نقد و بررسی
نقد زنگها برای که به صدا درمیآیند (For Whom the Bell Tolls) | 1943
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جنگ بهمثابه انتظار و آزمون «For Whom the Bell Tolls» از دل مأموریتی ساده اما سرشار از پیامدهای انسانی شکل میگیرد: رابرت جوردن، داوطلب آمریکاییِ همراه جمهوریخواهان، باید پلی مهم را در کوهستان منفجر کند تا حرکت نیروهای دشمن را مختل سازد. اما فیلم، برخلاف آنچه از چنین طرحی انتظار میرود، تنها بر اجرای عملیات و هیجان لحظهٔ انفجار تکیه نمیکند.
بخش مهمی از تجربهٔ آن در انتظار میگذرد؛ انتظار برای رسیدن زمان مناسب، برای روشنشدن موضع همراهان و برای فهم اینکه آرمانهای بزرگ در میدان جنگ چگونه با ترس، تردید و وابستگی شخصی روبهرو میشوند. این انتخاب، هم نقطهٔ قوت فیلم است و هم سرچشمهٔ کندی آن. مکثها به اثر مجال میدهند تا از ماجرای نظامی فراتر برود و به رابطهٔ آدمها با مسئولیت و خطر نزدیک شود؛ اما طولانیبودن برخی صحنهها و گفتوگوهای پیدرپی، گاه فشار دراماتیک را کاهش میدهد.
فیلم میخواهد زمان را به تجربهای ملموس بدل کند، ولی همیشه نمیتواند میان تأمل و سکون تعادل برقرار سازد. کوهستان؛ پناهگاه و فضای محاصره محدودشدن بخش بزرگی از روایت به محیط کوهستانی، شکل ویژهای به فضای فیلم میدهد. گروه چریکی در جایی دور از جبههٔ آشکار جنگ گرد آمده است؛ بااینحال، فاصله از میدان نبرد به معنای امنیت نیست.
خطر بیرون از قاب نیز حضور دارد و همین حضور نامرئی، انتظار را آکنده از اضطراب میکند. کوهستان و پناهگاه گروه هم محل تدارک عملیاتاند و هم فضایی برای آشکارشدن اختلافها، خاطرهها و بدگمانیها. فیلم در انتقال حس خطر، به نمایش مداوم درگیری متکی نیست. گفتوگوها، سکوتها و واکنش شخصیتها گاهی بیش از صحنههای پرتحرک، وضعیت شکنندهٔ آنان را نشان میدهند.
« اما فیلم، برخلاف آنچه از چنین طرحی انتظار میرود، تنها بر اجرای عملیات و هیجان لحظهٔ انفجار تکیه نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در عین حال، همین تمرکز بر فضاهای بسته میتواند حس یکنواختی بهوجود آورد. هنگامی که گفتوگوها کارکردی روشن در پیشبرد روایت یا ژرفکردن شخصیتها ندارند، محدودیت مکانی به محدودیت ریتم تبدیل میشود. رابرت جوردن؛ آرمانگرایی در لباس قهرمان رابرت جوردن بهعنوان قهرمانی وظیفهمحور معرفی میشود؛ مردی که به آرمانی سیاسی پیوسته و حاضر است برای آن خطر کند.
فیلم او را نه صرفاً یک سرباز، بلکه انسانی نشان میدهد که میکوشد میان تعهد عمومی و احساسات شخصی نسبتی برقرار کند. مأموریتش روشن است، اما معنای آن برای خودش بهتدریج پیچیدهتر میشود. همین کشاکش، به شخصیت امکان میدهد از قالب قهرمان ماجراجوی صرف بیرون بیاید. بااینحال، بازی گری کوپر همیشه به اندازهٔ این کشاکش درونی قانعکننده نیست.
خویشتنداری و کمگویی او با تصویر قهرمان آرام و کنترلشده سازگار است، اما گاهی به یکنواختی میرسد. جوردن در لحظاتی به حضوری مؤثر و قابلاعتماد بدل میشود، ولی در لحظات دیگر، شدت تردید و دگرگونیاش در چهره و رفتار بازیگر به اندازهٔ کافی نمایان نیست. اگر تماشاگر پیشتر با شخصیتِ رمان ارنست همینگوی آشنا باشد، ممکن است فاصلهٔ میان تصور ادبی او و این تعبیر سینمایی را بیشتر احساس کند.
عشق در سایهٔ مأموریت رابطهٔ جوردن و ماریا قرار است در دل فضای جنگی، نقطهای از صمیمیت و امید پدید آورد. این پیوند همچنین میتواند نشان دهد که جنگ چگونه زندگی خصوصی را از مسیر طبیعیاش خارج میکند و آدمها را به تصمیمهایی شتابزده یا دشوار میرساند. بااینهمه، رابطهٔ عاشقانه در فیلم از نظر عاطفی به استحکام لازم نمیرسد.
« در عین حال، همین تمرکز بر فضاهای بسته میتواند حس یکنواختی بهوجود آورد. »
شخصیتها و اجرا
نزدیکی دو شخصیت گاه بیشتر به ضرورتی روایی میماند تا رابطهای که مرحلهبهمرحله شکل گرفته باشد. این کاستی بهویژه از آنجا اهمیت مییابد که عشق در کنار مأموریت نظامی، یکی از ستونهای اصلی درام است. اگر ارتباط میان این دو شخصیت برای تماشاگر باورپذیر نباشد، بخشی از وزن عاطفی تصمیمهای جوردن نیز کاهش مییابد.
در نتیجه، لحظات عاشقانه ممکن است بهجای آنکه تنش جنگ را پیچیدهتر کنند، از آن جدا به نظر برسند. حضور این خط داستانی همچنان به فیلم بُعدی انسانی میدهد، اما تأثیر آن برای همهٔ تماشاگران یکسان نخواهد بود. گروه چریکی؛ چندصدایی و حضورهای ماندگار یکی از جذابیتهای فیلم در این است که جهان روایت را به قهرمان آمریکایی محدود نمیکند.
گروه چریکی مجموعهای از شخصیتها با تجربهها و خلقوخوهای متفاوت است و همین تفاوتها به فضای جمعی داستان جان میبخشد. اختلافنظرها و واکنشهای آنان، جنگ را از یک تصویر سادهٔ قهرمانانه دور میکند: در این جهان، همراهی سیاسی لزوماً به معنای اعتماد کامل یا توافق درونی نیست. در میان بازیگران، کاتینا پاکسینو در نقش پیلار حضوری بهویژه پرقدرت دارد.
او به شخصیتش صلابت، تجربه و نیرویی زمینی میبخشد و در بسیاری از لحظات، توجه را از قهرمان اصلی میرباید. پیلار صرفاً همراهی در حاشیه نیست؛ حضورش در گفتوگوها و فضای گروه، به داستان وزن و بافت میدهد. در مقابل، برخی نقشها و اجراها گاه بیش از اندازه نمایشی یا کمپرورده به نظر میرسند.
« نزدیکی دو شخصیت گاه بیشتر به ضرورتی روایی میماند تا رابطهای که مرحلهبهمرحله شکل گرفته باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این ناهمگونی سبب میشود کیفیت بازیگری فیلم یکدست نباشد، اما شخصیتهای فرعیِ برجسته به آن چهرهای چندلایهتر میدهند. ریتم، اجرا و جلوهٔ بصری سام وود فیلمی پرجزئیات و گسترده ساخته است، اما دامنهٔ روایی آن همیشه با ریتم مناسب همراه نیست. صحنههای طولانی گفتوگومحور فضایی برای شناخت شخصیتها فراهم میکنند، ولی بعضی از آنها بیش از اندازه کش میآیند و از حرکت داستان میکاهند.
از سوی دیگر، لحظات پرتحرک و بخشهای مرتبط با آمادهسازی عملیات، انرژی ماجراجویانهای به فیلم میبخشند و یادآوری میکنند که خطر فقط موضوع گفتوگو نیست، بلکه نیرویی واقعی در پسزمینهٔ هر تصمیم است. فیلمبرداری رنگیِ ری رنهان و طراحی دیداری اثر از برجستهترین امتیازهای آناند. رنگ و ترکیببندی قابها به فیلم جلوهای باشکوه میدهند و به تماشاگر کمک میکنند فضای جنگی و کوهستانی را نه فقط از راه اطلاعات داستان، بلکه از طریق تصویر حس کند.
موسیقی ویکتور یانگ نیز در شکلدادن به حالوهوای حماسی اثر نقش دارد. بااینهمه، شکوه فنی همیشه نمیتواند کمبودهای روایی را جبران کند: تصویر چشمنواز است، اما گاهی فیلم برای حفظ علاقهٔ تماشاگر به نیروی بیشتری در تدوین و فشردگی درام نیاز دارد. اقتباس و فاصله از جهان همینگوی فیلم بر پایهٔ رمانی از همینگوی ساخته شده و کوشیده است روایتی گسترده و چندوجهی را به درامی سینمایی تبدیل کند.
این انتقال، بهطور طبیعی بر نوع شخصیتپردازی و نحوهٔ بیان اندیشهها اثر میگذارد. آنچه در ادبیات میتواند از طریق لحن، تأمل یا جزئیات درونی شکل بگیرد، در فیلم باید در کنش، تصویر و بازی بازیگران نمود پیدا کند. «For Whom the Bell Tolls» در برخی لحظات موفق میشود فضای اخلاقی و انسانی داستان را به زبان سینما برگرداند، اما در بخشهایی نیز به گفتوگوهای توضیحی و تأکیدهای آشکار وابسته میشود.
« فیلمبرداری رنگیِ ری رنهان و طراحی دیداری اثر از برجستهترین امتیازهای آناند. »
قوتها و کاستیها
از همین رو، فیلم هم میتواند برای تماشاگر ناآشنا با رمان اثری مستقل و پرحادثه باشد و هم برای خوانندهٔ کتاب، تجربهای همراه با مقایسه و سنجش. اینکه کدامیک از دو تجربه غالب شود، به انتظارات مخاطب وابسته است؛ اما روشن است که اقتباس، تمام پیچیدگیهای جهان ادبی اثر را به یک اندازه حفظ نمیکند.
جمعبندی «For Whom the Bell Tolls» فیلمی است با فضایی جنگی و پرتنش، جلوهای بصری چشمگیر و لحظاتی دراماتیک که از مقاومت و فداکاری نیرو میگیرند. حضور کاتینا پاکسینو و چند شخصیت فرعیِ اثرگذار به آن عمق میبخشد، اما ریتم کند، صحنههای کشدار، بازی نهچندان متقاعدکنندهٔ گری کوپر برای برخی تماشاگران و رابطهٔ عاشقانهای که به اندازهٔ کافی باورپذیر شکل نمیگیرد، مانع از آن میشوند که همهٔ اجزای فیلم به یک اندازه موفق باشند.
تماشای فیلم برای علاقهمندان به سینمای کلاسیک و درامهای جنگی تجربهای ارزشمند است، بهخصوص اگر بتوانند با ضرباهنگ آهسته و ساختار گفتوگومحور آن همراه شوند. این اثر بیش از آنکه صرفاً روایتی دربارهٔ یک مأموریت باشد، تصویری از انسانهایی است که زیر فشار جنگ میکوشند برای انتخابهایشان معنا پیدا کنند؛ تصویری گاه مؤثر و گاه نابرابر، اما همچنان قابلتأمل.



ثبت دیدگاه