نقد و بررسی
نقد نیروی طبیعت (Forces of Nature) | 1999
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوبی در مسیر ازدواج «نیروهای طبیعت» ساختهٔ برونون هیوز، کمدی رمانتیکی است که از همان آغاز، سفر را نه صرفاً راهی برای رسیدن به مقصد، بلکه آزمونی برای سنجیدن خواستههای شخصیت اصلی میگیرد. بن هولمز، مردی که باید خود را به ساوانا برساند تا ازدواج کند، با حادثهای در فرودگاه و لغو پروازها از مسیر برنامهریزیشدهاش بیرون میافتد.
آشناییاش با سارا، زنی سرزنده و پیشبینیناپذیر، سفر جادهای پُرمانعی را رقم میزند؛ سفری که در آن هر تأخیر و دردسر، فرصتی تازه برای بههمخوردن نظم ذهنی بن است. فیلم از این موقعیت آشنا ــ دو غریبه در جاده، مقصدی دور و زمان محدود ــ برای ساختن برخورد میان دو شیوهٔ زیستن بهره میگیرد.
بن به قطعیت، برنامه و تعهدی از پیش تعیینشده تکیه دارد؛ سارا با بداههپردازی و رهاشدگی وارد صحنه میشود. کشش اصلی داستان از همین تقابل برمیآید، اما فیلم همیشه نمیتواند آن را به کشمکشی دراماتیک و پیوسته تبدیل کند. گاهی ماجراها بهجای آنکه شناختی تازه از شخصیتها بسازند، فقط ایستگاههایی برای شوخی و حادثهاند.
سارا؛ نیروی محرک فیلم در میان بازیگران، ساندرا بولاک بیش از همه به فیلم جان میدهد. او سارا را با انرژی، شوخطبعی و نوعی بیپروایی بازی میکند که حضورش را حتی در بخشهای کمرمق داستان زنده نگه میدارد. سارا در نگاه نخست میتواند همان چهرهٔ آشنای زن نامتعارف در کمدی رمانتیک به نظر برسد؛ اما بولاک با تغییر لحن، مکثهای کوتاه و واکنشهای سریع، به او کیفیتی ملموس میبخشد.
« بن به قطعیت، برنامه و تعهدی از پیش تعیینشده تکیه دارد؛ سارا با بداههپردازی و رهاشدگی وارد صحنه میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جذابیت شخصیت تنها در سرزندگیاش نیست، بلکه در این است که پشت ظاهر بازیگوش او، تجربهها و زخمهایی پنهان ماندهاند. بن افلک در نقش بن، عمداً خویشتندار و تا حدی خشک است. این ویژگی با شخصیت مردی که میخواهد همهچیز را مطابق برنامه پیش ببرد سازگار است، اما در کنار شور سارا گاه به کمرنگشدن حضور او میانجامد.
رابطهٔ این دو بر اساس تضاد بنا شده، بااینحال تفاوت میان تضادِ شخصیتها و نبودِ هماهنگی میان بازیگران همیشه بهخوبی مدیریت نمیشود. فیلم انتظار دارد مخاطب نزدیکی تدریجی آنها را باور کند؛ ولی در بعضی لحظهها، این نزدیکی بیشتر محصول مقتضیات قالب ژانر است تا تحولی که در رفتار و گفتوگویشان بهروشنی شکل گرفته باشد.
کمدیِ جاده و فراز و فرود ریتم بخش مهمی از لذت فیلم از برخورد شخصیتها با موقعیتهای غیرمنتظره میآید. خرابی برنامهها، جابهجاییهای پیاپی و آدمهایی که در طول راه وارد ماجرا میشوند، زمینهٔ شوخیهایی میسازند که در بهترین لحظهها از تفاوت خلقوخوی بن و سارا سرچشمه میگیرند. وقتی بنِ محتاط ناچار میشود از چارچوب امن خود بیرون بیاید، کمدی فیلم نیز شکل طبیعیتری پیدا میکند.
این لحظهها نشان میدهند که «نیروهای طبیعت» میتوانست با تمرکز بیشتر بر شخصیتپردازی، کمدی موقعیت مؤثرتری بسازد. بااینحال، فیلم در انباشتن پیشامدها زیادهروی میکند. سفر بهجای آنکه مسیری با ضرباهنگ رو به افزایش باشد، گاه به رشتهای از وقایع پراکنده تبدیل میشود. بعضی موقعیتها بهاندازهای طول میکشند که اثر شوخی پیش از پایان صحنه از دست میرود؛ برخی دیگر نیز بدون آنکه پیامد مهمی برای رابطهٔ دو شخصیت داشته باشند، صرفاً به شلوغی روایت میافزایند.
« بن افلک در نقش بن، عمداً خویشتندار و تا حدی خشک است. »
شخصیتها و اجرا
همین نوسان باعث میشود فیلم میان کمدی سبک، درام عاطفی و ماجرای جادهای پیوندی کاملاً روان برقرار نکند. تصویرپردازی و آشفتگی بصری آشفتگی فیلم فقط در روایت آن نیست؛ شیوهٔ تصویرپردازی نیز بهوضوح بر حرکت و بیقراری تأکید میکند. قابهای نامتوازن، دوربین متحرک و رنگپردازی پرتحرک قرار است آشوب بیرونی سفر را به تجربهای بصری بدل کنند.
این انتخاب در لحظههایی که بن کنترل اوضاع را از دست میدهد، با مضمون فیلم تناسب دارد؛ انگار جهان تصویری هم از نظم خشک او سرپیچی میکند. اما استفادهٔ مکرر از این شیوه، بهجای آنکه انرژی صحنهها را بالا ببرد، گاه چشم را خسته میکند و حس تصنع به وجود میآورد. جلوههای بصری و برخی تمهیدهای تصویری نیز بهخوبی دوام نیاوردهاند.
آنها در پارهای لحظات بیش از آنکه فضای داستان را باورپذیر کنند، توجه را به خود جلب میکنند و حالوهوایی ناموزون میسازند. فیلم میخواهد از یک سو آشوب را به بازیگوشی بدل کند و از سوی دیگر در بزنگاهها به احساسات جدی نزدیک شود؛ اما ظاهر پرزرقوبرق و بیقرارش همیشه با این تغییر لحن همراهی نمیکند.
حاصل، اثری است که گاهی از نظر بصری هویت دارد، ولی به همان اندازه نیز ناهماهنگ و فرساینده به نظر میرسد. زیرِ لایهٔ شوخیها: ترس از انتخاب در هستهٔ داستان، پرسشی ساده اما قابلتأمل قرار دارد: آیا تصمیمی که از پیش گرفته شده، الزاماً تصمیمی است که فرد با تمام وجود میخواهد؟ بن قرار است ازدواج کند، اما مسیر ناخواستهاش با سارا او را وادار میکند نسبت خود را با تعهد و انتخاب دوباره بسنجد.
« همین نوسان باعث میشود فیلم میان کمدی سبک، درام عاطفی و ماجرای جادهای پیوندی کاملاً روان برقرار نکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم این تردید را از دل گفتوگوها و موقعیتهای کمیک بیرون میکشد، بیآنکه آن را به بحثی فلسفی یا پیچیده تبدیل کند. همین سادگی، گاهی به نفع فیلم است؛ مخاطب میتواند با دغدغهٔ بن ارتباط برقرار کند، بیآنکه روایت در توضیحدادن بیش از اندازه گرفتار شود. اما نگاه فیلم به عشق و ازدواج دوپاره میماند.
در بخشهایی، ازدواج بهصورت پناهگاهی امن در برابر بیثباتی تصویر میشود و در بخشهایی دیگر، انتخابی سنگین که ممکن است از روی عادت یا ترس انجام شود. این تناقض بالقوه جالب است، ولی فیلمنامه همیشه به آن عمق نمیدهد. نقش بریجت، نامزد بن، نیز بیش از آنکه شخصیتی مستقل با دنیای درونی روشن باشد، در حاشیهٔ مسیر عاطفی بن قرار میگیرد.
در نتیجه، تردید او گاه به دوراهی میان دو امکان روایی تقلیل مییابد، نه کشمکشی کامل میان دو انسان و دو نگاه به زندگی. لحظههای احساسی و لحن ناپایدار با همهٔ نوسانها، فیلم در واپسین بخشهای خود میکوشد از شلوغی فاصله بگیرد و به احساسی آرامتر برسد. پس از رشتهٔ طولانیِ تأخیرها و شوخیها، این تغییر میتواند اثرگذار باشد؛ زیرا سفر، دستکم برای لحظهای، از بازی با بداقبالی فراتر میرود و به سنجش انتخابهای عاطفی نزدیک میشود.
پایانبندی حالوهوایی ملایم و تأملبرانگیز دارد، هرچند میزان اثرگذاری آن به این بستگی دارد که مخاطب تا چه اندازه در طول مسیر با شخصیتها همراه شده است. مشکل آن است که فیلم این لحظههای عاطفی را با همان پیوستگی لازم آماده نمیکند. شوخیهای پرتحرک و صحنههای کشدار گاهی فرصت نمیدهند تغییرات درونی بن بهتدریج رسوب کنند.
« اما نگاه فیلم به عشق و ازدواج دوپاره میماند. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، برخی احساسات نهایی بیش از آنکه نتیجهٔ روشنِ تحول شخصیت باشند، بهصورت موجی کوتاه از تأثر از راه میرسند. بااینحال، حضور سارا و بازی بولاک کمک میکند پیوند عاطفی فیلم کاملاً سرد و بیاثر نشود. جمعبندی «نیروهای طبیعت» کمدی رمانتیکی است با ایدهای سرراست و بازیگری که توانایی دارد حتی لحظههای پراکنده را زنده کند.
ساندرا بولاک نیروی اصلی فیلم است و تضاد میان سرزندگی سارا و احتیاط بن، مواد اولیهٔ سرگرمکنندهای فراهم میآورد. فیلم در بهترین لحظههایش از دل همین تفاوتها شوخی میسازد و در بخشهای پایانی نیز به احساسی صادقانه نزدیک میشود. در برابر این امتیازها، روایت بیش از اندازه شلوغ، ریتم نابرابر و ظاهر بصری خستهکننده قرار دارد.
فیلم بارها بهجای پرورش رابطه و تردیدهای شخصیتها، با حادثهای تازه مسیر را منحرف میکند؛ ازاینرو، انسجام عاطفیاش به اندازهٔ انرژی سارا استوار نیست. بااینهمه، برای تماشاگرانی که از کمدیهای جادهایِ نامنظم اما بازیگرمحور لذت میبرند، «نیروهای طبیعت» میتواند اثری سرگرمکننده باشد: نه تصویری صیقلی از عشق، بلکه سفری پرآشوب که گاهی در میان دردسرهایش به لحظهای از صداقت میرسد.
« بااینحال، حضور سارا و بازی بولاک کمک میکند پیوند عاطفی فیلم کاملاً سرد و بیاثر نشود. »



ثبت دیدگاه