نقد و بررسی
نقد همسران احمق (Foolish Wives) | 1922
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شکوه فریب؛ مونتکارلوی ساختهشده «Foolish Wives» ساختهٔ Erich von Stroheim، در ظاهر داستانی دربارهٔ شیادی و اغواگری در مونتکارلو است؛ اما زیر این پوسته، فیلمی است دربارهٔ قدرت نمایش: نمایش ثروت، تبار، وقار و حتی هویت. کنت سرگیوس کارانزیم، اشرافزادهای جعلی، در جهانی رفتوآمد میکند که در آن ظاهرها نه حاشیهٔ زندگی، بلکه ابزار اصلی معاملهاند.
او با دو همدستش از گردشگران متمول بهرهکشی میکند و هلن هیوز، همسر سادهدل یک دیپلمات آمریکایی، به هدف مهم بعدیاش بدل میشود. فیلم بیآنکه از همان آغاز همهٔ جزئیات نیت او را آشکار کند، بر فاصلهٔ میان آنچه آدمها وانمود میکنند و آنچه واقعاً هستند تکیه دارد. مونتکارلوی فیلم نیز خود نوعی صحنهآرایی است: فضایی پرزرقوبرق که بیش از آنکه آرامش و امنیت نوید دهد، میل به تماشا و فریب را تشدید میکند.
این شهرِ مجلل با مناسباتش، میدان مناسبی برای کلاهبرداری است؛ زیرا اعتبار اجتماعی و ثروت، در آن بهآسانی میتوانند با لباس و لحن و چند نشانهٔ ظاهری جعل شوند. همین پیوند میان قصه و محیط، به فیلم نیرویی فراتر از یک ماجرای سادهٔ اغواگری میدهد. روایت در امتداد وسوسه روایت «Foolish Wives» شتابزده پیش نمیرود؛ فیلم با مکثهای طولانی، جزئیات رفتارها و لحظات روزمره، فضای خود را میسازد.
چنین رویکردی گاه تماشاگر را در جهان پرزرقوبرق و فاسد داستان غوطهور میکند، اما همیشه به سود درام نیست. زمان زیادی صرف شکلدادن به محیط و مناسبات شخصیتها میشود و کشمکش اصلی دیرتر از آنچه انتظار میرود به مرکز توجه میآید. به همین دلیل، حتی نسخههای کوتاهشدهٔ فیلم نیز ممکن است برای تماشاگر امروز کشدار به نظر برسند.
« همین پیوند میان قصه و محیط، به فیلم نیرویی فراتر از یک ماجرای سادهٔ اغواگری میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این کندی را نمیتوان صرفاً به ضعف اجرا فروکاست؛ بخشی از آن حاصل علاقهٔ اشتروهایم به انباشت جزئیات و مشاهدهٔ ممتد است. بااینحال، جزئیات همیشه به تعلیق یا شناخت بیشتر شخصیتها نمیانجامند. گاهی فیلم در صحنهای میماند که کارکردش بیش از پیشبرد داستان، تأکید دوباره بر فضای تجمل و بیاخلاقی است.
از سوی دیگر، تدوین و تاریخ پرفرازونشیب نسخههای فیلم باعث شده پیوند میان بخشهایی از روایت گاه ناهموار باشد. در نتیجه، تماشاگر ممکن است احساس کند بعضی گذرها شتابزدهاند، حال آنکه بخشهای دیگر بیش از اندازه بسط یافتهاند. کنت کارانزیم؛ بازی با نقاب حضور Erich von Stroheim در نقش کنت، ستون اصلی فیلم است.
او شخصیت را نه فقط یک شیاد فرصتطلب، بلکه بازیگری درون جهان داستان میسازد: مردی که هر حرکت و هر نگاهش بخشی از اجرای نقشی بزرگتر است. کنت برای دیگران اشرافزادهای روس جلوه میکند و در همان حال، فیلم اجازه میدهد تماشاگر از فاصلهای نزدیکتر فریبکاری او را ببیند. جذابیت نقش در همین دوگانگی است؛ او میتواند متین و دلربا به نظر برسد و همزمان، تهدیدی پنهان را در رفتار خود حمل کند.
اشتروهایم از تصویر عمومی خود نیز بهره میبرد. قامت، پوشش و نگاه نافذ او، به کنت نوعی اقتدار نمایشی میدهد؛ اقتداری که از منش اخلاقی یا شایستگی واقعی سرچشمه نمیگیرد، بلکه از مهارت در اجرای تشخص ساخته میشود. بازی او در لحظات اغواگرانه، بیش از آنکه بر احساسات لطیف تکیه کند، بر محاسبه و خودآگاهی استوار است.
« بااینحال، جزئیات همیشه به تعلیق یا شناخت بیشتر شخصیتها نمیانجامند. »
شخصیتها و اجرا
کنت میداند که دیگران چه چیزی را میخواهند ببینند و همان را عرضه میکند. چنین اجرایی، هم جذابیت فیلم را افزایش میدهد و هم مضمون محوری آن را روشنتر میسازد: هویت اجتماعی گاه چیزی جز نقابی ماهرانه نیست. هلن و اقتصاد میل هلن هیوز در جایگاهی پیچیدهتر از «قربانی سادهدل» قرار دارد، هرچند فیلم گاهی او را بیش از آنکه بهعنوان فردی مستقل بپرورد، در مقام هدفِ فریب کنت به کار میگیرد.
حضور او امکان میدهد داستان به سراغ مناسبات جنسیتی و اقتصادی زمانه برود: زنی که دسترسی به ثروت و جایگاه اجتماعی دارد، اما اختیار و تجربهاش در برابر مردی که قواعد بازی را بهتر میشناسد، آسیبپذیر میشود. فیلم از این شکاف برای ساختن تنش بهره میگیرد، ولی نگاهش همیشه از محدودیتهای فرهنگی دورهٔ خود فراتر نمیرود.
زنان دیگر داستان نیز در شبکهٔ فریب و منفعت نقش دارند؛ آنان نه صرفاً تماشاگران دنیای مردانه، بلکه بخشی از سازوکار آناند. بااینحال، فیلم در ترسیم این شخصیتها گاهی از داوری اخلاقی یکدست فاصله نمیگیرد و رفتارهایشان را بیش از آنکه از انگیزههای فردی توضیح دهد، در قالب تیپهای اجتماعی عرضه میکند.
همین امر سبب میشود برخی روابط جذاب باشند، اما همهٔ شخصیتها به یک اندازه عمق نیابند. در عوض، فیلم در نشاندادن این نکته موفق است که میل به ثروت، امنیت یا منزلت میتواند آدمها را به همدستی، فریب یا چشمپوشی از حقیقت بکشاند. تجمل بهمثابه زبان تصویر یکی از برجستهترین دستاوردهای فیلم، ساختن جهانی دیداری است که تجمل را به زبان روایت تبدیل میکند.
« کنت میداند که دیگران چه چیزی را میخواهند ببینند و همان را عرضه میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دکورهای پرجزئیات، فضاهای اشرافی و اشیای گرانبها تنها پسزمینهای تزئینی نیستند؛ آنها نشان میدهند شخصیتها در چه جهانی ارزشگذاری میشوند. در این فضا، ثروت هم نشانهٔ قدرت است و هم وسیلهای برای خریدن توجه و اعتماد. مونتکارلو در فیلم بیش از آنکه مکانی جغرافیایی باشد، صحنهای برای اجرای نقشهای اجتماعی است.
اشتروهایم به جزئیات مادی اهمیت فراوان میداد و این وسواس در نتیجهٔ بصری فیلم آشکار است. محیطها چنان ساخته شدهاند که تماشاگر نه فقط داستان را دنبال کند، بلکه در ازدحام نشانههای اشرافیت و مصرف غرق شود. این رویکرد به فیلم جلوهای خیرهکننده میبخشد، اما گاه به همان مشکلی دامن میزند که در ریتم آن دیده میشود: تصویر و جزئیات میتوانند از نیروی درام پیشی بگیرند.
«Foolish Wives» از این نظر هم باشکوه است و هم افراطی؛ زیبایی آن با نوعی سنگینی همراه میشود که تماشاگر را به تحسین و در عین حال بیحوصلگی وامیدارد. میراث نسخهها و زخم تدوین داوری دربارهٔ فیلم بدون توجه به سرگذشت دشوار نسخههایش کامل نمیشود. اشتروهایم در آغاز قصد داشت اثری بسیار طولانیتر بسازد، اما فیلم پیش از نمایش عمومی بهشدت کوتاه شد.
نسخههای گوناگون و بازسازیهای بعدی کوشیدهاند بخشی از ساختار و فضای اثر را دوباره به دست آورند، اما هیچ نسخهای نمیتواند بهسادگی جای طرح اولیهٔ فیلمساز را بگیرد. نسخهٔ بازسازیشدهٔ ۱۴۷ دقیقهای، حاصل کنار هم گذاشتن و بازسازی مواد باقیمانده است؛ خودِ این تاریخ، تجربهٔ تماشای فیلم را با آگاهی از فقدان و گسست همراه میکند.
« در این فضا، ثروت هم نشانهٔ قدرت است و هم وسیلهای برای خریدن توجه و اعتماد. »
قوتها و کاستیها
این پیشینه میتواند بخشی از ناهمواری روایت را توضیح دهد، اما آن را بهطور کامل از نقد مصون نمیکند. بعضی گذرها واقعاً دشوارفهماند و خردهداستانها یا شخصیتها مجال کافی برای بهثمررسیدن نمییابند. تماشاگر ممکن است در لحظاتی نداند کدام جزئیات قرار است به خط اصلی بازگردند و کدامیک صرفاً بخشی از جهانسازی فیلماند.
در عین حال، همین ناتمامی تاریخی به اثر کیفیتی نامعمول میدهد: فیلمی که گویی تماشاگر در آن با بقایای یک بنای بزرگ روبهروست؛ بنایی که بخشهایی از آن هنوز حیرتانگیز است و بخشهایی دیگر، بهسبب فقدان، پیوند روشنی با کل ندارند. جمعبندی «Foolish Wives» فیلمی است که همزمان تحسین و صبر میطلبد.
ایدهٔ کلاهبرداری در پوشش اشرافیت، شخصیت کنت با بازی نافذ اشتروهایم و طراحی چشمگیر جهان مونتکارلو، آن را به اثری متمایز در سینمای صامت بدل میکند. فیلم با دقتی کمنظیر نشان میدهد چگونه تجمل و منزلت میتوانند به ابزار فریب تبدیل شوند و چگونه نمایش اجتماعی، جای حقیقت را میگیرد. اما این دستاوردها زیر بار ریتم کند، تدوین نابرابر و روایت گاه تکهتکه قرار میگیرند.
برخی خطوط داستانی به اندازهٔ کافی پرداخت نمیشوند و پایانبندی نیز حس بستهشدن کامل همهٔ مسیرها را ایجاد نمیکند؛ بیآنکه لازم باشد جزئیات آن آشکار شود. حاصل، اثری بلندپروازانه و گاه فرساینده است: فیلمی که بیش از آنکه با پیرنگی فشرده تماشاگر را پیش ببرد، او را در جهان مصنوع و پرزرقوبرق خود نگه میدارد.
« این پیشینه میتواند بخشی از ناهمواری روایت را توضیح دهد، اما آن را بهطور کامل از نقد مصون نمیکند. »
جمعبندی
ارزشش بیش از هر چیز در همین جهانسازی، بازی مرکزی و جسارت بصری است؛ تجربهای تاریخی و جذاب، اما نه همواره آسان یا یکدست.
ثبت دیدگاه