نقد و بررسی
نقد افسانه و پروانه (THE LEGEND & BUTTERFLY) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان تاریخ و افسانه «افسانه و پروانه» اثر کیشی اوتومو، تاریخنگاری به معنای دقیق کلمه نیست؛ فیلم از چهرهای واقعی و پرآوازه، اودا نوبوناگا، دستاویزی میسازد برای روایت زناشویی که تاریخ جزئیات چندانی از آن بهجا نگذاشته است. این انتخاب، هم آزادی دراماتیک فیلم را فراهم میکند و هم مسئولیتی سنگین بر دوش آن میگذارد: باید رابطهای باورپذیر بیافریند و در عین حال حضور شخصیتهای تاریخی و وقایع دوران جنگهای داخلی ژاپن را به پسزمینهای تزئینی تقلیل ندهد.
روایت از ازدواجی سیاسی آغاز میشود؛ وصلت نوبوناگا و نوهیمه قرار است میان دو خاندان پیوندی برقرار کند، اما تفاوت خلقوخو و سوءظن متقابل، زندگی مشترکشان را به میدان دیگری از کشمکش بدل میسازد. فیلم سپس در گذر سالها، رابطه آن دو را در کنار دگرگونی قدرت و جاهطلبی نوبوناگا دنبال میکند.
نبردها و تحولات تاریخی در این مسیر اهمیت دارند، اما کانون اصلی اثر نه نقشههای نظامی، بلکه فاصلهای است که میان سیمای عمومی فرمانروا و زندگی خصوصی او شکل میگیرد. نوبوناگا؛ فرمانروا و انسان جذابترین ایده فیلم، بیرونآوردن نوبوناگا از قالب یک چهره تاریخی تکبعدی است. او در روایتهای عامه اغلب با جاهطلبی، خشونت و ارادهای آهنین شناخته میشود؛ اما این فیلم میکوشد نشان دهد پشت آن هیبت سیاسی، انسانی گرفتار ترس، تنهایی و نیاز به همراهی نیز حضور دارد.
چنین رویکردی بهخودیخود تازه نیست، اما در اینجا زمینهای مؤثر برای درام زناشویی فراهم میکند: مردی که میتواند در میدان سیاست بیرحم باشد، در برابر نزدیکترین فرد زندگیاش گاه آسیبپذیر و ناتوان جلوه میکند. تاکویا کیمورا این دوگانگی را با بازیای پرانرژی و متغیر به تصویر میکشد.
« فیلم سپس در گذر سالها، رابطه آن دو را در کنار دگرگونی قدرت و جاهطلبی نوبوناگا دنبال میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او در لحظههای پرهیاهو، نوبوناگای خودخواه و تندخو را پیش میکشد و در خلوت، وجه نرمتر و مردد شخصیت را آشکار میکند. بااینحال، فاصله میان این دو چهره همیشه به تضادی سنجیده بدل نمیشود. گاهی چنان ناگهانی تغییر میکند که گویی فیلم بهجای نشاندادن تحول درونی، دو نسخه متفاوت از شخصیت را کنار هم قرار داده است.
این ناهمواری، بهویژه وقتی داستان میخواهد هم خشونت سیاسی او را بپذیرد و هم عاشقانهاش را باورپذیر کند، به چشم میآید. نوهیمه؛ حضوری فراتر از نقش همسر نوهیمه از مهمترین نقاط قوت اثر است. او زنی نیست که تنها برای واکنش نشاندادن به تصمیمهای مردان در داستان حضور داشته باشد؛ استقلال رأی، جسارت و انگیزههای خودش را دارد و میتواند در برابر نوبوناگا بایستد.
همین ویژگی، ازدواج سیاسی را از الگوی آشنای فرمانروای مقتدر و همسر مطیع دور میکند و رابطهای پرتنشتر و زندهتر میسازد. هاروکا آیاسه نقش را با حضوری نافذ و کنترلشده بازی میکند. نوهیمه در نگاه و سکوت نیز اراده دارد؛ حتی هنگامی که فضای سیاسی امکان کنش مستقیم را از او میگیرد، حضورش در تصمیمها و مسیر عاطفی رابطه احساس میشود.
فیلم گاه او را در حاشیه مینشاند، اما بازی آیاسه اجازه نمیدهد شخصیت به آسانی به آرایهای برای زندگی نوبوناگا تبدیل شود. رابطه دو بازیگر اصلی نیز نیروی چشمگیری به بخشهای مشترکشان میبخشد: جدال، طعنه و نزدیکی میان آن دو باورپذیر است و صمیمیتشان حاصل یک تغییر ناگهانی صرف نیست، بلکه از برخورد مداوم دو اراده متفاوت شکل میگیرد.
« بااینحال، فاصله میان این دو چهره همیشه به تضادی سنجیده بدل نمیشود. »
شخصیتها و اجرا
عاشقانهای در متن قدرت فیلم میخواهد داستان عشق را از دل ازدواجی حسابگرانه بیرون بکشد؛ از دشمنی و بیاعتمادی به تفاهم، و از تفاهم به پیوندی که در برابر فشار زمان و قدرت آزموده میشود. این حرکت، هسته عاطفی اثر است و بهترین لحظاتش زمانی پدید میآیند که احساسات بهجای بیان مستقیم، در رفتارهای کوچک و واکنشهای نیمهتمام خود را نشان میدهند.
در جهانی که مناسبات سیاسی بر زندگی خصوصی سایه انداختهاند، حتی نزدیکشدن دو شخصیت نیز معنایی فراتر از رابطه شخصی پیدا میکند. بااینحال، عاشقانه و حماسه تاریخی همیشه بهخوبی در هم نمیتنند. گاه فیلم میان صحنههای جدی و لحظههای سبکتر تغییر لحن میدهد، بیآنکه گذار میان آنها را بهاندازه کافی آماده کند.
برخی موقعیتها انرژی سرگرمکننده دارند، اما در کنار خشونت و تلخی رویدادهای تاریخی ممکن است ناهماهنگ جلوه کنند. همچنین رابطهای که ظرفیت پرداخت بیشتر دارد، بعضی وقتها با شتاب از مرحلهای به مرحله دیگر میرود؛ در نتیجه، مخاطب ممکن است بیش از آنکه تحول را درون شخصیتها ببیند، گذشت زمان را از نشانههای بیرونی و جهشهای روایی دریابد.
شکوه بصری و جهان فیلم در ساخت جهان دورهای، فیلم دستودلباز و چشمنواز است. لباسها، آرایش، فضاهای داخلی و چیدمان صحنهها به داستان وزن و اعتبار بصری میبخشند. قابها اغلب بر فاصله میان آدمها و نظم سختگیرانه محیط تأکید میکنند؛ کاخ و میدان نبرد فقط پسزمینه نیستند، بلکه یادآور ساختاریاند که شخصیتها را به نقشهای سیاسی و خانوادگیشان مقید میکند.
« بااینحال، عاشقانه و حماسه تاریخی همیشه بهخوبی در هم نمیتنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این توجه به جزئیات، بهویژه در برابر لحظههای خصوصی، تضادی خوشاثر میان شکوه عمومی و شکنندگی شخصی میسازد. فیلم در صحنههای نبرد نیز از مقیاس و جلوههای بصری برای حفظ حس حماسی بهره میگیرد، اما علاقه اصلیاش به نمایش تاکتیک نظامی یا کنش پرشتاب نیست. از همین رو، کسانی که انتظار دارند با اثری جنگی و پرتحرک روبهرو شوند، ممکن است از کمبودن یا محدودبودن برخی رویاروییها شگفتزده شوند.
کارکرد نبردها بیش از آنکه نمایش مهارت رزمی باشد، آزمودن اراده و رابطه شخصیتهاست؛ انتخابی که با مرکز عاطفی فیلم سازگار است، اما گاهی از شکوه تاریخی وعدهدادهشده فاصله میگیرد. ریتم و پراکندگی روایت گستره زمانی بلند فیلم امکان میدهد تغییر رابطه و دگرگونی نوبوناگا در سالهای متمادی دنبال شود، اما همین گستردگی به ریتم آسیب میزند.
روایت گاه در صحنههایی که باید پیوند عاطفی را محکمتر کنند بیش از اندازه مکث میکند، و در بخشهایی دیگر از تحولات تاریخی با شتاب میگذرد. این عدم توازن باعث میشود فیلم نه همیشه در مقام درام عاشقانه فرصت کافی برای تعمیق احساسات داشته باشد و نه بهطور پیوسته همچون حماسهای تاریخی پیش برود.
در عین حال، کندی فیلم صرفاً حاصل طول آن نیست؛ مسئله اصلی این است که بعضی صحنهها اطلاعات یا احساساتی را تکرار میکنند که پیشتر منتقل شدهاند. در مقابل، تغییرات بزرگ شخصیتها گاه به مکث و پرداخت بیشتری نیاز دارند. بنابراین تماشاگر ممکن است همزمان احساس کند فیلم طولانی شده و برخی بخشهای مهمش بهاندازه کافی بسط نیافتهاند.
« این توجه به جزئیات، بهویژه در برابر لحظههای خصوصی، تضادی خوشاثر میان شکوه عمومی و شکنندگی شخصی میسازد. »
قوتها و کاستیها
این تناقض، یکی از محدودیتهای ساختاری اثر است. جمعبندی «افسانه و پروانه» روایتی از قدرت است که میکوشد چهره انسانی نوبوناگا و استقلال نوهیمه را در مرکز قرار دهد. بازیهای خوب، شیمی مؤثر میان دو بازیگر اصلی و طراحی بصری چشمگیر، به فیلم جذابیت میبخشند؛ مهمتر از همه، نوهیمه حضوری دارد که از قالب همسر تاریخی فراتر میرود و به رابطه نیرویی برابر میدهد.
در سوی دیگر، ریتم نامتوازن، تغییر لحنهای گاه ناگهانی و دوپارگی در پرداخت نوبوناگا مانع میشوند که همه ظرفیت عاطفی و تاریخی داستان به کمال برسد. فیلم بیش از آنکه بازسازی دقیق تاریخ یا حماسهای جنگی باشد، افسانهای عاشقانه در دل تاریخ است؛ اثری که دستاورد اصلیاش را باید در تلاش برای دیدن انسان پشت عنوان فرمانروا و زنی مستقل در کنار او جستوجو کرد.
برای تماشاگر علاقهمند به درامهای تاریخی و رابطهمحور، این تجربه ارزشمند است، هرچند صبر در برابر روایت طولانی و نابرابر آن را میطلبد.
« این تناقض، یکی از محدودیتهای ساختاری اثر است. »



ثبت دیدگاه