نقد و بررسی
نقد لیدی ال (Lady L) | 1965
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
روایتِ خاطره، میان اعتراف و افسانه «لیدی ال» قصهٔ زنی سالخورده است که گذشتهاش را برای زندگینامهنویس خود بازمیگوید؛ زنی که در روزگار جوانی با فقر، عشق، ماجراجویی و مناسبات طبقاتی روبهرو بوده و اکنون در جایگاه بانویی اشرافی به زندگی پرفرازونشیبش مینگرد. فیلم بر پایهٔ رمانی از رومن گاری ساخته شده و پیتر یوستینوف، افزون بر کارگردانی، نگارش فیلمنامه را نیز بر عهده داشته است.
سوفیا لورن در نقش لیدی ال، پل نیومن در نقش آرمان و دیوید نیون در نقش لرد لندل ظاهر میشوند. این چارچوبِ بازگویی، از همان آغاز به فیلم امکان میدهد که خاطره را نه همچون گزارشی دقیق و بیطرف، بلکه به صورت روایتی آراسته، شوخطبع و گاه مبالغهآمیز پیش ببرد. لیدی ال صرفاً گذشته را به یاد نمیآورد؛ او آن را بازآرایی میکند و با انتخاب آنچه میگوید و شیوهٔ بیانش، تصویری از خود میسازد.
از همین رو، جذابیت فیلم تا اندازهای در فاصلهٔ میان آنچه رخ داده و آنچه راوی مایل است به خاطر بیاورد شکل میگیرد. کمدی ماجراجویانه با چاشنی اشرافیت «لیدی ال» میکوشد عاشقانهای پرحادثه را با کمدی اجتماعی درآمیزد. ماجرا از زندگی زنی با خاستگاهی فروتن آغاز میشود و او را در مسیر برخورد با شور سیاسی، میل عاشقانه و جهان اشرافی قرار میدهد.
در این میان، فیلم از موقعیتهای نامتعارف و تضاد میان شخصیتها برای ساختن شوخی بهره میگیرد؛ بهویژه تقابل روحیهٔ آشوبطلبانهٔ آرمان با آداب و تشریفات طبقهٔ مرفه، زمینهای مناسب برای طنزی دربارهٔ قدرت، پلیس و نظم اجتماعی فراهم میآورد. بخش مهمی از لذت فیلم در همین بیاعتنایی دلپذیر به واقعگرایی خشک است.
« سوفیا لورن در نقش لیدی ال، پل نیومن در نقش آرمان و دیوید نیون در نقش لرد لندل ظاهر میشوند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
داستان، خود را به سوی اغراق و حادثهپردازی میبرد و از برخوردهای عجیب، سوءتفاهمها و موقعیتهای مضحک نیرو میگیرد. هرگاه این اجزا در یک مسیر واحد قرار میگیرند، فیلم سرگرمکننده و خوشتماشا میشود؛ تماشاگر میتواند با آسودگی از سبکسری حسابشدهٔ آن لذت ببرد. بااینحال، همین آزادی در تغییر لحن گاه به بینظمی میانجامد: فیلم میان کمدی، رمانس و ماجرای سیاسی رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه این وجهها را بهخوبی به هم پیوند دهد.
شخصیت اصلی و روایتِ خودساخته لیدی ال در مرکز فیلم، شخصیتی است که گذشتهاش را با اعتمادبهنفس و ظرافت روایت میکند. حضور او نه فقط نقطهٔ آغاز قصه، بلکه معیاری برای سنجش جهان فیلم است: هرچه میبینیم، از صافی ذهن و خاطرهٔ او عبور میکند. این انتخاب روایی میتوانست لایهای عمیقتر از تردید و خودفریبی بسازد؛ زیرا خاطره معمولاً آمیزهای از تجربه، میل و بازسازی است.
فیلم گاهی از این ظرفیت بهره میگیرد، اما بیش از آنکه در پیچیدگی روانی راوی مکث کند، به حرکت قصه و جلوههای بیرونی آن دل میبندد. سوفیا لورن به نقش، حضوری برجسته و آراسته میبخشد. او با وقار و جاذبهٔ تصویری خود برای بخشهایی از فیلم نیرویی مرکزی فراهم میکند، هرچند شوخیهای سبک و موقعیتهای سطحی همیشه مجال نمیدهند که شخصیت به ژرفای عاطفی بیشتری برسد.
در برابر او، پل نیومن نقشی را بازی میکند که باید شور، سرکشی و جذابیت عاشقانه را یکجا در خود داشته باشد. ترکیب این کیفیتها در فیلم گاه باورپذیر و گاه بیش از اندازه نمایشی به نظر میرسد؛ در نتیجه، رابطهٔ عاشقانه بیشتر از آنکه پیوندی عمیق و تدریجی باشد، یکی از موتورهای پیشبرندهٔ ماجراست.
« سوفیا لورن به نقش، حضوری برجسته و آراسته میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
گروه بازیگران و طنزِ مناسبات طبقاتی دیوید نیون با مهارت ویژهاش در کمدیِ مؤدبانه، به فیلم تعادل میبخشد. بازی او از آن نوع ظرافتی برخوردار است که میتواند آداب اشرافی را همزمان جذاب و مضحک جلوه دهد، بیآنکه شخصیت به کاریکاتوری صرف تبدیل شود. حضور او بهخصوص در تقابل با شور بیپروا و رفتار نامتعارف دیگران، فرصتی برای طنزی آرام و مبتنی بر خویشتنداری فراهم میکند.
سسیل پارکر نیز در نقش زندگینامهنویس، چارچوب روایی فیلم را حفظ میکند و نمایندهٔ نگاهی رسمیتر و منضبطتر به گذشتهٔ لیدی ال است. طنز اجتماعی فیلم در بهترین لحظات، صرفاً به خنداندن بسنده نمیکند. شوخی با پلیس و اشرافیت، اختلاف میان زبان پرطمطراق طبقهٔ بالا و رفتارهای گاه مضحک آن را آشکار میسازد.
بااینحال، این نقد معمولاً تند یا تلخ نمیشود؛ فیلم بیشتر خواهان سرگرمکردن است تا کاوشی بیرحمانه در ساختارهای طبقاتی. نتیجه، کمدیای است که از تماشای آدمهای مهمی که در موقعیتهای نامنتظر قرار میگیرند نیرو میگیرد، اما همیشه فراتر از همان موقعیتها نمیرود. طراحی بصری و جهانِ پرآرایه فیلم در خلق فضایی مجلل و تماشایی دستودلباز است.
لباسها، فضاهای اشرافی و گسترهٔ مکانها، به جهان داستان کیفیتی نمایشی میدهند و فاصلهٔ میان گذشتهٔ پرآشوب لیدی ال و موقعیت کنونی او را برجسته میکنند. بخشهایی از فیلم در مکانهای واقعی، از جمله قلعهٔ هاوارد، فیلمبرداری شدهاند؛ انتخابی که به شکوه محیط و حس تاریخی اثر یاری میرساند.
« گروه بازیگران و طنزِ مناسبات طبقاتی دیوید نیون با مهارت ویژهاش در کمدیِ مؤدبانه، به فیلم تعادل میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این زیبایی بصری همیشه در خدمت انسجام دراماتیک نیست، اما ارزش مستقل خود را دارد. قابها و فضاها گاه چنان آراستهاند که جهان فیلم بیشتر به صحنهای برای اجرای یک خاطرهٔ پرزرقوبرق شباهت پیدا میکند تا بازنمایی واقعگرایانهٔ زندگی. در چنین اثری، این امر الزاماً ضعف نیست؛ مهم آن است که تماشاگر بپذیرد با نمایشی خوشلباس و آگاهانه اغراقآمیز روبهروست.
دشواری زمانی پدید میآید که جذابیت دیداری نتواند افت انرژی قصه را جبران کند. ریتم و مسئلهٔ نوسان لحن نقطهٔ آسیبپذیر «لیدی ال» ناهماهنگی میان بخشهای پرجنبوجوش و لحظات کمرمق آن است. آغاز فیلم با سرعت و شوخیهایی که از تضاد شخصیتها نیرو میگیرند، نوید ماجرایی سرزنده را میدهد. اما این شتاب در ادامه پایدار نمیماند.
برخی بخشها در تکرار موقعیتها یا شرح جزئیاتی که به پیشرفت عاطفی و دراماتیک چندانی نمیانجامند، از حرکت بازمیایستند. برای همین، قصه که میتوانست رشتهای پیوسته از حادثههای شیرین باشد، گاه تکهتکه و کمکشش احساس میشود. افتوخیز ریتم با مشکل لحن پیوند دارد. فیلم در لحظهای به شوخی سبک و بازیگوشانه پناه میبرد و در لحظهای دیگر میخواهد احساسات عاشقانه را جدی بگیرد؛ اما گذار میان این دو همیشه نرم نیست.
گاهی تغییر حالوهوا به ناهمگونی سازندهای میانجامد و به اثر تازگی میبخشد، اما گاهی نیز چنان ناگهانی است که مانع شکلگیری پیوند عاطفی پایدار با شخصیتها میشود. کشآمدن بخشهای پایانی نیز از همین دشواری جدا نیست: هنگامی که انرژی روایت فروکش کرده، ادامهٔ ماجرا بهجای افزودن نیروی تازه، ممکن است حس امتداد بیش از اندازه را تقویت کند.
« این زیبایی بصری همیشه در خدمت انسجام دراماتیک نیست، اما ارزش مستقل خود را دارد. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «لیدی ال» فیلمی است با جذابیتهایی روشن و محدودیتهایی به همان اندازه آشکار. ایدهٔ روایت گذشته از زبان زنی سالخورده، فضای اشرافی و آراسته، بازیهای خوشتماشا و ترکیب عاشقانه با ماجراجویی، به آن لحظاتی دلنشین میبخشد. طنز فیلم، بهخصوص هنگام شوخی با تشریفات اشرافی و حضور پلیس، میتواند خوشذوق و سرگرمکننده باشد.
در بهترین لحظات، اثر با سبکی و جسارت پیش میرود و از جدیت بیش از اندازه میگریزد. اما این لذت پیوسته نیست. لحن نامیزان، افت ریتم در بخشهایی از روایت و پایانبندیای که بیش از اندازه امتداد مییابد، مانع میشود قصه به تمامی تماشاگر را درگیر خود کند. فیلم بیشتر مجموعهای از لحظههای بامزه و جلوههای دلپذیر است تا اثری با انسجام عاطفی و دراماتیک کامل.
بااینهمه، برای تماشاگر علاقهمند به کمدیهای رمانتیکِ پرزرقوبرق و جهان سینمایی دههٔ شصت، «لیدی ال» همچنان تجربهای سرگرمکننده و گاه واقعاً شیرین است؛ فیلمی که کاستیهایش را پنهان نمیکند، اما جذابیتش نیز بهسادگی از یاد نمیرود.
« جمعبندی «لیدی ال» فیلمی است با جذابیتهایی روشن و محدودیتهایی به همان اندازه آشکار. »



ثبت دیدگاه