمایش میگذارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کمدی میان شوخی مؤثر و لودگی کمدی فیلم عمدتاً بر اغراق، شوخیهای دیداری و برخورد شخصیتها با امکانات عجیب بنا شده است. این شیوه با فضای کودکانه اثر تناسب دارد و در لحظاتی که از تضاد میان تشریفات ثروتمندان و سادگی دوستیهای معمولی استفاده میکند، نتیجهای دلنشین به بار میآورد. فیلم قرار نیست طنزی اجتماعی و گزنده درباره ثروت عرضه کند؛ بیشتر میخواهد با تصویری رنگارنگ و بازیگوش، مخاطب را سرگرم سازد.
اما کیفیت شوخیها یکدست نیست. برخی بر تکرار یا اغراق بیش از اندازه تکیه دارند و بهجای آنکه موقعیت را بامزهتر کنند، آن را طولانی میسازند. گاهی نیز شوخی پیش از آنکه فرصت اثرگذاری پیدا کند، به شکل دیگری تکرار میشود. همین تفاوت میان لحظههای بانمک و شوخیهای کمرمق، ریتم کمدی را ناپایدار میکند و اجازه نمیدهد فیلم در تمام مدت به سرزندگی مطلوبش برسد.
روایت پراکنده و تعلیق محدود مسئله اصلی فیلم، نه فقدان ایده، بلکه چگونگی پیوند دادن ایدههاست. داستان میان تنهایی ریچی، زندگی مجلل او، آشنایی با بچههای دیگر و تهدید وندو جابهجا میشود، اما این خطها همیشه با انسجام کافی به هم نمیرسند. بعضی بخشها بیشتر شبیه توقفهایی برای نمایش یک وسیله تازه یا اجرای شوخی هستند تا گامهایی ضروری در مسیر ماجرا.
« برخی بر تکرار یا اغراق بیش از اندازه تکیه دارند و بهجای آنکه موقعیت را بامزهتر کنند، آن را طولانی میسازند. »
قوتها و کاستیها
حاصل، روایتی است که گاه پرجنبوجوش به نظر میرسد، اما در مجموع پراکنده و کمتمرکز میماند. مسیر کلی داستان نیز چندان غافلگیرکننده نیست. نشانهها و تقابلها از ابتدا مخاطب را به سوی نتیجهای آشنا هدایت میکنند؛ ازاینرو، فیلم بیشتر بر تماشای موقعیتها تکیه دارد تا کشف اینکه بعداً چه رخ خواهد داد.
در بخشهای پایانی هم جمعبندی ماجرا شتابزده احساس میشود: مسئلهها حل میشوند، اما فرصت کافی برای مکث بر پیامدهای عاطفی یا معنای تحول شخصیتها فراهم نمیشود. این عجله، اثر را از فرودی پختهتر محروم میکند. نوستالژی، مخاطب و ارزش تماشا امروز «Ri¢hie Ri¢h» را میتوان بیش از هر چیز در پیوندش با سینمای خانوادگی دهه نود تماشا کرد؛ دورانی که اغراق بصری، خانههای رؤیایی، قهرمانان کودک و ماجراهای ساده و خوشپایان بخشی از جذابیت فیلمهای عامهپسند بودند.
همین کیفیت نوستالژیک برای بعضی تماشاگران همچون نیرویی عاطفی عمل میکند: نه لزوماً به این دلیل که فیلم از نظر روایی بینقص است، بلکه چون حالوهوا و تصویرهایش خاطرهانگیزند. برای کودک یا تماشاگری که از فانتزیهای پرزرقوبرق و شوخیهای ساده لذت میبرد، فیلم هنوز میتواند سرگرمکننده باشد.
« حاصل، روایتی است که گاه پرجنبوجوش به نظر میرسد، اما در مجموع پراکنده و کمتمرکز میماند. »
جمعبندی
مخاطبی که در پی قصهای منسجمتر، طنزی تازهتر یا شخصیتپردازی عمیقتر است، احتمالاً زودتر محدودیتهای آن را احساس میکند. فیلم در بهترین لحظههایش تخیل را به حرکت درمیآورد؛ در ضعیفترین لحظهها، به همان تخیل بسنده میکند و از ساختن روایتی به همان اندازه جذاب بازمیماند. جمعبندی



ثبت دیدگاه