نقد و بررسی
نقد رودخانه سوژو (Suzhou River) | 2000
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رودخانهای که روایت میشود در «Suzhou River» ساختهٔ Lou Ye، رودخانه صرفاً پسزمینهای شهری نیست؛ نیرویی است که تصویرها، خاطرهها و روایتها را با خود میبرد و دوباره به ساحل میآورد، بیآنکه روشن کند آنچه بازگشته همان چیزِ ازدسترفته است یا بدلِ آن. فیلم در شانگهایِ دور از جلوههای پرزرقوبرق شهر میگذرد: کنار انبارهای فرسوده، کارخانههای متروک، کوچههای تنگ و آبراهی که تیرگیاش گویی رسوبِ زندگیهای بیپناه را در خود نگه داشته است.
در این شهر، آدمها نه در فضایی آراسته و امن، بلکه در حاشیههایی زندگی میکنند که خود به بخشی از سرنوشتشان بدل شدهاند. داستان، از دل روایت مردی دوربینبهدست آغاز میشود؛ راویای که حضورش را بیشتر از طریق نگاه و صدایش حس میکنیم تا چهرهاش. او درگیر زنی به نام Meimei است و از خلال قصهای که دربارهٔ Mardar و Moudan میشنود، داستان دیگری را پیش میکشد.
این دو خط روایی بهسادگی در هم حل نمیشوند؛ هرکدام آینهای کج در برابر دیگری میگذارند. فیلم از همان آغاز، ما را به جایگاه تماشاگرِ مطمئن نمینشاند، بلکه وامیدارد بپرسیم چه کسی قصه را تعریف میکند و تا چه اندازه میتوان به آنچه میشنویم اعتماد کرد. عشق در هیئت زخم عشق در این فیلم نه وعدهٔ آرامش است و نه پناهگاهی بیرون از خشونت جهان.
بیشتر شبیه نیرویی است که آدمها را به جستوجوی دیگری میکشاند، اما همزمان آنان را در دام تصورهای خودشان گرفتار میکند. Mardar به گذشتهای گره خورده که از آن رهایی نمییابد؛ بازگشتش به شهر و مواجههاش با زنی که چهرهای آشنا دارد، جستوجویی را به راه میاندازد که مرز میان شناختن و خواستن را مخدوش میکند.
« این دو خط روایی بهسادگی در هم حل نمیشوند؛ هرکدام آینهای کج در برابر دیگری میگذارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای او، عشق تنها رابطه با انسانی حاضر نیست؛ تلاشی است برای بازگرداندن چیزی که شاید دیگر دستیافتنی نباشد. فیلم با این مضمون، پرسشی تلخ پیش میکشد: آیا آدمها عاشق یکدیگر میشوند یا عاشق تصویری که از دیگری در ذهن ساختهاند؟ گاه شخصیتها بیش از آنکه به خودِ فرد مقابل نزدیک شوند، به قصهای نزدیک میشوند که دربارهٔ او شنیدهاند یا در ذهنشان پروراندهاند.
همین فاصله، احساسات فیلم را از رمانتیسم دلنشین دور میکند. اینجا عشق زخمی است، آمیخته با حسرت و وابستگی، و حتی لحظههای صمیمیت نیز سایهٔ فقدان را از خود دور نمیکنند. شانگهایِ حاشیهها یکی از دستاوردهای مهم Lou Ye آن است که شهر را همچون شخصیتی مستقل میسازد. شانگهایِ فیلم، شهرِ کارتپستالها و آسمانخراشهای درخشان نیست؛ شهری است زمخت، ناپایدار و فرسوده، با فضاهایی که به نظر میرسد همواره چیزی در آنها گم شده باشد.
رودخانه، قایق، بارها و ساختمانهای صنعتی، نه فقط مکان وقوع رخدادها، بلکه حامل حالوهوای روانی فیلماند. هر فضا انگار خاطرهای را در خود پنهان کرده و هر مسیر ممکن است به بازگشت یا گمشدن بینجامد. این بافت شهری فیلم را به تجربهای ملموس تبدیل میکند. شانگهای در اینجا پسزمینهای خنثی نیست که شخصیتها روی آن حرکت کنند؛ فرسودگیاش با تنهایی آنها همنوا میشود.
در حاشیهٔ رودخانه، آدمها در حال عبورند، اما عبورشان به معنای پیشرفتن نیست. شهر مدام تغییر میکند و زندگیها نیز در حرکتاند، با این تفاوت که خاطره و دلبستگی آنها را به نقطهای گذشتهنگر میکشاند. دوربینِ سرگردان و نگاهِ ناپایدار دوربین لرزان و متحرک فیلم، بیش از آنکه وسیلهای برای نمایش رویداد باشد، کیفیتی ذهنی به روایت میدهد.
« برای او، عشق تنها رابطه با انسانی حاضر نیست؛ تلاشی است برای بازگرداندن چیزی که شاید دیگر دستیافتنی نباشد. »
شخصیتها و اجرا
تصویرها گاه چنان نزدیک و بیقرارند که انگار تماشاگر در قایقی نشسته و همراه جریان رودخانه پیش میرود؛ این نزدیکی، حسِ حضور ایجاد میکند، اما اجازه نمیدهد بر موقعیت مسلط شویم. ما شاهدی بیرونی و آسوده نیستیم، بلکه در معرض نگاه راوی و نوسانهای ادراکی او قرار میگیریم. این انتخاب فرمی از حیث مضمون نیز دقیق است: فیلم دربارهٔ حقیقتی یکدست و بیتردید نیست، پس تصویرش هم به ثبات و قطعیت تظاهر نمیکند.
برشهای ناگهانی، تغییر زاویه و جابهجایی میان روایتها، تماشاگر را وادار میکنند مدام جای پای خود را دوباره پیدا کند. بااینحال، همین شگرد میتواند خستهکننده شود. لرزش دائمی تصویر برای برخی مخاطبان بهجای آنکه حسِ غوطهوری بیافریند، فاصلهای آزاردهنده ایجاد میکند؛ بهویژه وقتی بیقراری بصری با ابهام روایی رویهم میافتد.
دو چهره و مسئلهٔ هویت نقشآفرینی Zhou Xun از برجستهترین وجوه فیلم است. او در دو نقش، نه صرفاً با تفاوتهای ظاهری، بلکه با تغییر در حضور و کیفیت عاطفی شخصیتها کار میکند. بازیاش به فیلم امکان میدهد از شباهت چهرهها چیزی فراتر از ترفندی داستانی بسازد: پرسشی دربارهٔ هویت، بازشناسی و میل به دیدنِ آنچه در گذشته از دست رفته است.
جذابیت اجرا در این است که پاسخ قطعی تحویل نمیدهد؛ تماشاگر باید تفاوتها و پژواکهای میان دو شخصیت را خودش دریابد. در برابر او، Jia Hongsheng شخصیتی را میسازد که گویی از درونِ خاطره بیرون آمده و در زمان حال جا نمیگیرد. بازیاش به Mardar نوعی آشفتگی و اندوه میبخشد، بیآنکه او را به قهرمانی رمانتیک تبدیل کند.
« ما شاهدی بیرونی و آسوده نیستیم، بلکه در معرض نگاه راوی و نوسانهای ادراکی او قرار میگیریم. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شخصیتهای فیلم اغلب با نگاه دیگران تعریف میشوند: راوی میبیند، Mardar یادآوری میکند، و تماشاگر میکوشد میان این نگاهها تصویری از واقعیت بسازد. چنین ساختاری، مسئلهٔ هویت را به مسئلهٔ روایت گره میزند. قصهای میان واقعیت و خیال «Suzhou River» به شیوهای بازیگوشانه با قصهگویی برخورد میکند.
روایت در لایههای مختلف پیش میرود و گاهی گویی داستانی درون داستان دیگر پدید میآید؛ اما فیلم این لایهها را با مرزهایی روشن از هم جدا نمیکند. همین ابهام، از یک سو جاذبهٔ اصلی اثر است: ما را به مشارکت در ساختن معنا فرامیخواند. از سوی دیگر، ممکن است رشتهٔ روایی را چنان سست کند که مخاطب بهجای تأمل در عاطفهٔ شخصیتها، بیش از اندازه درگیر این شود که کدام روایت را باید پذیرفت.
بااینهمه، این آشفتگی صرفاً نشانهٔ بیسامانی نیست. فیلم از بیاعتمادی به روایتِ قطعی، زبانی فرمی میسازد. خاطره در آن همچون سندی دقیق عمل نمیکند؛ بیشتر نیرویی است که گذشته را تغییر میدهد و حال را شکل میبخشد. تماشاگر باید با ناتمامی کنار بیاید و بهجای انتظار برای توضیحی کامل، به پژواک تصویرها و جملهها گوش بسپارد.
برای مخاطبی که روایت خطی و پاسخهای روشن میخواهد، این تجربه ممکن است دشوار باشد؛ اما همین دشواری با جهان عاطفی اثر تناسب دارد. تأثیرپذیری و صدای شخصی مقایسهٔ فیلم با آثار Wong Kar-wai قابلفهم است: تنهایی شهری، عشقهای ناتمام، شبهای رنگگرفته و شخصیتهایی که از گذشته جدا نمیشوند، یادآور برخی از دغدغههای سینمای اوست.
« چنین ساختاری، مسئلهٔ هویت را به مسئلهٔ روایت گره میزند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، شباهت در حالوهوا بهتنهایی برای تقلیل فیلم کافی نیست. Lou Ye این عناصر را در بستری خشنتر و زمختتر قرار میدهد؛ دوربینش کمتر به زیباییِ کنترلشده و بیشتر به ناپایداریِ تجربه نزدیک است. شهر نیز نه فقط فضایی برای پرسهزنی عاشقانه، بلکه محیطی فرسوده و بیرحم است که بر بدن و انتخاب شخصیتها فشار میآورد.
از سوی دیگر، ساختار رازآلود فیلم و وسواس آن نسبت به نگاه و بازنمایی، یادآور سنتی از قصههای تعلیقی دربارهٔ میل و هویت نیز هست. اما این تأثیرها در «Suzhou River» به ارجاعهای تزئینی محدود نمیشوند؛ در خدمت پرسشهای خود فیلم قرار میگیرند: چه چیزی را واقعیت مینامیم، چه کسی حق روایت دارد و آیا عشق میتواند دیگری را از نو بشناسد؟
اگر گاه سایهٔ آثار آشناتر بر فیلم میافتد، نیروی شهر و شیوهٔ ناآرام روایت به آن سیمایی مستقل میبخشد. جمعبندی «Suzhou River» فیلمی است که بیش از آنکه معمایی را حل کند، حالتی را در ذهن باقی میگذارد: سرگردانی میان خاطره و واقعیت، میان چهرهٔ حاضر و تصویرِ ازدسترفته، میان میل به یافتن و ترس از آنچه ممکن است پیدا شود.
فضای تلخ و خوابگون، بازی ماندگار Zhou Xun و دوربین بیقرار، آن را به تجربهای غوطهورکننده بدل میکنند؛ درعینحال، همین لرزش بصری و ابهام روایی میتوانند برای برخی تماشاگران فرساینده یا گیجکننده باشند. ارزش فیلم در پاسخهای روشن نیست، بلکه در تواناییاش برای تبدیل شهر و رودخانه به صورتِ بیرونیِ تنهایی است.
« بااینحال، شباهت در حالوهوا بهتنهایی برای تقلیل فیلم کافی نیست. »
جمعبندی
Lou Ye عشقی را تصویر میکند که نه پاک و بیدرد، بلکه آسیبپذیر، وسواسآمیز و گرفتار روایتهای ناتمام است. پس از پایان تماشا، شاید بیش از آنکه جزئیات ماجرا در خاطر بماند، حسِ حرکت بر سطح آبی تیره باقی بماند؛ حرکتی که پیش میرود، بازمیگردد و هیچگاه به نقطهای قطعی نمیرسد.
« Lou Ye عشقی را تصویر میکند که نه پاک و بیدرد، بلکه آسیبپذیر، وسواسآمیز و گرفتار روایتهای ناتمام است. »
ثبت دیدگاه