نقد و بررسی
نقد زن شگفتانگیز 1984 (Wonder Woman 1984) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میانۀ قهرمانانه و جهانِ آرزوها «Wonder Woman 1984» ساختهٔ Patty Jenkins، قهرمانش را از میدان جنگ و اسطوره به روزمرگیِ پرزرقوبرق دهۀ هشتاد میبرد؛ دورانی که مصرفگرایی، جاهطلبی و میل به «داشتنِ بیشتر» در سیمای شهر و مناسبات اجتماعی بازتاب یافته است. Diana Prince در واشینگتن زندگی آرامی دارد، در موزه کار میکند و بیآنکه خود را به چشم دیگران بیاورد، گاه به یاری مردم میشتابد.
اما کشف نیرویی اسرارآمیز، خواستههای پنهان او و چند شخصیت دیگر را به حرکت درمیآورد و ماجرا را از یک زندگی شخصی به بحرانی جهانی میکشاند. فیلم از همان ابتدا میکوشد لحنی روشن، عاطفی و آشکارا افسانهای داشته باشد. این انتخاب آن را از بسیاری از فیلمهای ابرقهرمانیِ تیره و واقعگرا متمایز میکند؛ بااینحال، رنگارنگبودن و شورِ نوستالژیک اثر همیشه به معنای انسجام نیست.
«Wonder Woman 1984» هم در هیئت قصهای سرگرمکننده از آرزو و تاوان ظاهر میشود و هم در پی آن است که دربارهٔ تنهایی، فقدان و مسئولیت اخلاقی حرف بزند. تنش میان این دو وجه، هم سرچشمۀ جذابیت فیلم است و هم منشأ بخشی از ضعفهایش. دهۀ هشتاد؛ فضا و دکور، نه جهان داستانی انتخاب سال ۱۹۸۴ ظرفیت زیادی برای ساختن جهانی متمایز دارد: دههای سرشار از جلوهفروشی، کالاهای نو، تلویزیون و شیفتگی به موفقیت شخصی.
فیلم از رنگهای پرشور، لباسها و جزئیات بصری بهره میگیرد تا به مخاطب حس کند وارد فضایی متفاوت شده است. تصویرها شفاف و چشمنوازند و در لحظاتی، اغراقِ آگاهانهشان با حالوهوای قصههای ابرقهرمانی هماهنگ میشود. بااینهمه، دههٔ هشتاد بیش از آنکه در منطق و نگاه شخصیتها رسوخ کند، اغلب همچون آرایش صحنه باقی میماند.
« فیلم از همان ابتدا میکوشد لحنی روشن، عاطفی و آشکارا افسانهای داشته باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم نشانههای دیداری آن دوره را عرضه میکند، اما کمتر میکوشد نشان دهد آن فرهنگ چگونه بر روابط، انتخابها یا ادراک قهرمان اثر میگذارد. حاصل، فضایی خوشرنگ و بهیادماندنی است که گاه بیش از آنکه یک جهان داستانی کامل باشد، مجموعهای از ارجاعات و حالوهواست. این مسئله بهخودیخود لذت بصری را از بین نمیبرد، اما فرصت ازدسترفتهای به نظر میرسد.
دیانا؛ قهرمانی گرفتار فقدان و میل یکی از مهمترین امتیازهای فیلم، توجه آن به وجه انسانی Diana است. او موجودی نیرومند و اسطورهای است، اما قدرتش او را از اندوه و دلتنگی مصون نمیکند. فیلم بهجای آنکه قهرمان را صرفاً در موقعیت پیروزیهای پیدرپی قرار دهد، او را با میلی شخصی روبهرو میکند؛ میلی که جذابیت عاطفی دارد، اما پیامدهایش از همان آغاز سایهای نگرانکننده بر داستان میاندازد.
این کشمکش، پرسشی اخلاقی را در مرکز روایت مینشاند: آیا میتوان خواستهای عمیق را از پیامدهای آن جدا کرد؟ Gal Gadot در این نقش، ترکیبی از وقار، مهربانی و آسیبپذیری را حفظ میکند. حضور آرام او با سیمای قهرمانانهٔ Diana سازگار است و در لحظههای احساسی، رنج شخصیت را بدون اغراق به مخاطب منتقل میکند.
بااینحال، مسیر درونی او همیشه به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم پرورده نمیشود. برخی تصمیمهای مهم بیشتر به اقتضای حرکت داستان رخ میدهند تا بر اثر تحول تدریجی و کاملاً اقناعکنندۀ شخصیت. از همین رو، بُعد عاطفی فیلم گاهی اثرگذار است و گاهی در سطح نیت و مضمون متوقف میماند. بازیگران و شخصیتهای پیرامونی Chris Pine با انرژی و شوخطبعی دلپذیرش به صحنههای مشترک با Diana جان میدهد.
« این مسئله بهخودیخود لذت بصری را از بین نمیبرد، اما فرصت ازدسترفتهای به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
تضاد میان نگاه او به جهان و تجربهٔ چنددههای دیانا، امکان موقعیتهای طنزآمیز و تأملبرانگیز فراهم میکند. بازی Pine از آن دست حضورهایی است که گرمای انسانی به فیلم میبخشد، هرچند در مقاطعی توازن توجه را برهم میزند و فرصت رشد بیشتر برای خود Diana را محدود میکند. Kristen Wiig در نقش Barbara Minerva، شخصیتی را بازی میکند که آسیبپذیری و احساس نادیدهگرفتهشدنش بهتدریج با میل به قدرت درهم میآمیزد.
Wiig برای این دگرگونی ظرافت و انضباطی قابلتوجه به کار میگیرد؛ اما فیلم گاه میان تأکید بر تنهایی Barbara و استفاده از او برای ساختن تقابل جسمانی با قهرمان سرگردان میشود. Pedro Pascal نیز در نقش Maxwell Lord با حضوری پرتحرک و نمایشی، انرژی خاصی به داستان میآورد. او شخصیتی را میسازد که میل به موفقیت در او با نیازی عمیقتر گره خورده است.
با وجود این، تعدد مسیرهای شخصیتی سبب میشود هیچیک به شکلی کاملاً متوازن بسط نیابد. روایت، ریتم و منطق درام فیلم برای چیدن مهرههای داستان، زمان زیادی صرف میکند. معرفی شخصیتها و شکلگیری بحران بهآرامی پیش میرود و در بخشی از نیمۀ نخست، روایت بیش از آنکه پیشرفت کند، موقعیتها را آماده میسازد.
این تأخیر برای پرورش روابط و انگیزهها قابلفهم است، اما مدتزمان فیلم و تراکم خطوط داستانی باعث میشود مقدمه کشدار احساس شود. در نتیجه، هنگامی که بحران اصلی سرانجام قوت میگیرد، بخشی از تمرکز و شتاب لازم پیشتر از دست رفته است. در بخشهای بعدی، دامنهٔ داستان بزرگتر میشود، اما بزرگیِ مقیاس همیشه به افزایش تنش نمیانجامد.
« تضاد میان نگاه او به جهان و تجربهٔ چنددههای دیانا، امکان موقعیتهای طنزآمیز و تأملبرانگیز فراهم میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم گاهی با تکرار الگوهای مشابه، کشمکش را طولانی میکند؛ بهویژه در مسیر پایانی که میتوانست فشردهتر و مؤثرتر باشد. جمعبندیِ مضمون و رویارویی نهایی، از نظر عاطفی با نیت کلی اثر هماهنگ است، ولی برای بسیاری از مخاطبان مسیر آن زودتر از موعد قابل حدس میشود. این پیشبینیپذیری بیش از آنکه حاصل آشکاربودن یک راز باشد، از چگونگی چیدمان درام و تأکید مکرر بر پیام اخلاقی سرچشمه میگیرد.
تصویر، موسیقی و صحنههای اکشن زبان تصویری فیلم در لحظههای آرام و پرشکوه، اعتمادبهنفس بیشتری از بخشهایی از روایت دارد. رنگها و طراحی صحنه، به اثر هویتی مستقل میبخشند و موسیقی Hans Zimmer بر حس افسانهای و ابعاد عاطفی ماجرا میافزاید. اجرای بازیگران نیز در کنار این عناصر، از صحنههایی که روی کاغذ ممکن بود اغراقآمیز جلوه کنند، لحظاتی پرجاذبه میسازد.
در مقابل، جلوههای ویژه کیفیتی یکنواخت ندارند. برخی تصاویر از مقیاس و تخیل کافی برخوردارند، اما بعضی حرکتها و ترکیبهای تصویری مصنوعی به نظر میرسند و با واقعیتِ پذیرفتهشدۀ فیلم سازگار نمیشوند. صحنههای اکشن نیز با وجود برخورداری از لحظات دیدنی، گاهی به الگوهایی تکراری بازمیگردند: رویارویی، نمایش قدرت، عقبنشینی و تکرار تقابل.
به این ترتیب، هیجان بصری در برخی بخشها جایگزین پیشرفت دراماتیک میشود، نه مکمل آن. مضمون آرزو و بهای خواستن در زیر لایهٔ ماجراجویی، فیلم دربارهٔ میل انسان به جبران فقدانها و رسیدن به تصویری کامل از خویش است. خواستن در این جهان نیرویی ساده و بیخطر نیست؛ هر آرزو با مسئولیتی همراه میشود و بر دیگران نیز اثر میگذارد.
« در مقابل، جلوههای ویژه کیفیتی یکنواخت ندارند. »
قوتها و کاستیها
این ایده ظرفیت اخلاقی مهمی دارد، زیرا قهرمانان و مخالفان را از دوگانهٔ آشنای خیر و شر فراتر میبرد و به انگیزههایی انسانیتر پیوند میزند. بااینحال، فیلم گاه مضمون خود را بیش از اندازه توضیح میدهد. آنچه میتوانست از خلال رفتار شخصیتها و پیامد انتخابهایشان آشکار شود، در لحظاتی با تأکید مستقیم و تکرار معنایی همراه است.
این صراحت با لحن کلاسیک و سادهدلانهٔ اثر سازگاری دارد، اما پیچیدگی موضوع را کاهش میدهد. فیلم به صداقت عاطفی باور دارد؛ مسئله آن است که همیشه به تماشاگر فرصت نمیدهد این معنا را خودش کشف کند. جمعبندی «Wonder Woman 1984» اثری پررنگولعاب و صمیمی است که میخواهد قهرمان خود را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در برابر فقدان و خواستههای شخصی بیازماید.
Gal Gadot، Chris Pine، Kristen Wiig و Pedro Pascal هر یک به فیلم نیرویی اجرایی میبخشند و طراحی بصری و موسیقی، فضایی متمایز و پرشور پدید میآورند. اما ریتم کند، پراکندگی مسیرهای روایی، ناهماهنگی بخشی از جلوههای ویژه و طولانیشدن بخش پایانی، مانع از آن میشود که این ظرفیتها به تجربهای کاملاً منسجم بدل شوند.
فیلم در بهترین لحظههایش به یادمان میآورد که قدرت قهرمان تنها در توانایی جنگیدن نیست؛ گاه در پذیرش محدودیت و سنجیدن بهای خواستههاست. هرچند این اندیشه با ظرافت یکسانی در سراسر اثر پیش نمیرود، «Wonder Woman 1984» همچنان ماجراجوییای گرم و دیدنی است که جسارتش در انتخاب لحنی روشن و عاطفی، آن را از بسیاری از همژانرهایش متمایز میکند.
« بااینحال، فیلم گاه مضمون خود را بیش از اندازه توضیح میدهد. »
ثبت دیدگاه