نقد و بررسی
نقد نینجا وارد میشود (Enter the Ninja) | 1981
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در سینمای اکشن دههٔ هشتاد «Enter the Ninja» ساختهٔ مناهم گولان، محصول ۱۹۸۱، از آن فیلمهایی است که بیش از آنکه با ظرافت سینمایی به یاد بمانند، با انرژی بیپرده و ویژگیهای اغراقآمیزشان در حافظه جا میگیرند. فیلم در دورهای ساخته شد که سینمای جریان اصلی آمریکا بهتدریج به جذابیت نینجاها و هنرهای رزمی روی پرده علاقهمند میشد؛ اثری که در شکلدادن به موج فیلمهای نینجایی اوایل دههٔ هشتاد سهم داشت و نخستین قسمت از سهگانهٔ نینجایی گروه کنن بهشمار میرود.
در نتیجه، تماشای آن فقط مواجهه با یک داستان انتقام و دفاع از زمین نیست؛ تماشاگر با نمونهای از سینمای عامهپسند آن دوره روبهروست که آمیزهای از اکشن، ملودرام و نمایشهای رزمی را بیپرده پیش میکشد. روایتی آشنا با کشمکشی روشن طرح داستان ساده و سرراست است: کول، پس از پایان آموزش نینجوتسو در ژاپن، برای دیدار دوست قدیمیاش فرانک به فیلیپین میرود و درمییابد که زمین او زیر فشار مردی بانفوذ قرار دارد.
این کشمکش، زمینهای آشنا برای قهرمانی فراهم میکند که باید در برابر زورگویی بایستد و از نزدیکانش دفاع کند. در کنار آن، رقابت کول با هاسهگاوا، نینجایی از گذشته، به فیلم خط تقابلی دیگری میدهد و وعدهٔ رویاروییای را میسازد که از ابتدا انتظارش میرود. مشکل اصلی این است که این دو خط روایی بهندرت در هم تنیده میشوند.
« این کشمکش، زمینهای آشنا برای قهرمانی فراهم میکند که باید در برابر زورگویی بایستد و از نزدیکانش دفاع کند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
نبرد بر سر زمین، مناسبات میان شخصیتها و رقابت نینجایی گاه بیشتر شبیه عناصر جداگانهای هستند که برای رساندن فیلم به صحنههای اکشن کنار هم چیده شدهاند. انگیزهها و دگرگونیهای شخصیتها هم همیشه به اندازهای پرداخت نمیشوند که وزن عاطفی لازم را پیدا کنند. به همین دلیل، فیلم در لحظاتی که باید تنش را افزایش دهد، گاهی در توضیح موقعیتها یا رفتوآمدهای کماثر میماند.
ریتمی نابرابر و زمانهای مرده یکی از ضعفهای محسوس فیلم، ریتم آن است. آغاز اثر با نمایش مهارتهای رزمی و آیینهای آموزشی، وعدهٔ فیلمی پرتحرک را میدهد؛ اما پس از آن، روایت بارها از حرکت بازمیایستد. گفتوگوهای طولانی و صحنههایی که اطلاعات تازه یا تنش چشمگیری نمیافزایند، فاصلهٔ میان لحظات اکشن را بیش از اندازه میکنند.
در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند برای رسیدن به بخشهای جذاب باید مدتی منتظر بماند. این کندی صرفاً از کمبودن مبارزهها نمیآید؛ مسئله آن است که صحنههای آرام، اغلب در شخصیتپردازی یا ساختن فضای تعلیق نیز چندان موفق نیستند. فیلم نمیتواند همیشه از سکون خود بهرهای دراماتیک بسازد.
« انگیزهها و دگرگونیهای شخصیتها هم همیشه به اندازهای پرداخت نمیشوند که وزن عاطفی لازم را پیدا کنند. »
شخصیتها و اجرا
بااینحال، همین نابرابری به بخشی از هویت نامتوازن اثر تبدیل شده است: «Enter the Ninja» گاهی خستهکننده و گاهی ناگهان پرجنبوجوش است، و گذار میان این دو حالت چندان نرم و سنجیده نیست. کول و فاصلهٔ میان قهرمان و بازیگر فرانکو نرو حضوری کاریزماتیک دارد و چهره و وقار او به شخصیت کول نوعی اقتدار میبخشد.
بااینهمه، اقتدار یک قهرمان رزمی تنها با نگاه مصمم و قامت استوار ساخته نمیشود. هرگاه فیلم از او انتظار دارد مهارتهای نینجایی خود را به شکلی پیوسته و باورپذیر نشان دهد، فاصلهٔ میان بازیگر و تواناییهای ادعاشدهٔ شخصیت آشکار میشود. تدوین و بدلکاری گاه این فاصله را میپوشانند، اما همیشه موفق نیستند؛ بعضی حرکات چنان ناهماهنگ به نظر میرسند که باور به برتری رزمی کول دشوار میشود.
این کمبود فقط مسئلهای فنی نیست. بخش مهمی از جذابیت فیلمهای هنرهای رزمی در آن است که بدن بازیگر، حرکت و مهارت را به زبان اصلی روایت تبدیل کند. وقتی این زبان در شخصیت محوری بهقدر کافی قانعکننده نیست، بخشی از بار فیلم ناخواسته بر دوش دیگران میافتد. همینجا حضور شو کوسوگی اهمیت پیدا میکند.
« بااینهمه، اقتدار یک قهرمان رزمی تنها با نگاه مصمم و قامت استوار ساخته نمیشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شو کوسوگی و نیروی صحنههای رزمی کوسوگی در نقش هاسهگاوا به فیلم تمرکز و شدت میبخشد. حرکات دقیقتر، تسلط بدنی و شیوهٔ حضور او، شخصیتش را حتی در صحنههایی که فرصت چندانی برای پرداخت روانشناختی ندارند، به نیرویی تهدیدآمیز بدل میکند. با ورود او، فیلم از حالت گفتوگو و مقدمهچینی بیرون میآید و به همان نوع انرژیای نزدیک میشود که عنوان و فضای اثر نوید دادهاند.
رقابت میان دو نینجا، مهمترین وعدهٔ اکشنی فیلم است و بخش چشمگیری از سرگرمی آن از انتظار برای تقابل این دو سرچشمه میگیرد. نبردها در معیارهای امروز خام و گاه ناموزوناند، اما شور و سادگیشان جذابیت خاصی دارد. فیلم در این صحنهها بیش از هر جای دیگر به ظرفیت خود نزدیک میشود: نه با پیچیدگی، بلکه با نمایش روشن و بیواسطهٔ رویارویی، لباسها و ابزارهای نمایشی و ضرباهنگی که لحظهای از رخوت پیشین فاصله میگیرد.
ضدقهرمانها و جهان اغراقشدهٔ فیلم چارلز وناریوس و دستیارانش بهجای آنکه تهدیدی واقعگرایانه و چندوجهی بسازند، غالباً در قالب تبهکارانی اغراقشده ظاهر میشوند. شرارت در این جهان پیچیدگی چندانی ندارد: مردی ثروتمند خواهان زمین است و افرادش با زور و تهدید پیش میروند. این سادگی به پیشبرد داستان کمک میکند، اما شخصیتهای منفی را به تیپهایی کمعمق بدل میسازد.
« شو کوسوگی و نیروی صحنههای رزمی کوسوگی در نقش هاسهگاوا به فیلم تمرکز و شدت میبخشد. »
قوتها و کاستیها
بعضی از رفتارها و واکنشهایشان چنان نمایشی است که مرز میان تهدید و مضحکه گاه باریک میشود. فیلم البته ظاهراً چندان در پی واقعنمایی نیست. بسیاری از عناصرش، از منطق موقعیتها تا شدت واکنشها، با لحن سینمایی اغراقآمیز آن دوره سازگارند. این لحن میتواند برای تماشاگرانی که از اکشنهای پرزرقوبرق و شخصیتهای یکخطی لذت میبرند سرگرمکننده باشد؛ اما برای مخاطبی که انسجام دراماتیک یا شخصیتپردازی ظریف میخواهد، محدودیتهای فیلم آشکارتر خواهد شد.
تصویر، فضا و کیفیت اجرا فیلم از فضای فیلیپین برای ساختن محیطی دور از زندگی روزمرهٔ آمریکایی استفاده میکند، اما این مکان بیشتر پسزمینهای برای کشمکش بر سر زمین است تا حضوری زنده در داستان. مزرعه و پیرامونش به روایت وسعت بصری میدهند، ولی فیلم کمتر میکوشد از این فضا معنایی فراتر از محل وقوع ماجرا بسازد.
در کنار آن، کیفیت نامتوازن برخی صحنهها و اجرا، گاهی بر باورپذیری اکشن اثر میگذارد. بااینحال، همین ناهمواریها ممکن است برای بخشی از مخاطبان به بخشی از لذت تماشا بدل شوند. «Enter the Ninja» فیلمی صیقلی و دقیق نیست؛ جذابیتش بیشتر در شور خام، تصمیمهای نمایشی و لحظههایی است که از جدیت بیش از اندازهاش فاصله میگیرند و ناخواسته حالوهوایی سرگرمکننده پیدا میکنند.
« بعضی از رفتارها و واکنشهایشان چنان نمایشی است که مرز میان تهدید و مضحکه گاه باریک میشود. »
جمعبندی
این ویژگی آن را به اثری مناسب برای تماشای بیتکلف تبدیل میکند، نه نمونهای از اکشن رزمیِ بینقص. جمعبندی «Enter the Ninja» داستانی کمانسجام، ریتمی کشدار و قهرمانی دارد که مهارتهای رزمیاش همیشه باورپذیر نیست؛ در مقابل، رویاروییهای نینجایی و حضور شو کوسوگی به آن جان میدهند.
ارزش فیلم بیش از آنکه در روایت یا شخصیتپردازی باشد، در انرژی صحنههای مبارزه و جایگاهش در موج نینجایی اوایل دههٔ هشتاد نهفته است. اگر از اکشنی پرتحرک، اغراقآمیز و گاه ناخواسته خندهآور لذت میبرید، فیلم میتواند سرگرمکننده باشد؛ اما انتظار روایتی منسجم یا اجرای رزمی یکدست، احتمالاً به ناامیدی میانجامد.
« این ویژگی آن را به اثری مناسب برای تماشای بیتکلف تبدیل میکند، نه نمونهای از اکشن رزمیِ بینقص. »



ثبت دیدگاه