نقد و بررسی
نقد دوران بیثمر (Unfruitful Times) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سوگ در حصار روزمرگی «Unfruitful Times» یا «Ölü Mevsim» ساختهٔ Doğuş Algün، درام خانوادگیای است که از رخدادی ویرانگر آغاز میشود، اما علاقهای به تبدیل آن به نقطهٔ اوج ملودراماتیک ندارد. سقط جنینِ نعمت، زنی میانسال در استانبول، بهجای آنکه حادثهای منفرد باقی بماند، دریچهای میشود به جهانی از فشارهای خانوادگی، عرف اجتماعی و اندوهی که مجال بیان مستقیم نمییابد.
فیلم با تمرکز بر زندگی نعمت و خواهر کوچکترش اوزنور، رنج فردی را درون شبکهای از روابط و وابستگیها قرار میدهد؛ جایی که حتی سوگواری نیز خصوصی و آزاد نیست. رویکرد اثر کمشتاب و مشاهدهگرانه است. بهجای توضیح دادن همهچیز، مکثها، سکوتها و رفتارهای روزمره را پیش میکشد تا تماشاگر از خلال جزئیات به وضعیت عاطفی شخصیتها نزدیک شود.
این انتخاب، با موضوع فیلم تناسب دارد: در فضایی که سخن گفتن از برخی تجربهها دشوار است، ناگفتهها به اندازهٔ کلمات اهمیت پیدا میکنند. بااینحال، همین پرهیز از شتاب گاه به کندیِ فرساینده میرسد و فیلم در بعضی لحظات بیش از آنچه لازم است در یک وضعیت مکث میکند. دو خواهر، دو صورت از فشار مرکز عاطفی فیلم رابطهٔ نعمت و اوزنور است؛ رابطهای آمیخته به محبت، مسئولیت و فاصلههایی که همیشه با گفتوگو رفع نمیشوند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خواهران صرفاً دو شخصیت با مسائل جداگانه نیستند؛ حضور هر یک، آینهای برای دیدن گرفتاری دیگری است. نعمت با فقدانی روبهروست که هم جسمانی و هم روانی است، درحالیکه اوزنور بار دیگری از دشواریهای خانوادگی و درونی را حمل میکند. فیلم از تقابل سادهٔ «خواهر آسیبدیده» و «خواهر حامی» پرهیز میکند و نشان میدهد مراقبت از دیگری نیز میتواند زیر فشار مسئولیت، فرسوده و پیچیده شود.
این رابطه زمانی بیشترین اثر را میگذارد که فیلم بهجای بیان صریح عواطف، آنها را در کنشهای کوچک جای میدهد: در نحوهٔ نزدیک شدن یا عقب کشیدن شخصیتها، در توجههای ناگهانی و در لحظههایی که سکوت جای پاسخ را میگیرد. چنین لحظاتی به پیوند دو خواهر کیفیتی باورپذیر میبخشد. در مقابل، گاه تعدد مسائل و پیرامونیان، مجال تمرکز بر خود این رابطه را کم میکند؛ گویی فیلم در پی آن است که همزمان همهٔ لایههای خانواده را ثبت کند و همین فراخی، ضرباهنگ عاطفی محور اصلی را پراکنده میسازد.
خانواده بهمثابه نهاد و میدان قدرت در این اثر، خانواده فقط پناهگاه یا مجموعهای از پیوندهای خونی نیست؛ ساختاری است که قواعد و انتظارهای خود را بر اعضایش تحمیل میکند. این قواعد در حرفهای مستقیم خلاصه نمیشوند. گاه از دخالت اطرافیان، از قضاوتهای خاموش، یا از شیوهای که افراد دربارهٔ بدن و آیندهٔ یکدیگر سخن میگویند، خود را نشان میدهند.
« خواهران صرفاً دو شخصیت با مسائل جداگانه نیستند؛ حضور هر یک، آینهای برای دیدن گرفتاری دیگری است. »
شخصیتها و اجرا
نتیجه، تصویری از محیطی است که در آن فرد برای تصمیمگیری دربارهٔ زندگی خویش نیز ناچار است وزن نگاه دیگران را تحمل کند. فیلم با این زمینه، پرسشهایی دربارهٔ مادری و تعلق مطرح میکند، بیآنکه پاسخهای آماده عرضه کند. آیا ارزش زن در این جهان با توانایی یا ناتوانی او در مادرشدن سنجیده میشود؟
مرز همبستگی خانوادگی کجاست و چه زمانی حمایت به کنترل بدل میشود؟ اثر پاسخها را به گفتارهای نظری واگذار نمیکند؛ آنها را در مناسبات ملموس خانه و محله جاری میسازد. این وجه اجتماعی از نقاط قوت فیلم است، هرچند برخی شخصیتهای فرعی گاهی بیشتر به نمایندهٔ یک نگرش شباهت دارند تا فردی مستقل با پیچیدگی و تناقضهای خاص خود.
بازیها و نیروی عاطفیِ ناگفتهها بازی Funda Eryiğit در نقش نعمت، تکیهگاه مهم فیلم است. او اندوه را به نمایش پرهیاهو تبدیل نمیکند و بهجای آن، نشانههای کوچک فرسودگی و انقباض عاطفی را برجسته میسازد. این خویشتنداری باعث میشود درد شخصیت در رفتارهای عادی و روزمره رسوب کند، نه فقط در صحنههایی که آشکارا برای برانگیختن احساسات طراحی شدهاند.
« فیلم با این زمینه، پرسشهایی دربارهٔ مادری و تعلق مطرح میکند، بیآنکه پاسخهای آماده عرضه کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Ece Yaşar نیز در نقش اوزنور، بار مسئولیتی را منتقل میکند که هم در رفتار او دیده میشود و هم در دشواریاش برای مواجهه با وضعیت درونی خویش. بازیگران در مجموع فضایی میآفرینند که احساساتش اغلب زیر سطح باقی میماند. این ویژگی برای درامی دربارهٔ عواطف سرکوبشده مناسب است، اما خطر یکنواختی را نیز به همراه دارد: وقتی بسیاری از شخصیتها در لحن و واکنشهای خود کمبیاناند، تفاوتهای عاطفیشان گاهی کمرنگ میشود.
بعضی دیالوگها نیز بیش از آنکه از زبان شخصیتی یگانه برخاسته باشند، حامل پیامی از پیش تعیینشده به نظر میرسند. در نتیجه، بازیهای اصلی گاه باید خلأ شخصیتپردازی برخی چهرههای پیرامونی را جبران کنند. استانبولِ نزدیک و محصور استانبولِ فیلم، شهرِ کارتپستالی و چشماندازهای تماشایی نیست؛ بیشتر فضایی زیسته و روزمره است که خانه، محله و رابطههای همسایگی در آن اهمیت مییابند.
این انتخاب با مضمون داستان سازگار است: فشار اجتماعی نه در پسزمینهای دور، بلکه در محیط آشنایی رخ میدهد که شخصیتها مدام در آن به هم برمیخورند و از نگاه یکدیگر تأثیر میگیرند. محله در عین آنکه حس تعلق ایجاد میکند، راه گریز از قضاوت و دخالت را نیز محدود میسازد. فیلم بهجای استفاده از محیط برای زیبایی صرف، آن را در خدمت حالوهوای روانی شخصیتها میگیرد.
« بازیگران در مجموع فضایی میآفرینند که احساساتش اغلب زیر سطح باقی میماند. »
قوتها و کاستیها
خانهها و فضاهای جمعی، حس نزدیکی و درهمتنیدگی میآفرینند؛ گویی هیچکس بهسادگی نمیتواند از مناسبات پیرامونش بیرون بایستد. البته زبان بصری و زمانی اثر بر صبر تماشاگر تکیه دارد. نماهای طولانی و مکثهای مکرر میتوانند توجه را به جزئیات هدایت کنند، اما هر جا که این مکث به کشف تازهای در شخصیت یا فضا نمیانجامد، ریتم کند فیلم سنگینتر احساس میشود.
چندلایگیِ روایت و بهای پراکندگی فیلمنامه میکوشد بحران نعمت را از تجربهٔ شخصی او فراتر ببرد و به روابط میان اعضای خانواده، وابستگیهای اقتصادی و سازوکارهای طرد و داوری پیوند بزند. این چندلایگی به جهان فیلم عمق میدهد و مانع میشود که فقدان به مسئلهای صرفاً فردی و منزوی تقلیل پیدا کند.
زندگی شخصیتها، همانند زندگی واقعی، با یک بحران محدود نمیماند؛ مسائل مختلف در هم میپیچند و هرکدام بر دیگری سایه میاندازند. بااینحال، این گستردگی هزینهای روایی دارد. خردهروایتها گاهی تمرکز را از رابطهٔ خواهران و تجربهٔ مرکزی نعمت دور میکنند و به بخشهایی میرسند که پرداختشان برای ایجاد اثری ماندگار کافی نیست.
« البته زبان بصری و زمانی اثر بر صبر تماشاگر تکیه دارد. »
جمعبندی
برخی چهرههای فرعی بهسرعت وارد میشوند، کارکرد خود را انجام میدهند و پیش از آنکه استقلال دراماتیک پیدا کنند از مرکز توجه کنار میروند. در چنین لحظاتی، فیلم بهجای آنکه لایههای تازه را به محور اصلی پیوند دهد، آنها را چون رشتههایی موازی در کنار یکدیگر نگه میدارد. جمعبندی «Unfruitful Times» درامی اجتماعی و خانوادگی است که قوت اصلیاش را در پیوند میان سوگ فردی و فشارهای جمعی مییابد.
رابطهٔ دو خواهر، بازیهای کماغراق و فضاسازی ملموس، به اثر نیروی عاطفی میبخشند؛ همچنین پرسشهایش دربارهٔ مادری، تعلق و مرز میان مراقبت و کنترل، پس از پایان تماشا باقی میمانند. فیلم برای رسیدن به تأثیر، به لحظههای بزرگ و توضیحهای مستقیم متکی نیست و بیشتر از راه سکوت و جزئیات روزمره پیش میرود.
در سوی دیگر، ریتم آهسته، صحنههای طولانی و پراکندگی بخشی از خردهروایتها ممکن است صبر مخاطب را بیازماید. بعضی دیالوگها و شخصیتهای فرعی نیز به ژرفای لازم نمیرسند و از پیچیدگی شخصیتهای اصلی عقب میمانند. بااینهمه، اثر در ثبت فضایی که اندوه در آن نه فقط احساس شخصی، بلکه تجربهای شکلگرفته زیر فشار خانواده و اجتماع است، صداقت و انسجامی قابلتوجه دارد.
« در سوی دیگر، ریتم آهسته، صحنههای طولانی و پراکندگی بخشی از خردهروایتها ممکن است صبر مخاطب را بیازماید. »
ثبت دیدگاه