نقد و بررسی
نقد هتل دانته (Dante's Hotel) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مقدّمه: هتل در آستانهٔ نیمهشب «هتل دانته» فیلمی ترسناک از آنتونی سی. فرانت است که فضای هتل تسخیرشده را با مهمانی شب سال نو و حالوهوای اسلشر فراطبیعی درهم میآمیزد. در مرکز داستان، گلدی، برنامهریز مراسمی قرار دارد که باید جشن هتل را اداره کند؛ اما حضور مهاجمی ناشناس و رازهایی که به مستأجری مرموز و گذشتهٔ هتل گره خوردهاند، این شب را از یک مراسم پرزرقوبرق به مواجههای با نیرویی شوم بدل میکند.
فیلم از همان آغاز بر تضاد میان شلوغی جشن و تیرگی گذشته تکیه دارد؛ تضادی که ظرفیت بصری و دراماتیک قابلتوجهی دارد، هرچند بهرهگیری از آن همیشه به یک اندازه موفق نیست. ایده و جهان داستانی هتل قدیمی، مهمانان گردآمده برای جشن سال نو، رخدادهای مرموز و تهدیدی که در دل ساختمان پرسه میزند، مصالح آشنای ژانر وحشتاند؛ بااینحال، پیوند دادن این عناصر به چرخهای از رازهای تاریخی و وقایع تکرارشونده، به فیلم هویتی نسبتاً مشخص میبخشد.
هتل صرفاً محل وقوع حادثه نیست، بلکه گویی خود حافظهای زنده دارد؛ فضایی که گذشتهاش در اتاقها، راهروها و مناسبات میان ساکنانش رسوب کرده است. از همین رو، هر بار که روایت به تاریخ بنا بازمیگردد، تماشاگر میتواند انتظار داشته باشد لایهای دیگر از نفرین و سرگذشت پنهان آن آشکار شود. مهمانی سال نو نیز انتخابی کارآمد است.
شمار زیادی از مهمانان، لباسهای رسمی، موسیقی و انتظار برای آغاز سال تازه، محیطی پرتحرک میسازند که در برابر مرگ و وحشت تضادی چشمگیر دارد. اما فیلم بیش از آنکه این ایده را به تعلیقی پیوسته و فزاینده بدل کند، گاه به ظرفیت ابتدایی آن بسنده میکند: هتلی که باید محل جشن باشد، در واقع صحنهٔ تهدید است.
« مقدّمه: هتل در آستانهٔ نیمهشب «هتل دانته» فیلمی ترسناک از آنتونی سی. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، طرح داستانی جذاب میماند، اما همیشه عمق یا انسجام لازم را برای تبدیل شدن به کابوسی تمامعیار پیدا نمیکند. روایت، معما و ریتم یکی از عوامل سرگرمکنندهٔ فیلم، پرسشهایی است که دربارهٔ گذشتهٔ هتل و مستأجر مرموزش مطرح میکند. اطلاعات بهتدریج عرضه میشوند و روایت میکوشد میان حملهها، پیشینهٔ شخصیتها و افشای رازهای قدیمی ارتباط برقرار کند.
این شیوه برای مخاطبی که از کنار هم گذاشتن سرنخها لذت میبرد، کشش ایجاد میکند؛ بهخصوص آنکه فیلم تا اندازهای از غافلگیری و تغییر برداشت تماشاگر نسبت به ماجرا بهره میگیرد. برای پرهیز از افشای جزئیات، کافی است گفت که سازندگان در بخش پایانی مسیر روایت را به سوی افشاگریهایی میبرند که میتوانند نگاه مخاطب به رخدادهای پیشین را تغییر دهند.
بااینهمه، ریتم یکی از ضعفهای محسوس اثر است. فاصلهٔ میان معرفی موقعیتها و تشدید خطر گاهی طولانی میشود و برخی صحنهها پیش از آنکه تنش تازهای بسازند، در همان حالوهوا باقی میمانند. فیلم از نظر زمانی نزدیک به یکساعتوچهلدقیقهای است، اما همهٔ این مدت را به یک اندازه پُرکشش نمیکند.
برای تماشاگرانی که انتظار دارند اسلشر از همان ابتدا با ضرباهنگی تند پیش برود، این مکثها ممکن است خستهکننده باشند. در مقابل، مخاطبی که با فیلمهای کمبودجهٔ ژانری و فراز و فرودهای نامنظم آنها کنار میآید، احتمالاً از مسیر معمایی داستان بیشتر لذت خواهد برد. فضا، جلوهها و صحنههای وحشت هتل درخشان و پرنور فیلم، در نگاه نخست با تصویر متعارف مکان تسخیرشده تفاوت دارد.
« بااینهمه، ریتم یکی از ضعفهای محسوس اثر است. »
شخصیتها و اجرا
انتخاب چنین فضایی میتواند حس ناامنی را از دل محیطی ظاهراً آراسته بیرون بکشد؛ جایی که مهمانان خود را در امنیت میپندارند، حال آنکه خطر درست در میان جمع حضور دارد. بااینحال، نورپردازی همیشه در خدمت ترس نیست. بعضی از فضاهای کمنورتر و بخشهای پنهان ساختمان، حس رازآمیز و تهدیدکنندهٔ بیشتری دارند و نشان میدهند که فیلم هرگاه از روشنایی یکنواخت فاصله میگیرد، بهتر میتواند از معماری هتل برای ساختن تعلیق استفاده کند.
در سوی دیگر، صحنههای خونین و حضور موجودات فراطبیعی از مهمترین ابزارهای فیلم برای حفظ توجه تماشاگرند. بعضی لحظهها جسورانه و غافلگیرکنندهاند، اما کیفیت جلوهها یکدست نیست. بهویژه موجودات و ارواح گاه چنان نامتجانس با فضای صحنه به نظر میرسند که بهجای افزودن بر هراس، توجه را به محدودیتهای اجرایی جلب میکنند.
این ناهماهنگی در فیلمی که میان وحشت، اسلشر و لحنی تاحدی هجوآمیز در حرکت است، میتواند ناخواسته لحظاتی خندهدار بسازد؛ اما خنده همیشه حاصل انتخابی دقیق و آگاهانه نیست. به همین دلیل، اثر در ایجاد ترس پایدار موفقتر از ساختن شوکی همواره باورپذیر نیست. بازیگران و لحن فیلم ترکیب بازیگران از امتیازهای قابلتوجه فیلم است.
آنا لین مککورد در نقش گلدی حضور محوری دارد و شخصیت او، بهواسطهٔ مسئولیتی که در برگزاری مراسم بر دوش دارد، نقطهٔ اتصال روایت به فضای روزمرهٔ هتل است. جاد نلسون نیز در نقش مستأجر مرموز، بخشی از بار رازآلود داستان را به دوش میکشد؛ شخصیتی که گذشتهاش بهتدریج اهمیت بیشتری پیدا میکند.
« بااینحال، نورپردازی همیشه در خدمت ترس نیست. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تد ریمی هم با حضوری کوتاه اما بهیادماندنی، رنگی متفاوت به فیلم میافزاید. جذابیت او برای دوستداران آثار ترسناک، بهتنهایی میتواند یکی از دلایل تماشای فیلم باشد، هرچند حضورش جای ضعفهای روایی را پر نمیکند. نامهای اصلی گروه بازیگران و نقشهای محوری آنان در معرفی فیلم نیز برجسته شدهاند.
مسئلهٔ اساسیتر، نه کمبود چهرههای جالب، بلکه ناپایداری لحن است. فیلم گاهی خود را جدی میگیرد و بر جنبهٔ تراژیک گذشته و خطر فراطبیعی تأکید میکند؛ گاهی نیز از اغراق و شگفتی موقعیتها نیروی سرگرمکننده میسازد. این دو رویکرد میتوانند کنار هم ثمربخش باشند، اما در اینجا همیشه به تعادلی روشن نمیرسند.
حاصل، فیلمی است که ممکن است مخاطب را در یک صحنه به انتظار ترس بنشاند و در صحنهای دیگر با نامعقول بودن موقعیت به خنده وادارد، بیآنکه گذار میان این دو حس کاملاً حسابشده باشد. شخصیتها و معنای هتل از نظر شخصیتپردازی، فیلم بیش از آنکه بر دگرگونیهای پیچیدهٔ فردی تکیه کند، از شخصیتها برای پیشبرد معما و حفظ حرکت داستان استفاده میکند.
گلدی، بهعنوان برنامهریز مراسم، در موقعیتی قرار میگیرد که باید میان مسئولیت عملیاش و خطرهایی که بهسرعت آشکار میشوند راهی پیدا کند. پیوند او با مستأجر رازآمیز، موتور اصلی جستوجو برای فهمیدن گذشتهٔ هتل است. این رابطه به روایت نیرویی دراماتیک میدهد، اما مجال شخصیتپردازی عمیق و آرام را چندان فراهم نمیکند.
« تد ریمی هم با حضوری کوتاه اما بهیادماندنی، رنگی متفاوت به فیلم میافزاید. »
قوتها و کاستیها
در لایهٔ استعاری، هتل مکانی است که گذشته در آن تمام نمیشود؛ سرگذشتی که باید پنهان بماند، بار دیگر در اکنون سربرمیآورد. شب سال نو نیز، با وعدهٔ آغاز و نوسازی، در برابر این ماندگاری قرار میگیرد. فیلم گاه بهخوبی از این تقابل بهره میبرد: میل به شروعی تازه در برابر تاریخی که حاضر نیست آرام بگیرد.
با این حال، این ایده بیشتر در طرح داستانی و فضا حضور دارد تا آنکه به کاوشی کامل در موضوعاتی چون گناه، حافظه یا رهایی تبدیل شود. ظرفیت مفهومی فیلم از اجرای نهاییاش فراتر میرود. جمعبندی «هتل دانته» اثری بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما طرحی بهیادماندنی دارد و ترکیب هتل نفرینشده، جشن سال نو و رازهای گذشته را به تجربهای ژانری و گاه سرگرمکننده بدل میکند.
بازیگران شناختهشده، حضور تد ریمی، چند لحظهٔ خونین و میل داستان به غافلگیری، به فیلم جذابیت میبخشند؛ در برابر، ریتم کند، جلوههای ناهماهنگ و نوسان میان وحشت و شوخی مانع از آن میشوند که ایدهٔ مرکزی به اثری واقعاً هولناک و یکپارچه تبدیل شود. این فیلم بیش از همه برای تماشاگرانی مناسب است که از سینمای ترسناک کمهزینه با پیچوخمهای روایی و لحظات اغراقآمیز استقبال میکنند و انتظار ندارند همهچیز در آن کاملاً جدی یا بینقص باشد.
اگر هدف، تجربهٔ وحشتی دقیق و پیوسته است، ناهماهنگیها احتمالاً آزاردهنده خواهند شد؛ اما اگر قرار باشد یک شب را با داستانی عجیب، بازیگرانی آشنا و معمایی که تا پایان ذهن را درگیر نگه میدارد سپری کرد، این هتل هرچند گاهی سردرگمکننده، درِ خود را برای تماشاگر کنجکاو باز میکند.
« شب سال نو نیز، با وعدهٔ آغاز و نوسازی، در برابر این ماندگاری قرار میگیرد. »


ثبت دیدگاه